ده خصوصیت افرادی که هوش عاطفی بالایی دارند.

ده خصوصیت افرادی که هوش عاطفی بالایی دارند

آیا دقت کرده‌اید که چرا برخی افراد نسبت به دیگران موفق‌ترند؟ پاسخ شما در پس هوش عاطفی یا EQ نهفته است. Read more

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

کارکردها و شیوه‌های یادگیری

ترجیحات تیپ‌های شخصیتی MBTI و رابطه آنها با کارکردها رابطه جالبیست. زیرا نه تنها نشان می‌دهد که ما دوست داریم چه چیزی را یاد بگیریم بلکه چگونگی جمع‌آوری، ارزیابی و استفاده از اطلاعات برای حل مسائل را مشخص می‌کند. درحالیکه ممکن است ما روش‌هایی راحت و مطلوب برای یادگیری داشته باشیم، باید در زمان‌هایی که نیاز است خودمان را به چالش کشیده و فراتر از شیوه‌های عادی عمل کنیم. در این مقاله روش‌های طبیعی یادگیری خود را بهتر شناخته و در عین حال فرصت‌های موجود برای توسعه و رشد روش‌های دیگر یادگیری را شناسایی می‌کنیم.

منطقی-فکری (ST)

افرادی که دارای این دو ترجیح هستند معمولا افرادی عملگرا و جزئی‌نگر هستند. آنها به دنبال دلایل منطقی برای یادگیری اطلاعات ریز و دقیق هستند. شیوه یادگیری مطلوب آنها عبارت است از:

  • دریافت اطلاعات از منابعی که شایستگی و صلاحیت آنها احراز شده است
  • بررسی واقعیت‌های مرتبط به شیوه‌ی منطقی و مرحله به مرحله
  • به خاطر سپردن واقعیت‌های جزئی و سپس بکارگیری آنها در موقعیت‌های عملی و واقعی
  • تجربه‌کردن مثال‌های واقعی بوسیله آزمایشگاه‌، شبیه‌سازی و یا دموها
  • انتقادکردن و مورد سوال قرار دادن برای درک بهتر و شفاف‌سازی مسائل

نکاتی برای رشد

  • از قضاوت‌کردن معلمان و یا ردکردن سریع ایده‌های جدید پرهیز کنید
  • در مورد مدل‌های نظری از طریق ارتباط آنها به تجربیات مرتبط کسب دانش کنید
  • سعی کنید برای مفاهیم، الگو و دسته‌بندی مرتبط ایجاد کنید به جای اینکه مستقیما آنها را به خاطر بسپارید

منطقی-احساسی (SF)

افرادی که دارای دو ترجیح SF هستند، به اطلاعات عملی علاقه داشته و به جای اینکه آنها را به حقایق سخت و غیرقابل‌تغییر ارتباط دهند، اطرفیان و افراد را به چنین اطلاعاتی ربط می‌دهند. بنابراین:

  • ترجیح می‌دهند از مربیان و معلمان پشتیبان کسب علم کنند
  • اطلاعات واقعی را به شیوه‌ای شخصی و مرحله به مرحله یاد می‌گیرند
  • واقعیات را به خاطر سپرده و از آنها برای کمک به دیگران استفاده می‌کنند.
  • مسائل را از طریق تجربه‌کردن آنها در دنیای واقعی و نمونه‌های فردی یاد می‌گیرند.
  • برای تأیید آنچه که یاد گرفته‌اند نیاز به بازخورد و تشویق مثبت دارند

نکاتی برای رشد

  • از سودمندی تحلیل‌های منطقی و دیدگاه انتقادی بهره ببرید
  • مدل‌های نظری و مفاهیم انتزاعی را از طریق ارتباط‌دادن آنها به تجربیات شخصی فرا بگیرید
  • بازخوردهای تصحیحی و بی‌پرده را پذیرفته و این موارد را به عنوان کمکی برای یادگیری بهتر در نظر بگیرید

شهودی-احساسی (NF)

افرادی که دارای دو ترجیح NF هستند تمایل دارند از طریق مساعدت و همکاری اقدام به یادگیری کرده و مفاهیمی که به طور خاص به ارزش‌های شخصی آنها ارتباط داشته باشد را شناسایی کنند. آنها از طریق روش‌های زیر اقدام به یادگیری می‌کنند:

  • ایده‌ها را در یک محیط حمایتی به اشتراک می‌گذارند
  • ایده‌ها و نظریات جامع را با انطباق و مقایسه آنها با گزینه‌های شخصی خود فرا می‌گیرند
  • ایده‌ها را به احتمالاتی که خود و دیگران را مشارکت دهد ارتباط می‌دهند
  • به دنبال بازخورد مثبت و تشویق‌های معتبر هستند
  • دیدگاه‌های دیگران را شناخته و برای حرکت روبه‌جلو به دنبال اتفاق‌نظر می‌گردند

نکاتی برای رشد

  • علاوه بر مفاهیم، سعی کنید بر روی واقعیت‌های دقیق، جزئیات و مراحل عملی مرتبط تمرکز کنید
  • به جای اینکه سعی در حل‌کردن مسأله کنید، «موافقت یا مخالفت» خود را نشان دهید
  • برای ملموس‌ساختن نظریات و درک عمیق‌تر موقعیت‌ها سعی در شناسایی بهتر واقعیات کنید

شهودی-فکری (NT)

افرادی که دو ترجیح NT دارند یادگیرندگانی مستقل هستند که مفاهیم را با یک روش منطقی و هدفمند فرا می‌گیرند. آنها ترجیح می‌دهند:

  • اطلاعات پیچیده را از منابع خبره و هدفدار دریافت کنند
  • ایده‌ها و مفاهیم را به استراتژی‌های بلندمدت و گسترده ارتباط دهند
  • برای گسترش‌ ایده‌های خود در خصوص آنچه که شنیده‌اند به بحث و تبادل نظر و انتقادکردن می‌پردازند
  • به دنبال بازخوردهای عمیق، علمی و تصحیحی هستند

نکاتی برای رشد

  • حقایق، جزئیات و مراحل عملی را با شیوه‌ای منطقی مرتب کرده و سپس مورد ارزیابی قرار دهید.
  • برای یادگیری مفاهیم و ایده‌ها به دنبال کاربردهای واقعی باشید
  • زمانی که قصد ارزیابی ایده‌های دیگران را دارید از یک روش دیپلماتیک بهره ببرید. ممکن است افراد نظرات شما را شخصی کرده و یا مورد سوءتفاهم قرار گیرند

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Psychometrics.com

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

کار

۱۰ چیزی که پدر و مادرتان در مورد کار هرگز به شما نگفته‌اند

کارکردن. چیزی که همه ما مجبور به انتخاب آن هستیم. پس چرا همه ما در مورد این فرایند استرس داریم؟ آمار همواره نشان داده‌اند که ما سعی داریم از کارمان رضایت داشته باشیم. با این حال، حتی اگر از کارتان نفرت داشته باشید و یا از هر روز رفتن به سرکار خسته شده‌اید، باید این کار را انجام دهید. چرا؟

-۱ کارکردن کار سختی است. چه کارتان را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، چه ۲۰ ساعت در هفته کار کنید چه ۲۴ ساعت در روز، اصلا مهم نیست که منصبتان چیست، کارکردن کار سختی است. ما مجبوریم هر روز و هر روز کار کنیم. ما مجبوریم که کارت ساعت زنی خود را بر اساس انتظارات کارفرمایمان و نه انتظارات خود بزنیم. از این کار احساس خوبی ندارید؟ اصلا مهم نیست. شما مجبورید که کار کنید. حتی اگر کاری که انجام می‌دهید را دوست داشته باشید، شغل شما یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های زندگیتان خواهد بود.

-۲ کارکردن همیشه روحتان را تغذیه نمی‌کند. گاهی اوقات شما می‌توانید در خواب کارتان را انجام دهید. شاید کارتان به شما انگیزه ندهد و یا برایتان الهام‌بخش نباشد. شما فکر می‌کردید کارتان دقیقا آن چیزیست که می‌خواستید … اما این اتفاق نیافتاد. حال، کارتان تبدیل به چیزی شده است برای پول درآوردن و پرداخت بدهی‌هایتان.

-۳ کارتان تمام نخواهد شد مگراینکه آخر شب کارت بزنید. در بسیاری از موارد شما محل کارتان را ترک می‌کنید و تازه کار اصلیتان شروع می‌شود. فرزندانتان، همسرتان، باشگاهتان، دوستانتان، خانه و خانواده‌تان همه نیازمند کمی وقت و انرژی هستند. بعضی‌وقتها، این کارها بیشتر از کار اصلیتان نیازمند توجهتان هستند، به خصوص اگر بخواهید همه آنها را در چند ساعت انجام دهید.

-۴ کارکردن لزوما باعث خوشبختی شما نخواهد شد. اگر از زندگی خود راضی نیستید و از آن احساس خوشحالی نمی‌کنید، تعداد بسیار کمی از شغل‌ها هستند که می‌توانند خوشحالی و خوشبختی را به زندگیتان هدیه دهند. خوشبختی از درونتان باید شروع شود. شما باید از آن چیزی که هستید خوشحال باشید، تنها با این کار است که شغلتان می‌تواند برایتان معنادار شده و زندگیتان را بهتر کند.

-۵ کار همیشه به سرانجام نمی‌رسد. شما همیشه می‌خواهید کاری که الان در حال انجامش هستید را به سرانجام برسانید…اما همیشه این اتفاق نمی‌افتد. در آخر کار می‌بینید که نتیجه کار با آن چیزی که در ذهنتان بود زمین تا آسمان فرق می‌کند. حالا چه باید بکنید؟

-۶ کار می‌تواند آن چیزی که هستید را تغییر دهد. شغل شما می‌تواند هویتتان، زندگیتان، افرادی که با آنها دمخور هستید و نیز آینده‌تان را تعریف کند. اگر زندگی خود را دوست ندارید، پس در مورد کاری که انتخاب می‌کنید چه باید گفت؟ غیر از این مورد دیگر گزینه‌ای وجود خواهد داشت؟

-۷ کارتان می‌تواند شما را به مسیری اشتباه رهنمون سازد. ترفیع درجه همیشه هم بهترین اتفاق زندگیتان نخواهد بود. سمَت جدید بعضی‌اوقات آن چیزی که به دنبالش بودید را به شما نخواهند داد. در برخی موارد، یک ترفیع درجه می‌تواند مسیر زندگیتان را به طور کلی تغییر داده و شما را از دستیابی به رؤیاهایتان محروم سازد.

-۸ کار مساوی با امنیت نیست. وقتی من برای شروع کسب‌وکار خودم شرکتی که در آن کار می‌کردم را رها کردم، همکارم به من گفت که اگر جای من بود هیچ وقت این ریسک را قبول نمی‌کرد؛ او به دنبال امنیت در زندگی بود. تعریف شما از امنیت چیست؟ امنیت بسته به نوع نگاهتان و تعریفتان از سبک زندگی تغییر می‌کند. چیزی که برای همکار من امنیت به حساب می‌آید – یعنی یک چک حقوق در آخر هر ماه – می‌تواند ریسک زیادی برای من داشته باشد زیرا جلوی پیشرفتم را خواهد گرفت. دو سال بعد از این که کارم را ترک کردم، آن سازمان تعطیل شد و همکارم به دنبال شغل دیگری گشت. امنیت کاملا بستگی به نوع نگاه شما دارد.

-۹ کار به شما آزادی مالی نخواهد داد. ضرب‌المثلی در دنیای کارآفرینی وجود دارد که می‌گوید: شغل «درست بعد از یک شکست» تعریف می‌شود. دلایل زیادی برای اثبات این گفته وجود دارد. حقوقتان هر چقدر هم باشد، اینکه مخارجتان با درآمدتان همخوانی داشته باشد بسته به شانس شما دارد. شاید با ترفیع درجه حقوقتان نیز زیاد شود. اما جالب است بدانید که با افزایش درآمد، مخارجتان نیز افزایش پیدا خواهد کرد. شما مجبورید هر هفته به سرکار خود بازگردید زیرا بدون آن ورشکست خواهید شد. سفر آزادی مالی زمانی شروع خواهد شد که درآمدتان از مخارجتان بسیار بیشتر باشد. با داشتن یک شغل معمولی این کار یک رؤیا خواهد بود.

-۱۰ کار در یک چشم‌برهم‌زدن ناپدید می‌شود …. مگر اینکه کنترل آن را به دست بگیرید. پدر و مادرم همیشه یک رؤیا در سر دارند و در مورد آن با من صحبت می‌کنند. به دانشگاه برو، یک شغل برای خودت پیدا کن و تا بازنشستگی کار کن. نکته خنده‌دار این است که این رؤیا در دنیای مدرن به ندرت جواب خواهد داد. تعدیل‌های سازمانی، کوچک‌سازی‌ها، برون‌سپاری‌ها، متوقف‌کردن استخدام و بسیاری موارد دیگر خیلی وقت است که این رؤیا را نابود کرده است. درحالیکه نیاز به ساختن یک زندگی هیچگاه از بین نخواهد رفت، روش انتخاب ما برای ساختن یک زندگی درحال تغییر بوده و در طول زمان شکل دیگری به خود می‌گیرند.

شاید روش دیگری را باید پیش بگیرید و آن تبدیل ایده‌های بزرگ خود به یک کسب‌وکار مستقل است.

آیا هنوز برای شخص دیگری کار می‌کنید و یا خود را از قید و بندها آزاد کرده‌اید تا کسب‌وکار خودتان را شکل دهید؟

ایده‌ بزرگتان چیست و چگونه می‌خواهید آنرا به یک کسب‌وکار تبدیل کنید؟

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

زبان بدن

افراد موفق و رمز و رموز زبان بدن

سیگنا‌ل‌های غیرکلامی که ارسال می‌کنید بر روی دیگران اثر می‌گذارد … اما همچنین می‌توانند بر روی کارایی، خلاقیت و سطح استرس شما نیز تأثیرگذار باشند.

زبان بدن بخشی اساسی از هویت شماست؛ خوشبختانه شما حتی در مورد نحوه ایستادن یا حرکت خود هیچ فکری نمی‌کنید. البته به نظر ما باید این کار را بکنید، چون دیگران به صورت ناخودآگاه سیگنال‌های غیرکلامی که می‌فرستید را دریافت می‌کنند.

شاید عجیب باشد، اما خود شما نیز سیگنال‌های غیرکلامی خود را دریافت می‌کنید. نحوه ژست و حالت بدن شما تأثیر شگرفی بر شیوه تفکر، احساس و عملکرد شما دارند.

آیا می‌خواهید از زبان بدن خود برای بهبود عملکرد و نهایتا موفقیت خود استفاده کنید؟ پس از ده روش زیر استفاده کنید:

۱- عضلات خود را منعطف کنید تا قدرت اراده و تصمیمتان را چندبرابر کنید

آیا تابحال دقت کرده‌اید وقتی از بدنتان خون می‌آید، بدنتان چگونه عضلات را تنظیم می‌کند تا درد را به کمترین حد برساند؟

انعطاف‌دادن به عضلات می‌تواند به شما کمک کند تا هنگام شنیدن اطلاعات منفی، تمرکز خود را حفظ کنید. انعطاف‌دادن عضلات همچنین می‌توانید به مقاومت شما در مقابل خوردن غذاهای اغواکننده کمک کند.

(اینطور که به نظر می‌رسد ما کل روز باید مشغول انعطاف‌دادن به عضلاتمان باشیم.)

۲- کمی دراز بکشید تا خلاقیت و نوآوری‌تان افزایش یابد

بر اساس تحقیقات دکتر دارن لیپنیکی، استاد دانشگاه ملی استرالیا، دراز کشیدن می‌تواند منجر به افکار خلاقانه شود. وی گفت: «به نظر می‌رسد اکثر فکر‌های خلاقانه زمانی که به پشت دراز کشیده‌ایم سراغمان می‌آیند». یک دلیل می‌تواند این باشد که زمانیکه ایستاده‌ایم هورمون نورآدرنالین بیشتری ترشح می‌شود و نورآدرنالین می‌تواند قدرت تفکر خلاقانه ما را کاهش دهد.

پس الان شما بهانه خیلی خوبی برای درازکشیدن و فکرکردن دارید.

۳- دست به سینه‌‌بودن باعث افزایش احساس مصمم‌بودن و مقاوم‌بودن می‌شود

جالب است بدانید که دست‌ به سینه شدن باعث می‌شود که در مقابل مسائل “لاینحل” مقاومت بیشتری از خود نشان داده و نسبت به مسائل قابل حل از عملکرد بهتری برخوردار شوید.

این نکته از این جهت جالب است که سماجت و ایستادگی یکی از صفاتی است که اکثر کارآفرینان باید خود را به آن مجهز کنند.

پس هر وقت احساس درماندگی و ضعف کردید، در مقابل مشکلتان دست‌به‌سینه شوید و سپس با قدرت روبه‌جلو حرکت کنید.

۴- ایستادن شبیه سوپرمن احساس اعتمادبنفس بیشتری به شما خواهد داد

بر اساس مطالعات Amy Cuddy، استاد دانشگاه هاروارد، دو دقیقه ایستادن از موضع قدرت – بدنی کشیده و صاف، گره‌کردن بازوان در یکدیگر و یا نگه‌داشتن آنها رو به آسمان، و یا ایستادن شبیه Superman به شکلی که دستانتان را به پهلو قفل کرده باشید – به شکل قابل‌توجهی سطح اعتمادبنفستان را افزایش خواهد داد.

این حالت را زمانی امتحان کنید که قصد دارید وارد موقعیتی شوید که در آن احساس استرس، فشار و ترس می‌کنید. (فقط مواظب باشید کسی شما را نبیند.)

۵- برای کاهش سطح استرس خود لبخند بزنید

اخم‌کردن، دهن‌کجی‌کردن و دیگر حالت‌های منفی چهره در واقع حالت کنونی مغز شما را به بیرون مخابره می‌کنند و خبر از این می‌دهند که شما با سختی و مشکل روبرو هستید. بنابراین بدن شما نیز با ترشح هورمون کورتیزول، که سطح استرس را در بدن افزایش می‌دهد، به چنین حالت‌های پاسخ می‌دهد.

استرس هم استرس بیشتری تولید می‌کند …. و برای این چرخه هیچ توقفی متصور نیست. اینجاست که شما کاملا به دردسر می‌افتید.

درمانش دست ماست: لبخند بزنید. با این کار احساس استرس کمتری خواهید کرد حتی اگر شرایط هیچ تغییری نکنند.

این هم جایزه شما: زمانی که لبخند می‌زنید، دیگران هم احساس استرس کمتری می‌کنند که همین کار آنها نیز باعث کاهش استرس شما می‌شود. پس با یک لبخند دو استرس را بکشید.

(به هر حال لبخندزدن باعث راحت‌ترشدن کارها می‌شود. فرض کنید در حال وزنه‌زدن سنگین هستید؛ طبیعتاً این کار باعث می‌شود که چهره‌تان اخم‌آلود و درهم شود. اما اگر خود را مجبور به لبخندزدن کنید، در اغلب اوقات می‌توانید یک یا دو حرکت بیشتر بزنید. امتحان کنید – خواهید دید که دوستانتان با تعجب به شما نگاه خواهند کرد.)

۶- سرتان را به سمت جلو متمایل کنید تا به خود و دیگران احساس راحت‌بودن بیشتری بدهید

وقتی با کسی ملاقات می‌کنید و سرتان را کمی به سمت جلو متمایل می‌کنید، احترام و تواضع خود را به وی نشان داده و کمک می‌کنید که هر نوع تفاوت در وضعیت ظاهری از بین برود.

پس دفعه بعد که با شخصی ملاقات می‌کنید، سرتان را کمی به سمت جلو متمایل کنید، لبخند زده و ارتباط چشمی برقرار کنید. این کار باعث می‌شود احترام و فروتنی‌تان هنگام آشنایی با شخص مقابل نشان داده شود.

ما همه کسانی که به ما شبیه هستند را دوست داریم. پس اگر من حقیقتا نشان دهم که از ملاقات با شما خوشحالم، شما هم سریعاً همین حس را نسبت به من پیدا خواهید کرد. و همین کاری که من کردم را شما هم تکرار خواهید کرد. این کار باعث می‌شود تنش‌های من کاهش یافته و به من کمک می‌کنید که خودم باشم.

۷- از دیگران تقلید کنید تا احساساتشان را بهتر درک کنید

شاید کمی عجیب به نظر برسد، اما تحقیقات نشان داده‌اند که تقلیدکردن از حالت‌های غیرکلامی دیگران می‌تواند به شما کمک کند که عواطف و احساسات آنها را بهتر درک کنید.

از آنجاییکه همه ما عواطفمان را از طریق کانال‌های غیرکلامی بیان می‌کنیم، کپی‌کردن این حالت‌ها به روش «مکانیزم بازخورد نقل‌کننده» بر روی عواطف ما نیز اثرگذار خواهند بود.

به طور خلاصه: از حالت‌های من تقلید کنید تا بتوانید احساسات من را درک کنید – که این بدان معناست که با این کار می‌توانید به من کمک کنید تا به شکل بهتری از طریق این احساسات کار کنم. علاوه‌براین، تقلیدکردن از حالت‌های چهره (که در اغلب‌اوقات این کار را بدون فکرکردن انجام می‌دهیم) باعث می‌شود دیگران احساس کنند تعاملشان با شما مثبت بوده است.

۸- به شکل زاویه‌دار بایستید تا تنش‌های بین‌فردی را به حداقل برسانید

زمانیکه تنش‌ها در بالاترین میزان خود قرار دارند، ایستادن چهره به چهره به طور خودکار باعث افزایش منازعه می‌شود.

زمانیکه سخن شما باعث می‌شود فرد مقابلتان به چالش کشیده شود، پاهایتان را کمی به سمت بیرون بچرخانید تا در یک زاویه با فرد مقابلتان قرار بگیرید. اگر هم با شخص مقابلتان درگیری لفظی پیدا کردید، هرگز به وی پشت نکنید.

فقط کافیست کمی نسبت به فرد مقابل زاویه بگیرید. با این کار به صورت ضمنی هر نوع درگیری فرضی را کاهش داده و باعث می‌شوید که یک درگیری لفظی با مشکل کمتری روبرو شود.

۹- برای بهبود حافظه خود از دستانتان استفاده کنید

تحقیقات نشان داده‌اند ملزم‌کردن کودکان به صحبت‌کردن هنگام آموزش، هیچ تأثیری بر بهبود یادگیری آنها نخواهد داشت – اما اگر آنها را مجبور کنید که هنگام آموزش از وضعیت بدنی خود استفاده کنند، کمک زیادی به بهبود دانش آنها کرده‌اید.

اگر این کار در مورد کودکان جواب داده است، پس در مورد ما هم جواب خواهد داد. بر اساس یک تحقیق، «استفاده از وضعیت بدنی نقش کمکی در آموزش خواهد داشت، شاید با دادن یک گزینه کمکی به شاگردان، روشی جدید برای یادگیری به آنها ارائه دهیم.

به نظر ما روش جالبی است.

۱۰- برای داشتن احساس شادتر و آرامتر، آدامس بجوید

خوب، به شما حق می‌دهیم. شاید آدامس جویدن کار حرفه‌ای نباشد. اما باز هم چند مطالعه نشان داده است که آدامس‌جویدن باعث می‌شود هوشیارتر بوده و زمان عکس‌العملتان را بهبود می‌بخشد. همچنین قدرت توجه شما را بالا می‌برد. وضعیت و حالتتان را نیز بهتر می‌کند.

این هم پیشنهاد ما: دفعه بعد که خواستید یک مسأله مشکل را حل کنید، دراز بکشید، دستانتان را به هم گره کنید و یک آدامس بجوید. شاید، فقط شاید، این ترکیب موفقی باشد که شما برای دستیابی به موفقیت بعدی به آن نیاز داشته باشید.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Inc.com

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

۱۱ نکته برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم – بخش دوم

۶- در محیط کار خود یک فضای مثبت بسازید

اصلا فرقی ندارد که اتاق کارتان به چه شکل است، به هر حال اگر بخواهید می‌توانید فضای کاریتان را مملو از انرژی مثبت کنید. بر روی دیوار پوسترهایی نصب کنید که به شما آرامش دهند. عکس کسانی که دوستشان دارید را در کنار میز خود بگذارید. جملات انرژی‌بخش و مثبت بر روی پس‌زمینه کامپیوتر خود قرار دهید. به هر حال هر کاری از دستتان بر می‌آید بکنید تا به خودتان یادآوری کنید که کار همه زندگی شما نیست و شما خارج از آن هم هنوز فردی خوشحال هستید.

۷- با خودتان روراست باشید

این جمله شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما بارها شده است که افرادی را دیده‌ایم که خودشان را در شغلشان غرق کرده‌اند. آنها دیگر اعتبار خود را از دست داده و برای باقی ماندن در فضای مسموم کاری خود را قربانی کارشان کرده‌اند. می‌دانیم که انجام چنین کاری برخی‌اوقات راحتتر از مقابله‌کردن با آن است، اما باور داشته باشید که با این کار فقط خود را نابود خواهید کرد. هیچ‌وقت به دیگران اجازه ندهید شما را تغییر دهند، مگراینکه خودتان بخواهید خود را تغییر دهید.

۸- برای زمان‌های استرس راه دررویی برای خود در نظر بگیرید

شاید بخواهید همین فردا از کارتان استعفا دهید، اما این گزینه از نظر ما زیاد جالب نیست. پس همین امروز روشی را پیدا کنید تا زمان‌هایی که نیاز است خود را دوباره شارژ کنید. مثلا با دوست خود به ناهار بروید یا اطراف ساختمان محل کارتان پیاده‌روی کنید. بعضی‌وقتها ۵ دقیقه‌ای با خود خلوت کرده و مدیتیشن کنید. کتابی بخوانید و ذهنتان را از هر چیزی آزاد کنید. به هر حال هر کاری از دستتان بر می‌آید بکنید تا خودتان را از زیر بار فشار کاری رها کنید. به خاطر داشته باشید اگر سلامتی روح و بدنتان برایتان مهم است، این کار را حتما در برنامه روزانه خود قرار دهید حتی برای چند دقیقه کوتاه.

۹- بر روی واقعیت‌ها تمرکز کنید، نه داستان‌ها

غرق‌شدن در حاشیه‌ها و داستان‌های موجود در محیط کار، کاری بسیار آسان است. اطرافیانتان خیلی راحت می‌توانند در مورد شما حاشیه‌های مختلف درست کنند. ما به شدت به شما توصیه می‌کنیم که در چنین شرایطی حتما چند قدم به عقب گذاشته، نفسی تازه کنید و بر روی واقعیت‌ها تمرکز کنید. دقت کنید که دقیقا چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است و چه چیز‌هایی فقط در حد حرف هستند؟ اصلا انرژی خود را صرف دانستن این موضوع که چه اتفاقی افتاده و یا نیافتاده نکنید. باز هم می‌گوییم، بر روی وقایع تمرکز کنید، هرگز اجازه ندهید این مسائل برای شما معنای دیگری پیدا کنند. پس همیشه در زمین واقعیت بازی کنید.

۱۰- خود را درگیر حواشی نکنید

شاید این داستان کمی قدیمی باشد؛ اما برای خیلی از افراد انگار فضای کار همان فضای دبیرستان است. مطمئنیم شما هم همکارانی دارید که بعضی‌وقتها شما را به آن زمان باز می‌گردانند. متأسفانه شما برای تغییر آنها هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید، اما حداقل می‌توانید تصمیم بگیرید که در بازی آنها شرکت نکنید. همیشه به یاد داشته باشید که خود را درگیر حواشی و اینگونه داستان‌ها نکنید.

۱۱- همین الان هرگونه سوءتفاهم را از بین ببرید؛ ارتباط برقرار کنید!

اجازه ندهید که مشکلات بغرنج‌تر شوند. اگر باید در مورد مشکلی صحبت کنید پس همین الان این کار را انجام دهید و البته با حرفه‌ای‌گری این کار را به پایان برسانید. هرگز نگذارید مشکلات بزرگتر شوند وگرنه به چیزی تبدیل می‌شوند که دیگر کاری از دست شما بر نخواهد آمد. ارتباط‌برقرارکردن به مانند هر رابطه‌ای کلید موفقیت است.

موفق باشید.

 مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI ، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

۱۱ نکته برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم – بخش اول

این حقیقت که بسیاری از افراد در شغل‌هایی که واقعاً دوست ندارند گیر کرده‌اند چیز عجیبی نیست. برای برخی افراد، این مسأله بغرنج‌تر است زیرا محیط کاری آنها به مراتب مسموم‌تر است. خواه مدیرتان آدم بدجنسی‌است، خواه همکار دیوانه‌کننده‌ای دارید و یا سیاست‌های شرکت زننده‌ است یا خیر، به هر حال این موارد چیز جالبی برای شما نمی‌باشند.

رهاکردن بلافاصله کار گزینه مناسبی نمی‌باشد زیرا اول از همه باید یک راه فرار برای خود در نظر گرفته باشید. اگر شما این گزینه را به عنوان آخرین گزینه در نظر گرفته‌اید (حداقل برای الان)، پس زمان آن رسیده که فکری به حال محیط کاری کنونی خود کنید.

مهمترین نصیحتی که می‌توانیم به شما بکنیم این است که مسائل را به هیچ وجه شخصی نکنید و بین موضوعاتی که می‌توانید آنها را تغییر دهید و نمی‌توانید تفاوت قائل شوید. هرگز اجازه ندهید که منفی‌گرایی محیط‌ کار یا افراد آن شما را از میدان به در کند. به فکر هدف والاتر خود و آن چه به خاطر آن کار می‌کنید باشید.

هرگز نگذارید کار مسمومتان از طریق تحمیل منفی‌گرایی به شما چیره شود

در ادامه به ۱۱ نکته مفید برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم اشاره خواهیم کرد:

۱- کارتان را به منزل نبرید

حرف ما را گوش کنید، اگر فهمیده‌اید که محیط کاریتان مسموم و خسته‌کننده است، پس چرا سعی می‌کنید که این انرژی منفی را وارد منزلتان کنید؟ این کار درست مثل این است که در خانه‌تان را باز کنید و بگذارید ابرهای تیره و کثیف وارد فضای شاد منزلتان شود. این کار را نکنید. بگذارید آن فضای منفی در همان محیط کارتان باقی بماند. یک قانون برای خود بگذارید: هیچ وقت در مورد مسائل کاریتان در منزل صحبت نکنید. هیچ وقت ایمیل‌های کاریتان را در منزل چک نکنید. اگر بعضی‌وقتها در منزل ذهنتان به سمت مسائل کاری رفت، سریعا خود را با چیز دیگری مشغول کنید. « از فضای شاد منزلتان محافظت کنید. »

۲- کسی را داشته باشید که بتوانید با او دردودل کنید (البته خارج از اداره!)

اگر بخواهید از نکته شماره ۱ استفاده کنید، باید یک سیستم حمایتی برای خود داشته باشید. با این روش می‌توانید افکار منفی را از ذهن خود دور کرده و بدون اینکه آنرا وارد محیط منزل کنید از شر آنها رها شوید. از دوست مورد اطمینان خود بخواهید که گاهی اوقات اگر دوست دارد با شما هم‌کلام شود. حتی می‌توانید به آنها بفهمانید که نیازی به پاسخشان ندارید، بلکه تنها نیاز به یک محیط امن دارید تا افکار منفی محیط کار را از خود دور کنید.

۳- به دنبال نکات مثبت باشید، هر نکته مثبتی

آیا در موقعیتی قرار دارید که تمام انگیزه خود را از دست داده و اساساً خالی شده‌اید؟ خیلی خوب، این موقعیت بهترین زمان برای تصورکردن و امتحان‌کردن هر نوع نکته مثبت و تمرکزکردن بر آنهاست. شاید این فرصتی باشد برای رشد حرفه‌ای که می‌تواند برای موقعیت آینده‌تان شما را آموزش دهد. از مزایای آن استفاده کرده و به این فکر کنید که این موقعیت چگونه می‌تواند به سکوی پرتابی برای شما تبدیل شود. به دنبال هر روش و نکته مثبتی باشید که شغلتان را مثبت کرده و تنها بر روی آن تمرکز کنید.

۴- یک استراتژی خروج برای خود ایجاد کنید

اصلا برای ما مهم نیست که می‌خواهید در شغل کنونی‌تان دو سال بیشتر بمانید یا دو ماه بیشتر، هنوز می‌توانید برای زمانی که وقت رفتن باشد برای خود یک استراتژی خروج در نظر بگیرید. این کار بدین دلیل مهم است که با انجام چنین روشی به مغز خود سیگنال می‌دهید که هیچ چیز تا ابد باقی نخواهد ماند. با این روش همیشه به خود امید خواهید داد که بالاخره یک روز به موقعیت‌های بهتر و روشن‌تر دست خواهید یافت. به خود یادآوری کنید که برای چه هدفی کار می‌کنید و به جای اینکه در حال حاضر چه اتفاقی می‌افتد قرار است در آینده چه اتفاقی را رقم بزنید.

۵- مرزهای خود را تعریف کنید

این مورد برای خیلی از افراد یک چالش بزرگ به حساب می‌آید. اینکه یاد بگیرید به راحتی «نه» بگویید کار راحتی نیست، اما قول می‌دهیم ارزشش را دارد. مرزها دقیقا مثل وقت ناهار هستند. نه خیلی زود نه خیلی دیر. وقتی که مرخصی هستید سعی نکنید در روزهای آخر هفته و یا وقتی در منزل هستید کار کنید. در این روزها به تلفن هیچ کس علی‌الخصوص رئیستان پاسخ ندهید. مرزها نه تنها سلامتی شما بلکه سلامتی همکارانتان را نیز تضمین می‌کند. شما می‌توانید نمونه‌ای باشید برای دیگران تا نشان دهید که چقدر به سلامت خود اهمیت می‌دهید و کار را در درجه دوم زندگی خود قرار می‌دهید.

این مقاله ادامه دارد….

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI ، دپارتمان MBTI

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

شغلتان را دوست ندارید؟ چه کاری باید انجام دهید؟

همه افراد در سنین متفاوت و موقعیت های شغلی گوناگون یک خصوصیت مشترک دارند: آنها از شغلشان راضی نیستند و احساس خوشبختی نمی کنند، با این حال آرزو داشتند که می‌توانستند انتخاب دیگری داشته باشند، اما اینکه چگونه این کار را انجام دهند برایشان سوالی بزرگ بود.

می‌توانیم اکنون با اطمینان بگوییم که هر کسی در زندگی خود را پرسش‌های مختلفی روبرو می‌شود. وقتی این حالت به ما دست می‌دهد که ما از نظر روحیه در سطح پایینی قرار داریم و دنبال گمشده‌ای می‌گردیم؛ با این وجود، اگر این عدم رضایت و قطعیت از اینکه می‌خواهید کارتان را رها کنید سر جای خود باقی بماند، اینجاست که باید بنشینید و ببینید که دقیقا چه چیزی از زندگی خود می‌خواهید.

ما همیشه به مراجعان یا مشتریانمان گفته‌ایم که چهار فاکتور اساسی وجود دارد که خوشبختی و موفقیت آنها را در شغل بعدیشان تعیین می‌کند: مهارت‌ها، علایق، شخصیت و ارزش‌ها. اگر یکی از آنها از مدار تنظیم خارج شود، مثل این خواهد بود که ماشین زندگیتان یکی از چرخ‌هایش را از دست بدهد.

اگر شما در برهه‌ای از زندگی خود قرار دارید که نیاز به آن دارید که در یک تعمیرگاه توقف کرده و انگیزه‌ و خوشبختی خود را بازبینی کنید، به نظر ما باید با یک مشاور یا مربی شغلی صحبت کنید.

ابزارهایی که به شما پیشنهاد می‌کنیم فقط نمونه‌هایی هستند از چیزهایی که ما در چند سال اخیر آنها را مؤثر دیده‌ایم و توانسته‌اند به افراد دیدگاه و چشم‌انداز مناسبی از زندگی داده و به آنها در ادامه دادن روند زندگیشان کمک کنند.

ما اکیدا توصیه می‌کنیم که با یک مشاور شغلی که در زمینه ابزارهای ارزیابی شخصیتی دارای تبحر باشد مشاوره کنید تا هیچ شک و شبهه‌ای در نتیجه کار شما وجود نداشته باشد. همچنین این نکته را نیز به خاطر داشته باشید که این دست ابزارهای و آزمون‌ها تنها کمکی هستند به شما در راه کشف و کاوش زندگی حرفه‌ای و شغلیتان.

در ادامه به ۵ ابزار اشاره خواهیم کرد که می‌توانند شما را در آغاز دوباره مسیر شغلیتان کمک کنند:

۱- شخصیت

شما با وظایف جدید چگونه برخورد می‌کنید؟ و یا آیا جلسات کاری و گروهی را انرژی‌زا می‌دانید یا خسته‌کننده؟

ابزار شخصیت‌شناسی میرز-بریجز یا MBTI می‌تواند به شما کمک کند تا خودتان را بهتر بشناسید. این آزمون بر اساس نظریه معروف تیپ‌های شخصیتی روانکاو سوئیسی Carl Jung بنا نهاده شده و به شما کمک می‌کند تا چهار مسأله اساسی در خصوص شخصیت خود را بهتر بشناسید. اینکه چگونه از دنیای اطراف انرژی می‌گیرید (درونگرایی (I) و برونگرایی (E))، اینکه چگونه اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنید (منطقی (S) و شهودی (N))، اینکه چگونه تصمیم‌گیری می‌کنید (احساسی (F) و فکری (T)) و اینکه سبک زندگی شما به چه شکلی است (منظم (J) و منعطف (P)). بعد از پاسخ دادن به ۹۳ سوال که از آن به عنوان آزمون Step I نام می‌برند می‌توانید تیپ شخصیتی خود که یک کلمه چهار حرفی است را بدست بیاورید. در این آزمون هیچ گزینه بد یا خوب یا درست و غلطی وجود ندارد. این تیپ چهار حرفی را نباید به عنوان یک لیبل یا برچسب بر خود بدانید که موجب محدودیت شما شود. هر شخص در نوع خود منحصربفرد بوده و دارای شخصیتی بسیار پیچیده می‌باشد. ابزار MBTI تنها ترجیحات شما را مشخص می‌کند. اگر شما فردی راست دست باشید، مطمئناً می‌توانید نام خود را با دست چپتان نیز بنویسید؛ شاید این کار به آسانی دست راستتان نباشد ولی به هر حال قابل انجام است.

۲- علایق

ما همیشه از مراجعینمان می‌پرسیم چه کاری را با «لذت» انجام می‌دهند. در عوض تا امروز پاسخی که آنها به ما داده‌اند این است که آنها در چه کاری مهارت دارند. سپس ما مثال خودمان را به آنها می‌زنیم: من در استفاده از رایانه مهارت زیادی دارم؛ با این حال لزوماً از کارکردن با آن لذت نمی‌برم و دوست ندارم در زمینه IT کار کنم. صرفا به خاطر اینکه شما در کارکردن با چیزی مهارت دارید بدین معنا نیست که از کارکردن به آن نیز لذت می‌برید.

متأسفانه بسیاری از افراد از نزدیک شدن به شغل‌های رؤیایی خود خجالت می‌کشند صرفاً به این دلیل که در آن مهارت نداشته و توانایی انجام آن شغل را ندارند. آزمون ارزیابی علایق STRONG می‌تواند به شما کمک کند که ۳ حوزه علاقمندی خود را کشف کنید.

این آزمون بر اساس نظریه انتخاب حرفه John Hollnd بنا نهاده شده است و به شش حوزه مجزا تقسیم می‌شود: واقع‌گرا، تحقیق‌کننده، هنری، اجتماعی، سازمان‌دهنده و سنتی. این ۶ خصوصیت در قالب یک نمودار شش ضلعی نمایش داده شده و ۳ انتخاب اصلی شما معمولا در کنار یکدیگر قرار می گیرند.

وقتی توانستید ۳ حوزه اصلی علاقمندی خود را شناسایی کنید، که از آن به عنوان «کد هالند» نیز یاد می‌کنند، پس از آن مشاور شغلی شما می‌تواند به شما در پیداکردن شغلی مناسب که با علاقمندی‌ها و شخصیتتان همخوانی بیشتری داشته باشد کمک کند.

۳- مهارت‌ها

مهارت‌ها توانایی‌ها و رفتار شما هستند که در طول زمان رشد کرده و بدست آمده‌اند. ما مطئمنیم که شما در چیزهایی دارای مهارت هستید و در چیزهای دیگر مهارتی ندارید. مهارت‌ها بخشی مهم از شخصیت شما را تشکیل می‌دهند، بنابراین کارهایی که معمولا از انجام دادن آن لذت می‌برید جزو کارهایی هستند که در آنها مهارت دارید.

آیا می‌دانستید که سه نوع مهارت مختلف وجود دارد؟ مهارت‌های فنی (مرتبط با شغل)، مهارت‌های خودمدیریتی (نظیر مدیریت زمان یا قابلیت اطمینان) و روان‌ترین آنها: مهارت‌های قابل انتقال (نظیر مهارت‌ در مذاکره یا برقراری ارتباط).

برای مثال کارت‌های شرکت SkillScan می‌تواند شما را قادر سازد تا در خصوص کارهایی که می‌توانید انجام دهید فکر کنید و به شما در سازماندهی و مرتب‌کردن آنها کمک کند. بنابراین شما راحتتر می‌توانید آنها را در ذهن خود فهرست کرده و در زمان‌هایی که لازم است رزومه کاری خود را تهیه کنید مشکل خاصی نداشته باشید. همچنین در مصاحبه‌های حضوری نیز می‌توانید با هوشمندی بیشتری نسبت به توانایی‌هایتان صحبت کنید.

۴- ارزش‌ها

ارزش‌های شما نقش عمده‌ای را در جستجوی شغلی و انتخاب حرفه شما بازی می‌کنند. استفاده از کارت‌های ساده ارزش‌ها می‌تواند به شما کمک کند که ۶ ارزش اصلی خود را شناسایی کنید. برای مثال: شناخت، دستیابی‌ها، استقلال، حمایت، شرایط کاری و غیره.

مشاور شغلی شما نیز می‌تواند در شناسایی زمینه‌های کاری به شما کمک کرده و ارزش‌های اصلی شما و آن دسته از ارزش‌هایی که پایین‌ترین اهمیت برای شما دارند را پیدا کند.

ارزش‌ها نقش راهبری رفتار شما را دارند و می‌توانند تعیین‌کننده اصلی خوشبختی و رضایت کلی شما از شغلتان باشند. به همین دلیل است که باید از انتخاب شغلی که با ارزش‌های شما منافات دارند خودداری کنید. بنابراین اگر با مأموریت و چشم‌انداز کارفرما یا شرکتتان، یا محصولی که ارائه می‌کنید مخالفت دارید، مسلم بدانید که نسبت به آن شغل نیز هیچ رضایت و لذتی نخواهید داشت.

۵- شبکه‌سازی

بعد از اینکه فهمیدید چه چیزهایی باعث می‌شوند ماشین زندگیتان بدون هیچ مشکلی به راه خود ادامه دهد، شبکه‌سازی بهترین ابزاری است که می‌تواند در یافتن شغل به شما کمک کند. مطالعات بسیاری نشان می‌دهند که امروزه شبکه‌سازی بهترین راه برای یافتن شغل می‌باشد. برخی اوقات از آن به عنوان «Vitamin C» یاد می‌کنند که حرف “C” همان رابطه یا Connection است.

پلتفرم‌های رسانه اجتماعی نظیر LinkedIn یا Xing بهترین دوستان شما در ساختن شبکه‌ مخصوص به خودتان و جستجوی افرادی است که کاری مشابه کار شما را انجام می‌دهند. به مسیر آنها دقت کنید: چه چیزی خوانده‌اند؟ پیش از این در چه شرکت‌هایی کار کرده‌اند؟ چه مهارت‌هایی دارند؟ سپس پیامی به آنها فرستاده و خود را به صورت مختصر به آنها معرفی کنید. سوالی از آنها بپرسید و در حالت ایده‌آل از آنها بخواهید که ترتیب برگزاری یک مصاحبه حضوری را فراهم کنند.

مهربان، دوستانه، علاقمند و مهمتر از همه خودتان باشید. به یاد داشته باشید، همه ما می‌خواهیم کسی را ببینیم که (حقیقتاً) علاقمند به ما و پس‌زمینه کاری ما باشد. و چه می‌دانید؟ شاید این فرد دارای اختیار زیاد بوده و منصب خوبی داشته باشد و یا با کسانی که بتوانند به شما کمک کنند ارتباط داشته باشد. همچنین شاید بتوانید به افراد نشان دهید که می‌توانید به صورت داوطلبانه چند روزی برای آنها کار کنید تا توانایی‌هایتان در شعل موردنظر را نشان دهید.

خیلی از دوستان ما شغل موردنظرشان را از یکی از روش‌های بالا بدست آورده‌اند. یعنی یا به صورت داوطلبانه در جایی کار کرده‌اند و یا از طریق شبکه‌سازی و معرفی، جایی را برای کارکردن انتخاب کرده‌اند.

پس هرگز تسلیم نشوید؛ جستجو کرده و به خوبی مردم اطمینان داشته باشید. آنها دوست دارند که به شما کمک کنند.

ترجمه ای از مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

محیط کاری مورد علاقه شما چیست؟

محیط‌های کاری مورد ترجیح ما: E-I و J-P

ترجیحات تیپ ما می‌توانند تأثیر شگرفی بر روی نحوه کارکردنمان داشته باشند و به تبع آن می‌توانند محیط موردعلاقه ما برای کارکردن را نیز مشخص کنند. ما به مشتریانمان پیوسته تأکید می‌کنیم که ببیند آیا تمام چشم‌اندازها در یک محیط‌ کاری به یک اندازه مورد توجه قرار گرفته‌اند یا خیر و همچنین چه موردی را می‌توانند بهبود ببخشند.

برونگرایی (E) و درونگرایی (I)

افرادی که دارای ترجیح برونگرایی (Extrovert) هستند محیط‌های کاری فعال با گزینه‌های متعدد را دوست دارند. برونگراها از طریق صحبت‌کردن ایده‌هایشان را گسترش می‌دهند و با راه‌انداختن یک مناظره می‌توانند عقاید و نظراتشان را جاری ساخته و افکارشان را پالایش کنند. به همین دلیل برونگراها دوست دارند در محیط‌کارشان با افراد زیادی ارتباط برقرار کنند و ایده‌هایشان را با آنها مطرح کنند و اگر برای مدتی طولانی تنها بمانند انرژی خود را از دست خواهند داد. در این میان، درونگراها نیز محیط‌های کاری آرامتر را می‌پسندند زیرا این گونه محیط به آنها اجازه می‌دهد تا بدون هیچ مزاحمتی بر روی کار خود تمرکز کنند. درونگراها برخلاف برونگراها که از طریق گفتگو ایده‌هایشان را توسعه می‌دادند، از طریق تفکر افکارشان را پالایش می‌کنند. بنابراین زمانیکه درونگراها افکارشان را بر زبانشان جاری می‌کنند به طور کامل در مورد آن فکر کرده‌اند. بنابراین آنها بیشتر از برونگراها به حرف‌هایی که می‌زنند متعهدند و بعید به نظر می‌رسد که عقایدشان را پشت سر هم تغییر دهند.

نکاتی برای تیم‌ها:

فرصت‌هایی را برای اعضای تیمتان ایجاد کنید که بتوانند انتخاب کنند چه زمانی درونگرا باشند و چه زمانی برونگرا. برای مثال مکان‌های ساکت و آرام را برای تفکر و تمرکز در نظر بگیرید و یا بر عکس مکانی را در نظر بگیرید که افراد بتوانند بدون هیچ مزاحمتی ملاقات‌های حضوری داشته و brainstorming کنند. به یاد داشته باشید که باید به درهای باز و بسته اتاق افراد احترام بگذارید.

منظم (J) و منعطف (P)

افرادی که دارای ترجیح منظم هستند در محیط‌هایی می‌توانند بهترین کار خود را انجام دهند که بتوانند برای کل روز خود برنامه‌ریزی کرده و به برنامه پایبند باشند. منظم‌ها دوست دارند کارهایشان را تمام کنند و زمانیکه بتوانند تصمیم بگیرند و پروژه‌ها را تمام کنند به رضایت شغلی دست پیدا خواهند کرد. J ها ساختار را ترجیح‌ می‌دهند و تمایل دارند زمان و کارهایشان را برنامه‌ریزی کرده و فهرست to-do برای خود ایجاد کنند. از سوی دیگر، کسانی که دارای ترجیح P یا منعطف هستند از کارهایی که به آنها آزادی عمل و انعطاف‌پذیری بدهد استقبال می‌کنند. منعطف‌ها دوست دارند گزینه‌های متعددی پیش رو داشته باشند و بنابراین تصمیم‌گیری را به لحظه آخر موکول می‌کنند تا هیچ اطلاعاتی را از دست ندهند. منعطف‌ها برخلاف منظم‌ها که دوست دارند کارشان را قبل از موعد زمانی تمام کنند، پروژه‌هایشان را دقیقاً در موعد زمانی به اتمام می‌رسانند. آنها افرادی کنجکاو و منعطف هستند و به تبع آن نسبت به تغییر عکس‌العمل خوبی دارند.

نکاتی برای تیم‌ها:

زمانیکه در حال تصمیم‌گیری در خصوص یک پروژه هستید، تعیین کنید که کدام‌یک از مؤلفه‌های پروژه نیاز به تصمیم‌گیری سریع داشته و کدامیک نیاز به کاوش و بررسی بیشتری دارد. در خصوص زمان و نحوه انجام پروژه به افراد تیمتان به اجماع کلی برسید. همچنین موعدهای زمانی را مشخص کرده و بررسی کنید که تا چه زمانی می‌توانید اطلاعات جدید دریافت کنید. تجربه نشان داده که استفاده از بررسی‌های غیررسمی و ملاقات حضوری این اطمینان را حاصل می‌کند که اطلاعات جدید به شیوه‌ای مشخص و زماندار به افراد ارائه می‌شوند. این کار به J ها و P ها اجازه می‌دهد که رویکرد مخصوص به خودشان نسبت به پروژه را ساخته و پرداخته کنند.

مجتبی کریمی، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Psychometrics.com

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

تعارض

۱۰ نکته برای مدیریت تعارض در محل کار

۱۰ نکته برای مدیریت تعارض در محل کار

بعضی اوقات شما تمام سعیتان را می‌کنید که کارمندان را بر اساس بالاترین تناسب فرهنگی، مهارتی و تجربی استخدام کنید، اما باز هم بروز تعارض و اختلاف بین دو کارمند امری گریزناپذیر خواهد بود. این مسأله در زمان‌های پراسترس حتی پررنگ‌تر هم می‌شود.

این مسائل می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشند؛ از اختلاف‌نظرهای جزئی در خصوص بهترین شکل مدیریت یک پروژه یا تعارض‌های شخصی گرفته تا کشمکش‌های جدی که می‌تواند کارایی و بهره‌وری کل سازمان یا تیم را به خطر بیاندازد – به خصوص اگر کارمندان اقدام به جبهه‌گیری کنند.

در مسائل جزئی و پیش‌پاافتاده کارمندان خودشان می‌تواند مشکل را برطرف کنند، اما اگر این مسائل عمده و جدی باشند، هرگز نباید اجازه دهید که این مشکل تبدیل به یک فاجعه شود. مدیران استعدادیابی باید پا پیش گذاشته و تلاش کنند که این مشکلات را سریعاً برطرف نمایند.

در ادامه به نکاتی اشاره خواهیم کرد که در بهبود روابط در محیط‌های کاری و حرفه‌ای می‌تواند چاره‌ساز باشد:

  1. سریع دست به کار شوید

وجود یک شخص ثالث – که در بسیاری از شرکت‌ها این شخص می‌تواند مدیر استعدادیابی یا مدیر منابع انسانی باشد – به منظور فراهم‌آوردن یک محیط ساختارمند برای گفتگوی کارآمد بین دو گروه یا دو فرد که با هم مشکل دارند بسیار حیاتی می‌باشد.

اگر مسائل و تنش‌ها به مراحل حساس کشیده شد، هر چه زودتر دست به کار شوید، خطر تبدیل شدن این مشکل به یک فاجعه کمتر خواهد بود. شما باید برای کارمندان این موضوع را روشن کنید که موضعتان در این میان کاملا بی‌طرف بوده و به نفع هیچ کسی تصمیم نمی‌گیرید.

  1. گل به خودی نزنید

وقتی مشکلی در محل کار پیش می‌آید، افراد از موضعی کاملا شخصی به یکدیگر حمله می‌کنند و حرف‌هایی می‌زنند که به هیچوجه منظورشان نیست. Zachary Schaefer که یک مشاور مدیریت تعارض سازمانی در St. Louis می‌باشد در این خصوص می‌گوید: «اگر به این مشاجرات لفظی توجه نشود و آنرا بدون بررسی رها کنیم، به تدریج اعتماد و تعهد بین کارمندان کمرنگ شده و باعث این می‌شود که هر مشکل جزئی سریعاً به یک مسأله جدی بدل شود. پس باید برای کارمندان یک سری قوانین وضع کنید. برای مثال صدازدن یکدیگر با نام کوچک ممنوع! متهم‌کردن یکدیگر ممنوع! خطاب‌قراردادن فرد مقابل با دست و انگشت اشاره ممنوع! و …. »

  1. در خفا مسائل را حل کنید

برای حل مشکلات به یک محل خلوت و ساکت بروید، مثلا دفتری که بتوانید درب آنرا ببندید یا اتاق کنفرانس یا حتی محلی خارج از اداره. با این روش، کارمندی که دچار مشکل شده دیگر این احساس را نخواهد داشت که دیگران به حرف‌های او گوش داده و یا وی را تماشا می‌کنند. با این کار شما محیطی امن برای او ایجاد کرده‌اید تا بتواند مشکل اصلی‌اش را مطرح کرده و حرف دلش را بزند.

  1. عمق مسأله را نشانه بروید

زمانیکه برای کارمندان یک سری قوانین مشخص وضع کردید و مشکلات افراد را در محلی امن شنیدید، وقت آن رسیده که مسأله را به صورت عمقی و دقیق بررسی کنید. از هر یک از کارمندان بخواهید که مشکل را از نقطه‌نظر خودشان توضیح بدهند و اگر لازم می‌دانید اقدام به یادداشت‌برداری کنید. با دقت به نکات مشترک و ناسازگاری‌ها گوش کنید.

  1. سوالات تشریحی بپرسید

بهترین راه برای اینکه به افراد کمک کنیم تا مشکلشان را حل کنند این است که از آنها در خصوص اتفاق، تعارض یا مشاجره سوالات تشریحی بپرسیم. این کار به دو طرف کمک می‌کند تا تعارض بوجودآمده را دوباره از صفر تا صد در ذهن خود بررسی کنند، نه اینکه بر اساس احساسشان تصمیم‌ بگیرند.

Schaefer می‌افزاید: «زمانیکه افراد در تعارض گرفتار می‌شوند، معمولا نسخه مخصوص به خود از حادثه را تشریح می‌کنند، بنابراین یک میانجی‌گر هوشمند ساختار و محتوای تعارض را بگونه‌ای می‌چیند که اولا فهم کافی از آن بدست آورد و ثانیاً تمرکز خود را از گذشته تا آینده معطوف کند».

  1. هر کارمند را ترغیب کنید که از نقطه‌نظر دیگران به مشکل نگاه کند

Kathy Taberner مؤسس مؤسسه Curiosity که یک سازمان آموزشی و مربیگری است می‌گوید: «یکی از مؤثرترین استراتژی‌ها برای بررسی تعارض این است که کنجکاوی دیگران را به گونه‌ای تحریک کنید که نقطه‌نظرات یکدیگر را درک کنند».

کنجکاوبودن به چه معناست؟ داشتن آمادگی برای شنیدن و جذب‌کردن یا شنیدن اختیاری به روشی که شما را برای درک ایده‌های دیگران آماده کرده و سوالات خوبی بپرسید به شکلی که نتوان با بله یا خیر پاسخ آن را داد.

Taberner می‌افزاید: «بسیاری از مشتریان ما از این استراتژی در موقعیت‌هایی که تعارض‌ها سطحی بود استفاده کرده‌اند. همه آنها به اتفاق به این موضوع اذعان داشته‌اند که بعد از استفاده این روش تغییرات عمده‌ای در روابطشان رخ داده و اوضاع بسیار بهتر شده است. همچنین آنها توانسته‌اند پذیرای نظرات دیگران باشند و به خوبی آنها را درک کنند. شاید با این روش در همه مسائل نتوان به یک توافق نهایی دست یافت، اما می‌توان با استفاده از دیدگاه دیگران به درک بهتری نسبت به مسائل رسید آنچنانکه هر کسی در تیم می‌تواند با مشکلات روبرو شده و مسائل را به خوبی حل و فصل کند.»

  1. انتقاد‌گری را ممنوع کنید

منتقدبودن نسبت به رؤسا، کارمندان، همکاران یا حتی افراد خارج از سازمان همچون نفس‌کشیدن امری طبیعی است. این نظر Larry Shushansky، درمانگر روابط کاری است.

وی می‌گوید: « ما هر روزه به شکل منتقدانه فکر یا صحبت می‌کنیم. آن هم چندین بار در یک روز. و هر سری که این کار را تکرار می‌کنیم، در واقع بر علیه سلامتی و تندرستی خود عمل می‌کنیم. تغییر نگرش منتقدانه کار ساده‌ای نیست زیرا این کار در اغلب اوقات تبدیل به یک عادت می‌شود و متأسفانه همین شیوه رفتاری را در مواجهه به تعارض بکاربرده و موجبات پایین‌آمدن عزت نفسمان را فراهم می‌کنیم. ما تمایل به فکرکردن داریم. “آیا می‌دانید آنها در محل کار با من چه می‌کنند؟ هیچ راهی وجود ندارد که یک شخص بتواند این کار را انجام دهد، اگر آنها اینقدر نامنظم نبودند.”»

به جای اینکه کارمندان نسبت به یکدیگر انتقاد کنند، به مسائل پیش روی خود توجه کنید. اینکه چه اتفاقی افتاده و بهترین کاری که می‌توانیم بکنیم چه می‌باشد.

  1. عواطف را همان اول کار بررسی کنید

Shushansky می‌افزاید: «در بسیاری از موقعیت‌ها، ما فکر می‌کنیم که با افراد سختی روبرو هستیم، اما در حقیقت، ما با عواطف و عکس‌العمل‌های دشوار روبرو هستیم».

بررسی عواطف در همان مراحل اولیه کار و سپس به آرامی صحبت‌کردن در مورد این مسائل بسیار می‌تواند به حل مشکلات کمک کند.

  1. در مورد حرکت رو بجلو به توافق برسید

وقتی هر یک از طرفین تعارض بخش مربوط به خودشان را برای شما تعریف می‌کنند، از هر دوی آنها بپرسید که دوست داشتند چه اتفاقی از این به بعد می‌افتاد. برخی از سوالاتی که به حل این مسائل کمک می‌کنند عبارتند از: راه‌حل در این مقطع زمانی چیست؟ برای حرکت به سمت جلو هر یک از طرفین چه کاری باید انجام دهند؟ چگونه باید این مشکل را حل کنیم بگونه‌ای که نیازهای طرفین برآورده شود؟ در حالت ایده‌آل، هر دو طرف از نتیجه راضی بوده و احساس خوبی از حرکت به جلو خواهند داشت.

  1. در مورد روش‌هایی برای جلوگیری از بروز تعارض در آینده صحبت کنید

حال که مشکلات برطرف شده‌اند، زمان آن رسیده که در مورد روش‌هایی برای جلوگیری از رخ‌دادن تعارض‌های مشابه فکر کنید. این کار می‌تواند به سادگی ایجاد یک تالار گفتگو (فروم) برای ارتباطات صادقانه در جلسات کارمندان باشد یا قول‌گرفتن از دوطرف که وقتی مشکل دیگری در آینده پیش آمد اول از همه این مشکل را با شما مطرح کنند یا حتی تهیه یک توافقنامه مکتوب که هر دو طرف آنرا امضاء کنند. ایده اصلی این است که شما باید چارچوبی را ایجاد کنید که سریعا همه اوضاع به حالت قبل بازگردد تا بتوانند بهترین کارشان را انجام دهند.

مجتبی کریمی، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Talentmgt.com

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

غرور و خودخواهی اطرافیان مهمترین عامل تحلیل انرژی یک INTJ

INTJ ها از کارهای احمقانه به هیچ وجه خوششان نمی‌آید، اما بیشتر از همه از کسی که عمداً غرور و تکبر از خود نشان می‌دهد نفرت دارند.


این سوءتفاهم نباید پیش بیاید که INTJ ها بی احساسند، بلکه آنها احساساتشان را در تصمیماتشان دخالت نمی دهند. بنابراین از دست کسانی که دائما لب به شکایت باز می کنند دل خوشی نخواهند داشت.

آدم‌های بیش از حد مغرور و بدخواه به شدت حال INTJ ها را خراب می‌کنند. اگر آنها را مجبور کنید که در یک دوره زمانی طولانی‌مدت پیش چنین افرادی بمانند، باعث نابودی و تحلیل کامل انرژی یک INTJ شده‌اید. آنان نیاز دارند که گاهی‌اوقات با خود خلوت کنند و اصلا دوست ندارند که کسی در این زمان‌ها خلوت آنان را بر هم زند. بعضی از افراد عادت دارند که خلوت دیگران را بدون اجازه و با بی‌ادبی به هم بریزند. این دسته از افراد در نظر INTJ ها همچون طاعونند. آنها از کارهای احمقانه به هیچ وجه خوششان نمی‌آید، اما بیشتر از همه از کسی که عمداً غرور و تکبر از خود نشان می‌دهد نفرت دارند. آنان عاشق دانشند و نسبت به آموختن بسیار مشتاق می‌باشند، بنابراین وقتی کسانی را می‌بینند که از آموختن چیزهای مهم سر باز می‌زنند، دچار سردرگمی و درماندگی می‌شوند. اینگونه افراد معمولا در مورد مسائل سطحی و بی‌معنی بحث می‌کنند که بالطبع اصلا مورد علاقه INTJ ها نمی‌باشند. اگر آنها را مجبور کنید که با اینگونه افراد صمیمی شوند و یا در یک جا قرار گیرند، مطمئن باشید که پس از آن زمان بسیار زیادی را باید در خلوت خود بگذرانند تا به حالت عادیشان برگردند.

مورد دیگری که باعث عصبانیت و تحلیل انرژی INTJ ها می‌شود، مشاهده افرادی است که دائماً عواطف و احساسات خود را ابراز می‌کنند. این سوءتفاهم پیش نیاید که INTJ ها بی‌احساسند، اما باید به این نکته توجه داشته باشید که به هیچ وجه با افرادی که دائماً دچار شکست عاطفی می‌شوند ارتباط خوبی برقرار نمی‌کنند. به این دلیل است که هیچگاه نمی‌توانند دلیل منطقی شکایت پیوسته برخی افراد را درک کنند.

مجتبی کریمی، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع : Personality Growth

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus