آیا در محیط کار خود سردرگم شده‌اید؟ دانستن تیپ شخصیتی می‌تواند به شما کمک کند (بخش اول)

اگر از وضعیت خود در محیط کار خسته شده‌اید، شاید اولین عکس‌العلتان تغییر شغلتان باشد. این تصمیم به دلایلی می‌تواند بهترین تصمیم بوده و یا نباشد. این موضوع بستگی به دلایل ریشه‌ای خستگی و سردرگمی شما دارد. برای کشف اینکه چرا چنین احساسی دارید و در قبال آن چه کاری می‌توانید انجام دهید، بهترین کار می‌تواند شناخت بیشتر خودتان باشد.

تیپ شخصیتی، همانگونه که در ابزار ارزشیابی شخصیتی مایرز بریجز (MBTI) تشریح شده است، در خصوص ترجیحات ما نسبت به اینکه چگونه فکر می‌کنیم، رفتار می‌کنیم و در محیط کار ارتباط برقرار می‌کنیم دید مبسوط و عمیقی می‌دهد. دانستن تیپ شخصیتی می‌تواند تأثیر شگرفی بر روی رضایتمندی شغلی ما داشته باشد.

در اولین وهله چه چیزی به شما انگیزه کارکردن می‌دهد؟

MBTI هر تیپ شخصیتی را با چهار حرف نشان می‌دهد. این چهار حرف به چهار ترجیح ما اشاره دارند که عبارتند از: سبک کسب انرژی، سبک جمع‌آوری اطلاعات، سبک تصمیم‌گیری و سبک زندگی. دو حرف وسطی تیپ ما که همان ترجیحات «شیوه جمع‌آوری اطلاعات» و «شیوه تصمیم‌گیری» است، «انگیزاننده‌های اصلی» ما در محیط کار هستند و نقش عمده‌ای در رضایتمندی شغلی بازی می‌کنند. میزان لذت و یا نفرت از کار به شدت به میزان تطابق وظایف و مسئولیت‌های ما با این ترجیحات خاص ارتباط دارد. وقتی تلاش می‌کنید که تناسب خود را با شغلتان افزایش دهید، نگاهی به وظایف و مسئولیت‌های خود بیاندازید و بررسی کنید که تا چه میزان با انگیزاننده‌های اصلی شما همخوانی دارند. این مسأله به طور اساسی به هویت شما بستگی داشته و نوع موقعیت‌ها و فعالیت‌هایی که بیشترین همخوانی را با شما دارند تعیین می‌کند. درحالیکه اکثر ما تا حدی این مسائل را رعایت می‌کنیم، اما به ندرت پیش می‌آید که درنگی کرده و لیستی از چیزهایی که به ما انگیزه می‌دهند را تهیه کنیم.

آیا یک «تصویر کلی» را ترجیح می‌دهید یا جزئیات روز به روز را؟

اولین قدم در شناسایی انگیزاننده‌های کاری، شناسایی سبک جمع‌آوری اطلاعات شماست. در ادبیات MBTI، از این سبک در قالب دو ترجیح منطقی (S) و شهودی (N) استفاده می‌شود. اگر شما به واقعیت‌ها، اعداد و ارقام و اطلاعات جزئی علاقمندید، به احتمال زیاد باید دارای ترجیح منطقی (S) باشید. از سوی دیگر، اگر به احتمالات آینده و تصویری از اینکه می‌توانید اوضاع را بهتر کنید علاقمندید، احتمالا یک شهودی (N) هستید. اکثر ما از هر دوی این ترجیحات استفاده می‌کنیم، اما در یکی از این ترجیحات راحتتر بوده و به صورت طبیعی رفتار می‌کنیم.

دومین قدم این است که نحوه تصمیم‌گیری خود را مشخص سازید. اگر با استفاده از برهان علی معلولی یا بررسی اوضاع از نظر مزایا و معایب، تصمیم‌گیری منطقی و هدفمند را پیش می‌گیرید، شاید دارای ترجیح فکری (T) هستید. در این حالت شما نگاه دقیقی به سیستم خواهید داشت و اگر نواقصی در آن موجود باشد نسبت به رفع آنها اقدام خواهید کرد. از طرف دیگر، اگر تصمیماتتان را اول از همه بر روی اینکه مسأله بگذارید که چگونه از ارزش‌هایتان تبعیت کرده و تصمیم شما چه تأثیری بر آن ارزش‌ها خواهد گذاشت به احتمال زیاد یک احساسی (F) هستید. در بسیاری از موارد، شما به دنبال «درستی» است، پس می‌توانید تصمیمات خود را بر اساس آن اتخاذ کنید. در این مورد نیز بسیاری از ما از هر دو ترجیح استفاده می‌کنیم اما در ترجیحی موفق خواهیم بود که کمترین اتلاف انرژی را در آن داشته باشیم.

ترکیب این ترجیحات (منطقی و شهودی، فکری و احساسی) تعیین‌کننده میزان رضایت ما از شغلمان است. از ترکیب این چهار ترجیح به چهار الگو دست می‌یابیم که عبارتند از:

  • ST: افرادی که این دو ترجیح را دارا هستند دوست دارند کارشان دقیق و صحیح باشد.
  • SF: صاحبان این دو ترجیح دوست دارند خدماتی آنی و بدون درنگ به افراد ارائه دهند.
  • NF: این افراد الهام‌بخش دیگران هستند تا در طولانی‌مدت به رشد لازم برسند.
  • NT: افرادی که در این گروه قرار می‌گیرند به دنبال ایرادها و کاستی‌های سیستم می‌گردند و می‌خواهند تا با ارائه یک راهکار بلندمدت نسبت به رفع و اصلاح امور اقدام کنند.

هر چند بسیار بعید به نظر می‌رسد که یک شخص فقط در محدوده ترجیحات خود عمل کند، اما اگر بتوانید بخش اعظمی از وقتتان – تقریباً ۶۰ درصد – را در ترجیحات مخصوص خود صرف کنید، در محیط‌ کاری خود پرانرژی‌تر و راضی‌تر خواهید بود. برعکس، اگر بخش اعظمی از وقت خود را خارج از محدوده ترجیحاتتان صرف کنید، هنوز هم شایستگی لازم را دارا خواهید بود اما احساس تخلیه انرژی می‌کنید.

iStock_catherine-blog-atd2-300x200

یک تصویر کلی از زندگی کاری خود داشته باشید

اگر احساس می‌کنید که نیاز به تغییر دارید، به کارتان به چشم یک تصویر کلی بنگرید نه اینکه به شکل جزء جزء. ببینید دو حرف وسط تیپتان چگونه با یک سطح نقشتان، واحدتان و شرکتتان همخوانی دارد.

بیایید ابتدا از شرکتتان شروع کنیم. نقش کنونی شما شاید به ترجیحاتتان همخوانی خوبی نداشته باشد، اما فرهنگ کلی شرکت تا حدی با هویت و انگیزاننده‌های شما همراستا است. به دنبال یک نقش جدید بودن در داخل شرکت شاید خیلی بهتر از جستجوی کار در یک شرکت دیگر باشد. آیا سازمان شما یک تصویر وسیعتر از آینده را دنبال می‌کند (شهودی) یا بیشتر بر روی پرداختن به مشکلات کنونی متمرکز است (منطقی)؟ آیا تصمیماتی که اتخاذ می‌شود بیشتر بر مبنای منطق و تحلیل هدفمند و بازگشت سرمایه است (فکری) یا به دنبال پشتیبانی از ارزش‌های اساسی و ایجاد یک هارمونی و اجماع نظر در تصمیمات است (احساسی)؟

اگر اکنون صاحب نقشی هستید که نیازمند میزان بالایی از واقعیت‌ها، اطلاعات و تصمیم‌گیری منطقی است، اما کل سازمان به دنبال یک تصویر کلی و تأثیرگذاری مثبت در جهان است، شاید پذیرفتن نقش‌های دیگر در داخل سازمان امکان شکوفاشدن ترجیحات طبیعی شما را فراهم سازد؟ یا به عبارت دیگر شما می‌توانید وظایف جدیدی را در همین نقشی که دارید بپذیرید بگونه‌ای که بیشترین همخوانی را با دو حرف میانی تیپ شخصیتی شما داشته باشد. (ST، SF، NF و NT)

به خاطر داشته باشید که ممکن است یک شرکت فعالیت بر اساس تصویر آینده خود را بر مبنای افراد انجام داده و یاعث ایجاد تفاوت و ارزش می‌شود (NF)، اما با یک رفتار مبتنی بر ST، عملیات خود را بر مبنای کارهای روز به روز چیده و تصمیاتی مبتنی بر منطق، اطلاعات جزئی و حقیقی و هدفمند اتخاذ کند. درحالیکه همین مساله باعث ایجاد یک پیچیدگی خاص در تصمیم‌گیری می‌شود، اما نوع جدیدی از احتمالات را نیز به نمایش می‌گذارد.

اگر شما منطقی‌بودن (S) و فکری‌بودن (T) را ترجیح می‌دهید، ممکن است در رده‌های بالایی سازمانی نقش رضایت‌بخش‌تری بدست آورید. این نقش بیشتر از اینکه فعالیت‌محور باشد، نیاز به تصور و ایده‌پردازی بیشتری دارد. اما اگر نقش‌های موجود در شرکتتان به شدت با ترجیحات شما همخوانی دارد، ممکن است از پذیرفتن نقش‌های جدیدی که سردرگمی شما را کم کند لذت برده هر چند فرهنگ عمومی سازمان زیاد با ترجیحات شما همخوانی نداشته باشد.

 این مطلب ادامه دارد….

مترجم: مهندس مجتبی کریمی (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری)

منبع: CPP Blog

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

آیا امکان تغییر تیپ شخصیتی وجود دارد؟

هر تیپ شخصیتی نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارد و هیچ تیپ ایده‌آلی وجود ندارد دقیقا مثل اینکه هیچ انسان ایده‌آلی بر روی زمین وجود ندارد. حتما برای شما در زندگیتان پیش آمده است که پیش خود این جمله معروف را گفته باشید که «ای کاش یک تیپ شخصیتی متفاوتی داشتم». شاید دلتان بخواهد که اجتماعی‌تر باشید، نسبت به حواستان حساس‌تر باشید، در زندگی نظم بیشتری داشته باشید، نسبت به انتقادات مقاومت بیشتری داشته باشید و موارد دیگر. پس عجیب نیست که یکی از متداول‌ترین سوالاتی که افراد در فرایند رشد شخصی می‌پرسند این است که: «آیا امکان تغییر تیپ شخصیتی من وجود دارد یا خیر؟»

متأسفانه پاسخ به این سوالات به همین راحتی نیست. بر اساس اکثر نظریه‌های تیپ شخصیتی، تیپ فرد به صورت مادرزادی بوده و به هیچ وجه تغییر نمی‌کند. با این حال، افراد می‌توانند صفات و عادت‌های خود را بگونه‌ای رشد و توسعه دهند که با تیپ شخصیتی خود فرق داشته و یا کاملا متناقض باشد. این کار چگونه ممکن می‌شود؟

بیایید از یک مثال استفاده کنیم. تصور کنید که چراغ اتاقتان خاموش شود و شما ناگهان در تاریکی گرفتار شوید. شاید سعی کنید که راه خود به سمت درب را پیدا کنید، اما از چه حواسی برای این کار استفاده می‌کنید؟ حس لامسه؟ حس شنوایی؟ حس بویایی؟ هر حسی می‌تواند باشد غیر از بینایی، که حس غالب شماست. با این حال اگر روشنایی باز گردد، شما بلافاصله به حس بینایی خود باز می‌گردید، زیرا پیداکردن مسیر از طریق این حس بسیار راحتتر خواهد بود.

روش کارکرد شخصیت نیز دقیقا مشابه همین مثال است. محیطی که در آن قرار دارید شخصیت شما را به شیوه‌ی خاص خودش شکل می‌دهد و شما را مجبور می‌سازد که صفات (Traits) و عادت‌هایی که ممکن متضاد با شخصیت شما باشد را توسعه (develop) دهید. برای مثال اگر ذاتاً فردی خودبخودی و منعطف (P) هستید، اما ساختار زمانی محیط کاری شما به شدت دقیق بوده و مدیرتان نسبت به انجام هر کار سر زمان مقرر حساس است، ترجیح شما نیز به احتمال خیلی زیاد تغییر خواهد کرد. با این حال، به محض این که محیط کار خود را ترک کنید، ترجیحتان سریعاً به حالت قبلی خود باز خواهد گشت. همین قانون در مورد دیگر ترجیحات نیز صادق است.

در اینجا باید به یک مساله دیگر نیز اشاره کنیم. اجتماعی‌بودن معمولا با برونگرابودن اشتباه گرفته می‌شود دقیقا همانگونه که خجالتی‌بودن با درونگرابودن مورد سوءبرداشت قرار می‌گیرد. این مساله یکی از رایج‌ترین اشتباهات در بحث‌های مربوط به تیپ‌های شخصیتی است. افراد برونگرا صحبت‌کردن با دیگر افراد را کاری آسان می‌دانند (زمانیکه این کار را انجام می‌دهند انرژی می‌گیرند)، اما هنوز هم افراد خجالتی یا گوشه‌گیر فراوانی در بین آنها وجود دارد. برعکس، افراد درونگرا زمانیکه با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند انرژیشان را از دست می‌دهند، اما هنوز افرادی در بین آنها وجود دارند که به خوبی با گروه‌های دیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

در حقیقت برخی تیپ‌های خاص درونگرا (نظیر INFJ و INFP) نسبت به دیگر تیپ‌های برونگرا اجتماعی‌تر هستند. در جوامع غربی، افراد برونگرا نسبت به افراد درونگرا پرشمارتر بوده و نتیجتاً افراد زیادی اعتقاد دارند که هر کسی باید به سمت اجتماعی‌بودن و داشتن دوستان فراوان تمایل داشته باشد. این یک اعتقاد غلط است زیرا هر تیپ شخصیتی در نوع خود منحصربفرد بوده و توانایی‌های خاص خود را داراست – با این وجود این دلیل اصلی برای سوال «آیا می‌توانم تیپ شخصیتی خود را تغییر دهم؟» است.

در انتها باید گفت، تیپ شخصیتی اصلی شما تغییرناپذیر است. اما می‌توانید (و مجبورید) برخی جنبه‌های شخصیتی خود را که با آنها احساس راحتی ندارید را تغییر دهید. با انجام این کار شما صفات سایه خود را تقویت خواهید کرد و تبدیل به فرد پخته‌تری خواهید شد، هرچند صفات غالبتان هنوز دست نخورده باقی خواهد ماند. چنین تغییری یا توسط محیط بر شما تحمیل خواهد شد یا به دست خودتان انجام خواهد گرفت.

اگر نسبت به این موضوع علاقمند شده اید، می توانید مبحث Type Dynamics and Development را بررسی نمایید.

مترجم: مهندس مجتبی کریمی

منبع: ۱۶personality

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

آیا تیپ شخصیتی شما می‌تواند سرنوشت کاریتان را پیش‌بینی کند؟ (اینفوگرافی)

Personality-Predicts---Truity--Farsi

برای دانلود این اینفوگرافی اینجا کلیک کنید.

 

اگر هنوز تیپ شخصیتی خود را نمی دانید، با ما همراه شوید و به لذت هیجان MBTI بپیوندید. با استفاده از سامانه آزمون MBTI به بهترین شکل تیپ شخصیتی خود را یافته و از خدمات Call Center ما بهره مند شوید. 

button

بازطراحی: مجتبی کریمی

منبع : Truity

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

مشرب‌ها و مدیریت مالی (بخش دوم)

بررسی مدل ذهنی مشرب‌های چهارگانه (تجربه‌گرایان، سنتی‌ها، آرمان‌گرایان و بینشی‌ها) در مورد ثروت

دوست داشتید ثروت بیشتری داشته باشید؟ بر اساس پژوهش اخیر محققین موسسه دیوید کرسی ۹۸ درصد شرکت کنندگان به این سوال پاسخ مثبت داده اند (که البته جای شگفتی نیست). اما نکته مهم در این جاست که دلایل این‌که هر شخص به دنبال ثروت بیشتر است و نیز میزان اهمیت پول برای هر شخص نسبت به سایرین متفاوت است. اما تقریبا همه می‌خواهند ثروت بیشتری داشته باشند. اغلب مشاورین مالی معتقدند که «مهم نیست چقدر درآمد دارید، مهم این است که چقدر پس‌انداز می‌کنید.» اما مسئله این‌جاست که پس‌انداز کردن اغلب سخت‌تر از آن‌چیزی است که به نظر می‌آید. علت این موضوع را می‌توان در رویکرد خاص هر فرد نسبت به پول جستجو نمود، آن‌جا که هر فرد براساس مشرب خود رویکردها و راهبردهای متفاوتی را نسبت به مقوله پول و ثروت در پیش می‌گیرد. مدل ذهنی شما نسبت به ثروت، بخشی از رویکرد شما را نسبت به پول شکل می‌دهد، و این مدل ذهنی بسته به مزایا و معایبی که دارد می‌تواند شما را به سمت ثروت و دارایی بیشتر و یا اوضاع مالی نه چندان مناسب سوق دهد. در این مقاله قصد داریم در مورد نحوه نگرش هر فرد (براساس مشرب (Temperament)) نسبت به پول بحث کنیم.

ادامه مقاله ….

۳) آرمان‌گرایان (NF): پول چرک کف دست نیست!

شامل تیپ‌های: ENFJ-INFJ-ENFP-INFP

آرمان‌گرایان (NF) افرادی رویایی و خوش‌قلب هستند. آن‌ها مشتاق این هستند که با دیگران ارتباطات معنادار داشته باشند تا به زندگی خود معنا و مفهوم بخشند و تفاوتی به وجود آورند. ثروت و دارایی می‌تواند بخشی از زندگی آن‌ها باشد یا نباشد. این مسئله کاملا بستگی دارد به این‌که شخصی که آرمان‌گرایان به او اعتماد کامل را دارند به آن‌ها چگونگی سر و کله زدن با پول را آموخته باشد. در مقایسه با دیگر مشرب‌ها، آرمان‌گرایان کمتر از سایرین نسبت به اموال و دارایی‌های مادی حساسیت نشان می‌دهند. علت این امر را باید در آن‌جا جستجو نمود که آرمان‌گرایان خواهان این هستند که از طریق همدردی و دلسوزی با دیگران و نزدیک شدن به احساس انسان‌ها زندگی خود را معنادار کنند، آن‌ها به دنبال روح غنی هستند و می‌خواهند با خودشان و دیگران عمیقا در صلح و صداقت کامل باشند. بنابراین با چنین ذهنیتی آن‌ها گمان می‌کنند که ورود پول و مادیات به معادله زندگی‌شان، صداقت و یکپارچگی معنوی آنان را خدشه‌دار خواهد نمود و حالتی ساختگی و مزورانه به روابط آن‌ها با دیگران خواهد بخشید. آرمان‌گرایان معتقدند «آن‌چه که در محیط کار انجام می‌دهند» دقیقا بروز «خودِ درونی‌شان» است، با این ذهنیت، دریافت پول در قبال خودِ درونی‌شان و آن‌چه که هستند، بین آرمان‌گرایان و خودِ برترِ معنوی‌شان فاصله می‌اندازد. آن‌ها ممکن است بر این باور باشند که اگر برای خودشان پول پس‌انداز کنند به اشتیاق خود برای خیرخواهی و یکپارچه بودن با دیگران پشت نموده اند، در واقع با پس‌انداز کردن نوعی احساس خودخواهی به آن‌ها دست می‌دهد. زمانی که آرمان‌گرایان باور خود را در مورد پول تغییر دهند و یاد بگیرند که کسب ثروت و پس‌انداز کردن دارایی‌ها منافاتی با صداقت درونی آنان نخواهد داشت و زمانی که بیاموزند پول امری پلید و شیطانی نیست و بعلاوه می‌توان از پول برای ایجاد تغییری معنادار در زندگی انسان‌های دیگر بهره جست، می‌توانند به راحتی پول در بیاورند، پس‌انداز کنند و با وجود پول و ثروت در زندگی خود کنار بیایند.

۴) بینشی‌ها (NT): ایجاد منابع مختلف برای کسب درآمد

شامل تیپ‌های: ENTJ-INTJ-ENTP-INTP

بینشی‌ها (NT) خلق کننده و به وجود آورنده هستند. آن‌ها افرادی هستند که به دورنماها و افق‌های بلندمدت توجه دارند و در تحلیل‌های‌شان بی‌طرف و منطقی ظاهر می‌شوند. آن‌ها به خوبی از عهده مدیریت پول خود بر می‌آیند اما روش مدیریت مالی‌شان به صورت خط به خط و تمرکز بر ریز مخارج و هزینه‌ها نیست. هرگاه که آن‌ها زمان، انرژی و قوای ذهنی و فکری خود را متمرکز بر موضوعی می‌کنند انتظار بازگشت به شکل یک خروجی و نتیجه را از آن کار دارند. در مقایسه با سایر مشرب‌ها، بینشی‌ها به بهترین شکل ممکن قابلیت تولید ثروت از کانال‌های متعدد را دارند. علت این مسئله در آن است که بینشی‌ها خلق کننده مجموعه‌ای از سیستم‌ها هستند و هنگامی که یکی از سیستم‌های‌شان به شکل موفقیت‌آمیز به بالاترین پتانسیل خود دست پیدا کند، آن‌ها به سراغ خلق سیستم و نظامی تازه خواهند رفت. به همین ترتیب وقتی یکی از سیستم‌های‌شان با عدم موفقیت مواجه شود، مجددا سیستم تازه‌ای بنا خواهند کرد. آن‌ها را نمی‌توان به طور ذاتی پس‌انداز کننده ثروت نامید، بلکه بیش از آن، بینشی‌ها خلق کنند‌گان ثروت هستند. آن‌ها به خوبی و از راه‌های مختلف ثروت و سرمایه را تولید می‌کنند اما شاید در پس‌انداز سرمایه‌شان به این خوبی‌ها عمل نکنند. بینشی‌ها اغلب به جای اندوختن ثروت و شمارش آن، ترجیح می‌دهند راه‌هایی را بیایند که از طریق آن‌ می‌توانند کانال‌های تولید سرمایه خلق کنند.  بنابراین آن‌ها پول‌شان را به جای پس‌انداز کردن، صرف خرج کردن در راهی می‌کنند که ایده‌ها و بلندپروازی‌های‌شان را به مرحله عمل در آورد. بینشی‌ها روال شکل‌گیری رویدادهای آینده را از طریق خلق نمودن آینده مطلوب‌شان پیش‌بینی می‌نمایند. به عبارت دیگر آن‌ها آینده‌ی خود را آن‌گونه که مطلوب‌شان است می‌سازند. بنابراین آن‌ها به ندرت دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند، زیرا به هیچ وجه خود را قربانیانی در دنیایی غیر قابل پیش‌بینی نمی‌بینند. نگاه آن‌ها به آینده نه خوشبینانه و مثبت است و نه بدبینانه و منفی، بلکه آن‌ها آینده را موقعیت و جایگاهی می‌بینند که باید ساخت آن را تکمیل کنند. بنابراین می‌توان بینشی‌ها را افرادی دانست که سرمایه خود را از طریق ایجاد کانال‌های متعدد ثروت پس‌انداز می‌نمایند و این سرمایه را در زمان مناسب به ایده‌ها و اهداف‌شان اختصاص می‌دهند.

مترجم: مهندس آرسام هورداد

منبع: ماهنامه Keirsey – June 2015

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

مشرب‌ها و مدیریت مالی (بخش اول)

بررسی مدل ذهنی مشرب‌های چهارگانه (تجربه‌گرایان، سنتی‌ها، آرمان‌گرایان و بینشی‌ها) در مورد ثروت

دوست داشتید ثروت بیشتری داشته باشید؟ بر اساس پژوهش اخیر محققین موسسه دیوید کرسی ۹۸ درصد شرکت کنندگان به این سوال پاسخ مثبت داده اند (که البته جای شگفتی نیست). اما نکته مهم در این جاست که دلایل این‌که هر شخص به دنبال ثروت بیشتر است و نیز میزان اهمیت پول برای هر شخص نسبت به سایرین متفاوت است. اما تقریبا همه می‌خواهند ثروت بیشتری داشته باشند. اغلب مشاورین مالی معتقدند که «مهم نیست چقدر درآمد دارید، مهم این است که چقدر پس‌انداز می‌کنید.» اما مسئله این‌جاست که پس‌انداز کردن اغلب سخت‌تر از آن‌چیزی است که به نظر می‌آید. علت این موضوع را می‌توان در رویکرد خاص هر فرد نسبت به پول جستجو نمود، آن‌جا که هر فرد براساس مشرب خود رویکردها و راهبردهای متفاوتی را نسبت به مقوله پول و ثروت در پیش می‌گیرد. مدل ذهنی شما نسبت به ثروت، بخشی از رویکرد شما را نسبت به پول شکل می‌دهد، و این مدل ذهنی بسته به مزایا و معایبی که دارد می‌تواند شما را به سمت ثروت و دارایی بیشتر و یا اوضاع مالی نه چندان مناسب سوق دهد. در این مقاله قصد داریم در مورد نحوه نگرش هر فرد (براساس مشرب (Temperament)) نسبت به پول بحث کنیم.

۱) تجربه‌گرایان (SP): نگذارید شرایط بیش از اندازه از تسلط شما خارج شود

شامل تیپ‌های ESTP-ISTP-ESFP-ISFP

افراد با مشرب تجربه‌گرا (SP) در لحظه حال زندگی می‌کنند و با هر رویداد و مسئله ای- بدون آن‌که از قبل به آن اندیشیده باشند- تنها در لحظه وقوع آن برخورد می‌کنند. آن‌ها به دنبال کشف هیجان و لذت زندگی هستند و گاه ممکن است در این راه افراط نمایند. نکته جالب در مورد تجربه‌گرایان این است که آن‌ها بعضا از اَشکال مختلف و عجیب و غریب لذت‌ها و هیجانات زندگی بسیار استقبال می‌کنند و اغلب تعداد کمی از آن‌ها را می‌توان یافت که اندوخته‌ی مالی مناسبی برای خود پس‌انداز کرده باشند. تجربه‌گرایان بهترین مشرب در کسب ثروت و خرج کردن آن در کوتاه‌ترین زمان ممکن هستند. در مقایسه با سایر مشرب‌ها، تجربه‌گرایان نسبت به دارایی و سرمایه خود با گشاده‌دستی فراوان برخورد می‌کنند و اغلب تمایل چندانی برای پس‌انداز نمودن سرمایه خود ندارند. دلیل این رفتار در تجربه‌گرایان این است که افراد با این مشرب اغلب به خوبی قادرند با محیط اطراف و شرایط موجود سازگار شوند، به سرعت سازوکار محیط را در می‌یابند و گره کار را شناسائی کرده و امور را به جریان می‌اندازند، به عبارت دیگر، آن‌ها به سرعت دست به اقدام می‌زنند. اگر اندوخته‌‌شان زیاد باشد، معمولا بی‌محابا خرج می‌کنند و اگر آهی در بساط‌شان نباشد در تکاپوی یافتن راهی برای کسب ثروت بیشتر قرار می‌گیرند. تجربه‌گرایان معمولا به‌خوبی می‌توانند با شرایط هرج‌و‌مرج و در هم ریختگی کنار بیایند و در این شرایط کنترل اوضاع را به دست بگیرند. آن‌ها معمولا نسبت به آینده دید مثبت و سرخوشانه‌ای دارند و با خوشبینی به وقایع پیشِ رو نظر دارند. آینده‌‌ای نامعلوم و مبهم که نتوان رویدادهای آن را بطور دقیق پیش‌بینی نمود آن‌ها را به هیجان می‌آورد. از نظر آنان، این موقعیت به آن‌ها اجازه می‌دهد تا با فراغ بال و بدون نگرانی، در لحظه حال زندگی کنند. تجربه‌گرایان ممکن است گاهی نیاز به پس‌انداز کردن را در خود احساس کنند اما معمولا آن را عملی نمی‌کنند زیرا نتیجه ملموس و فوری برای این کار نمی‌بینند. ترس اصلی آنان، زندگی یکنواخت و تکراری است که هیجانی در آن وجود ندارد، آن‌ها از دلزدگی ناشی از انجام کارهای یکنواخت هراس دارند. ذهنیت تجربه‌گرایان در مورد پول این است که ترجیح می‌دهند درآمد داشته باشند و بجای شمردن اندوخته‌ی حساب بانکی‌شان، آن را خرج کنند. آن‌ها معمولا در هر شرایطی می‌توانند با اوضاع کنار بیایند، چه در رفاه کامل باشند و چه ثروتشان ته کشیده باشد. بنابراین تجربه‌گرایان افرادی هستند که داشتن یا نداشتن ثروت برای آن‌ها مسئله اصلی نیست و نیز برای آنان چندان مهم نیست که چه دارند و چه ندارند. آن‌ها افرادی بی‌محابا و بی‌پروا در زندگی‌شان هستند. تا زمانی که کنترل اوضاع و شرایط تماما از دست آن‌ها خارج نشده باشد و پیش‌بینی ناپذیریِ مورد علاقه‌شان تبدیل به هرج‌ومرج نشده باشد، تجربه‌گرایان از عهده مواجهه با شرایط بر خواهند آمد.

۲) سنتی‌ها (SJ): قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود

شامل تیپ‌های: ESTJ-ISTJ-ESFJ-ISFJ

سنتی‌ها (SJ) حساب دارایی‌شان را تا آخرین رقم اعشار می‌دانند. آن‌ها هزینه‌های اضافی‌شان را به پایین‌ترین حد ممکن می‌رسانند، خرید‌های‌شان معمولا از حراجی‌ها و با پرس‌وجوی فراوان برای خرید با کمترین قیمت ممکن همراه است. در میان سایر مشرب‌ها، سنتی‌ها بالاترین میزان اشراف و کنترل را روی درآمد و بودجه زندگی خود دارند. آن‌ها را ذاتا می‌توان افرادی دانست که هر چه که در می‌آورند را پس‌انداز می‌کنند. سنتی‌ها حسابگرانه‌ترین مدل ذهنی را نسبت به سایر مشرب‌ها در مورد ثروت‌شان دارند و از این رو می‌توان آن‌ها را بهترین پس‌انداز کنندگان نامید. علت این امر را باید در نیاز اساسی سنتی‌ها به امنیت و آرامش جستجو نمود. بر این اساس می‌توان گفت عدم دارایی یا نداشتن پول کافی در سنتی‌ها احساس عدم امنیت و پریشانی ایجاد می‌نماید. ترس اصلی سنتی‌ها از ناشناخته‌ها و رویدادهای احتمالیِ نامعلوم است، همین امر می‌تواند باعث شود تا آن‌ها رویکردی محافظه‌کارانه و نامطمئن نسبت به اوضاع آینده داشته باشند و در نتیجه، این رویکرد آن‌ها را به سمت پس‌انداز بیشتر سوق می‌دهد. آن‌ها هرچه را که بتوانند در هر زمانی که قادر باشند پس‌انداز می‌کنند تا کمی از پیش‌بینی ناپذیری آینده بکاهند و اوضاع را به سمت ثبات، اطمینان و قرار هدایت کنند. پس انداز به سنتی‌ها احساس امنیت می‌بخشد تا حداقل خیال‌شان راحت باشد که در مواجه با آینده‌ی نامعلوم دست‌شان به جایی بند هست و با پس‌انداز کردن دارایی‌شان می‌توانند برای کم‌تر کردن بارِ این ابهام و پیش‌بینی‌ناپذیری به جایی تکیه نمایند. سنتی‌ها در ایجاد لیست هزینه‌ها و کنترل گردش مالی فوق‌العاده عمل می‌کنند. علاوه بر این آن‌ها به خوبی قادرند ارزش واقعی یک محصول را دریابند و در نتیجه کمتر پیش می‌آید که بیش از ارزش واقعی آن، برای خرید محصول مورد نظر پول پرداخت کنند. سنتی‌ها افرادی هستند که به شدت مراقب پول و درآمدشان هستند، و در خرج کردن مقتصد و میانه‌رو هستند. رویکرد سنتی‌ها در مواجهه با ثروت این است که در هر جایی که بتوانند، با هر مبلغی که در دستشان باشد- هرچند کم و ناچیز- اقدام به پس‌انداز می‌کنند و این مقادیر ناچیز رفته رفته تبدیل به کوهی از ثروت و دارایی خواهد شد که در حساب بانکی آن‌ها جا خوش کرده است.

 

مترجم: مهندس آرسام هورداد (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری)

منبع: ماهنامه Keirsey – June 2015

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

مردان احساسی و زنان فکری: یک تقابل جالب

زنان مهربان و دلسوزند، اما بیش از حد گریه می کنند و به جای مغزشان با قلبشان تصمیم می گیرند. در عوض، مردان مخلوقاتی عاقل هستند که ذاتا می دانند چه کار کنند

خشکتان زد؟ برای لحظاتی نگران شدید، نه؟ نگران نباشید. در اینجا اصلا نمی خواهیم کلیشه های جنسیتی را وسط بکشیم. در حقیقت می خواهیم مطالبی کاملا مخالف آنرا بررسی کنیم.

آمار مربوط به تیپ های شخصیتی به ما می گویند که حدود ۷۵.۵% زنان، احساسی (F) و ۵۶٫۵% مردان، فکری (T) هستند. با این آمار جالب نتیجه می‌گیریم که حدود ۴۳% مردان احساسی هستند. در اینجا می بینیم که مردان تمام آن تیپ های قدرتمند ساکت نیستند که تنها در مراسم ختم و یا در بیابان گریه می کنند.

اما زنان چطور؟ بر اساس این آمار تنها ۲۵% زنان، فکری هستند. با این حال دو مشکل بزرگ با این فرضیه داریم که همه زنان احساسی بوده و کلاً موجوداتی عاطفی و غیرمنطقی هستند.

مشکل اول این است که داشتن ترجیح احساسی (F) بدین معنا نیست که شما نمی توانید عمیقاً و متناوباً فکر کنید. برای تشریح بیشتر این مساله بگذارید مثال زیر را بررسی کنیم.

«عمل یک فکری (Thinker) به موقعیت و شرایط بستگی دارد. با فرض در اختیار داشتن حقایق، یک فکری اینگونه سوال می پرسد که: «قدم منطقی بعدی چیست؟». عمل یک احساسی (Feeler) اما به افراد و مسائل اخلاقی بستگی دارد؛ یک احساسی اینگونه سوال می پرسد که: «با توجه به افراد، قدم منطقی بعدی چیست؟»

رویکرد احساسی ها و فکری ها در این مورد با یگدیگر تفاوت دارد، اما هر دو نوع شرایط را با دلیل خاص خود مدیریت می کنند.

مشکل دوم در خصوص کلیشه زنان احساسی – که از شانس ما آمار هم آنرا تأیید می کند – این است که اگر شما از نقطه نظر طبیعت در مقابل تغذیه (Nature vs Nurture) مسائل را بررسی کنید اوضاع کمی پیچیده خواهد شد. نتیجه آزمون اکثریت زنان، احساسی است؛ آیا این بدان معناست که اکثریت زنان احساسی به دنیا آمده اند؟ زمانیکه یک زن آزمون تیپ شخصیتی را انجام می دهند، نتیجه سالها تلقین فرهنگی را به دوش می کشند که زنان چگونه باید فکر کنند، احساس کنند و عمل کنند.

در بسیاری موارد از زنان انتظار می رود که اهداف تفکر زنانگی نیم قرن پیش را برآورده سازند – یعنی زیبا بمانند، بچه دار شوند، منزل تمیزی داشته باشند و هر شب غذای خوشمزه بپزند. اما امروزه علاوه بر آن استانداردهای سنتی و قدیمی و البته خوب، بسیاری از زنان صاحب شغل و کسب و کار هستند. اما حتی در محیط کار، نشان دادن ترجیح فکری می تواند دردرسرساز باشد. زنانی که مسئولیت کاری را بر عهده می گیرند یا از مساله ای انتقاد می کنند، ممکن است متهم به رئیس بازی شوند.

بنابراین زمانیکه یک زن وارد دوران بزرگسالی خود می شود، پیام های متناقضی را از سوی جامعه، رسانه ها و حتی دوستانش دریافت می کند. در سایه این توقعات بیجا، آیا امکان ندازد که یک زن به جای اینکه بر اساس ترجیحات ذاتی اش مورد سنجش قرار گیرد، بیشتر بواسطه توقعات فرهنگی به عنوان یک احساسی در نظر گرفته شوند؟ شاید وی با این فرض که یک زن بیشتر باید مادری کرده و دیگران را تغذیه کند، گرایش های احساسی بیشتری را از خود به نمایش می گذارند.

البته همین فرضیه جنجال برانگیز در مورد فکری ها هم بکار می رود و بیشتر از همه در مورد کلیشه مردان فکری. پسرها در سنین جوانی یاد می گیرند که احساسی یا حساس بودن می تواند القاب ناخوشایندی را برای آنان به همراه داشته باشد. واژه «لوس» مؤدبانه ترین اصطلاحی است که ممکن است چنین پسرهای از دیگران بشنوند.

حتی کلیشه هایی که به نظر می رسد آمارها نیز آنرا تأیید می کنند پیچیده تر از آن هستند که به نظر می رسند. یکی از نقطه ضعف های افرادی که از آزمون های شخصیتی استفاده می کنند این است که آنها اغلب به اشتباه دیگران را در قالب های ذهنی خود محصور می کنند. تمام منظور ما این است که هیچ مشکلی در یک زنان احساسی و یا مرد فکری بودن وجود ندارد. احساسی بودن بدین معنا نیست که شما سرشار از عواطفی غیرقابل کنترل هستید. همچنین فکری بودن نیز این معنا را نمی دهد که شما شبیه یک آدم آهنی بی احساس هستید که برای تصمیم گیری های بیرحمانه طراحی شده است.

تیپ شخصیتی و ترجیحات شما فارغ از نوع جنسیت، همگی معتبر و قابل قبولند. فکری بودن یا احساسی بودن هیچکدام درست و غلط یا بد و خوب ندارند. البته مسلما می دانید که یک فکری هنوز هم دارای احساسات بوده و یک احساسی نیز هنوز می تواند بسیار هوشمندانه تصمیم بگیرد. همه ما انسانیم و این یعنی همه ما می توانیم تبدیل به مخلوقاتی به شدت موفق و باهوش و یا برعکس به شدت احمق و کودن – گاهی اوقات هر دوی آنها در یک روز – شویم.

مترجم: مجتبی کریمی

منبع: بلاگ Truity

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

ارث‌بردن از صفات شخصیتی

وقتی در خصوص شخصیت مطالعه می‌کنیم، معمولا با سوال طبعیت (Nature) در مقابل تغذیه (Nurture) (تغذیه روانی) روبرو می‌شویم: آیا ما با صفات (Traits) ژنتیکی که ما را به رفتارکردن به شیوه‌ای خاص هدایت می‌کنند به دنیا می‌آییم؟ و یا آیا این تجربه ماست که تعیین می‌کند چه کسی هستیم؟ امروزه به اثبات رسیده است که طبیعت و تغذیه هر دو نقش مهمی را در رشد شخصیت ما ایفا می‌کنند، اما اینکه هر کدام تا چه حد بر روی شخصیت ما تأثیرگذارند هنوز هم محل بحث و تبادل‌نظر است.

تحقیقاتی که در حوزه تیپ‌های شخصیتی صورت گرفته معمولا بر روی تفاوت‌های بین اشخاصی که به سن بزرگسالی می‌رسند تمرکز دارد. این در حالی‌ است که این توجه باید بر روی دنبال‌کردن مسیر رشد این تفاوت‌ها متمرکز باشد. اما مطالعات اخیر که در خصوص تیپ‌های شخصیتی کودکان و نوجوانان انجام شده، نتایج قابل‌توجهی را به دست آورده است.

مشرب در مقابل شخصیت

اگرچه ما می‌توانیم تفاوت‌های فردی میان نوجوانان را رصد کنیم، اما برخی از تفاوت‌های تازه متولدشدگان نسبتا بی‌نقص، نادیده‌گرفتن برخی دیگر غیرممکن و برخی دیگر نیز اظهار می‌کنند که ما «شخصیت» نمی‌بینیم بلکه «مشرب» مشاهده می‌کنیم. هرچند کسانی هستند که این دو اصطلاح را هم‌ارز هم می‌دانند، اما باید به این نکته اعتراف کرد که بسیاری از صفات مشرب به دوران بزرگسالی انتقال می‌یابد و در آنجاست که بخشی از شخصیت می‌شوند.

برای مثال، بزرگسالانی که درجه بالایی از برونگرایی دارد اغلب در کودکی خود نشانه‌های بالایی از «بیش فعالی» را دارا بوده‌اند، به همین شکل کودکانی که صفاتی نظیر «خجالتی» یا «اجتماعی‌نبودن» اطلاق می‌شده، معمولا در بزرگسالی نیز درجه بالایی از درونگرایی را دارا خواهند بود. اما این مورد همیشه هم درست نیست – یک کودک که از لحاظ فیزیکی پرانرژی است ممکن است در بزرگسالی نیز فرد پرصحبت و پرشوری باشد – اما معمولا بین مشرب جوانی و گرایشان بزرگسالی یک پیوستگی وجود دارد.

اما اگر می‌توان به مشرب به عنوان مبنای شخصیت نگریست، اما هنوز نمی‌دانیم که مشرب در طی زمان چگونه «تکامل» پیدا می‌کند؟ آیا مشرب در حال بلوغ بیشتر از نیروهای درونی شکل می‌گیرد یا نیروهای بیرونی؟

تحقیق دوقلوها

بحث طبیعت در مقابل تغذیه هنوز هم بحث داغی است، اما یک چیز وجود دارد که همه در خصوص آن اتفاق‌نظر دارند: طبیعت انسان بسیار پیچیده است. در تلاشی برای کاهش متغیرهای پیچیده و مبهم و تبدیل آنها به مطالعات قابل مدیریت، محققان مطالعات خود را بر روی دوقلوها انجام داده و هر یک را به یک میزان مورد تحلیل قرار دادند. دوقلوهای ناهمسان (که در ۵۰% ژنهای خود مشترک بودند) و دوقلوهای همسان (که ۱۰۰% تطابق ژنتیکی داشتند.)

این تحقیق که توسط دانشگاه Edinburgh بر روی ۸۰۰ جفت دوقلو انجام شد نشان داد که دوقلوهای همسان دوبرابر دوقلوهای ناهمسان دارای صفات شخصیتی یکسان بودند. مطالعات دیگر نیز نتایج یکسانی را اعلام کرد بدین شکل که نقش غالب طبیعت در رشد شخصیتی آنقدر واضح و مشخص است که دیگر نیازی به بحث ندارد.

با این حال، حتی اگر به نقش طبیعت در رشد شخثیت‌ها اعتبار دهیم (و یا آنرا مورد سرزنش قرار دهیم)، مکانیزم دقیق دخالت ژن در صفات شخصیتی می‌تواند ما را به اشتباه بیاندازد. با این حال برخی دانشمندان به یک خوشبینی اولیه دست پیدا کرده بودند مبنی بر اینکه برخی ژن‌های خاص مسئولیت هر چیزی را بر عهده دارند از مصرف الکل گرفته تا رفتارهای ضداجتماعی؛ اما مطالعات اخیر نتایج بدست آمده را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. هر چند شاید شخصیت در وهله اول نوعی تمایل ژنتیکی داشته باشد، اما یافته‌های نشان می‌دهند که «ژن درونگرایی» چیز غیرممکنی است.

آیا باید به همه مسائل خاتمه دهیم؟

آیا صرفا بدین دلیل که مطالعات اخیر صرفا دانشگاهی هستند باید آنها را نادیده گرفت؟ آنان که بر روی تأثیر ژنتیک بر روی رفتار مطالعه می‌کنند اینگونه اظهار می‌کنند که اگر ژن‌ها بر روی رفتار تأثیرگذارند، تنها از طریق یک فرایند پیچیده است که می‌توان آنرا شناسایی کرد که البته ما تازه در آغاز راه هستیم. علاوه‌بر این، حتی اگر طبیعت غالب باشد، تغذیه هنوز هم نقش مهمی در رشد شخصیت ایفا می‌کند.

اما هنوز ساده‌انگارانه است که بخواهیم بحث را به دو جبهه «طبیعت» و «تغذیه» دسته بندی کنیم. خود جامعه نقش مهمی در شکل‌دادن شخصیت ما بر عهده دارد – نقش فرزندپروری، تحصیل و سیستم قضایی را در نظر بگیرید. امروزه ما مسائل رمزآلود را در قالبی تجملی و زیبا می‌بینیم؛ ما در مورد اینکه نیروهای اطرافمان به چه شکل بر روی شکل‌دهی شخصیت دخالت دارند اطلاعات بسیار کمی در اختیار داریم. حتی اگر به پاسخ این سوالات دست یابیم، به شکلی خودمان را از پذیرفتن مسئولیت آزاد کرده‌ایم.

هر چه که هست، ما یاد گرفته‌ایم که تفاوت‌های خود را شناخته و آنها را بپذیریم، قبول کنیم که نمی‌توانیم تغییر کنیم – اما چه اتفاقی خواهد افتاد اگر بتوانیم تغییر کنیم؟! آیا باز هم این موضوع را خواهیم پذیرفت؟ اگر «درمانی» برای یک صفت شخصیتی خاص در دسترسمان قرار گیرد – مثلا از طریق ژن درمانی – آیا والدین آینده‌نگر از آن برای فرزندانشان استفاده خواهند کرد؟ و یا بر روی خودشان؟

درک پذیرش تغذیه

تصور امروزی ما از شخصیت، به عنوان یک تصادف معماگونه، چیزی است که به شدت حس «متفاوت بودن، اما بهتر نبودن» را تقویت می‌کند. بسیاری از ما می‌دانیم که برخی افراد فکری (T) هستند درحالیکه برخی دیگر احساسی (F). برخی اجتماعی‌تر و برخی نیز کم‌حرف‌تر هستند. اما درحالیکه گرایش نیز وجود دارد – یک کتابدار برونگرا و یک سیاستمدار درونگرا هنوز ما را متعجب می‌سازد – بسیاری از ما احساس می‌کنیم که هنوز هم برای دیگران فضا وجود دارد، و مساله اصلی پیدا کردن بهترین تناسب برای شخصیت خودمان است.

اینکه تفاوت‌های ما بیشتر حاصل ژن های ما هستند یا نحوه تغذیه ما، پذیرش تفاوت‌های خود بسیار سودمندتر از آن است که بخواهیم ترجیحاتمان را بر دیگران تحمیل کنیم.

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

هنر رویارویی: چگونه یک تعارض می‌تواند ارتباطات یک فرد با ترجیح احساسی را بهبود بخشد

احساسی‌ها یا به اصطلاح ما Feelerها (F) به شدت به تعلق‌داشتن وابسته هستند. آنها بر اساس افکار و احساسات دیگران تصمیم‌ گرفته و برای مراقبت از احساسات دیگران از خود انرژی می‌گذارند هر چند شاید ندانند که در حال انجام چنین کاری هستند.

تعارض شیوه تصمیم‌گیری یک احساسی را برجسته می‌کند. آنها تحت استرس به تیپ خود بازگشته و به طور کامل بر اساس عواطفشان عمل می‌کنند. عکس‌العمل آنها نسبت به تعارضات می‌تواند مهربانانه، با نرم‌خویی و حتی احساساتی باشد – اگر اصلا عکس‌العملی وجود داشته باشد. احساسی‌ها دائماً کاری را انجام خواهند داد تا از بروز تعارض جلوگیری کرده و ممکن است برای بازسازی هارمونی و سازگاری مدت زمان زیادی تلاش کنند.

اجازه دهید نگرش یک احساسی نسبت به تعارضات را بیشتر بررسی کرده و ببینیم که یک تعارض کوچک به چه شکل می‌تواند روابط یک احساسی را بهبود بخشد.

احساسی‌ها و رویارویی

 احساسی‌ها به جای مغزشان با دلشان تصمیم‌ می‌گیرند. آنان دلسوز و مراقب دیگران بوده و به راحتی آسیب می‌بینند. این صفات منجر به این می‌شود که از تعارضات همچون طاعون دوری کنند. آنان این کار را می‌کنند نه به این دلیل که اراده ضعیفی دارند. برعکس، یک احساسی از اختلاف و تعارض دوری می‌کند صرفا بدین دلیل که می‌ترسد در اوج دعوا و تنازع حرفی بزند که آسیب جبران‌ناپذیری را به شخصی که برایش مهم است وارد آورد.

همین عقب‌نشینی می‌تواند مسأله‌ساز باشد. زمانیکه از آن به عنوان یک تاکتیک تدافعی استفاده می‌شود، می‌تواند روند بخشیدن را متوقف کرده و زمانیکه لازم است از آن در هر رابطه سالم استفاده شود، کارکرد خود را از دست بدهد. این کار سه گزینه ارتباطی را برای یک احساسی باقی خواهد گذاشت:

  • برای جلوگیری از بروز ناهنجاری و اختلاف روابط را به شدت سطحی کرده و احتمال رویارویی با تنهایی و انزوا در روابط بین فردی را افزایش میدهد
  • به خودشان اجازه می‌دهند تا به یکدیگر بی‌احترامی کرده و همین امر منجر به بروز مسائلی در عزت‌نفس آنان می‌شود.
  • با ناراحتی و رنجش خاطر تسلیم اوضاع می‌شوند، در این حالت فرد احساسی از دعوا کناره‌گیری می‌کند اما احساس رنجش‌خاطری از روابطشان در دلش خواهد ماند.

به عبارت دیگر، احساسی‌ها برای بهبود روابط، خوشبختی و احترام به خود نیاز دارند تاحدی برخی از تنازعات را بپذیرند.

تحقیقات در خصوص تنازعات و ارتباطات

مطالعات نشان داده‌اند که پرهیز از تعارض یک رفتار کاملا ناهنجار است. درمقابل، آن دسته از افرادی که در تعارضات به شیوه‌ای سازنده شرکت می‌کنند در اغلب اوقات پیشرفتی را در روابط و رشد فردی خود شاهد خواهند بود. برای مثال:

  • بر اساس تحقیقی که در ژورنال روان‌شناسی بالینی و مشاوره منتشر شد، زوجینی که به تعارضات خود پرداخته و اقدام به برطرف‌کردن آن می‌کنند به شکل قابل توجهی نسبت به زوجینی که این کار را نمی‌کنند احساس رضایت بیشتری دارند.
  • بر اساس مطالعه‌ای که در دانشگاه‌های Buffalo و Georgia انجام شد، این نتیجه حاصل گردید که تعارض تحت برخی شرایط، می‌تواند رشد و حفظ صمیمیت و رضایت در ازدواج را تسهیل بخشد.
  • تحقیقات انجام‌شده در دانشکده علوم و فنون دانشگاه Baylor تگزاس حاکی از آن است که عقب‌نشینی در روابط ضعیف و پراسترس بسیار شایع‌تر بوده و تأثیر منفی بر توانایی زوجین برای حل مشکل خواهد گذاشت.
  • تحقیقات دکتر Terri Orbuch نشان داد اهمیت ندادن زوجین به مسائل کوچک و بی‌اهمیت در روابط منجر به مسائلی بس مهمتر و بزرگتر خواهد شد که حل و فصل آنها به همین سادگی‌ها نخواهد بود. در برخی موارد این مسائل می‌تواند آغازگر پایان یک رابطه باشد.

آنچه تحقیقات به ما گوشزد می‌کنند این است که خاتمه‌دادن به یک رویارویی و تعارض بدترین کاری است که یک احساسی ممکن است انجام دهد. این مساله بدین سبب خطرناک و مخرب است زیرا مانع هرگونه مذاکره‌ شده و امکان تغییر مثبت در روابط را از بین خواهد برد.

حال یک فرد احساسی چگونه می‌تواند با تعارض در ارتباطاتش کنار بیاید؟

خوب بجنگ

در ادامه با بیان برخی رهنمودها، افرادی با ترجیح احساسی می‌تواند به خوبی از پس حل مشکلاتشان بر بیایند.

  • از مهارت‌های دلسوزانه خود استفاده کنید – گوش‌دادن کلید اصلی برای حل تعارضات است. مطمئن شوید فرد مقابلتان از چه موضعی صحبت می‌کند و سپس در مورد مشکل موردنظرتان با شیوه‌ای منعطف و محتاطانه صحبت کرده و با داشتن یک چشم‌انداز و بدون سرزنش‌کردن (یا پذیرش سرزنش‌های غیرضروری) اختلاف نظر‌های خود را بررسی کنید.
  • وقتی مشکل به اشتراک گذاشته شود، بار آن نصف خواهد شد – به جای اینکه به مشکل به چشم کارزار نبرد بنگرید، سعی کنید نقاط مشترک را پیدا کنید. با استفاده از روش بارش افکار (Brainstorm) ایده‌های خود را به اشتراک بگذارید؛ با این کار دو نفرتان احساس خواهید کرد که به مسائل اهمیت داده شده است.
  • زمانیکه آرام هستید صحبت کنید – زمانیکه عصبانی هستید و یا احساساتتان در اوج خود قرار دارد هیچگاه اقدام به صحبت‌کردن نکنید. اگر احساس می‌کنید تسلطتتان بر روی احساسات را از دست داده‌اید، صحبت‌کردن را به یک روز دیگر موکول کنید.
  • چوب لای چرخ یکدیگر نگذارید. خاتمه‌دادن به یک تعارض زمانیکه هیچ راه‌حلی برای آن پیدا نشده بدترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. این کار باعث می‌شود احساس دشمنی و خصومت فرد مقابل تشدید شده و وضعیت منفی کنونی بدتر شود.
  • از انباشته‌شدن مسائل جلوگیری کنید. حتی اگر این حالت اتفاق افتاده است که در یک دوره زمانی چند مشکل به طور همزمان رخ داده‌اند، باز تنها بر روی یک مسأله تمرکز کنید تا اینکه نهایتا مشکل موردنظر برطرف گردد. اینکه سعی کنید به طور همزمان به همه مسائل بپردازید تنها باعث سردرگم‌شدن شما شده و مانع از شناسایی مهمترین نقاط ضعف می‌شود.

مهم‌تر از همه به یاد داشته باشید که احساسات افراد مخصوص به خودشان است. شما مسئول پاسخ‌های عاطفی شریکتان نیستید. اگر شخص مقابلتان عصبانی و یا ناراحت است، این مشکل آنهاست و آنها باید مشکلشان را برطرف کنند. شما تنها می‌توانید احساسات آنها را مورد ملاحظه قرار دهید ولی مسئولیت آن بر عهده شما نیست. موفق باشید.

مترجم: مجتبی کریمی (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری طوبی)

منبع: سایت Truity

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

مدیریت زمان برای تیپ های با ترجیح منعطف (P)

 مدیریت زمان (Time Management) در جوامع رو به رشدی که با سرعتی خارق العاده در حال پیشرفت هستند یکی از ارکان اصلی برای موفقیت به حساب می آید. حال سوال اینجاست که چه افرادی می توانند از تکنیک های دقیق مدیریت زمان بهره ببرند. نکته جالبی که می توان به آن اشاره کرد این است که تقریبا تمام تکنیک های مدیریت زمان برای تیپ های منطم (J) و توسط افراد منظم طراحی شده است. خانم مری بکهام یکی از دانشجویان موفقی است که تحقیقات کیفی و دقیقی بر روی مساله مدیریت زمان انجام داده و موضوع مهمی که تحقیق وی را از سایر تحقیقات دیگر متمایز می کند این است که او روش های جالبی را برای مدیریت زمان ارائه داده است که مخصوص افراد منعطف (P) تدوین شده است.

خانم بکهام اظهار می دارد که : “در هسته مرکزی ترجیح منظم، مساله “کنترل” قرار گرفته است – کنترل زمان، کنترل مکان، کنترل خود و ….. درحالیکه در هسته اصلی ترجیح منعطف حس “آزادی” نهفته است – آزادی در زمان، آزادی در مکان، آزادی خود و …. .” یافته های او به نظر می رسد که بسیار به درد تیپ های منعطف در تمام سنین می خورد:

با توجه به کلاس های آکادمیک سنتی، اکثر دانشجویان منعطف:

  • تنها بخشی از قسمت های کتاب های درسی را مطالعه می کنند
  • مقالات خود را درست در لحظه آخر و بدون ویرایش می نویسند
  • یادداشت برداری می کنند اما فقط وقتی که برگزاری امتحان حتمی باشد اقدام به مطالعه آنها می کنند
  • تمام وسایل ضروری را جلوی چشمشان قرار می دهند و برای مطالعه نیاز به فضای تمیز و مرتب ندارند
  • برای درس خواندن نیاز به یک جای راحت دارند تا یک میز مطالعه مرتب
  • درست در لحظه آخر اقدام به درس خواندن می کنند
  • از زمان خوب استفاده می کنند اما آنرا مدیریت نمی کنند

خانم بکهام دلیل انجام کارهای فوق توسط افراد منعطف را با شش قانون زیر توجیه می کند:

۱٫      سرعت حرکت: پیشرفت از نظر اینگونه افراد به این معنا است که صرفا انرژیی را مصرف کنند که فقط منجر به تمام شدن کار شود. برگشت به عقب از نظر آنان ممنوع است. آنها منتظر می شوند که درست در لحظه ای که مناسب است اقدام به شروع کار کنند و قطعا اقدام خواهند کرد. آنها با این کار می توانند موجی از انرژی را به راه بیاندازند تا باعث رسیدنشان به نقطه پایان شود. کار کردن در لحظه ضرب الاجل برایشان استرس زا نیست بلکه باعث انرژی بخشیدن به آنهاست. به یک باره کار را انجام دادن بهترین گزینه از دید ایشان است.

 ۲٫      زمان بدون قید و بند: زمان همیشه برای افراد منعطف در دسترس، جاری و قابل استفاده است. زمانیکه زمان در حال تمام شدن باشد، سرعت فکر کردن و عمل کردن در آنها بالا می رود.

 ۳٫      تمامیت: فرایندها برای آنان کامل، یکجا و پیوسته است و نه به صورت تکه تکه و بخش بخش. فرایندهای کاری کارآمد از نظر این دسته از افراد آنهایی هستند که به تکه های کوچکتر تقسیم نشوند بلکه از یک جریان تبعیت کرده و همه کارها را در یک زمان انجام دهند. یک چیز به صورت طبیعی به چیز بعدی منجر می شود و همین مورد حس کامل بودن به آنان می دهد. یک تکه در یک زمان برای آنها به معنای نقص و کامل نبودن است.

 ۴٫      پیوستگی: فرایندها جاری هستند و هر گونه وقفه در آن جریان بصورت بالقوه هم برای فرایند و هم برای محصول مخرب می باشد. تقسیم کردن و یا قطع کردن فرایند باعث می شود که دیگر سرعت حرکت موردنیاز برآورده نشود. تکرار کردن یک مرحله از نظر آنان به منزله هدر دادن زمان و کسالت بار کردن روند یادگیری است. از نظر آنان، آنهایی که در کارها وقفه می اندازد و سپس اقدام به ادامه کار می کنند، نه تنها باعث سرگرمی و یا حتی چالش نمی شود بلکه باعث

می شوند تا کارها پوچ و بدون هدف انجام شوند.

 ۵٫      آگاهی: منعطف‌ها هر وسیله ای را که برای کارشان مفید باشد جلوی چشمشان می گذارند تا استفاده از زمان، یادآوری و سرعت عمل خود را بالا ببرند. وسیله هایی که دور از دید هستند ممکن است فراموش و یا حتی گم شوند. به این اشتباه نیافتید که میز آنها بی نظم و شلوغ است، بلکه محیط کاری آنها پر است از چیزهای مفید.

 ۶٫      قدرت افزایش: تجربه های مختلف باعث افزایش سرعت یادگیری خواهند شد؛ این مورد فقط در مورد مطالعه کردن صدق نمی کند. فعالیت های فوق برنامه، جمع دوستان، مشارکت های اجتماعی و غیره همگی روش هایی برای افزایش بهره وری در فرایند آموزش هستند.

من به ندرت با افراد تیپ J که با روش های به انجام رساندن کارها به شیوه منعطف‌ها سازگاری ندارند کار می کنم. در گذشته همیشه از آنها می پرسیدم که: «آیا کار سر زمان مقرر، به خوبی و به صورت قانونی انجام شد؟» اگر پاسخ آنها برای هر سه سوال “آری” بود نصیحت من به آنان این بود که ” خب، چشمانتان را ببندید و بگذارید که کارها به روال خودشان انجام شوند”. اگر پاسخ آنها “نه” بود سپس ما شروع به شناسایی مهارت های اجرایی مورد نیاز می کردیم و کار را از آن نقطه صفر شروع می کردیم.

من همچنان مشاوره پیشین را انجام می دهم، اما حالا با کمک تحقیقی که انجام دادم بهتر می توانم دلیل انجام کارها به شیوه منعطف‌ها را توضیح بدهم. میزکار نامرتب به معنای ذهن نامنظم نیست. یک ضربه کاری، لزوما از ضربات بعدی جلوگیری نمی کند.

مترجم: مهندس مجتبی کریمی (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری)

منبع: CAPT Blog

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

خبر خوب : انتشار اولین نشریه تخصصی شخصیت شناسی به نام : تیپTYPE

در کشور ما افراد با سواد کم نیستند که در شخصیت شناسی دنبال یک منبع خوب مطالعاتی به روز بگردند، از این رو تیم تحریریه سایت تصمیم به انتشار نشریه تخصصی شخصیت شناسی گرفت که امیدواریم با نظرات روشنگرانه شما به سطح قابل قبولی از گیرایی و گویایی برسد

نسخه ۲۰ صفحه ای آذر با موضوع” آیا mbti در رابطه عاطفی تاثیر دارد ؟”داون لود کنید

برای دانلود مجله تیپ اینجا کلیک کنید.

type 1 TYPE azar page 2

TYPE azar page 4

 

TYPE azar page 5

TYPE azar page 8

TYPE azar page 9

TYPE azar page 12

TYPE azar page 13

 

 

type 14.15

 

type 16.17

type 18.19

 

 

type 20

 

 

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus