تاثیر تیپ شخصیتی بر تصمیم گیری های مالی و مدیریت نقدینگی

تیپ شخصیتى ما چقدر در رفتار مالى ما موثر است ؟

در تحقیق تعدادی از متخصصین در زمینه روان شناسی و امور مالی که یکی از آنان Michael Segovia سرپرست مربیان CPP و ناشر بیانیه های MBTI است، تاثیر چهار  قطبیت روانی شامل برونگرایی/ درونگرایی، منطقی/ شهودی ، فکری/ احساسی ، و منظم/ منعطف بودن در تصمیم گیری های مالی و مدیریت نقدینگی، مورد بررسی قرار گرفته است.

در این یادداشت، راهکارهایی جهت بهبود شیوه های تصمیم گیری مالی و مدیریت نقدینگی برای هر ترجیح روانی معرفی شده است.

 

ترجیح دریافت انرژی، دنیای درون یا دنیای بیرون (I-E)

 افراد برونگرا:
* برنامه ریزی جهت شیوه مدیریت صحیح نقدینگی.
* مشخص کردن سبک سپری کردن زمان.
* بازنگری سبک زندگی‌.
* مشخص کردن راه‌های دستیابی به سود بیشتر.
* نوشتن احساس خود نسبت به هزینه های انجام شده و توجه به تجربه های قبلی: (پشیمانی پس از خرید / احساس اتلاف منابع مالی و….)
* استفاده از  برنامه‌ریزی در راستای عملکرد بهتر.

 افراد درونگرا:
* بهره بردن از توصیه های افراد قابل اعتماد مانند یک برنامه ریز حرفه‌ای یا یک دوست برای بهبود برنامه‌های مالی.
* پرهیز از مجهز شدن صرف به انبوهی از اطلاعات درونریزی شده و شخصی، و عدم استفاده از داده‌های مفید بیرونی.
*کوتاه کردن مدت زمان سبک سنگین کردن یک تصمیم‌گیری بزرگ مالی.

 

ترجیح دریافت اطلاعات (NS، اولین نیروی محرک و سائق تاثیر گذار بر ترجیحات)

 افراد شهودی:
*یادداشت برداشتن و نوشتن اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، جهت بهبود برنامه ریزی.

* دست به اقدام موثر زدن در راستای اهداف برنامه ریزی شده .

*داشتن یک برنامه گام به گام جهت پیشرفت و رشد خود.

 افراد منطقی: 
*داشتن ذهنی باز و پذیرا نسبت به متدهای متفاوت مدیریت نقدینگی، بمنظور پیشرفت.

*در نظرگرفتن تاثیر تصمیمات اتخاذ شده در لحظه حال، بر روی اهداف بلند مدت.

 

ترجیح تصمیم گیری و نتیجه گیری (TF، دومین نیروی محرک و سائق تاثیر گذار در ترجیحات)

افراد فکری:
* نگاشتن بر روی کاغذ و یادداشت رویاها و کارهای در لیست انتظار که هنوز به خودشان اجازه انجام آنرا نداده اند.

*مشاهده سرمایه گذاری های خود و توجه به شیوه های بهبود عملکرد و عملیاتی شدن طرحها.

*انجام یک کار بدون تفکر و تحلیل زیاد؛ و احساس قدرت و آزادی عمل بیشتر.

 افراد احساسی(تصمیم گیرنده بر اساس ارزشهای شخصی):
* درگیر کردن خود به جستجوی عقاید و نظرهای منطقی و مبتنی بر لاجیک دیگران .

* تعمق عمیق در مدیریت نقدینگی در یک بازه زمانی، جهت درک الزامات و اولویت بندی های معاملات مالی در آینده.

 

ترجیح سبک زندگی و سازماندهی به دنیای اطراف (J-P)

 افراد منظم: 

* عجولانه و بدون در نظر گرفتن گزینه های متعدد، بسرعت سراغ تصمیم گیری نروند و در پیاده کردن تصمیمات خود، انعطاف بیشتری را به نمایش بگذارند.

افراد منعطف: 

* یک Deadline و ضرب الاجل بصورت بازه زمانی، برای انجام کارها و پیاده کردن تصمیمات مالی خود در نظر بگیرند و نسبت به انجام تصمیمات شان در

همان بازه زمانی، متعهد باشند.

* برنامه ریزی خود را بصورت شناور در هفته یا ماه، تنظیم کنند و به این برنامه ریزی متعهد بمانند.

 

نگارنده: نازلی لاله

مربی دپارتمان MBTI خانه توانگری طوبی

 

برگرفته از مجله تیپ شماره ۷

https://t.me/typology1/306

حقایقی ناب درمورد تیپ INFJ

یکی از تیپ های مشرب ایده آل گرا، INFJ می باشد و نکاتی که در این یادداشت عنوان می گردد، از حقایقی ست که کمتر کسی از آنها آگاه است.

دیوید کرسی، INFJ ها را مشاور یا Counselor نامیده است.

مشاوران، کمیاب هستند و درصد ِ کمی از جمعیت ِ ایده آل گرایان را به خود اختصاص می دهند.

بدیهی است که افراد با تیپ های مختلف، با همدیگر فرق دارند و حتی افراد با تیپ یکسان نیز در همه زمینه ها، کاملا مانند هم نیستند.

اما همه INFJ ها، دارای یک سری ویژگی های مشترک می باشند که دیگران از این موضوع، خیلی آگاه نیستند و معرفی این ویژگی ها، می تواند غافلگیرکننده باشد.

نوشتن:

معمولا در ارتباطات خود، نوشتن را به ارتباط کلامی ترجیح  میدهند.

 

تخمین تیپ:

گاهی اوقات دیگران را در تشخیص تیپ شان به اشتباه می اندازند؛ زیرا راحت می توانند ویژگی های تیپ های دیگر را تقلید کنند.

 

ابراز خود واقعی:

گاهی ممکن است تا سالها، عمیق ترین وجوه شخصیت درونی خود را به شما نشان ندهند و یک راز باقی بماند.

 

حساس بودن:

کسانی که دارای تیپ INFJ  هستند، افرادی حساس می باشند. هنگام انتقاد از آنها، به این نکته توجه کنید و به آنها فرصت دهید تا نقد شما را تحلیل کنند و جذب صحبتهای شما شوند.

 

ناشناخته ماندن:

شناختن خود واقعی آنها ، مستلزم تلاش و گذر زمان است.

 

صداقت در روابط:

و آخرین نکته: هیچوقت به ایشان دروغ نگویید. آنها خود، متوجه ِ حقیقت و اصل ماجرا می شوند و این مسئله، برایشان مهم است.

 

ترجمه و تلخیص: نازلی لاله

مربی دپارتمان MBTI خانه توانگری طوبی

 

برگرفته از سایت https://www.pinterest.com

مفهوم و کاربرد هر کدام از کارکردهای روانی ما (Mental Functions) چیست؟

یکی از مهم ترین و کاربردی ترین مفاهیم MBTI ، کارکردهای روانی ما یا همان Mental Functions می باشند. این یادداشت، ترجمه و تلخیصی از مطالب سایت  myersbriggs.org  و مطالعات جانبی نگارنده این مقاله است.

در ابتدا به یادآوری نکته ای حائز اهمیت می پردازم. همه ما، ۴ کانال یا شاهراه روانشناختی داریم  شامل منطقی/شهودی و احساسی/فکری که توسط آنها، دنیا را تجربه می کنیم.

بعبارتی ما یک کانال روانی جهت دریافت و پرداخت اطلاعات داریم و یک کانال روانی هم جهت بررسی اینکه با این اطلاعات ، چگونه تصمیم گیری کنیم و وارد عمل شویم.

ایجاد تعادل روانی:

به ترتیب کارکردهای اول و دوم ما، راننده های اصلی شخصیت ما هستند و از آنجاییکه روان انسان به دنبال ایجاد تعادل است، یکی از این دو کارکرد غالب و کمکی، درونریز و دیگری به شکل برونریز ایفای نقش می نماید.

از طرفی به شکلی دیگر نیز تعادل در روان ما، مورد هدف قرار گرفته می شود.

اگر کارکرد اول تصمیم گیری باشد، کارکرد کمکی جمع آوری اطلاعات است و برعکس.

بعنوان مثال، اگر یک نفر کارکرد اولش T درونریز یا برونریز باشد، ممکن است به عجول بودن در تصمیم گیری بدون ِ داشتن ِ داده ی کافی متهم شود . پس کارکرد دوم S یا  N ، به شکل درونریز یا برونریز درمی آید تا بیشتر داده جمع آوری کند . و یا اگر یک نفر ، کارکرد اولش N برونریز یا S درونریز است ممکن است وسواسی به نظر آید در جمع آوری اطلاعات و بموقع  سراغ تصمیم گیری نرود ، در نتیجه اینجا کارکرد دوم می شود مثلا F ِ درونریز یا برونریز که باعث می شود سریعتر از مرحله جمع آوری اطلاعات رد شود.

 

تعریف کارکردهای روانی:

حال می پردازیم به تعریف هر کدام از این کارکردهای روانی. اولین نکته مهم در تعریف کارکردها اینست که  کارکردها، در دنیای درونی و بیرونی یعنی با اندیس i و e، می تواند متفاوت باشند.

 

کارکرد S  ِ برونریزی شده: Se

فردی که جمع آوری کننده اطلاعات است و به داده هایی اعتماد می کند که مبتنی بر Facts ، Figures ، Numbers ، Details می باشد. این فرد، به داده واقعی در همین لحظه، اعتماد می کند.

داده های Tangible و قابل اندازه گیری و ملموس با حسهای پنجگانه را به شیوه ی تعامل با دنیای بیرون از طریق پرسیدن و مکالمه و … جمع آوری می کند.

کارکرد S  ِ درونریزی شده: Si

فردی که جمع آوری کننده اطلاعات است و به داده هایی اعتماد می کند که مبتنی بر Facts ، Figures ، Numbers ، Details می باشد. این فرد، شواهد و فکتهای موجود را با تجارب ِ قبلی، مقایسه می کند. اطلاعات ِ حسی خودش را برای استفاده در آینده، ذخیره می کند.

داده های مربوط به فکتهای موجود را با search و تفحص و به شیوه ی درونگرایانه و در سکوت، جمع می کند.

کارکرد N ِ برونریزی شده: Ne

فردی که جمع آوری کننده اطلاعات است و به داده هایی اعتماد می کند که توسط آنها به احتمالات و امکانات موجود در دنیای بیرون پی ببرد. به Flash های ناشی از ناخود آگاه ِ خودش اعتماد می کند و این Flash ها را می تواند با دیگران به اشتراک بگذارد.

الگوها یا Pattern ها و احتمالات و امکانات ِ موجود در دنیای بیرون را می بیند و با دنیای بیرون در تعامل است و به Flash های ناشی از ناخود آگاه ِ خودش اعتماد می کند.

کارکرد N  ِ درونریزی شده: Ni

فردی که جمع آوری کننده اطلاعات است و به داده هایی اعتماد می کند که توسط آنها ایده ها و افکارش را با یک چهارچوب درونی بسنجد و به Flash  های ناخودآگاهش اعتماد می کند. Flash هایی دارد که  ممکن است درکش برای دیگران ساده نباشد.

الگوها یا Pattern ها و احتمالات و امکانات ِ موجود در دنیای بیرون را به شیوه درونگرایانه پیدا می کند: مثلا با search یا وب گردیهای خاص در سایتهای خاص یا با نگاه کردن به تصاویر یا مطالعه ی مطالب خاص .

کارکرد T  ِ برونریزی شده: Te

فردی است تصمیم گیرنده و دنبال یک انسجام منطقی در جهان ِ بیرون است و به قوانین ِ بیرون، بیشتر اهمیت می دهد.

بر اساس منطق و قوانین ِ بیرون از خودش و برای رسیدن به  پیامدهای منطقی، تصمیم می گیرد و آنرا اعلام می کند. قبل از انجام دادن، اطرافیانش از تصمیماتش باخبر می شوند.

کارکرد T  ِ درونریزی شده : Ti

فردی است تصمیم گیرنده و دنبال یک انطباق ِ منطقی با یک چارچوب درونی است و این چارچوب را ممکن است نتواند راحت برای دیگران توضیح دهد. زیرا پردازش ِ درون ذهن ِ خودش را هم به قانون منطقی بیرون،  اضافه کرده است.

بر اساس Logic تصمیم می گیرد و دنبال پیامد منطقی است اما اعلامش نمی کند. معمولا تصمیم خود را  پیاده می کند و پس از آن، بقیه متوجه می شوند.

کارکرد F برونریزی شده: Fe

دنبال هارمونی و ایجاد هماهنگی بین مردم است در دنیای بیرونی. ارزشهای بین فردی و فرهنگی، برای او مهم است .

بر اساس ارزشهای شخصی Personal Value، تصمیم می گیرد و اعلامش می کند.

کارکرد F درونریزی شده : Fi

او بیشتر به دنبال هماهنگی اعمال و افکار با ارزشهای شخصی خود می باشد و همیشه این ارزشها را برای دیگران بیان نمی کند.

بر اساس ارزشهای شخصی Personal Values، تصمیم می گیرد و اعلامش نمی کند و انجامش می دهد.

 

حال پس از تعریف هر کدام از این کارکردها، می پردازیم به بیان تفاوت دو کارکرد انتخابی در زندگی روزمره.

تفاوت Te و Ti

یک Te دنبال ِ Objective Facts  یا واقعیتهای عینی است . در حالیکه یک Ti، دارای یک   Subjective Principle  یا  Logical System  است ؛ بعبارتی دارای  اصول ذهنی یا سیستم منطقی است.

Ti:  فکت و شواهد، برایش تمام ِ حقیقت محسوب نمی شود. اما اگر نکته ای یا شواهدی با سیستم ِ یک فکری درونریزی شده ، همخوانی نداشته باشد Ignore می شود.

نکته قابل توجه در این زمینه این است که چنین شخصی می تواند دچار یک خطای شناختی شود که به اشتباه، فکتهای ناسازگار با خط فکری خود را رد کند.

در واقع یک فکری درونریز Ti، اصولش را به فکت های جدید تعمیم می دهد. در واقع Logical Consistency دارد.(انسجام منطقی)

 

Te: اگر قانونی برای همه ی شواهد پاسخگو نباشد، آن قانون و اصل رد می شود.

یک Te می تواند نظام فکری و طرز تفکر خود را تغییر دهد؛ زیرا بجای یک سیستم، واقعیتها و شواهد را مد نظر قرار می دهد و فکتها می توانند روی نتیجه، اثر بگذارند. برای قانع کردن این آدم باید از فکت استفاده شود، بجای ارائه ی سیستم و ارائه ی توضیح.

 

تفاوت Ti و Te بصورت مختصر:

یک Te ، دنبال Logic Connection  در دنیای بیرون است و این ارتباطات ِ لاجیک را به دنیای بیرون اعمال می کند و دنیای بیرونی را با یک شیوه ی منطقی، سازماندهی می کند.

 

یک Ti ، قوانین را برای درکِ  بهتر توسط دیگران، بیشتر آنالیز می کند و افکار و باورهایش را در ذهن و دنیای درونی به شیوه منطقی و Logic، سازماندهی و تنظیم می کند.

 

تفاوت Ne و Ni

یک N درونریز، بیشتر تصویری فکر می کند. یعنی دنیا را مثل یک Mental Map  در ذهنش ترسیم می کند و از زوایای مختلف به ماجرا نگاه می کند و تحلیل می کند و راه حل، ظاهر می شود.

او به دنبال ِ درک خط ِ سیر ِ  یک رفتار است و در سکوت، دنبال تفسیر ِ یک ایده و اتفاق می باشد. در رفتار، کند تر، اما تحلیلی تر است و تمرکز ِ بیشتری دارد و ممکن است کیفیت ِ خروجی بهتری داشته باشد. چنین فردی کمتر ، جزئیات را از دست می دهد.

یک Ni در Brain Storm ، راه حل و ایده کمتری می دهد اما فکر بیشتری در این زمینه کرده است. او تصور و درک ِ همگرا دارد. از چند اتفاق به یک راه و یک Pattern میرسد. اتفاقات را بخشی از یک سیستم می بیند. احتمالات را بیشتر نزدیک به بخش ِ ناخودآگاه تجربه می کند. ایده ها بیشتر در ذهن اوست. معمولا در حال ِ پیش بینی احتمالات در آینده است. یک Ni معمولا راه حلهای انقلابی دارد:  Revolutionary .

 

یک N برونریز، از یک فکر به فکر ِ دیگر می رسد و افکارش منشعب می شود. انگار جماعتی در حال حرف زدن در سر او هستند.

در Brain Storm ، سریعتر خودش را با محیط تطبیق می دهد و می تواند پرسپکتیو و زاویه ی نگاهش را تغییر دهد و سریعتر واکنش نشان دهد. او تصور و درک ِ واگرا دارد و افکارش منشعب می شود. در ذهن خود طوفان ایده ها دارد . ایده های زیادی به بخش خودآگاه او  هجوم آورده و برای او ساده نیست که همه آنها را بتواند بسرعت و همزمان ، اعلام کند و به مرحله تصمیم گیری برساند و در این ابراز کردنها ، ممکن است بعضی جزئیات را از دست بدهد.

یکNe  ایده هایش را بیشتر، در درنیای بیرون پیاده می کند. با در نظر گرفتن احتمالات، سریعتر وارد ِ  عمل می شود.

احتمالات  (Possibility)و ارتباطاتِ بین واقعیت ها و ایده ها را می بیند و راه حل ِ تکاملی می دهد: Evolutionary .

یک Ne برای اصلاح امور، راه حل های خلاقانه ی بدون ِ هزینه زیاد (هزینه ی به اندازه کافی)، می دهد.

 

یک مثال از تفاوت Ne و Ni

ذکر یک مثال جهت درک بیشتر موضوع، می تواند به ما کمک کند.

یک پیست مسابقه اتومبیل رانی را در نظر بگیرید که هشت خط دارد. هر ایده را به شکل یک ماشین متفاوت فرض کنید؛ با رنگهای مختلف و قابلیتهای مختلف.

یک Ne وقتی با این صحنه روبرو می شود همزمان چند فکر سراغ او می آیند و او سریعتر سراغ یکی از انتخابهایش می رود. ممکن است با همان ماشین، به ته ِ خط برسد و یا حتی ممکن است نیمه راه متوجه شود که نیاز او پاسخ داده نشده یا درست محاسبه نکرده و بسرعت به اول خط بر می گردد و یک ماشین متفاوت یا ایده ی متفاوت را امتحان می کند.

و ممکن است همزمان با این اتفاقات، فردی دیگر با کارکرد Ni، بعد از کلی تحلیل و بررسی و سبک سنگین کردن ذهنی، تازه به این نتیجه رسیده باشد که یک ایده را انتخاب کند.

 

نگارنده: نازلی لاله

مربی دپارتمان MBTI خانه توانگری طوبی

INFP

۴ نکته طلایی برای بالابردن اعتمادبنفس در INFP ها

INFP بودن به چه معناست؟ شاید بعضی ها شما را یک ایده‌آلیست بلندپرواز یا یک کمال‌گرا بخوانند. بعضی دیگر نیز بردباری، انطباق‌پذیری و هوشمندیتان در همدردی به دیگران را تحسین می‌کنند.

اینها موهبت‌های قابل تحسینی هستند، اما هر کسی که نقاط قوتی دارد مسلما دارای نقاط ضعفی نیز هست. شاید اینگونه به نطر برسد که INFP ها افرادی سلطه‌پذیر و آرام بوده و همیشه اجازه می‌دهند دیگران به جای آنها تصمیم بگیرند حتی اگر کاری را بخواهید انجام دهید که هیچ رغبتی به آن نداشته باشید. این مسأله معمولا از حس همدردی و دلرحمی شما ناشی می‌شود. اینکه دوست دارید با دیگران در سطوحی عمیق‌تر ارتباط برقرار کنید. اما فاکتورهای تاریک‌تری نیز در این میان نقش دارند. به عنوان یک INFP شما دارای یک نظام ارزشی درونی قوی هستید. فارغ از مضمون، شما عادت به قضاوت کردن و بی‌اعتبارساختن خود دارید، صرفا به این خاطر که کاری را انجام داده‌اید که با استانداردهای به شدت بالای شما همخوانی ندارد.

پس یک INFP چگونه می‌تواند به خود اطمینان داشته باشد؟ ما چهار نکته طلایی را به شما معرفی خواهیم کرد که چگونه می‌توانید از اضطراب درونی خود رها شده و لذت و اعتمادبنفس بیشتری را تجربه کنید.

۱- تصویر خود را اصلاح کنید

اعتمادبنفس از داشتن یک تصویر خوب از خود نشأت می‌گیرد. برای اینکه به آن دست پیدا کنید باید صادقانه خود را دیده و بپذیرید. باید دیدگاه‌های منفی نسبت به خود را دور بریزید.

یکی از ترفندها استفاده از تکنیک‌های مدیریت استرس است. این ترفند بهره‌بردن از قدرت تصویرسازی است. از خود تصویر شخصی را بسازید که دوست دارید باشید؛ تصویر شخصی که دارای حس اعتمادبنفس بالایی است. اگر بتوانید به آتش درون خود اجازه دهید که بی هیچ حد و مرزی شعله بگیرد چه احساسی خواهید داشت؟ اینکه چگونه نگاه کرده، ایستاده، حرکت کرده و صحبت می‌کنید؟ این کار چگونه می‌تواند بر روی کار، سلامتی و روابطتتان تأثیر بگذارد؟ به این سوال‌ها به دقت فکر کرده و هر وقت شک و شبهه سراغتان آمد و قصد تضعیف روحیه‌تان داشت این تمرین را تکرار کنید.

این تمرین برای INFP ها بسیار مناسب است زیرا هم به عنوان یک طرح عملیاتی و هم تشویقی عمل می‌کند. از سوی دیگر، تصویرسازی به شما کمک می‌کند تا تصویر شخصی خود را خالص کرده و منابع درونی بیشتری را به شما می‌دهد که به کمک آن می‌توانید به صورتی مؤثرتر با مشکلات کنار بیایید. همچنین این کار به شما فاصله بین جایی که هستید و جایی که دوست دارید باشید را نشان می‌دهد. تصویرسازی مقصد نهایی است و شما را در مسیری که می‌خواهید به اعتمادبنفس برسید هدایت می‌کند.

۲- در زمینه‌هایی که نیاز به بیشترین توجه دارند شفاف‌سازی کنید

به عنوان یک INFP این احتمال وجود دارد که در برخی زمینه‌ها اعتمادبنفس بالا داشته باشید (نظیر مهارت‌های شنیداری، خلاقیت و همدردی) و در برخی زمینه‌ها نیز اضطراب (نظیر بیان احساساتتان، ناراحت‌کردن دیگران و تعارضات). اما همه ما مانند دانه‌های برف منحصربفرد هستیم و نباید دنباله‌رو دیگران باشیم.

پس مرحله بعد این است که در زمینه‌هایی از زندگی که نیاز به توجه بیشتر داریم شفاف‌سازی کنیم. این زمینه‌ها می‌توانند چیزی شبیه به ترس از شروع‌کردن یک رژیم تمرینی یا مسائلی درونی تر نظیر ترس از شکست، ترس از انتقاد یا قرارگرفتن در شرایطی باشد که فراتر از توان شما باشد. تصور کنید که در هر یک از این زمینه‌های در چه موقعیتی قرار گرفته‌اید، سپس به کارهایی که برای رسیدن به این موقعیت نیاز دارید تمرکز کنید.

هدف‌گذاری بخش اصلی این تمرین است. تعیین هدف فرایندی است که شما برای شناسایی مراحلی استفاده می‌کنید که برای دست‌یافتن به اعتمادبنفس در نقاط ضعفتان و سنجش موفقیتتان نیاز دارید. برای مثال اگر ترس از انتقاد باعث تضعیف اعتمادبنفستان می‌شود، کافیست هدفتان این باشد که از یک دوست یا همکار دعوت کنید که از شما انتقاد کند، به حرف‌های او به دقت گوش کرده و با آرامش از وی بخواهید که به صورت دقیق و شفاف دلیل انتقادش را بیان کند. دانستن اینکه با یک ترس روبرو می‌شوید، با آن زندگی می‌کنید و به نتایج بهتری دست پیدا می‌کنید به شدت در افزایش اعتمادبنفستان نقش دارد.

۳- به دیگران کمک کنید که حس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند

این مورد شاید از نظر شما خند‌ه‌دار باشد اما به ما اعتماد کنید. کمک به دیگران برای اینکه حس خوبی نسبت به خودشان داشته و دوستانه، مهربان و سخاوتمند باشند، روشی اثبات‌شده برای این مهم است که شما هم نسبت به خودتان حسی خوبی داشته باشید. به همین علت است که INFP ها اعتمادبنفسشان را از تمایل به تأثیرگذاری مثبت بر دنیای اطرافشان کسب می‌کنند. دانستن اینکه شما آدم خوبی هستید و الگوی دیگرانید، می‌تواند تأثیر شگفت‌انگیزی بر عزت نفستان داشته باشد.

این نظریه بر پایه قانون جذب بنا شده است. قانونی که بیان می‌کنند محبت، محبت را جذب می‌کند. بعضی‌ها این قانون را قانون طلایی می‌دانند. اینکه به گونه‌ای رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما همانگونه رفتار کنند. به هر حال انجام‌دادن کاری که باعث شود دیگران لبخند بزنند، حسی را به شما القا می‌کند که به گونه‌ای رفتار کنید که در کارتان شایسته هستید.

۴- از اهداف کوچک لذت ببرید

زمانیکه نوبت به اعتمادبنفس می‌رسد، تعیین هدف‌های کوچک و دستیابی به آنها حس بسیار بهتری به انسان می‌دهد تا آنکه هدفش را آنقدر بزرگ ترسیم کند که رسیدن به آن دشوار باشد. اگر هدفتان را بیش‌ازحد بلند ترسیم کنید، این خطر وجود دارد که شکست خورده و دچار یأس و ناامیدی شوید.

هدفتان این باشد که عادت‌های کوچک را تغییر دهید. منظورمان از کوچک، واقعا کوچک است، مثلا تمیزکردن میز کارتان، یا مرتب‌ نگه داشتن موهایتان یا لبخندزدن به هر کسی که می‌بینید. این کارها را برای یک هفته یا یک ماه تکرار کنید. صرف تیک‌زدن این کارها در لیست کارهایتان حس عزت نفس و اعتمادبنفس بسیار خوبی به انسان می‌دهد.

به مرور زمان همین موفقیت‌های کوچک منجر به موفقیت‌های بزرگ می‌شود. یاد بگیرید که همیشه همینطور رفتار کنید. با این روش به قدرت و توان کافی برای از میان برداشتن هر مشکلی که می‌تواند حس بدی را به شما القا کند دست پیدا می‌کنید.

موفق باشید!

مترجم: مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

منعطف

نشانه های بی تردید از اینکه شما یک منعطف (P) هستید

در دنیای MBTI ترجیحی وجود دارد که سبک زندگی افراد را تعیین می‌کند. این ترجیح همانند سه ترجیح دیگر ساختاری دوقطبی دارد. یک قطب این ترجیح منظم (J) و قطب دیگر منعطف (P) نام دارد.

افراد منعطف افرادی انعطاف‌پذیر بوده که با تغییرات به راحتی منطبق می‌شوند. وقتی اوضاع آنچنان که باید و شاید پیش نمی‌رود زیاد دچار استرس نمی‌شوند و به راحتی می‌توانند مدیریت بحران کنند. منعطف‌ها نسبت به منظم‌ها در خصوص تفاوت‌هایی که بین افراد وجود دارد حساس‌تر هستند و اغلب در برقراری ارتباط با دیگر تیپ‌ها دچار برخی اشتباهات می‌شوند.

اگر کسی که قصد دارید با وی رابطه عاطفی برقرار کنید دارای خصوصیات زیر بود به احتمال زیاد با یک منعطف طرف هستید.

۱- آنها دائما برنامه‌هایشان را تغییر می‌دهند

اگر چیزی باشد که شما در مورد منعطف‌ها مجبور باشید بدانید این است که آنها دائما قواعد بازی را تغییر می‌دهند. آنها اگر مجبور شوند تحت یک چارچوب مشخص عمل کنند دچار استرس شده و دیگر نمی‌توانند از خود خلاقیت نشان دهند. عوض‌کردن برنامه برای یک منعطف امری طبیعی است، بنابراین اگر شریک عاطفی شما ناگهان تنها نیم‌ساعت مانده به قرارتان برای یک شام رمانتیک، با شما تماس گرفت و شما را به یک مهمانی شلوغ و خودمانی دعوت کرد زیاد تعجب نکنید. او فقط یک P است.

۲- اگر از آنها بپرسید که به چه رستورانی برویم کاری کرده‌اید که تا مرز دیوانگی دچار استرس شوند

صبرکردن تا لحظه آخر برای تصمیم‌گیری کاری است که اکثر منعطف‌ها در آن چیره‌دست هستند. دلیلش هم واضح است. آنها می‌خواهند پیش از تصمیم‌گیری همه گزینه‌ها را در اختیار داشته باشند. منظم‌ها می‌دانند که هرگز نمی‌توانند میز دلخواهشان در رستوران را بدست آورند مگر اینکه از صبح آنرا رزرو کنند. اما در مورد یک منعطف، همیشه یک سر سوزن اطلاعات وجود دارد که یک گزینه جدید و مهیج را برای آنها فراهم آورد. همیشه در آخرین لحظه‌هاست که انرژی آنان به بیشترین حد خودش می‌رسد. در غیراینصورت آنها عقب‌نشینی کرده و منتظر فرصت خواهند ماند.

۳- هیچ وقت به موقع سر قرار نمی‌آیند

در دنیای یک منعطف، وقت‌شناس بودن به معنای این است که با یک بازه زمانی چند دقیقه‌ای (که دقیقاً هم مشخص نیست) سر قرار حاضر شوند. کافیست با آنها قرار بگذارید که مثلا ساعت ۶:۳۰ بعدازظهر برای رفتن به سینما در محل حاضر شود. اگر او ساعت ۷:۰۰ نزد شما آمد فرد بسیار خوش‌شانسی بوده‌اید.

۴- آنها بدترین شریک برای خریدرفتن هستند. باور کنید.

تصمیم‌گرفتن منعطف‌ها برای خرید مطمئنا سال‌ها طول می‌کشد. جالب اینجاست که پس از خرید هنوز هم مطمئن نیستند که گزینه مورد دلخواهشان را خریده‌اند یا خیر. اگر شریک عاطفیتان یک P است پیشنهاد می‌کنیم هنگام خریدرفتن با وی کاملا صبور باشید. چون ممکن است این کار ساعت‌ها طول بکشد و مجبور باشید برای پیداکردن بهترین و ارزانترین جنس همه مغازه‌ها را سرک بکشید. حتی ممکن است پس از همه این کارها دست خالی از خرید برگردید. اگر با یک منعطف رابطه عاطفی برقرار کرده‌اید، مطمئن این جمله را چند هفته بعد از خریدتان خواهید شنید که: «اه، نه، این مغازه ۵۰۰۰ تومان ارزونتر میده. اگه می دونستم بیشتر صبر می کردم.»

۵- آنها هر کاری را حداقل دو برابر زمان عادی‌اش طول می‌دهند

پیاده‌روی یک مسیر ۵۰۰ متری برای منعطف‌ها ممکن است یک ساعت طول بکشد. وقتی قرار است با شریک عاطفی منعطف خود به پیاده‌روی بروید خود را برای هر چیزی آماده کنید. آنها برای اینکه لباس ورزشی خود را بپوشند سراغ کمد لباس‌هایشان می‌روند. ناگهان متوجه می‌شوند که ترتیب قرارگرفتن لباس‌ها آنگونه که دلشان می‌خواهد نیست. ابتدا با ذوق هنری که دارند همه کمد را از اول مرتب می‌کنند. بعد از اتمام کار به این نتیجه می‌رسند که آنطور باید و شاید به دلشان ننشسته است. سپس دوباره همه لباس‌ها را بیرون ریخته و به ترتیب رنگ آنها را مرتب می‌کنند. از نظر یک منعطف «فقط چند دقیقه» برابر است با چند ساعت، زیرا گاهی‌اوقات برخی از پروژه‌های آنها اهمیت یک زندگی را پیدا می‌کنند. پس از همه این اتفاقات شما هنوز هم دم در منتظر هستید و تازه به این نتیجه می‌رسید که دیگر برای دیدن فیلم موردعلاقه‌تان خیلی دیر شده است.

۶- محبوب‌ترین کلمه آنها «شاید» است.

آیا از فیلم لذت بردی؟

پاسخ یک J : بله.

پاسخ یک P : شاید. مطمئن نیستم. نظر تو چیه؟

۷- معمولا کارها را به تعویق می‌اندازند

منظم‌ها (J) دوست دارند قبل از بازی‌کردن کار کنند. معمولا پروژه‌های دانشگاهیشان را پیش از آنکه به موعد مقرر برسند به پایان می‌رسانند، وقتی در حال آشپزی هستند اطرافشان را تمیز نگه می‌دارند و هر چیزی را که برداشته‌اند سر جایش می‌گذارند. منعطف‌ها (P) اول بازی می‌کنند بعدا کار می‌کنند. درست شب امتحان شروع به درس‌خواندن می‌کنند. معمولا فنجان، لباس و خوردنی‌هایشان در سرتاسر خانه دیده می‌شود و هرگز پس از تمام‌شدن آشپزیشان اقدام به شستن ظرفها نمی‌کنند (حتی دیده شده روز بعد این کار را انجام می‌دهند). این فقط به خاطر این است که آنها منعطف هستند. اما این مسأله نباید باعث این سوءتفاهم شود که بی‌نظمی آنها دلیلی بر کم‌حواسی یا عدم توجهشان است. حتی اگر محیط کار یا منزل آنها بی‌نظم و آشفته باشد، منعطف‌ها دقیقا می‌دانند که جای هر چیزی کجاست.

۸- آنها معمولا جواب تلفن‌هایتان را همان لحظه نمی‌دهند

برخی از منعطف‌ها در پاسخ‌دادن سریع به افراد آنچنان هم خوب عمل نمی‌کنند. در این میان NP ها به طور خاص با جواب‌دادن به تماس‌ها، ایمیل‌ها و پیامک‌ها بلافاصله پس از دریافتشان مشکل دارند. در حقیقت، آنها پشت سر هم خیلی چیزها را فراموش می‌کنند به گونه‌ای که شما می‌توانید کتابی از اتفاقات جالبی که آنها در اتفاقات مهم مرتکب شده‌اند درست کنید. مثلا ساکشان را در سفر گم کرده یا سبد غذایشان را در پیک‌نیک جا گذاشته‌اند. این اتفاقات خنده‌دار به خاطر حواس‌پرتی آنها نیست؛ بلکه به خاطر غرق‌شدن بیش از حد آنها در دنیای خیال‌پردازی و خلاقیت است به گونه‌ای که هیچ جایی برای جزئیات معمول زندگی برای آنها باقی نمی‌ماند.

۹- شما سرگرمی‌های خیلی زیادی دارید

برخی‌اوقات منظم‌ها در دیدگاه‌هایشان یک‌دنده و کوته‌بین می‌شوند. این مسأله باعث می‌شود که آنها در زندگی روزمره خود هیچ جایی برای تفریح و لذت‌بردن از لحظات باقی نگذارند. قرارگذاشتن با یک منعطف به این معنی است که شما باید با جریان همراه شوید. حتی اگر این همراهی به اندازه یک هم‌مسیری ساده با یک منعطف باشد. اگر شانس همراهتان باشد، در این همراهی تجربیات خاص، پر از تفریح و جذاب خواهید داشت.

پس سعی کنید با یک P به شما خوش بگذرد. اما خود را برای هر چیزی باید آماده کنید به خصوص اگر یک J هستید.

 

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus