خیر، محبوب ترین ابزار شخصیت شناسی دنیا، MBTI، ما را فریب نداده است (پاسخ به مقاله انتقادی مجله فورچون)

مقاله ای که پیش رو دارید پاسخ آقای ریچ تامپسون مدیر تحقیقات مؤسسه CPP به مقاله انتقادی مجله فورچون در خصوص ابزار MBTI است.

این مقاله را آقای مجتبی کریمی از اعضای دپارتمان MBTI ترجمه نموده اند( اینجا )

ابزار شخصیت شناسی MBTI به یک دلیل هنوز هم محبوب ترین ابزار شخصیت شناسی دنیا باقی مانده است – مردم دیدگاه ها و ایده های آنرا مفید می دانند. این امر اتفاقی نیست. من به عنوان مدیر تحقیقات CPP، به خوبی از تلاشهایی که برای اعتبارسنجی و اطمینان بخشی آزمون MBTI صورت گرفته است باخبرم. علیرغم پژوهش های معتبری که بدنه علمی MBTI را تقویت می کند، انتقادهای مشخص و هدفداری نیز این ابزار را مورد تهاجم قرار داده است که برخی از آنها از روی بی اطلاعی و عدم دانش و برخی نیز با هدف تخریب منتشر می شوند.
یکی از مقاله هایی که اخیراً منتشر شده و با هدف تخریب و ناقص جلوه دادن ابزار MBTI صورت گرفت، مقاله ای بود با عنوان “آیا ابزار MBTI همه ما را فریب داده است؟” که توسط رومن کرزناریچ در مجله معتبر فورچون انتشار یافت. قصد بنده این است که با رویکردی علمی و البته بی پرده به صحبت های آقای کرزناریچ پاسخ دهم.
بر اساس گفته های کرزناریچ: “علی رغم محبوبیتی که MBTI دارد، اما در سه دهه اخیر مورد انتقاد روانشانسان حرفه ای فراوانی بوده است.” درحالیکه او با اطمینان کامل اظهار می دارد که ابزار MBTI انتقادهایی داشته است، اما باید به این موضوع نیز اذعان داشت که این ابزار تمام نیازمندیهای یک آزمون روانشناختی را دارا بوده و مؤسسه CPP نیز اعتبارنامه آنرا بصورت رایگان در این آدرس قرار داده است.
اگر این ابزار دارای بنیان و شالوده غنی علمی و پژوهشی نبود، هرگز در سازمانهای معتبر و تراز اول جهان، از قبیل ارتش ایالات متحده و کمیته المپیک ونکوور و نیز در بیش از ۵۰۰ سازمان برتر مجله فورچون مورد استفاده قرار نمی گرفت. پشتوانه این ابزار ۵۰ سال تحقیق و پژوهش علمی بوده و بیش از هزاران بار مورد بازبینی و ارجاع قرار گرفته است.
این موضوع صحت دارد که ابزار MBTI نزد روانشاسان بالینی از محبوبیت خاصی برخوردار نیست، اما این امر بدان دلیل است که ابزار MBTI تنها جهت بررسی و ارزیابی شخصیت های سالم و طبیعی مورد استفاده قرار می گیرد نه در موارد آسیب شناسی – بنابراین طبیعی به نظر می رسد که در زمینه های بالینی استفاده محدودی داشته باشد. از سوی دیگر این ابزار نزد روانشناسان سازمانی و متخصصین محیط های کاری محبوبیت فراوان دارد و آنان می تواند از این ابزار مفید در زمینه هایی چون تشکیل تیم و مدیریت تعارض استفاده شایانی کنند.
کرزناریچ در جایی دیگر ادعا می کند که : “MBTI اشتباها این فرضیه را مطرح می کند که شخصیت به طور انحصاری و بی برو برگرد در دو دسته قرار می گیرد. یعنی شما یا درونگرا هستید یا برونگرا، اما هیچگاه در بین این دو ترجیح قرار نمی گیرید….” اگر مؤلف به اندازه کافی تکالیف خود را انجام داده بود و تحقیقاتش را کامل میکرد حتما به این نتیجه می رسید که گفته های او هم نظریات نهفته در این ابزار و هم توانایی های اندازه گیری خود ابزار را به شیوه ای غلط ارائه داده است.

11438378-leadership-concept--3d-illustration-chrome-balls
ابزار MBTI صرفا این گونه بیان می کند که ما به صورت پیش فرض به شیوه هایی خاص رفتار می کنیم، نه اینکه رفتار ما محدود به سمت و سوی خاصی باشد. نظریه ای که در پس این ابزار نهفته اظهار می دارد که ما از هر دو ترجیحمان در هر بعدی استفاده می کنیم، اما ما به صورت ذاتی و پیش فرض به یکی از ابعاد تمایل داریم. این موضوع دقیقا مانند یک شخص راست دست است که از دست چپ خود نیز استفاده می کند – شاید این کار کمی غیرطبیعی باشد، اما مطمئنا می تواند کارهای خود را انجام داده و حتی با تمرین نیز مهارت خود در استفاده از دست چپ را افزایش دهد. البته خیلی جالب است که آقای کرزناریچ آنقدر سطح پایین به این مساله نگاه می کند که از مثال توزیع قد در میان افراد استفاده می کند که کاملا امری اشتباه و غیر قابل کاربرد است زیرا قد خصوصیتی فیزیکی است نه یک ترجیح رفتاری.
لازم به ذکر است، ابزار MBTI برای آنکه میزان و درجه وضوح یک ترجیح در افراد را شناسایی کند، دارای ابزار و ساز و کارهای خاص خود می باشد. این ابزار PCI یا “شاخص وضوح ترجیح” Preference Clarity Index نام دارد که میزان وضوح هر ترجیح در یک فرد را به خوبی مشخص ساخته و شامل چهار درجه است : اندک Slight، متوسط Moderate، واضح Clear و بسیار واضح Very Clear.
در قسمتی دیگر کرزناریچ به موضوع “…. پایین بودن اعتبار آزمون – بازآزمایی (test-retest) …. ” اشاره دارد. در حقیقت، درجه همبستگی آزمون-بازآزمایی برای جدیدترین ویرایش MBTI عددی بین ۰٫۵۷ تا ۰٫۸۱ است که در خصوص ابزارهای روانسنجی کاملا مناسب می باشد. شایان ذکر است در مواردی که افراد نتایج مختلفی را در مورد تیپ شخصیتی خود به دست می آورند بدین دلیل است که عدد PCI آنها در یک ترجیح خاص پایین می باشد. برای مثال اگر PCI فردی در مورد برونگرایی اندک یا Slight باشد، ممکن است بعدها میزان درونگرایی وی بسیار اندک بدست آید. اینکه فردی با PCI واضح یا خیلی واضح نتیجه ای مغایر با نتیجه ابتدایی خویش را بدست آورد امری بسیار بعید به نظر می رسد.
مؤلف در بخش دیگری اصرار به این موضوع دارد که : “….. هیچ مدرکی مبنی بر وجود رابطه مثبت بین تیپ MBTI و موفقیت در یک شغل و یا اطلاعاتی که نشان دهد تیپ خاصی در یک شغل بخصوص موفقتر از دیگر تیپ هاست وجود ندارد…” سپس در جمله ای دیگر بیان می دارد که :”ظاهرا من به عنوان یک نویسنده دارای تیپ شخصیتی اشتباهی هستم …..” یا “MBTI یک قرص جادویی نیست که بتواند مسیر مخفی به شغل رویایی را نشان دهد.”

CHESS-PIECES_LEADERSHIP
این جملات کمی زیرکانه به حساب می آیند زیرا در اصل گفته های صحیحی هستند – ابزار MBTI کارایی یا میزان رضایتمندی در یک شغل را پیش بینی نمی کند. با این وجود جمله فوق گمراه کننده نیز است زیرا این احساس را به خواننده می دهد که ابزار MBTI قصد انجام چنین کاری را دارد – همانطور که می دانید MBTI قطعا برای پیش بینی موفقیت یا میزان رضایت در یک شغل طراحی نشده است. اگر بخواهیم بگوییم که این موضوع نوعی نقص و کاستی برای MBTI به حساب می آید دچار عدم صداقت عقلانی شده ایم زیرا دقیقا مثل این است که بگوییم قطب نما خراب است چون دما را به شما نمی گوید.
شاید بتوان گفت این سردرگمی که در مورد MBTI وجود دارد از این حقیقت حاصل می شود که تیپ شخصیتی بر انتخاب شغلی افراد تأثیر می گذارد – بنابراین تیپ های خاص در برخی شغل های مختلف متداول تر هستند. درحالیکه MBTI نمی تواند میزان موفقیت و رضایتمندی یک شغل را پیش بینی کند، دانستن تیپ شخصیتتان و تیپ شخصیتی که در شغل موردنظر شما متداول تر است می تواند برای شما مفید واقع شود. برای مثال، زمانیکه نوبت به ارتباط برقرار کردن، ارائه نقطه نظرات، شناسایی حوزه های درگیری و تعارض و در کل کارکردن با افراد می رسد، استفاده از این دیدگاه ها ارزشمند به حساب می آیند.
در آخر، کرزناریچ سخنان خود را با یک جمله آشنا به پایان می رساند: “…. شخصیت انسان به سادگی در قالب ۱۶ گروه یا هر عدد مشخص دیگر قرار نمی گیرد: ما آنقدر مخلوقات پیچیده ای هستیم که ابزارهای روانسنجی نمی توانند حقیقت ما را فاش سازند…. ” نخست باید بگویم که ابزار MBTI هیچگاه قصد نداشته که تمام وجوه شخصیت را تشریح کند و نیز ادعایی نکرده که افراد با تیپ های شخصیتی یکسان مشابه یکدیگرند.
اما بیایید در مورد فکری که پشت این حرف است بیشتر صحبت کنیم. بر اساس این منطق، شخصیت انسان آنقدر پیچیده است که هر نوع دیدگاه نسبت به ترجیحات فکرکردن، رفتارکردن، ارتباط برقرار کردن، کارکردن و یادگرفتن بلااستفاده خواهد ماند.
البته آقای کرزناریچ مختار است که این مساله را باور کند یا خیر. مدیران، مشاوران و روانشناسان متعدد به این نتیجه رسیده اند که شناسایی ابعاد مشخص و مشترک شخصیت، در تشکیل تیم، مدیریت تعارض، توسعه رهبری و کاربردهای متعدد دیگر بسیار مفید بوده اند.

منبع: http://www.cppblogcentral.com/cpp-connect/no-we-havent-been-duped-by-the-worlds-most-popular-personality-assessment/

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

مربی درونگرا

مربی درون گرا –The Introverted Trainer

مترجم زهره همت آبادی – کارشناس روانشناسی- عضو دپارتمان MBTI

Corporate_Trainer

این عبارت کاملا صحیح است که هر شخص با هر تیپ شخصیتی می­تواند هر شغلی داشته باشد. در حقیقت، ایزابل بریگز میرز بر این باور بود که اگر یک سازمان بتواند کارکنان خود را از روی مدل شخصیتی­ای انتخاب کند که با اصولی که برای انجام آن کار بخصوص لازم است هماهنگ نباشد، برای سازمان یک مزیت به حساب می­آید. البته باید توجه داشت که مدل تیپ شخصیتی هیچ گاه قصد ندارد تا فردی را محدود سازد.

شغل تمام وقت من به عنوان مربی افراد می­تواند باعث تعجب شما شود، وقتی بدانید من دارای کارکرد (ترجیح) درونگرایی هستم. من باید دو تا سه هفته و یا ۱۰ تا ۲۰ روز از ماه را جلوی تعدادی از افراد سرپا بیایستم و مواردی را آموزش دهم. با وجود خستگی بسیار در پایان هر روز و حقوق دریافتی کم در برابر کاری که انجام می­دهم، این که می­توانم در زندگی افراد تغییر ایجاد کنم، باعث تجدید قوا در من می­شود. همان طور که مشاهده می­کنید من دارای کارکرد شهودی (دریافت اطلاعات از یک تصویر کلی) و احساسی (تصمیم گیری بر اساس نظر دیگران در مورد تصمیم) هستم. با اجماع این کارکردها می­توان به روشنی دلیل علاقمندی من را به تشویق دیگران برای پیشرفت را شرح داد.

IntrovertThing2

با وجود کارکرد درون­گرایی امI ، صرف وقت در باشگاه به همراه یک وعده غذایی به تنهایی و یا با همراهی یک یا دو دوست می­تواند راضی کننده این کارکرد در من باشد. با وجود آگاهی ام از این ترجیح ، دیگر گذراندن این زمان­ها در تنهایی برایم  ناراحت کننده نمی­باشد. من فکر می­کنم که ترجیحاتم در اکثر مواقع برایم به عنوان یک مربی مزایای زیادی ایجاد می­کند. اخیرا در یک کلاس خصوصی در حال توضیح نحوه شکستن کدهای دینامیک بودم. من از دانشجوم خواستم که برداشت خود از این موضوع را شرح دهد. در ابتدا او تنها با تعجب به من نگاه کرد به طوری که تصور کردم او در حال فکر کردن به این موضوع است که “اگر من این مورد را می­دانستم، از شما نمی­خواستم که آن را به من آموزش دهید.” من کاغذی بزرگ را که حاوی جداولی بود را به وی نشان دادم و نشانه­ هایی را به او ارائه دادم و از او خواستم که سعی خود را برای توضیح این موضوع بکند و من فقط برای اصلاح و یا تشویق او به ادامه توضیحات وارد بحث می­شدم. بعد از کمی سعی او جواب را بدست آورد. با وجود کارکرد برونگرایی او، در حالی که من توضیحات کمی را ارایه دادم، او توانست راه خود را به سمت جواب بدست آورد.

همین کار نیز می­تواند در کار با افراد زیاد و بصورت گروهی انجام بگیرد دقیقا به همان شکلی که در مورد انفرادی صورت پذیرفت، بطوری که در یک دوره آموزشی چهار روزه همین مورد اتفاق افتاد.

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

آیا آزمون MBTI همه ما را فریب داده است؟ (مقاله انتقادی مجله فورچون)

مقاله ای که پیش رو دارید، مقاله انتقادی است که آقای رومن کرزناریچ Roman Krznaric به آزمون ارزشیابی MBTI وارد کرده است. این مقاله را سایت معتبر فورچون منتشر نموده است.

در یک پست جداگانه سایت CPP، متولی اصلی برگزاری آزمون های MBTI به این انتقاد پاسخ داده است.

متن زیر را آقای مجتبی کریمی، عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری ترجمه کرده اند.متن پاسخ CPP را نیز خود مجتبی در لینک بالا درج کرده است

زمانیکه فرانک پارسون Frank Parson اولین مرکز راهنمای کسب و کار را در سال ۱۹۰۸ در بوستون ایالات متحده افتتاح نمود، کار خود را با ۱۱۶ مشتری آغاز کرد و از آنها پرسش هایی را درباره آرزوهایشان، نقاط قوت و نقاط ضعفشان (و اینکه حتی چگونه به حمام می روند) مطرح نمود. اما بعدها او کار عجیب و غریبی انجام داد. وی اندازه جمجمه سر مشتریانش را اندازه گیری نمود.

پارسون یکی از طرفداران پر و پا قرص علم جمجمه شناسی روانی یا فرنولوژی بود. اگر شما دارای پیشانی بلندی بودید، او به شما پیشنهاد می کرد که به دنبال شغل هایی نظیر وکالت یا مهندسی بروید. اما اگر جمجمه شما در قسمت پشت گوشتان بزرگتر بود، شما دارای “تیپ حیوانی” بوده و بهترین شغل برای شما کارهای یدی و دستی بود.

خوشبختانه مشاوره کسب و کار بعد از آن مسیر طولانی و موفقی را طی نمود. اما حالا، به جای آنکه اندازه بیرونی سر افراد را بسنجند، با استفاده از آزمون های روانشناختی درون سر افراد را اندازه گیری می کنند. امروزه آزمون های روانشناختی در صنایع و کسب و کارهای بزرگ وارد شده و به یک رویه استاندارد در دوره های رهبری و مدیریت تبدیل شده و همواره بخشی از فرایندهای مصاحبه های کاری و به طور فزاینده تر مشاوره کسب و کار به حساب می آیند. اما سوال مهمتر اینجاست که آیا ما برای دستیابی به یک حقیقت علمی و هدفمند واقعا باید به چنین آزمون هایی اعتماد کنیم؟

متاسفانه خبر بدی برای شما دارم: حتی پیچیده ترین آزمون ها نیز نقایص و کاستی های مخصوص به خودشان را دارند. به همین منظور آزمون شاخص تیپ شخصیتی میرز- بریگز یا MBTI که محبوبترین آزمون شخصیت شناسی در دنیاست را انجام دهید. این آزمون بر پایه نظریه تیپ های روانشناختی یونگ بنا شده است. هر سال بیش از دو میلیون نفر این آزمون را می گذرانند. MBTI بر مبنای گروه های دوقطبی Dichotomy، شما را در قالب یکی از ۱۶ تیپ شخصیتی خود قرار می دهد. برای مثال این دوقطبی ها تعیین می کنند که آیا شما درونگرا هستید یا برونگرا و یا ترجیح می دهید منطقی باشید یا احساسی.

حقیقت جالب – و گاهی خطرناک – در مورد MBTI این است که، این آزمون علیرغم محبوبیتش، از سوی روانشناسان حرفه ای فراوانی در طول سی سال گذشته مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. یکی از مشکلات این است که این آزمون بر اساس نظریات متخصصین آمار، دارای “اعتبار آزمون- آزمون مجدد” (“test-retest reliability”) پایین است بدین معنا که اگر شما این آزمون را تنها با یک وقفه پنج هفته ای دوباره انجام دهید، در مقایسه با آزمون اول خود با احتمال ۵۰% ممکن است تیپ شخصیتی متفاوتی به دست آورید.

دومین انتقادی که به MBTI وارد است این موضوع می باشد که MBTI اشتباها این فرض را می کند که شخصیت به طور انحصاری و بی برو برگرد در دو دسته قرار می گیرد. یعنی شما یا درونگرا هستید یا برونگرا، اما هیچگاه ترکیبی از این دو نیستید. و این در حالی است که اکثر افراد جامعه در جایی بین این دو دسته قرار می گیرند. اگر MBTI قد شما را نیز اندازه گیری می کرد، شما یا قدبلند بودید یا قدکوتاه، و این در صورتی است که بخش اعظمی از افراد قد متوسطی دارند.

بنابراین نتیجه این طرز تفکر به این شکل است که امتیازات دو نفر که اصطلاحا “درونگرا” و “برونگرا” هستند دقیقا مشابه یکدیگر است، اما ممکن است این دو در گروه های متفاوتی قرار بگیرند زیرا MBTI آنها را در دو سوی یک خط فرضی قرار داده است.

مساله دیگری که باید به آن بپردازیم این است که بعضی افراد فکر می کنند آزمون های شخصیتی می توانند شغل ایده آل آنها را برایشان پیدا کنند. بر اساس اسناد منتشرشده از سوی توزیع کننده اصلی MBTI در اروپا، این آزمون “می تواند چشم انداز مناسبی به شما ارائه دهد که چه نوع کاری برای شما لذت بخش بوده و با انجام آن به موفقیت خواهید رسید”. بنابراین اگر شما نیز مثل من دارای تیپ شخصیتی INTJ (ویژگی غالب شما درونگرا و شهودی بودن است و دارای ترجیحات تفکری و منظم هستید) بودید، مناسب ترین شغل مشاور مدیریتی، متخصص IT و مهندس خواهد بود.

آیا تغییر در یکی از این شغل ها می تواند مرا موفق تر سازد؟ متاسفانه باید بگوییم که بر اساس نظریات روانشناس دیوید پیتنجر David Pittenger، “هیچ مدرکی مبنی بر وجود رابطه مثبت بین تیپ MBTI و موفقیت در یک شغل وجود ندارد …. و نیز هیچ نوع اطلاعاتی وجود ندارد که تیپ های بخصوص در برخی شغل های بخصوص نسبت به دیگر تیپ ها از موفقیت بیشتری برخوردارند.” پیتنجر اظهار می دارد که “در استفاده از آزمون MBTI به عنوان نوعی ابزار مشاوره ای باید “احتیاط فراوان” کرد.” بنابراین چرا MBTI تا این حد محبوب است؟ بر اساس گفته های وی، موفقیت این ابزار در وهله اول به دو عامل بستگی دارد: “۱٫ تعاریفی که از تیپ های شخصیتی ارائه می دهد شباهت فراوانی به طالع بینی ها دارد و ۲٫ بازاریابی پیوسته و مداومی برای آن انجام می شود.”

زمانیکه این انتقادات را به مشاورین، مربیان و مدرسان کسب و کاری که از آزمون MBTI استفاده می کردند، انتقال دادم ، آنها به این نکته تأکید داشتند که این آزمون به این منظور طراحی نشده است که افراد را به سمت شغل ایده آلشان هدایت کند. با این وجود بسیاری از آنها این شواهد را نادیده گرفته و به استفاده از این آزمون ادامه می دهند، زیرا آنها هنوز هم به این آزمون به عنوان راهنمای تیپ های شخصیتی اعتقاد راسخ دارند، با این حال گاهی اوقات به این موضوع شک دارم زیرا مشاوره های آنان صرفا سرپوشی بر روی حقیقت است.

آزمون های شخصیت شناسی کاربردهای خودشان را دارند، حتی اگر نتوانند حقیقتی علمی و حقیقی را در مورد ما فاش سازند. اگر ما در یک وضعیت سردرگمی قرار داشته باشیم، آنها می توانند کمک عاطفی شایانی به ما بکنند.

این نوع آزمون ها فرضیه های جالبی را مطرح می کنند که خوداندیشی را هدف قرار می دهند: تا زمانیکه آزمون MBTI را نگذرانده بودم، هرگز فکر نمی کردم که صنعت IT می تواند آینده درخشانی را برای من رقم بزند (با این حال بر اساس این آزمون، بسیار واضح است که من به عنوان یک نویسنده دارای تیپ شخصیتی کاملا اشتباهی هستم)

با این وجود MBTI یک قرص جادویی نیست که با خوردن آن مسیر مخفی به شغل رویایی شما مشخص گردد. مشاورین کسب و کار زبردست در استفاده از این ابزارها احتیاط زیادی می کنند و از آن به عنوان یکی از چندین روش اکتشاف اینکه شما چه کسی هستید استفاده می کنند. حتی برخی افراد به هیچ وجه همه این ابزارها را با هم بکار نمی گیرند، زیرا می دانند که شخصیت انسان ها به سادگی در قالب ۱۶ گروه یا هر عدد مشخص دیگر قرار نمی گیرد: ما آنقدر مخلوقات پیچیده ای هستیم که ابزارهای روانسنجی به هیچ وچه نمی توانند حقیقت اصلی ما را فاش سازند.

اگر ما به آزمون های شخصیت شناسی اتکا نکنیم، پس چگونه می توانیم شغل موردنظر خود را پیدا کنیم؟ من نمی خواهم به عقب برگشته و از روش سنحش اندازه جمجمه سر استفاده کنم. به جای آن، از چند نصیحت که ارسطو بیش از ۲۰۰۰ سال پیش ارائه داد استفاده می کنم: “آنجاییکه نیاز جهان و استعدادهای شما با یکدیگر طلاقی پیدا می کنند، پیروزی و موفقیت شما در آن نهفته است”

منبع: http://fortune.com/2013/05/15/have-we-all-been-duped-by-the-myers-briggs-test/

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

قصه جالب گمشدن یک ESTJ با یک INFP

Being Lost=گمشدگی

Posted 10 Mar 2014 by Jean Kummerow, licensed psychologist/consultant/author/trainer and co-author of the MBTI Step II Interpretive Report
ترجمه پونه صدقانی-روانشناس ارشد- آموزش دیده MBTI خانه توانگری
—————————————————————
being lost looking at map

من به عنوان فردی  تیپ شخصیتی ESTJ یک بار با فردی با تیپ شخصیتی INFP ( که کاملا با یک دیگر متفاوت هستند) همسفر بودم.

برای پیدا کردن هتل ما ممکن بود بین دوتا ساختمان هتل باشیم و او هیچ نشانه درستی برای رسیدن به مقصد نداشته باشد و نه تنها گم شدنش را قبول نمی کرد  بلکه حاضر به آدرس پرسیدن هم نبود.

 شاید این مسئله مربوط به هر شخصی باشد اما این امکان وجود دارد که به تیپ شخصیتی افراد هم مربوط باشد.

در یکی از سفر ها بالاخره از او پرسیدم تعریف او از گم شدن چیست ؟ او جواب داد : وجود نداشتن اتفاقی به درد بخور در محیط کنونی ام. با این توصیفی که از او شنیدم می توانستم بفهمم که او به ندرت اعتقاد دارد که گم شده! معمولا اتفاقات جالبی در دنیای اطراف او وجود دارد.

پس توصیف من با تیپ شخصیتی  ESTJ  از گم شدن چیست ؟

این است : ندانستن کوتاه ترین و مناسب ترین مسیر برای رسیدن از نقطه A به نقطه  B!

در همان سفر , من ناگهان فهمیدم گم شدم ( طبق توصیف خودم ).

در آن زمان بود که تصمیم گرفتم  از دیدگاه INFP  او نسبت به گم شدن استفاده کنم و ناگهان متوجه  ساختمان هایی در یک مسیر کلی شدم .

چشم انداز متفاوت و جذاب تر به نظر میرسد . من زمانی را برای تماشای مردم در آن مسیر صرف کردم  کاری که معمولا انجام نمیدادم. همه فعالیت ها بسیار سرگرم کننده بود اما تقریبا فقط ۱۵ دقیقه طول کشید و من توانستم خیلی زود جمع و جورش کنم.

پس شروع به پیدا کردن شخصی کردم  که میتوانست مرا به جایی که میخواستم بروم راهنمایی کند. طبق توضیحات خودم , یکبار دیگر!

روز بعد ما تصمیم گرفتیم به گشت و گذار شهری که در آن اقامت داشتیم بپردازیم . و عصر در تئاتر قرار ملاقات گذاشتیم . من بسیار متعجب بودم که هنگامی که آنجا رسیدم او نبود.

چون میدانم زود رسیدن به قرارها برایش بسیار مهم است و این بی ادبی است که دیر برسی!

او هنگامی کنار صندلی من نشست که نمایش در حال شروع شدن بود.

حد فاصل زمان اجرا بخش اول و دوم تئاتر از چگونگی گشت و گذارش در شهر سوال کردم او گفت زمان فوق العاده ای  برای گشت زدن داشت و حتی زود شروع به پیدا کردن محل تئاتر کرده بود.

او بر طبق توصیف من گم شده بود!

بنا بر این تصمیم گرفت برای رسیدن به آنجا یک تاکسی بگیرد . راننده تاکسی برای رساندن او اظهار خوشحالی کرده بود و به پیشنهاد داد از سمت دیگر تاکسی پیاده شده و حدودا نصف خیابان را پیاده روی کرده تا به آن ساختمان تئاتر که کاملا قابل رویت بود برسد. نمیدانم چطور گم شده بود؟!

یک ENFP اخیرا موردی را با دادن دیدگاهش در مورد به دست آوردن آدرسها وقتی که میخواهد جایی برود به این بحث بی پایان اضافه کرده

این فقط چیزی نیست که من برای رسیدن به مسیر میخواهم و فکر هم نمیکنم که مسئله مهمی باشد. گاهی من خودم مشتاقانه  از داشتن آدرسها اجتناب میکنم .

از قصد گوش نمیدهم و آدرسها را خانه و یا هر جای دیگر جا می گذارم. بنا بر این می توانم برای پیدا کردن هر جایی که میروم سر گرمی و چالش داشته باشم.

البته من شخص بالغی هستم و گاهی مجبورم سر ساعت مشخصی جایی حضور داشته باشم برای این هدف Google map وجود دارد.

بنابر این توصیف شما از گم شدن چیست ؟ و واکنش شما برای پیدا کردن آدرس ها چگونه است؟

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

تجربه یک دختر مهندسISFJ از قلم خودش

نازنین  ، مهندس کامپیوتر فارغ التحصیل دانشگاه امیرکبیر است که در دوره ۳۰ کارگاه MBTI خانه توانگری شرکت کرده است و تاثیر تیپ شخصیتی اش را در کارش برای خوانندگان سایت نوشته است :

من یک ISFJ هستم. چند مورد در رابطه با شخص خودم بود که می خواستم به اشتراک بگذارم:

۱٫      Desktop کامپیوتر من ۲ و نهایتا ۳ icon داره. فولدری به اسم new folder برای من بی معنی است. کامپیوتر دارای یک سیستم فولدر بندی منظم هست به طوریکه هر فایلی دقیقا یک فولدر مخصوص به خودش داره مثل یک کتابخونه ی منظم.( SJ)

۲٫      موقع خواندن کتاب اول مقدمه، پیشگفتار و بعد فصل ۱و ۲ و … را میخونم.( اثر S)

۳٫      توی شرکتی که کار می کردم یک سری فرم داشتیم که سفارش مشتری رو توش ذخیره می کردیم. موقعی که من می خواستم این فرم ها رو پر کنم دقیقا از مشتری می پرسیدم مثلا برای یک صفحه خاص وب چه dataهایی باید وارد این صفحه شوند. چه کارهایی باید بر روی این data انجام شود. چه خروجی دارد، در صفحه بعد از کلیک روی دکمه ای مشخص چه کار باید انجام شود و نهایتا با چه data ای باید از صفحه خارج شد. کارها خوب پیش می رفت تا اینکه یک روز مشتری با تایپ N وارد شرکت شد و سفارش داد. موقع پر کردن فرم و چک لیست ها کاملا فلج شده بودم. مشتری می گفت من صفحه ای میخواهم درست مثل فلان صفحه در فلان سایت. ( شهودی ها از الگو و pattern برای انتقال اطلاعات خود استفاده میکنند)

ISFJ

ISFJ: Your brain is so empty. This is my message to you:

۴٫      یکی از دوستانم خارج از کشور یک پروژه قبول کرده بود که خودش قادر به انجام دادن اون نبود. به من پیشنهاد داد که پروژه را انجام دهم. کار را به این صورت شروع کردیم که نیاز های سیستم را دوستم از کارفرما بپرسد و به من بدهد تا با توجه به آنها کار درست کردن صفحات وب را شروع کنم اما مشکل اینجا بود که دوستم تایپ N بود و سوال جوابهایی که کرده بود به هیچ وجه مورد استفاده من نبود او هر سفارشی را با یک مثال به من توضیح میداد و این کار را برای من سخت می کرد. عاقبت کمی دوستم سعی کرد سوالهای نزدیک به سوال های من بپرسد و کمی هم من سعی کردم از زاویه دید او به مسئله نگاه کنم.

ISFJ-1

یک ISFJ تمایلش متمرکز است بر خدمات رسانی و راضی نگه داشتن بقیه

——————————————–

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

INFP آدمی با ارزشهای شخصی عمیق اما اعلام نکردنی

INFP انگیزه دار و هدایت شونده توسط ارزشهای شخصی ای که به ندرت به اشتراک گذاشته می شوند

INFP

 INFP ها    ها آدمهای انگیزه دار و متاثر از ” ارزشهای شخصی =PERSONAL VALUES” هستند که به ندرت  آنها را به اشتراک میگذارند

INFP ها   آدمهایی هستند که به درونریزی احساسات Fi مشهورند   تا آنجاییکه بسیاری از تصمیماتشان  را ؛ از جمله اینکه چه مسیر شغلی رو در پیش بگیرند ؛  در درون خود نگه میدارند.

NF بودنشان  مشربیست که به آنها انگیزه ایجاد تفاوت در این دنیا را می دهد. هرچند، با درون ریزی احساسات Fi به عنوان کارکرد اصلی، این ارزشها بیشتر به صورت میل به ایجاد یک تفاوت عمیق در زندگی اطرافیانشان یا مردم دنیا بروز می یابد، اما غالب اوقات این چیزی است که شما نمی خواهید ببینید.

آنها معمولا برخی از انواع مشاغل یاری رسان رو انتخاب می کنند، یا وقتی این ممکن یا عملی نباشه، کارها و سرگرمیهای بشردوستانه زیادی برای ادای این، نیاز  به ایجاد یک تفاوت عمیق در دنیا، خواهند داشت.

افرادی با این تیپ که نظرسنجی من را تکمیل کرده اند مشاغل زیر به عنوان مشاغل جذاب برای آنها مشخص شده است:

مارکتینگ، منابع انسانی، دامپزشکی، وزارت، مبلغ مذهبی، نویسندگی، روزنامه نگاری، هنر، تبلیغات، بازیگری، مربیگری، معلم، مربی یا پرورش دهنده سگ {حیوانات}، مدیریت موسسات رفاهی(مصطلح با عنوان B&B، تختخواب و صبحانه)، مالکیت فروشگاه دوچرخه یا فروشگاه کتاب، مشاور شغلی، سپاه صلح؛ غیر انتفاعی و مربی زندگی

ای INFP ها: چه مشاغل دیگری برای شما جذاب هستند؟ لطفا به لیست اضافه بکنید. ما جامع ترین لیست ممکن را می خواهیم که دیگر تیپ ها کاملا درک کنند که کدام مشاغل طبیعی ترین احساس را به شماهایی که با ترجیح INFP هستید، می دهد.

————————

نوشته بالا از سایت cpp توسط خانم فرزانه قلی پور ، کارشناس ارشد MBA برای سایت ما ترجمه شده است

منبع اصلی مقاله در این آدرس موجود است :

——————————————–

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

آزمون ارزیابی MBTI، برای سرگرمی نیست( پاسخ به نقد )

The Myers-Briggs Assessment is No Fad 

آزمون ارزیابی MBTI، برای سرگرمی نیست ، بلکه یک ابزار پژوهش است که به گزارش نتایج می پردازد.

 نویسنده: دکتر Rich Thompson ، مدیر بخش تحقیقات ccp

مترجم : فرانک نیلی ، کارشناس ارشد روانشناسی- عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

——————————————-

personality test

اعتبار و پایایی ابزار مایرز-بریگز  (MBTI ®)  در هزاران مجله و مطالعات موردی مورد بررسی قرار گرفته و ثبت شده است،  و ناشر آن، موسسه CPP از در دسترس قرار دادن داده ها برای عموم حمایت می کند.

درباره من – من مسئول بخش تحقیق و گروهی از روانشناسان هستم که وظیفه آن به روز نگه داشتن ابزار MBTI است. در واقع، با وجود اینکه  اثر بخشی آن به خوبی تثبیت شده است باز هم من وقتی که با یک انتقاد مثل انتقادی که  به تازگی توسط آدام گرانت  مطرح شده ، مواجه می شوم به فکر فرو می روم . با این که من نمی توانم درک کنم  چرا یک استاد از وارتون احساس می کند تحصیلات دانشگاهی توجیهی برای یک چنین حمله بر اساس منابعی ضغیف است – فقط بخشی ازیک تحقیق معمولی پایان نامه است که می تواند به راحتی توسط بسیاری از مقالات مورد بحث و کارشناسی قرار گیرد –  اما خوشحال  می شوم انتقادات ایشان را بررسی کنم.

گرانت ابزار MBTI را اینگونه توصیف می کند  “یک معاینه بالینی است که نیمی از شما و یکی از بازوانتان را نادیده می گیرد.” برای روشن شدن این موضوع، باید گفت ابزار MBTI هرگز یک ارزیابی جامع از کل شخصیت فرد، در نظر گرفته نشده است و هیچ وقت ادعا نمی کند که همه افراد یک تیپ، یکسان هستند. بر اساس این منطق هر دیدگاهی نسبت به ترجیحات یک فرد برای تفکر، رفتار، ارتباط، کار و یادگیری بی فایده است چرا که همه چیز هایی که باعث می شود فرد آن ترجیح را انتخاب کند مشخص  نیست . اما تعداد بی شماری از مدیران ، مشاوران و روانشناسان در ۱۰۰ شرکت بر خلاف این  احساس می کنند. برای آنها، شناسایی برخی از ابعاد مشترکی از شخصیت ، در تیم سازی، مدیریت بحران، رهبری و برنامه های کاربردی متعدد دیگر فوق العاده  مفید است.

با این حال، برای درک کامل این که MBTI  یک معاینه بالینی نیست ، اجازه دهید آن را کمی بیشتر بررسی کنیم. آیا یک معاینه بالینی معمول یک ارزیابی جامع از سلامت کلی فرد است؟ آیا یک سفر ۳۰ دقیقه ای با صفحه نمایش پزشک برای تشخیص هر بیماری که یک فرد احتمالا می تواند داشته باشد کافی است؟ البته که نه. برای کامل شدن چنین تشخیصی احتمالا نیاز به آزمایش های متعدد طی چندین هفته داریم. در همین راستا، این منطقی نیست که انتظار داشته باشیم که آزمون MBTI، و یا هر آزمون دیگری، به ارائه یک دیدگاه همه جانبه  از شخصیت فرد بپردازد.  منطقی این است که انتظار می رود MBTI به دقت جنبه های خاصی از شخصیت را شناسایی کند که در  عملکرد روزانه و چشم انداز  فرد تاثیر می گذارد، و این دقیقا همان چیزی است که ابزار MBTI انجام می دهد.

گرانت همچنین از فرمت  انتخاب اجباری  آزمون MBTI، که برای شناسایی ترجیح یک فرد به عنوان درونگرایی یا برونگرایی، منطق و یا شهود، تفکر و یا احساس و قضاوت و یا ادراک استفاده می کند، انتقاد کرد. این انتقاد  از دو نظریه ای که  در پشت این آزمون هستند، و قابلیت اندازه گیری آن است. ارزیابی مایرز بریگز، صرفا می گوید که ما در هر حال ترجیح می دهیم که به شیوه های خاصی رفتار کنیم، نه آن که رفتار ما در یک جهت خاص محدود شده است. بر اساس این نظریه، ما از هر دو ترجیح در هر بعد استفاده می کنیم، اما به طور ذاتی به سمت یکی از آنها تمایل بیشتری داریم. یک فرد راست دست استفاده از دست راستش را ترجیح می دهد. اما در حقیقت آنها قادر به استفاده از دست چپ هم به خوبی هستند و حتی ممکن است در این کار خیلی مهارت پیدا کنند، و به این که در واقع  “راست دست”  هستند کمتر توجه کنند . به همین ترتیب، این واقعیت است که کسی که ترجیح  درونگرایی دارد مانع از این نمی شود که از ظرفیت برون گرایی خود استفاده نکند – فقط به این معنی است که آنها  باید انرژی بیشری را صرف کنند.

21

علاوه بر این، آزمون مایرز بریگز، در واقع ابزاری برای دسته بندی و شناسایی افراد با یک ترجیح خاص  است. این همان ” شاخص وضوح ترجیح (PCI)” است که میزان وضوح یک فرد در مورد یک ترجیح خاص را اندازه گیری می کند – کم، متوسط​​، واضح، و خیلی واضح . شایان ذکر است که یکی کردن دوگانگی تفکر / احساس (توسط گرانت )خیلی غیر منطقی است.در واقع آنطور که او می گوید نیست، او معتقد است توانایی فکر کردن، همان عقل و یا مدیریت احساسات است. در حالی که ،MBTI  توضیح می دهد که فرد به طور طبیعی دوست دارد چه طور تصمیم بگیرد ، با قرار دادن وزن بیشتر در منطق و واقعیت (تفکر)، و یا  اینکه توجه بیشتر به این که تصمیمی که می گیرد چه تاثیری بر مردم می گذارد (احساس) – عواملی که در تصمیم گیری های روزانه بسیاری از مردم نقش دارند و هیچ ربطی به ظرفیت های منطقی یا احساسی آنها ندارد (T بودن دلیل بر این نیست که فرد کلا احساس ندارد).

گرانت، می گوید که او دو بار از ابزار MBTI  استفاده کرده و نتایج متناقض بوده، او اعلام کرد، “من مبتلا به اسکیزوفرنی نیستم.” این خبر خوبی است، اما تاکید او این است که ابزار MBTI فاقد  پایایی آزمون و پس آزمون می باشد، در جواب او باید بگویم در واقع همبستگی آزمون مجدد برای نسخه های اخیر از ابزار مایرز بریگز، در محدوده ۰٫۵۷-۰٫۸۱ می باشد، که برای ارزیابی روان بسیار خوب است. در واقع، معمولا زمانی افراد نتایج متفاوتی دریافت می کنند که شاخص وضوح ترجیح (PCI) آنها برای یک بعد خاص کم است . برای مثال، اگر نتایج در ابتدا ترجیح کمی برای برونگرایی نشان می دهد،آن فرد ممکن است در آزمون مجدد  ترجیح بسیار کمی برای درونگرایی نشان دهد. فردی با اولویت واضح یا بسیار روشن معمولا نتایج متناقضی از ارزیابی های بعدی نشان نخواهد داد.

با این حال، این  یک چالش است که CPP به طور مداوم با آن مواجه است، چون ابزار های تحریف شده MBTI  زیادی وجود دارد ، به خصوص در وب. ما افراد زیادی را پیدا کردیم که نتایج کاملا متناقض را دریافت کرده اند که در واقع  از یک آزمون جعلی استفاده کرده بودند، به جای ابزار مایرز-بریگز، که می توانید به صورت آنلاین در MBTIcomplete.com مشاهده کنید.

گرانت میگوید: “یک آزمون زمانی معتبر است که نتایج را پیش بینی کند.” این یک دیدگاه بسیار سطحی از ارزیابی است. درست است که  ابزار MBTI عملکرد و رضایت را  در یک شغل پیش بینی نمی کند ، اما این یک انتفاد گمراه کننده است  چون این تصور را ایجاد می کند که این آزمون برای این نوع از پیش بینی است در حالی که این طور نیست . برخی از ابزارها برای پیش بینی می باشد، برخی از آنها توصیفی است و ابزار MBTI در گروه دوم قرارمی گیرد .MBTI به شما نمی گوید که شما در چه شغلی موفق می شوید. با این حال، این که افراد بدانند که تیپ شخصیتی خودشان چیست و تیپ شخصیتی شایع در شغلی که وارد می شوند چیست برای آنها بسیار مفید است. این دیدگاه، به عنوان مثال، ممکن است برای برقراری ارتباط، ارائه ایده، شناخت سبک های کاری و مشکلات دیگر که ممکن است بوجود آیند بسیار مفید است  و همچنین می تواند گروهی از افراد را با ترجیح های شخصیتی متفاوت برای کار در کنار هم نگه  دارد .

گرانت می پرسد که چرا آزمون MBTI محبوب است، و پاسخ های پیچیده ای را مطرح می کند. به من اجازه بدهید یک توضیح بسیار ساده تر و سر راست تر مطرح کنم –  به نظر مردم این یک دیدگاه مفید و کاربردی  است. مانند تمام ابزارهای محبوب MBTI هم منتقدان خود را دارد ، اما ثابت شده است که ابزار مایرز بریگز، با تمام الزامات مورد نیاز برای آزمون های روانی هماهمنگ است، و با انتشار اطلاعات در CPP برای عموم اعتبار و قابلیت اطمینان خود را در MBTIvalidity www.cpp.com/  ثابت کرده است.(مرکز برنامه های کاربردی تیپ روانی نیز اطلاعات مربوط به قابلیت اطمینان و اعتبار آزمون مایرز بریگز، را در http://www.capt.org/mbti-assessment/reliability-validity.htm منتشر کرده است).

اگر MBTI کاری راکه انتظار می رفت انجام نمی داد، و یا اگر فاقد پایه و اساس محکم علمی بود، توسط سازمان های برتر جهان، از جمله کارت هال مارک و خطوط هوایی جنوب غربی استفاده نمی شد.

MBTI  حاصل بیش از ۵۰ سال بررسی علمی و تجربه است، و هزاران بار مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. MBTI  یک سرگرمی و یا یک مد زود گذر نیست، و ااگر هزاران نفر از سازمان ها و میلیون ها نفر در سراسر جهان در مسیر خود از مزایای آن استفاده کردند پس آزمونی نیست که زود از دور خارج شود.

فرانک نیلی- کارشناس ارشد روانشناسی-

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

درونگرایی خود را طلب کنید

متن زیر را جناب آقای مجتبی کریمی از اعضای دپارتمان MBTI خانه توانگری ترجمه کرده اند.

آیا تا بحال شده است که به خود گفته باشید می خواهم کمتر درونگرا باشم؟

به دلیل اینکه من به این موضوع واقعا علاقه دارم، دو هشدار مهم را در مورد دو واژه “درونگرا” و “درونگرایی” در صفحات اجتماعی خود قرار دادم. این هشدارها را دوست دارم، زیرا باعث شده است که افراد مختلفی بیایند و در مورد مقالات و منابع مرتبط با بحث درونگرایی در صفحاتم مطلب بگذارند.

با این حال این هشدارها باعث آزردگی من نیز می شوند. من مطالبی را از سوی برخی افراد دریافت کردم که از اینکه درونگرا هستند احساس بیگانه بودن، متفاوت بودن، عجیب بودن و امثالهم را ابراز می داشتند که اکثر آنها صرفا برداشت هایی اشتباه از این خصلت بوده است. من می بینم که درونگراها احساس سردرگمی، نگرانی و ترس از این مساله دارند. و به کرّات دیده ام که درونگراها با ناراحتی این جمله را دائما تکرار می کنند که “لعنت به این شانس، این کاش یک درونگرا نبودم.”

بنابراین اگر فکر می کنید که در ذهن شما هم اینچنین افکاری وجود دارد، بدانید که تنها نیستید.

هیچ چیز مخفی وجود ندارد، ما در یک دنیایی زندگی می کنیم که به طور نامنتناسبی برونگرا می باشد

سوء تفاهم نشود، من با مساله برونگرایی هیچ خصومت و مشکل ذاتی ندارم. اینکه شما فردی سرزنده، زرنگ، عاشق تفریح، اجتماعی، بلندپرواز و پرانرژی باشید به هیچ وجه مشکلی به حساب نمی آید. اینکه صرفا ما در جامعه ای زندگی می کنیم که فرهنگ غالب آن این خصوصیات را می پرستد به این معنا نیست که آنها چیزهای بدی هستند. و اگر شما کسی هستید که ذاتا برونگرا می باشید اتفاقا خیلی هم خوب است.

مشکلی که برای درونگراها وجود دارد – حداقل از نقطه نظر من – این است که فرهنگ ما فراموش می کند که “برونگرایی” تنها راه بی عیب و نقص برای زندگی نیست. جالب است بدانید که بر مبنای ابزار ارزشیابی MBTI در دنیای غرب چیزی حدود ۲۵ الی ۷۵% افراد به جای اینکه برونگرا باشند درونگرا هستند.

این امتیاز قابل توجه از درونگرایی نشان می دهد که اغلب ما دوست داریم در محیطی ساکت تر و با روش های متفکرانه تر به دنبال تفریح و آرامش باشیم. مثلا به جای اینکه به مهمانی بروید با یک دوست صمیمی به تماشای فیلم مورد علاقه تان بنشینید و یا اینکه بخواهید در عصر یک روز تعطیل تنهایی به مطالعه، بازی کردن یا دیدن سریال مورد علاقه خود بپردازید.

و صرفا به خاطر اینکه در فرهنگ غالب برونگرایی جامعه گیر افتاده ایم به این معنا نیست که ما تنها کسی هستیم که به شیوه درونگراها فکر می کنیم.

چه می شود اگر قضاوت را رها کرده و فقط درونگرایی خود را طلب کنید؟

 اخیر اتفاق خاصی افتاده که باعث بوجود آمدن انقلابی در موضوعات مرتبط با درونگرایی شده و در این دو سه سال اخیر فضای مجازی را تحت تأثیر خود قرار داده است. برای اکثر افراد، شاید این قضیه با کتاب خانم سوزان کین با نام “سکوت” آغاز شد، هرچند نویسندگان زیادی بودند که دراین چند دهه اخیر کتاب های فراوانی در این موضوع به رشته تحریر در آوردند.

آرام آرام افرادی را می بینیم که این موضوع را پذیرفته اند که درونگرایی نیز بعد دیگری از شخصیت می باشد.

خوشبختانه اکثر درونگراها به این نتیجه رسیده اند که درونگرایی صرفا نوعی میزان و سنجش است در مورد اینکه انرژی ما چگونه به تعاملات با دیگران پاسخ می دهد؛ و این درحالی بود که پیش از این آنها این خصوصیت را یک نقص شخصیتی در نظر می گرفتند که می بایست برطرف می شد.

بنابراین با فرض اینکه شما فردی بودید که آرزو داشتید “ای کاش برونگراییم بیشتر بود” – حال به این سوال پاسخ خواهید داد که این تغییر در دیدگاه برای شما چه معنایی دارد؟ اینکه شما بدانید درونگرایی مؤلفه ای است که باعث می شود به فردی منحصربفرد تبدیل شوید، نظرتان چگونه تغییر خواهد کرد؟

برای من این اتفاق یک تغییر کامل و مطلق در چارچوب های فکری ام بود و باعث شد که به این نتیجه برسم از لحاظ فردی درونگرا بودن چه معنایی خواهد داشت.

به عنوان یک درونگرا بیشترین چیزی که به آن نیاز دارید را شناسایی کنید

زمانیکه به این نتیجه رسیدم که درونگرایی بخشی از هویت و شخصیت من می باشد، به این فکر افتادم که باید آنچه را که برای آرام بودن و احساس خوب داشتن نیاز دارم به طور شفاف مشخص کنم و وقتی که می گویم “آنچه را که نیاز دارم” منظورم دو جمله است : “آنچه را که برای احساس راحتی داشتن نیاز دارم” و “آنچه را که برای داشتن عقلی سالم نیاز دارم”.

بنابراین ساعت های زیادی را به تفکر پرداخته و افکارم را مکتوب کردم و در آخر به این نتیجه رسیدم که به مقدار قابل توجهی تنهایی در طول هفته نیاز دارم که حتی درمقایسه با دیگر درونگراهایی که می شناختم این مقدار تنهایی خیلی خیلی زیاد بود. اگر بتوانم این کار را انجام دهم، آن زمان است که می توانم در کنار دیگران شاد، سرزنده و اجتماعی باشم. اگر نتوانم، تبدیل به فردی بداخلاق، بی حوصله و بی رمق خواهم شد.

همچنین به این نتیجه رسیدم که در زمان تنهاییم به یک سری مرزها و محدودیت های خاص نیازدارم. من باید به طور کامل تنها باشم و “هیچکس نباید در محدود حسی من قدم بگذارد”. بعضی وقتها تنهایی بیرون رفته و به قدم زدن می پردازم، اما اگر خانه باشم درها را بسته و موسیقی مورد علاقه ام را گوش می دهم …. خلاصه بگویم که بدون آن مرزهای فیزیکی و روانی که در اطرافم هستند به هیچ وجه نمی توانم انرژی مورد نیازم را کسب کنم.

بدون اینکه از کسی عذرخواهی کرده و یا برای کسی مشکلی ایجاد کنیم آنچه را که نیاز داریم درخواست کنیم

قدم بعدی برای من قبول کردن مسئولیت برقراری ارتباط در خصوص آن چیزی بود که نیاز داشتم. یکی دیگر از چیزهایی که در محیط های مجازی می بینم موضع شدیدی است که درونگراها در مقابل برونگراها می گیرند. اغلب وقتی که الگوهای درونگرایانه درونگراها باعث می شود که آنها نوعی “رفتاری ساکت” از خود نشان دهند موجب تعجب، شکایت و ناراحتی برونگراها می شود. همین عکس العمل و عدم درک متقابل باعث شده است که درونگراها نسبت به آنان رنجیده خاطر شوند.

آیا می توانم بگویم که در این شرایط، حس دلسوزی من باعث می شود که به برونگراها دروغ بگویم؟

برونگراها چگونه می توانند بفهمند که دوستان یا همسران درونگرایشان چه نیازی دارند بدون اینکه نیازشان را به زبان بیاروند؟ ما درونگراها ذهن خوان نیستیم…. چرا از برونگراهای درون زندگیمان انتظار داریم که اینگونه باشند؟

من به شدت معتقدم که به محض اینکه فهمیدم چه چیزی می خواهم، این وظیفه من است که آنرا ابراز کرده و درخواست کنم. من به همسرم توضیح داده ام که چرا بعضی وقتها نیاز دارم که درب اتاقم را بسته و با خود خلوت کنم. من به دوستانم گفته ام که همیشه آنقدر انرژی ندارم که مثل آنها اجتماعی و سرزنده باشم، اما همیشه از آنها متشکر خواهم بود که مرا به مراسم هایشان دعوت کنند.

”بنابراین به این نتیجه رسیده ام که هر چقدر در مورد آنچه که نیاز دارم واضح و صادق باشم، احتمال اینکه به آن دست پیدا کنم بیشتر است.”

و شما هم می دانید که چقدر آسان خواهد بود اگر شرایط و موقعیت ها را برای دیگران واضح و روشن کنید.

تجربه شما از طلب کردن درونگرایی خود چه بوده است؟

اگر شما به این نتیجه رسیده اید که یک درونگرا هستید، تجربه شما در مورد آن چه بوده است؟ آیا از اینکه چه کسی هستید و چه می خواهید احساس آرامش دارید؟ آیا می دانید که دقیقا چه می خواهید و از اینکه آنرا ابراز کنید چقدر احساس راحتی پیدا می کنید؟

و یا از اینکه با دوستان برونگرای خود فرق می کنید احساس خجالت زدگی و عجیب و غریب بودن می کنید؟ آیا انتظار دارید آنها بطور خودکار بفهمند که شما چه می خواهید و بدون اینکه شما حرفی در مورد خواسته هایتان بزنید آنها احساس خوبی داشته باشند؟

منبع : http://www.creativesoulinmotion.com/2013/09/claiming-your-introversion-and-asking-for-what-you-need/

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

آیا تیپ شخصیتی یک آدم در طول زندگی تغییر میکند؟

اسلاید درسی MBTI

 آیا تیپ شخصیتی یک آدم در طول زندگی تغییر میکند؟

این مسئله برای اشخاصی که در حال یادگیری تیپ های روان شناسی MBTI  هستند, رایج ترین سوال ممکن است. (ما مطمئنیم با بیست سالگی مون تفاوت کرده ایم پس چطور MBTI زیر بار این تغییر نمیرود زیرا نظریه ما معتقد است تیپ ثابت است و این عملکردهای هر تیپ FUNCTIONS هستند که با طول زمان بروز و ظهر می یابند)

هنگامی که نوع شخصیت افراد مشخص شده و توصیف می شود برخی معتقدند که شخصیت من XXXX  بوده ولی در حال حاضر XXYY  است ( که منظور از X  و Y به نوع مدل های ترجیح بر می گردد )

آیا این مسئله صحت دارد؟ جواب ساده این سوال خیر است !

تئوری MBTI بر این باور است که نوع ترجیح ها ثابت بوده و دستخوش تغییرات زندگی  نمی شود .

اما مسلما هیچ وقت جواب ساده ای برای سوالات پیچیده وجود ندارد.

گاهی ممکن است در زندگی یک فرد اتفاقات خاصی بیافتد که باعث نقض کلیت این مسئله (تغییر نکردن تیپ شخصیتی افراد) می شود.CERTIFICATION

نمرات تغییر نمیکند

ابتدا اجازه دهید راجع به نمره های شما فهرست تیپ های شخصیتی صحبت کنیم.

قطعا این تیپ ها میتوانند بنا بر دلایلی تغییر کنند. گزارشی که هر شخص راجع به خودش می دهد به شرایط محیط بستگی داشته و همیشه نمی تواند آن چه که هستید را معرفی کند.

دسته بندی آنچه که شما واقعا هستید کار ساده ای نیست.

من در این مورد در وبلاگ  قبلی ام توضیح داده ام و  افراد را تشویق کرده ام که خودشان تیپ شخصیتی شان را شناسایی کنند بجای اینکه از طریق ارزیابی تست های ما , به این نتیجه برسند.

هم اکنون شما تیپ شخصیتی غالب خود را شناخته اید و این تئوری از الگوی ترجیحات شما در زندگی تان حمایت میکند.

اما از آنجا که ما خود را با شرایط مختلف زندگی وفق داده و تغییراتی می کنیم بنابر این چگونه تئوری تیپ شخصیتی, این تغییرات را توجیح میکند؟

تیپ شخصیتی اطلاعاتی راجع به تاثیر شرایط اجتماعی بر الگوی رفتاری به ما میدهد.

در حقیقت این تئوری توضیح میدهد که شما می آموزید. برای پذیرش بهتر نقش ها و تجربیات زندگی همچنین وفق دادن خود در شرایط ضروری از تمام ترجیحات شخصیتی خود استفاده کنید.

CHANGE

رفتارها عوض میشوند

هنگاهی که من از اشخاص جزئیات بیشتری در مورد اینکه چگونه تیپ شخصیتی شان تغییر کرده است می خواهم ، آنها اغلب به من میگویند چگونه یاد گرفته اند خودشان را به وسیله جنبه های ناخواسته شخصیتی خود با شرایط مختلف وفق بدهند. آنها در مورد ضرورت و ارزش تطابق استفاده از روشهای جایگزین در موقعیت های گونان توضیح دادند.

این انعطاف پذیری و توانایی انسان  برای یاد گیری و رشد یکی از جنبه های تئوری تیپ های شخصیتی است که برای من بسیار ارزش دارد.

البته این تنها روش تطبیق یافتن نیست.

بلکه به نظر می رسد انسانها به طور ذاتی برای یادگیری و رشد از طریق روند زندگی شان ترغیب می شوند.

همانند صخره

این نقش کشیده  شده روی سنگ در تصویر، بر روی صخره ای در اقیانوس در ونکوور کانادا است.

این نقش امواج و طوفان های بی شماری را تحمل کرده است.

این مسئله ثبات تیپ شخصیتی مان را حتی با وجود شرایط  دائم التغییر زندگیمان یاد آور

می شود.

بنا براین آیا شما تغییر میکنید؟

خوشبختانه اگر شما در حال آموختن و رشد کردن هستید این به این معناست که در حال تلاش و کنترل رفتار های جدید در زندگیتان هستید.

آیا ترجیحات تیپ شخصیتی شما در حال تغییر هستند؟

نه البته, بر طبق آنچه در MBTI می آموزیم !

==========================

 مطلب فوق ترجمه مقاله مشهوری در سایت CPP  است که به قلم خانم پونه صدقانی، کارشناس ارشد روانشناسی و آموزش دیده MBTI دوره ۲۶ خانه توانگری، به زیور ترجمه آراسته گشته است.

———————————-

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

نکات مهم ارتباطی با برونگرایان و درونگرایان

introvert2-x

کار کردن با انواع شخصیت : برون گرایی در برابر درون گرایی

Working with Personality Type—Part 1: Extraversion versus Introversion

متن فوق توسط خانم فاطمه سعیدی، کارشناس ارشد روانشناسی و فارغ التحصیل MBTI خانه توانگری  از وب سایت CPP برای سایت IRANMBTI.IR ترجمه شده است

——————————————————————

من میخواهم در مورد بعضی از راه های اساسی در کار کردن با تیپ های مختلف بنویسم.نکات کوچکی که در روابط بین فردی مفید واقع شده است

پیشنهاداتی برای افراد با ترجیح برون گرا:

اگر در حین صحبت با شخصی او از شما روی برگرداند،هر آن جا که ،هستید توقف کنید و به او فضای یکسانی از لحاظ جسمی و کلامی بدهید،همچنین بعد از پرسیدن سوال مکث کنید ، همچنین بعد از پرسیدن دوباره سوال به روشی دیگر،به آرامی برای ده ثانیه بشمارید.همچنین زمانی که آن شخص چندان درگیر به نظر نمی رسد آن را به غلط تفسیر نکنید.

پیشنهاداتی برای افراد با ترجیح درونگرایی:

زمانی که از شما سوال پرسیده می شود،بهترین جواب شما این است که یک دقیقه به من زمان بدهید،به این طریق آن شخص متوجه میشود که شنیده میشود. به این روش برای کسی که نیاز به ارتباط آنی (فوری) دارد،برای توضیح و تفسیر کردن در هدایت کردن آن  شخص کار کنند.به خاطر داشته باشیدزمانی که شخصی با ترجیح برون گرایی، شما را در حالی که صحبت می کنید قطع میکند،این تنها به این معناست ،که او واقعا به داشتن بحث با شما علاقه دارد.

به همین ترتیب؛ بعضی از افراد ترجیح میدهد زمانی که صحبت او قطع بشود بحث را خاتمه دهد،من باید سعی کنم در بحث بمانم. در عوض (از طریق)برگشت به حالت قبل یا حداقل به شخص دیگر اجازه بدهم که تفکرات بیشتری را از من تا آخر آن روز انتظار داشته باشد.

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus