تیپ‌

تشریح مشرب‌های چهارگانه دیوید کرسی

با سلام خدمت دوستان عزیز

مقاله ای که در ادامه خواهید خواند به قلم مدیریت محترم دپارتمان MBTI ، مهندس آرسام هورداد می باشد.

David Keirsey در نظریه مشرب های چهارگانه خویش (Temperament)، دیدگاه کارل یونگ نسبت به تیپ های شخصیتی را به چهار دسته یا اصطلاحا مشرب تقسیم بندی کرد. این چهار مشرب خصوصیاتی کاملا متفاوت با دیگری دارند. نظر شما را به ادامه این مطلب جلب می کنیم:

سنتی‌ها (SJ)

شامل تیپ‌ های (ESTJ-ISTJ-ESFJ-ISFJ)

پشتیبان‌ها (SJ) به کارآزمودگی، امنیت، سلسله مراتب، شرافت و محترم بودن اهمیت زیادی می‌دهند. آن‌ها افرادی هستند که اهمیت تجارب قبلی را نادیده نمی‌گیرند و معتقدند لازم است از تجارب پیشین به درستی درس گرفت. SJها با سخت‌کوشی و تلاش و ارج نهادن به سلسله مراتب متداول و پذیرفته شده در صدد ایجاد امنیت خاطر برای خود و اطرافیان‌شان هستند. آن‌ّها به خوبی قادرند برای بخش‌های مختلف زندگی اصول، چارچوب و قوانین مشخص وضع کنند و ثبات را در پیروی و اجرای مو به موی این قوانین می‌دانند. آن‌ها افرادی مسئولیت‌پذیرند و معتقدند تنها راه طی نمودن پله‌های ترقی، سخت‌کوشی و مداومت در اجرای وظایف در یک مسیر روشن و شفاف است. این مشرب برای صداقت و شرافت اهمیت زیادی قائل است و محترمانه از قوانین و چارچوب‌های اجتماعی تبعیت می‌کند. برگزاری و شرکت کردن در رویدادهای اجتماعی که افراد را گرد هم می‌آورد برای SJها بسیار حائز اهمیت است (خصوصا گردهمایی‌های مذهبی، ملی، قومی، اجتماعی و …) زیرا نتیجه‌ی یکپارچگی، نظم و به خط شدگی افراد را می‌توانند در این نوع همایش‌ها به چشم ببینند و این یکدستی به آن‌ها احساس امنیت و در کنترل بودن اوضاع را می‌دهد. آن‌ها برای پیشبرد اهداف خود به روال مشخص و ثابت احتیاج دارند. یک SJ از نظر ذهنی مدام به دنبال «یک دفترچه‌ی راهنما»ی مورد تائید برای انجام امور است. آن‌ها دوست دارند هر جا که می‌روند با روال و فرایندهای مشخص، معلوم، از پیش شناخته شده و با ساختار پایدار و با کمترین میزان تغییرات مواجه شوند. از آن‌جائی‌که به جزئیات توجه ویژه‌ای دارند به خوبی از عهده‌ی انجام کارها و وظایف اجرایی بر می‌آیند و بر این باورند که هر کاری را باید تا مرحله‌ی پایانی به انجام رساند.

تجربه‌گرایان (SP)

شامل تیپ‌ های (ESTP-ISTP-ESFP-ISFP)

تجربه‌گرایان به اثربخشی، کارآمدی، سخاوتمندی، خلاقیت، سرزندگی و انطباق‌پذیری اهمیت زیادی می‌دهند. آن‌ها با زیرکی و چابکی ذاتی خود می‌توانند در اموری چون فروش، بازاریابی، کارهای فنی، گونه‌های مختلف هنر، فعالیت‌های یدی و ابزاری، عیب‌یابی و مدیریت بحران به خوبی نقش‌آفرینی کنند. SPها بیشتر به دنبال هیجان، محرک‌های بیرونی، ماجراجویی و تنوع هستند. علاوه بر این تجربه‌گرایان برای تقویت مهارت‌های مورد علاقه خود به فضا و زمان کافی و دلخواه و در نتیجه آزادی عمل احتیاج دارند. آن‌ها فعالیت‌های خود را با شور و شوق و هیجان زیاد دنبال می‌کنند. آن‌ها دوست دارند خطر کنند، دست به کارهای دلهره‌آور و مهیج بزنند، معاملات متهورانه و جسورانه انجام دهند، به سرگرمی و بازی بپردازند و دیگران را نیز سرگرم کنند. آن‌ها از محدود شدن و در هرگونه قید و بند قرار گرفتن فراری‌اند و دوست دارند آزادانه و هر موقع که احساس ضرورت داشتند عمل کنند. علاوه بر این افراد با این مشرب در محیط‌های کاری راحت و انعطاف‌پذیر که آن‌ها را در تصمیم‌‌گیری‌های در لحظه و ناگهانی‌شان آزاد می‌گذارد بهتر عمل می‌کنند. SPها افرادی عملگرا هستند که بدون اتلاف وقت دست به کار می‌شوند تا نتیجه دلخواه خود را ایجاد کنند، آن‌ها زمان زیادی را برای از پیش آماده شدن تلف نمی‌کنند و در لحظه با امور مواجه می‌شوند. افراد با این مشرب فرصت‌ها را درمی‌یابند و کاملا در لحظه و در زمان حال زندگی می‌کنند. آن‌ها زمانی که دیگران دست از مبارزه کشیده‌اند شجاعانه به پیش می‌تازند.

 

آرمان‌گرایان (NF)

شامل تیپ‌ های (ENFJ-INFJ-ENFP-INFP)

آرمان‌گرایان به صداقت، مفهوم زندگی، راستی، صلح و تمامیت درونی و پرورش فکری اهمیت زیادی می‌دهند. آن‌ها از روابط عمومی قوی و درک بالای خود استفاده می‌کنند تا به نوعی به یاری انسان‌ها بشتابند، به رشد و پرورش خود و دیگران بپردازند، اختلافات را از میان بردارند، صلح و آشتی میان مردم برقرار کنند و روابط میان سایر انسان‌ها را بهبود بخشند. آن‌ها به دنبال تجربه‌ی هماهنگی و صفای میان خود و دیگران، رسیدن به احساسات و عواطف مثبت و عمیق و رشد شخصی هستند. NFها افرادی پرشور و حرارت هستند که با جدیت از آن‌چه برای‌شان مهم و معنادار است حمایت می‌کنند و تلاش می‌کنند تا به زندگی دیگران انگیزه و مفهوم بخشند. آرمان‌گرایان خواهان این هستند که با صبر و حوصله و صرف انرژی انسان‌ها را به بهترین موجودی تبدیل کنند که امکان‌پذیر است. افراد این مشرب نیاز دارند روابط‌شان با دیگران معنادار و عمیق باشد، آن‌ها باید در کار و شغل خود نیز معنا و مفهومی بیابند. NFها ترجیح می‌دهند در محیط کار نیز روابط‌شان با دیگران را شخصی‌سازی کنند و محیط کاری دوستانه و خلاق، انگیزه کافی برای کار کردن را به این مشرب خواهد داد. آرمان‌گرایان قابلیت این را دارند که استعدادهای نهفته سایرین را ببینند و انگیزه‌بخش دیگران در راه رسیدن به اهداف‌شان باشند.

بینشی‌ها (NT)

شامل تیپ‌ های (ENTJ-INTJ-ENTP-INTP)

بینشی‌ها به دانش، معلومات، توانمندی، سرآمدی، دلیل و دستاورد اهمیت زیادی می‌دهند. آن‌ها از استعدادهای راهبردی خود برای برنامه‌ریزی‌های چند-لایه و هدفمند، طراحی ساختارهای سیستمی، بیان کردن موضوعات از دریچه‌ای متفاوت، کشف مفاهیم نظری جدید و تحلیل و ارزیابی سیستم‌ها استفاده می‌کنند. هدف آن‌ها درک پیچیدگی‌های محیط و نحوه‌ی سازوکار دنیاست، آن‌ها می‌خواهند از شاخه‌های مختلف مطلع و آگاه باشند و میل به دانستن دارند. NTها در راه رسیدن به اهداف خود به دنبال جواب گرفتن از سیستم به گونه‌ای کارآمد و با راندمان بالا هستند. آن‌ها همچنین از چالش‌های ذهنی که فکر و قوه‌ی استدلال آن‌ها را به حرکت در می‌آورد استقبال می‌کنند. این مشرب به دنبال پاسخ‌ها و راه‌حل‌های محتمل برای حل مسائل است. آن‌ها چارچوب‌های متداول و پذیرفته شده را به چالش می‌گیرند و نسبت به سلسله مراتب و آئین‌ها –خصوصا اگر مبنایی عقلانی برای آن‌ها نیابند- نگاه نقادانه‌ای دارند. از نظر آن‌ها موضوعات باید توجیهی عقلانی و منطقی داشته باشند. آن‌ها از رقابت انگیزه می‌گیرند و به شدت نیاز به استقلال فکر و عمل دارند تا بتوانند برای مسائل دنیای خود راه حلی بیایند. آن‌ها به راحتی می‌توانند خارج از چارچوب‌ها بیاندیشند و در بهترین حالت خود می‌توانند ایده‌هایی نوآورانه و خلاقانه در راستای رسیدن به اهداف بلند-مدتی که دارند ارائه دهند و با چیدمان یک راهبرد مشخص آن‌ها را عملی کنند.

منبع: مجله دیوید کِرسی (Keirsey’s Magazine)

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

INFP

۴ نکته طلایی برای بالابردن اعتمادبنفس در INFP ها

INFP بودن به چه معناست؟ شاید بعضی ها شما را یک ایده‌آلیست بلندپرواز یا یک کمال‌گرا بخوانند. بعضی دیگر نیز بردباری، انطباق‌پذیری و هوشمندیتان در همدردی به دیگران را تحسین می‌کنند.

اینها موهبت‌های قابل تحسینی هستند، اما هر کسی که نقاط قوتی دارد مسلما دارای نقاط ضعفی نیز هست. شاید اینگونه به نطر برسد که INFP ها افرادی سلطه‌پذیر و آرام بوده و همیشه اجازه می‌دهند دیگران به جای آنها تصمیم بگیرند حتی اگر کاری را بخواهید انجام دهید که هیچ رغبتی به آن نداشته باشید. این مسأله معمولا از حس همدردی و دلرحمی شما ناشی می‌شود. اینکه دوست دارید با دیگران در سطوحی عمیق‌تر ارتباط برقرار کنید. اما فاکتورهای تاریک‌تری نیز در این میان نقش دارند. به عنوان یک INFP شما دارای یک نظام ارزشی درونی قوی هستید. فارغ از مضمون، شما عادت به قضاوت کردن و بی‌اعتبارساختن خود دارید، صرفا به این خاطر که کاری را انجام داده‌اید که با استانداردهای به شدت بالای شما همخوانی ندارد.

پس یک INFP چگونه می‌تواند به خود اطمینان داشته باشد؟ ما چهار نکته طلایی را به شما معرفی خواهیم کرد که چگونه می‌توانید از اضطراب درونی خود رها شده و لذت و اعتمادبنفس بیشتری را تجربه کنید.

۱- تصویر خود را اصلاح کنید

اعتمادبنفس از داشتن یک تصویر خوب از خود نشأت می‌گیرد. برای اینکه به آن دست پیدا کنید باید صادقانه خود را دیده و بپذیرید. باید دیدگاه‌های منفی نسبت به خود را دور بریزید.

یکی از ترفندها استفاده از تکنیک‌های مدیریت استرس است. این ترفند بهره‌بردن از قدرت تصویرسازی است. از خود تصویر شخصی را بسازید که دوست دارید باشید؛ تصویر شخصی که دارای حس اعتمادبنفس بالایی است. اگر بتوانید به آتش درون خود اجازه دهید که بی هیچ حد و مرزی شعله بگیرد چه احساسی خواهید داشت؟ اینکه چگونه نگاه کرده، ایستاده، حرکت کرده و صحبت می‌کنید؟ این کار چگونه می‌تواند بر روی کار، سلامتی و روابطتتان تأثیر بگذارد؟ به این سوال‌ها به دقت فکر کرده و هر وقت شک و شبهه سراغتان آمد و قصد تضعیف روحیه‌تان داشت این تمرین را تکرار کنید.

این تمرین برای INFP ها بسیار مناسب است زیرا هم به عنوان یک طرح عملیاتی و هم تشویقی عمل می‌کند. از سوی دیگر، تصویرسازی به شما کمک می‌کند تا تصویر شخصی خود را خالص کرده و منابع درونی بیشتری را به شما می‌دهد که به کمک آن می‌توانید به صورتی مؤثرتر با مشکلات کنار بیایید. همچنین این کار به شما فاصله بین جایی که هستید و جایی که دوست دارید باشید را نشان می‌دهد. تصویرسازی مقصد نهایی است و شما را در مسیری که می‌خواهید به اعتمادبنفس برسید هدایت می‌کند.

۲- در زمینه‌هایی که نیاز به بیشترین توجه دارند شفاف‌سازی کنید

به عنوان یک INFP این احتمال وجود دارد که در برخی زمینه‌ها اعتمادبنفس بالا داشته باشید (نظیر مهارت‌های شنیداری، خلاقیت و همدردی) و در برخی زمینه‌ها نیز اضطراب (نظیر بیان احساساتتان، ناراحت‌کردن دیگران و تعارضات). اما همه ما مانند دانه‌های برف منحصربفرد هستیم و نباید دنباله‌رو دیگران باشیم.

پس مرحله بعد این است که در زمینه‌هایی از زندگی که نیاز به توجه بیشتر داریم شفاف‌سازی کنیم. این زمینه‌ها می‌توانند چیزی شبیه به ترس از شروع‌کردن یک رژیم تمرینی یا مسائلی درونی تر نظیر ترس از شکست، ترس از انتقاد یا قرارگرفتن در شرایطی باشد که فراتر از توان شما باشد. تصور کنید که در هر یک از این زمینه‌های در چه موقعیتی قرار گرفته‌اید، سپس به کارهایی که برای رسیدن به این موقعیت نیاز دارید تمرکز کنید.

هدف‌گذاری بخش اصلی این تمرین است. تعیین هدف فرایندی است که شما برای شناسایی مراحلی استفاده می‌کنید که برای دست‌یافتن به اعتمادبنفس در نقاط ضعفتان و سنجش موفقیتتان نیاز دارید. برای مثال اگر ترس از انتقاد باعث تضعیف اعتمادبنفستان می‌شود، کافیست هدفتان این باشد که از یک دوست یا همکار دعوت کنید که از شما انتقاد کند، به حرف‌های او به دقت گوش کرده و با آرامش از وی بخواهید که به صورت دقیق و شفاف دلیل انتقادش را بیان کند. دانستن اینکه با یک ترس روبرو می‌شوید، با آن زندگی می‌کنید و به نتایج بهتری دست پیدا می‌کنید به شدت در افزایش اعتمادبنفستان نقش دارد.

۳- به دیگران کمک کنید که حس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند

این مورد شاید از نظر شما خند‌ه‌دار باشد اما به ما اعتماد کنید. کمک به دیگران برای اینکه حس خوبی نسبت به خودشان داشته و دوستانه، مهربان و سخاوتمند باشند، روشی اثبات‌شده برای این مهم است که شما هم نسبت به خودتان حسی خوبی داشته باشید. به همین علت است که INFP ها اعتمادبنفسشان را از تمایل به تأثیرگذاری مثبت بر دنیای اطرافشان کسب می‌کنند. دانستن اینکه شما آدم خوبی هستید و الگوی دیگرانید، می‌تواند تأثیر شگفت‌انگیزی بر عزت نفستان داشته باشد.

این نظریه بر پایه قانون جذب بنا شده است. قانونی که بیان می‌کنند محبت، محبت را جذب می‌کند. بعضی‌ها این قانون را قانون طلایی می‌دانند. اینکه به گونه‌ای رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما همانگونه رفتار کنند. به هر حال انجام‌دادن کاری که باعث شود دیگران لبخند بزنند، حسی را به شما القا می‌کند که به گونه‌ای رفتار کنید که در کارتان شایسته هستید.

۴- از اهداف کوچک لذت ببرید

زمانیکه نوبت به اعتمادبنفس می‌رسد، تعیین هدف‌های کوچک و دستیابی به آنها حس بسیار بهتری به انسان می‌دهد تا آنکه هدفش را آنقدر بزرگ ترسیم کند که رسیدن به آن دشوار باشد. اگر هدفتان را بیش‌ازحد بلند ترسیم کنید، این خطر وجود دارد که شکست خورده و دچار یأس و ناامیدی شوید.

هدفتان این باشد که عادت‌های کوچک را تغییر دهید. منظورمان از کوچک، واقعا کوچک است، مثلا تمیزکردن میز کارتان، یا مرتب‌ نگه داشتن موهایتان یا لبخندزدن به هر کسی که می‌بینید. این کارها را برای یک هفته یا یک ماه تکرار کنید. صرف تیک‌زدن این کارها در لیست کارهایتان حس عزت نفس و اعتمادبنفس بسیار خوبی به انسان می‌دهد.

به مرور زمان همین موفقیت‌های کوچک منجر به موفقیت‌های بزرگ می‌شود. یاد بگیرید که همیشه همینطور رفتار کنید. با این روش به قدرت و توان کافی برای از میان برداشتن هر مشکلی که می‌تواند حس بدی را به شما القا کند دست پیدا می‌کنید.

موفق باشید!

مترجم: مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

درونگرا

۷ نکته کاربردی برای نجات معلمان درونگرا

معمولا اکثر معلمان درونگرا این تصور را دارند که همه دانش‌آموزان شلوغ و دردسرساز هستند؛ به همین خاطر دائماً با آنها درگیر هستند. آنها از قصد خودشان را در شرایطی قرار می‌دهند که باعث خسته‌شدن و درمانده‌شدنشان شود.

به عنوان یک معلم درونگرا، سریعا به این نتیجه رسیدم که دیگر توان تحمل این شرایط را ندارم. این فقط آموزش نبود که مرا خسته کرده بود؛ دنیای آموزش دنیایی پر از چالش و تنش است. مجبورید علی‌رغم میل باطنی، بخش اعظمی از روز خود را در راهروهای شلوغ، سروصدای زیاد و کلی دانش‌آموز پردردسر سپری کرده و همین عوامل کافیست تا انرژی شما را کاملا تخلیه کند.

حدود چهار سالی طول کشید تا توانستم خود را با این وضعیت وفق دهم. تا قبل از آن مثل این بود که خود را در حالت خلبان خودکار (autopilot) گذاشته بودم و به ندرت سعی می‌کردم خود را نجات دهم. همانطور که در حرفه‌ام رشد کردم، آموختم که مجبورم از خودم محافظت کنم. اگر قرار است خدمت خوبی به دانش‌آموزانم بکنم، اول از همه باید مراقب خودم باشم.

در طول زمان به این نتیجه رسیدم که اگر قرار باشد در کارم موفق باشم و خود را از دیوانه‌شدن در این محیط نجات دهم، یک سری کارهای خاص باید انجام دهم. این کارها عبارتند از:

۱- خط قرمزها را مشخص کنید

سریعترین راه برای اینکه بتوانید انرژی خود را تجدید کنید این است که یک سری قوانین و محدودیت‌های شفاف و ثابت مقرر کنید. البته شاید گفتنش آسان باشد. آموزش جزو آن دسته از رشته‌هایی است که شما مجبورید دائماً «در دسترس» باشید. دقیقا همان لحظه که می‌خواهید بنشینید و خستگی در کنید ناگهان مجبور می‌شوید از جایتان پریده و کار دیگری کنید. البته به شما پیشنهاد می‌کنیم اگر قرار است قانون اول را اجرا کنید، آنرا در مقیاس کوچک انجام دهید.

خط قرمزها ممکن است شکل‌های گوناگونی به خود بگیرند. مثلا ممکن است قانونی بگذارید که تا قبل از شروع شدن کلاس هیچ کس حق ورود به کلاس را نداشته باشد. یا شاید مجبور باشید رویه‌های خاصی را در کلاس وضع کنید که زمان مستقل و ساکت‌تری را ایجاد کند.

هر قانونی که می‌خواهید وضع کنید اما این نکته مهم را به خاطر داشته باشید که در اجرای آنها باید ثابت‌قدم باشید.

۲- بدانید که چه موقعی باید «نه» بگویید

زمانیکه یک معلم سال اولی بودم دوست داشتم هر کاری که از دستم بر می‌آید انجام دهم. جوان بودم و احساس می‌کردم برای آنکه بتوانم خودم را به دیگران بشناسانم و احترام کسب کنم، باید دوبرابر دیگران سخت کار کنم. یکی از روش‌هایی که سعی می‌کردم این احترام را به دست آورم این بود که عملا در هر کاری که در دسترسم بود شرکت می‌کردم.

حمایت کردن از باشگاه مدرسه؟ مسلما. داوطلب شدن برای مدیریت آزمون روز شنبه؟ حتما. شرکت‌کردن در دوره‌های آموزشی معلمی در یک رشته دیگر؟ چرا که نه؟

 حتی فعالیت‌های دانش‌آموز محور مثل جلسه‌های آموزشی خسته‌کننده شده بود. من بحث جایگذاری پیشرفته را آموزش داده بودم و دانش‌آموزان می‌خواستند پیش از کلاس، هنگام ناهار و پس از کلاس نشان دهند که این بحث را یاد گرفته‌اند.

نیت قبلی من این بود که همه را راضی نگه دارم اما همین کار باعث درمانگی شدید من شده بود. آموزش برای من کاری رنج‌آور شده و سلامت روانی مرا تحت‌الشعاع خود قرار داده بود.

بعدا به این نتیجه رسیدم که نه گفتن آنقدرها هم کار بدی نیست. بهتر است فعالیت‌هایم را محدود کرده و آنهایی را انجام دهم که باعث آرامش بیشتر من می‌شد. البته شاید این کار سختی باشد به خصوص اگر مجبور باشید به دانش‌آموزانتان جواب منفی بدهید، اما بعضی‌اوقات این کار لازم است.

۳- برای خود یک محرم اسرار پیدا کنید

یکی از شانس‌هایی که در طول آموزش نصیبم شد، یکی از معلمانی بود که در راهرو مدرسه همدیگر را می‌دیدیم. او مرا به خوبی درک می‌کرد و زمانیکه به شدت احساس خستگی می‌کردم همیشه می‌توانستم به کمک او حساب کنم.

ما با هم کار می‌کردیم، به کلاس‌های درس هم نگاه می‌کردیم، در تدریس به هم می‌کردیم و همیشه برای دیگری یک گوش شنوا بودیم. می‌دانستم هرچقدر هم دیگران برایم دردسر درست کنند، اما کسی هست که بتوانم به وی اطمینان کنم.

شاید برای یک درونگرا کاملا عجیب باشد که همدم خود را از طریق کارهای اجتماعی‌تر پیدا کند اما چیزی که اینجا مهم بود کیفیت تعامل ما دو نفر بود. یک محرم اسرار خوب کسی است که شما را در سطوح عمیقتر بشناسد. کسی است که شما بتوانید در یک سکوت آرماش‌بخش پیش او بنشینید و مطمئن باشید در جایی که لازم است از شما دفاع می‌کند.

۴- اهداف کوچک و در دسترس تعیین کنید

وقتی قرار است یک روز کاری را شروع کنید، برای خودتان اهداف کوچک تعیین کنید. شاید بخواهید پنج دقیقه زودتر به مدرسه بروید. شاید دوست داشته باشید زمان مسقلی را برای تفکر در کلاستان ایجاد کنید. یا شاید بخواهید به دانش‌آموزانتان در مورد درونگرایی مسائلی را بگویید تا آنها هم بتوانند از خود بهتر مراقبت کنند.

اهدافتان هر چه می‌خواهد باشد، اما باید در دسترس و قابل دستیبابی باشد. در ابتدا همچون کودکان قدم بردارید، و اگر در این مسیر احساس خستگی کردید، یک قدم به عقب بگذارید.

۵- زمانی را برای تجدید قوای خود در نظر بگیرید

شما اگر کاسه ذهنتان خالی باشد نمی‌توانید کاسه ذهن دیگری را پر کنید. اگر می‌خواهید یک معلم کارآمد و تأثیرگذار باشید باید در وهله اول خودتان پر از انرژی و حس خوب باشید.

برای خودتان وقت بگذارید. خواهد پیش از کلاس، در وسط روز، یا هنگام رفتن به منزل باشد. زمانی را اختصاص داده و جایی را برای خود مشخص کنید که بتوانید در آرامش کامل استراحت کرده و تجدید قوا کنید. شاید این کار غیرممکن باشد، به خصوص اگر در خانه نیز کودکانی داشته باشید که آسایش را از شما سلب کرده باشند؛ اما حتی پنج دقیقه خلوت‌کردن و فکرکردن به خود می‌تواند تفاوت شگرفی را ایجاد کند.

شما از هر روش و مکانی می‌توانید برای این منظور استفاده کنید. جایی مثل گوشه کلاس یا درون اتومبیلتان. جایی را پیدا کنید که هیچ کس نتواند مزاحمتان شود.

۶- موفقیت‌هایتان را جشن بگیرید.

آیا هفته‌ها را پشت سر هم طی می‌کنید؟ اگر هفته‌ای پر از کار در کلاس، سفرهای علمی یا هر چیز دیگری را سپری کرده‌اید، حتما یادتان باشد که برخی اوقات برای خودتان جشن بگیرید. زمانی را برای تفکر پیدا کرده و به خودتان بابت اینکه این همه کار مهم و سخت را انجام داده‌اید تبریک بگویید. این کار را حتما انجام دهید حتی اگر دشوار باشد.

نگه‌داشتن یک دیدگاه و چشم‌انداز مثبت و به خاطر سپردن موفقیت‌هایتان کار بسیار مهمی است که می‌تواند شما را از گزند خستگی و درماندگی نجات دهد.

۷- به خاطر داشته باشید: درونگرایی شما یک موهبت است

زمانیکه دیگر در کلاس درسم نیستم، دلم به شدت برای دانش‌آموزان درونگرایم تنگ می‌شود. این به خاطر این است که من یک جمع کوچک امن برای خودم درست کرده‌ام که معلمان درونگرا می‌توانند در آنجا همدیگر را ملاقات کرده و با هم ارتباط برقرار کنند.

در هر کلاس، دانش‌آموزان درونگرا با یک فرهنگ مشارکت روبرو هستند. آنها نیز به نوبه خود با مشکلات مخصوص به خودشان روبرو می‌شوند و در اغلب اوقات احساس خستگی و درماندگی می‌کنند.

به عنوان یک معلم درونگرا این فرصت را دارید که برای دانش‌آموزان درونگرایتان نقش یک الگو را بازی کنید. شما می‌توانید به آنها نشان دهید که در این شرایط نیز این امکان وجود دارد که خودتان را نجات داده و رشد کنید حتی در محیط‌های به شدت اجتماعی. به همین خاطر است که ما به معلمان درونگرا نیاز داریم: برای اینکه در هر جایی برای دانش‌آموزان درونگرا نقش یک قهرمان را بازی کرده و نماینده آنها باشند.

پس یک نفس عمیق کشیده و نشان دهید که معلم درونگرا بودن یک موهبت است. شما می‌توانید این کار را انجام دهید.

مترجم: مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

منعطف

نشانه های بی تردید از اینکه شما یک منعطف (P) هستید

در دنیای MBTI ترجیحی وجود دارد که سبک زندگی افراد را تعیین می‌کند. این ترجیح همانند سه ترجیح دیگر ساختاری دوقطبی دارد. یک قطب این ترجیح منظم (J) و قطب دیگر منعطف (P) نام دارد.

افراد منعطف افرادی انعطاف‌پذیر بوده که با تغییرات به راحتی منطبق می‌شوند. وقتی اوضاع آنچنان که باید و شاید پیش نمی‌رود زیاد دچار استرس نمی‌شوند و به راحتی می‌توانند مدیریت بحران کنند. منعطف‌ها نسبت به منظم‌ها در خصوص تفاوت‌هایی که بین افراد وجود دارد حساس‌تر هستند و اغلب در برقراری ارتباط با دیگر تیپ‌ها دچار برخی اشتباهات می‌شوند.

اگر کسی که قصد دارید با وی رابطه عاطفی برقرار کنید دارای خصوصیات زیر بود به احتمال زیاد با یک منعطف طرف هستید.

۱- آنها دائما برنامه‌هایشان را تغییر می‌دهند

اگر چیزی باشد که شما در مورد منعطف‌ها مجبور باشید بدانید این است که آنها دائما قواعد بازی را تغییر می‌دهند. آنها اگر مجبور شوند تحت یک چارچوب مشخص عمل کنند دچار استرس شده و دیگر نمی‌توانند از خود خلاقیت نشان دهند. عوض‌کردن برنامه برای یک منعطف امری طبیعی است، بنابراین اگر شریک عاطفی شما ناگهان تنها نیم‌ساعت مانده به قرارتان برای یک شام رمانتیک، با شما تماس گرفت و شما را به یک مهمانی شلوغ و خودمانی دعوت کرد زیاد تعجب نکنید. او فقط یک P است.

۲- اگر از آنها بپرسید که به چه رستورانی برویم کاری کرده‌اید که تا مرز دیوانگی دچار استرس شوند

صبرکردن تا لحظه آخر برای تصمیم‌گیری کاری است که اکثر منعطف‌ها در آن چیره‌دست هستند. دلیلش هم واضح است. آنها می‌خواهند پیش از تصمیم‌گیری همه گزینه‌ها را در اختیار داشته باشند. منظم‌ها می‌دانند که هرگز نمی‌توانند میز دلخواهشان در رستوران را بدست آورند مگر اینکه از صبح آنرا رزرو کنند. اما در مورد یک منعطف، همیشه یک سر سوزن اطلاعات وجود دارد که یک گزینه جدید و مهیج را برای آنها فراهم آورد. همیشه در آخرین لحظه‌هاست که انرژی آنان به بیشترین حد خودش می‌رسد. در غیراینصورت آنها عقب‌نشینی کرده و منتظر فرصت خواهند ماند.

۳- هیچ وقت به موقع سر قرار نمی‌آیند

در دنیای یک منعطف، وقت‌شناس بودن به معنای این است که با یک بازه زمانی چند دقیقه‌ای (که دقیقاً هم مشخص نیست) سر قرار حاضر شوند. کافیست با آنها قرار بگذارید که مثلا ساعت ۶:۳۰ بعدازظهر برای رفتن به سینما در محل حاضر شود. اگر او ساعت ۷:۰۰ نزد شما آمد فرد بسیار خوش‌شانسی بوده‌اید.

۴- آنها بدترین شریک برای خریدرفتن هستند. باور کنید.

تصمیم‌گرفتن منعطف‌ها برای خرید مطمئنا سال‌ها طول می‌کشد. جالب اینجاست که پس از خرید هنوز هم مطمئن نیستند که گزینه مورد دلخواهشان را خریده‌اند یا خیر. اگر شریک عاطفیتان یک P است پیشنهاد می‌کنیم هنگام خریدرفتن با وی کاملا صبور باشید. چون ممکن است این کار ساعت‌ها طول بکشد و مجبور باشید برای پیداکردن بهترین و ارزانترین جنس همه مغازه‌ها را سرک بکشید. حتی ممکن است پس از همه این کارها دست خالی از خرید برگردید. اگر با یک منعطف رابطه عاطفی برقرار کرده‌اید، مطمئن این جمله را چند هفته بعد از خریدتان خواهید شنید که: «اه، نه، این مغازه ۵۰۰۰ تومان ارزونتر میده. اگه می دونستم بیشتر صبر می کردم.»

۵- آنها هر کاری را حداقل دو برابر زمان عادی‌اش طول می‌دهند

پیاده‌روی یک مسیر ۵۰۰ متری برای منعطف‌ها ممکن است یک ساعت طول بکشد. وقتی قرار است با شریک عاطفی منعطف خود به پیاده‌روی بروید خود را برای هر چیزی آماده کنید. آنها برای اینکه لباس ورزشی خود را بپوشند سراغ کمد لباس‌هایشان می‌روند. ناگهان متوجه می‌شوند که ترتیب قرارگرفتن لباس‌ها آنگونه که دلشان می‌خواهد نیست. ابتدا با ذوق هنری که دارند همه کمد را از اول مرتب می‌کنند. بعد از اتمام کار به این نتیجه می‌رسند که آنطور باید و شاید به دلشان ننشسته است. سپس دوباره همه لباس‌ها را بیرون ریخته و به ترتیب رنگ آنها را مرتب می‌کنند. از نظر یک منعطف «فقط چند دقیقه» برابر است با چند ساعت، زیرا گاهی‌اوقات برخی از پروژه‌های آنها اهمیت یک زندگی را پیدا می‌کنند. پس از همه این اتفاقات شما هنوز هم دم در منتظر هستید و تازه به این نتیجه می‌رسید که دیگر برای دیدن فیلم موردعلاقه‌تان خیلی دیر شده است.

۶- محبوب‌ترین کلمه آنها «شاید» است.

آیا از فیلم لذت بردی؟

پاسخ یک J : بله.

پاسخ یک P : شاید. مطمئن نیستم. نظر تو چیه؟

۷- معمولا کارها را به تعویق می‌اندازند

منظم‌ها (J) دوست دارند قبل از بازی‌کردن کار کنند. معمولا پروژه‌های دانشگاهیشان را پیش از آنکه به موعد مقرر برسند به پایان می‌رسانند، وقتی در حال آشپزی هستند اطرافشان را تمیز نگه می‌دارند و هر چیزی را که برداشته‌اند سر جایش می‌گذارند. منعطف‌ها (P) اول بازی می‌کنند بعدا کار می‌کنند. درست شب امتحان شروع به درس‌خواندن می‌کنند. معمولا فنجان، لباس و خوردنی‌هایشان در سرتاسر خانه دیده می‌شود و هرگز پس از تمام‌شدن آشپزیشان اقدام به شستن ظرفها نمی‌کنند (حتی دیده شده روز بعد این کار را انجام می‌دهند). این فقط به خاطر این است که آنها منعطف هستند. اما این مسأله نباید باعث این سوءتفاهم شود که بی‌نظمی آنها دلیلی بر کم‌حواسی یا عدم توجهشان است. حتی اگر محیط کار یا منزل آنها بی‌نظم و آشفته باشد، منعطف‌ها دقیقا می‌دانند که جای هر چیزی کجاست.

۸- آنها معمولا جواب تلفن‌هایتان را همان لحظه نمی‌دهند

برخی از منعطف‌ها در پاسخ‌دادن سریع به افراد آنچنان هم خوب عمل نمی‌کنند. در این میان NP ها به طور خاص با جواب‌دادن به تماس‌ها، ایمیل‌ها و پیامک‌ها بلافاصله پس از دریافتشان مشکل دارند. در حقیقت، آنها پشت سر هم خیلی چیزها را فراموش می‌کنند به گونه‌ای که شما می‌توانید کتابی از اتفاقات جالبی که آنها در اتفاقات مهم مرتکب شده‌اند درست کنید. مثلا ساکشان را در سفر گم کرده یا سبد غذایشان را در پیک‌نیک جا گذاشته‌اند. این اتفاقات خنده‌دار به خاطر حواس‌پرتی آنها نیست؛ بلکه به خاطر غرق‌شدن بیش از حد آنها در دنیای خیال‌پردازی و خلاقیت است به گونه‌ای که هیچ جایی برای جزئیات معمول زندگی برای آنها باقی نمی‌ماند.

۹- شما سرگرمی‌های خیلی زیادی دارید

برخی‌اوقات منظم‌ها در دیدگاه‌هایشان یک‌دنده و کوته‌بین می‌شوند. این مسأله باعث می‌شود که آنها در زندگی روزمره خود هیچ جایی برای تفریح و لذت‌بردن از لحظات باقی نگذارند. قرارگذاشتن با یک منعطف به این معنی است که شما باید با جریان همراه شوید. حتی اگر این همراهی به اندازه یک هم‌مسیری ساده با یک منعطف باشد. اگر شانس همراهتان باشد، در این همراهی تجربیات خاص، پر از تفریح و جذاب خواهید داشت.

پس سعی کنید با یک P به شما خوش بگذرد. اما خود را برای هر چیزی باید آماده کنید به خصوص اگر یک J هستید.

 

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

درونگراها

درونگراها در روابطشان چه اشتباهاتی مرتکب می شوند؟ (بخش دوم)

در مقاله قبلی به پنج اشتباه رایج درونگراها در ارتباطاتشان پرداختیم. در ادامه با ما همراه باشید.

۶- از خود یا دیگران دفاع نکردن

برونگراها معمولا در ارتباطاتشان به راحتی می‌توانند ابراز وجود کرده و از خود دفاع کنند. متأسفانه اکثر درونگراها به افرادی که دارای شخصیت تسلط‌طلب هستند اجازه می‌دهند به راحتی به آنها زور گفته و خواسته‌هایشان را به آنها تحمیل کنند.

از اینجا شروع کنید: شما مجبور نیستید برای اینکه از این موضوع رها شوید سر دیگران فریاد کشیده و یا رفتار منفعلانه از خود نشان دهید. برای اینکه از موجودیت خود دفاع کنید تنها کافیست به راحتی نظر مخالفتان را با بیان جملاتی نظیر «من مخالفم» ابراز کنید. و یا اگر قرار است از شخص دیگری دفاع کنید کافیست بگویید: «لطفا در مورد او اینگونه صحبت نکن!»

۷- به هم زدن یک قرار مهم

این اشتباه فراتر از نپذیرفتن یک دعوت برای رفتن به یک مهمانی ساده یا یک دورهمی کم‌اهمیت است؛ این اشتباه نظیر این است که از رفتن به اولین جشن تولد خواهرزاده خود یا جشن عروسی بهترین دوستتان سر باز زده و در خانه بمانید و فیلم تماشا کنید. در زندگی رویدادهایی وجود دارد که شما مجبورید در آنها شرکت داشته باشید البته اگر می‌خواهید رابطه خود را حفظ کرده و از ناراحت‌کردن کسانی که دوستشان دارید بپرهیزید.

از اینجا شروع کنید: بسته به این که این رویداد دقیقا چه می‌باشد، شما می‌توانید در آن مهمانی شرکت کرده و کمی زودتر آنجا را ترک کنید. حتما نباید تا نیمه‌های شب در آنجا بمانید و آخرین نفری باشید که از جشن عروسی بهترین دوستتان خارج می‌شوید. شما می‌توانید به خواهرتان بگویید که تا چه ساعتی در مهمانی او شرکت خواهید داشت. اگر زود خارج شدن از مهمانی به نظرتان کار درستی نیست، می‌توانید در میانه‌های مهمانی سری به بیرون زده و هوای تازه تنفس کنید و یا اینکه به خواهرتان بگویید اگر نیاز به خریدن چیزی برای مهمانی یا امثال اینها دارد شما آنرا انجام دهید.

۸- فکر کنید که نسبت به دوست یا فامیل برونگرایتان عاقل‌تر یا داناترید

به نظر ما این طرز تفکر زاییده فرهنگی است که در آن درونگرایی برای مدت‌های طولانی کم‌ارزش قلمداد شده است. امروزه از درونگرایی بیشتر صحبت می‌شود و قدر آن را بیشتر می‌دانند. با این حال گاهی اوقات در مقابل برونگرایی موضع‌هایی گرفته می‌شود که کاملا بی پایه و اساس می‌باشند.

از اینجا شروع کنید: برونگرایی و درونگرایی هیچ ربطی به هوش و فراست ندارند – درست مانند دیگر ترجیحات مایرز-بریگز یا Big 5. این مهم را به یاد داشته باشید که پرحرف بودن و دوست داشتن جمع‌های شلوغ لزوما به این معنا نیست که یک برونگرا فردی احمق یا سطحی‌نگر است.

۹- زمان زیادی را در ذهن خود بگذرانید (و راه خود را پیش بگیرید)

تنهابودن به شما این فرصت را می‌دهد که بیشتر فکر کنید و خود را بهتر بشناسید. با این حال، تنهایی بیش‌ازحد باعث می‌شود شما هر چیزی را بیش‌ازحد تجزیه و تحلیل کنید. حتی اگر در میان دیگران باشید، ممکن است بیشتر از اینکه همراه با گروه باشید، در ذهن خود باشید. این مسأله باعث می‌شود که حتی اگر در میان دیگران باشید ولی عملا کاری انجام ندهید.

از اینجا شروع کنید: وقتی که در میان دیگران هستید یا حتی در حال تکمیل کار خود هستید، همیشه سعی کنید کارهایتان آگاهانه باشد.

 

۱۰- قدر اطرفیان را ندانستن

یک درونگرا ممکن است بیشتر از کنسل‌شدن یک مهمانی خوشحال ‌شود تا اینکه کسی او را برای مهمانی دعوت کند. مطمئنیم اگر یک درونگرا هستید پیش از این چنین احساسی را تجربه کرده‌اید. اما داشتن دوستانی که به شما ارزش قائل شده و شما را به مهمانی‌هایشان دعوت کنند یک موهبت است و باید قدر آنها را دانست.

از اینجا شروع کنید: شما می‌توانید قدر اوقات تنهایی یا اوقاتی که با دوستانتان سپری می‌کنید را بدانید. مطمئن شوید کاری می‌کنید که نشان دهد از اوقاتی که با دوستانتان هستید لذت می‌برید و به آنها اهمیت می‌دهید. هیچ مرد یا زنی به هیچ‌وجه یک جزیره نیست.

مترجم: مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

درونگراها

۱۰ اشتباه رایج درونگراها (بخش اول)

در مقاله‌ای با همین مضمون به ۱۰ اشتباه رایج برونگراها در ارتباطاتشان پرداختیم. البته این اشتباهات در اکثر اوقات به صورت ناخواسته رخ می‌دهد و افراد با تمرین و ممارست می‌توانند آنها را برطرف کنند.

در این مقاله به ۱۰ اشتباه مرسومی که درونگراها مرتکب می‌شوند – البته به صورت ناخواسته – می‌پردازیم. امیدواریم اگر درونگرا هستید بتوانید به خوبی از آنها بهره ببرید.

این ۱۰ اشتباه عبارتند از:

۱- گاهی خیلی رسمی و غیردوستانه می‌شوند

گاهی اوقات ممکن است شما را به یک مهمانی دعوت کنند. خواه از رفتن به آن مهمانی که از شانس شما پر از جمعیت و هیاهو است طفره بروید، خواه در مهمانی در گوشه‌ای بایستید و به تنهایی مشغول صرف نوشیدنی خود باشید، دیگران فکر می‌کنند که از آنها خوشتان نمی‌آید. اما حقیقت امر این است که شما صرفا از این مهمانی‌ها و دورهمی‌های شلوغ خسته شده و احساس آشفتگی می‌کنید.

از اینجا شروع کنید: اگر از طرف یکی از دوستانتان به مهمانی‌ دعوت شدید که بیش از حد برای شما برونگرایانه بود، برای او بگونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که شما را در مهمانی‌های کوچک‌تر و یا یک نفره دعوت کند. سعی کنید تنها دعوت مهمانی‌هایی را رد کنید که می‌دانید واقعا از آنها بدتان می‌آید و یا اصلا توان رفتن به آنجا را ندارید.

۲- قطع‌ رابطه با دیگران

این کار اول از چیزهای کوچک شروع می‌شود. مثلا یک قرار را کنسل می‌کنید یا جواب تلفنی را نمی‌دهید – اما نهایتا خواهید فهمید که خیلی وقت است یک تعامل سازنده‌ای با یک دوست خوب یا یکی از اعضای خانواده‌تان نداشته‌اید. اگر بخواهید این مسأله را توجیه کنید به خود می‌گویید: «خوب، اونا نمی‌تونستن دوباره به من زنگ بزنن، پس اوضاع انقدرها هم بد نیست که نخوان منو دوباره ببینن» اما اگر خلاف این تصور وجود داشت چه اتفاقی می‌افتاد؟

در موردش فکر کنید: شما فکر می‌کنید آنها به اندازه کافی به شما اهمیت نمی‌دهند زیرا دیگر تلاشی برای تماس با شما نمی‌کنند و اگر شما هم از همین منطق استفاده کنید و با آنها تماس نگیرید، آنها هم همین فکر را می‌کنند که شما نیز به آنها اهمیت نمی‌دهید.

از اینجا شروع کنید: تنها کاری که باید بکنید این است که با آنها تماس بگیرید. برنامه‌ای بچینید و آنرا کنسل نکنید. حتی به آنها بگویید که بعضی وقتها امکان اینکه نتوانید آنها را ببینید وجود دارد اما این مسأله شخصی نیست. با این حال بدانید که بعضی اوقات وجود دارد که شما نمی‌توانید برنامه را کنسل کنید، مثلا یک مشکلی در زندگی آنها بوجود بیاید و به پشتیبانی شما نیاز داشته باشند. سعی کنید مطمئن شوند که به رابطه بین خود و آنها ارزش قائلید.

۳- کمک نخواستن

برخی از درونگراها بیش از حد مستقلند و از دیگران به هیچ وجه درخواست کمک نمی‌کنند. اگر شما هم جزو این دسته از درونگراها هستید، شاید پذیرفتن این حقیقت سخت باشد که کارهایی هم وجود دارد که شما توانایی انجام آنها را نداشته باشید.

از اینجا شروع کنید: از دیگران درخواست کمک کنید. آنقدرها هم کار سختی نیست. مطمئن شوید که از شخص درستی کمک بخواهید، البته اگر درخواستتان مربوط به کار است، از همکار یا ناظر مستقیمتان بخواهید نه اینکه بروید پیش مدیرعامل و از او کمک بخواهید. اما هر چه باشد ما به شما قول می‌دهیم که کار ترسناکی نیست.

۴- به خودتان اجازه ندهید که تجدید نیرو کنید

این اشتباه اساساً مخالف دو اشتباه اول این فهرست است. به جای اینکه دعوت همه دوستانتان به مهمانی‌ها را رد کنید، بیش از حد خود را درگیر دورهمی‌های اجتماعی کنید. شخصیت و ظرفیت درونگراها معمولا به گونه‌ای است که اگر مثل برونگراها یک هفته کامل را در مجالس و مهمانی‌های شلوغ سپری کنند، انرژی خود را به طور کامل از دست خواهند داد. در بهترین حالت، شما با رعایت تعادل در شرکت در اینگونه مجالس می‌توانید از گوشه‌گیری و از دست رفتن انرژی جلوگیری کنید.

از اینجا شروع کنید: اگر احساس کردید که دارید انرژی خود را از دست می‌دهید، کافیست یکی از مهمانی‌هایی که زیاد هم برایتان مهم نیست را کنسل کنید. سعی کنید هفته خود را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید روزهای بدون رویدادهای اجتماعی هم داشته باشید.

۵- همیشه از دیگران انتظار داشته باشید که سر صحبت را باز کنند

به یاد داشته باشید حتی اگر جمعیت برونگراها از درونگراها بیشتر باشد (حداقل در جامعه آمریکا)، حدود یک سوم جامعه درونگرا هستند. این بدان معناست که افراد دیگری نیز وجود دارند که از شروع کردن یک گفتگو هراس دارند. همچنین همه برونگراها آنگونه که همیشه تصور می‌شود پرحرف و خوش‌صحبت نیستند، پس سعی کنید برای یکبار هم که شده اولین کسی باشید که سر صحبت را باز می‌کنید.

از اینجا شروع کنید: اگر شما در یک مهمانی ۳۰ نفری شرکت کرده‌اید، این احتمال وجود دارد که ۱۰ نفر آنها درونگرا باشند و شاید آنها نیز دوست داشته باشند که یکی آنها را نجات داده و با آنها مشغول صحبت شود. (از همه اینها بگذریم، درونگراها باید به هم کمک کنند!)

این مقاله ادامه دارد…

مترجم: مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

MBTI

تیپ های شخصیتی چگونه به موفقیت مالی دست پیدا می کنند؟

معمولا وقتی از مقوله کسب درآمد و ثروت صحبت می‌شود همه افراد نظرات و اولویت‌های خود را در این مورد دارند و هر کس از مسیر و روش متفاوتی در پی کسب درآمد و افزایش سرمایه خود می‌رود. به بیان دیگر هر کس نگرش خاص خود را نسبت به پول دارد که الزاما با دیدگاه سایرین یکسان نیست. برای برخی از افراد پول اهمیت بیشتری دارد در حالی‌که شاید برای عده‌ای پول اهمیت چندانی نداشته باشد. هر کدام از ما نیز به شیوه‌ی متفاوت خود پول در می‌آوریم و دلایل متفاوتی نیز برای کسب درآمد داریم. در شماره اکتبر ۲۰۱۵ مجله دیوید کیرسی، تیپ‌شناسان این مجموعه به بررسی دیدگاه‌های متفاوت مشرب‌های چهارگانه نسبت به کسب درآمد پرداخته‌اند. چهار برش از چهار مشرب MBTI رو مطالعه کنید تا ببینید با کدام‌یک از آن‌ها احساس نزدیکی و شباهت بیشتری دارید. ضمنا خودتان را نیز امتحان کنید، ببینید آیا قادر هستید رویکرد دوستان، همکاران، اعضای خانواده و نزدیکان خود را نیز در یکی از این چارچوب‌ها قرار دهید؟

تجربه‌گرایان (SP) -در جستجوی معامله هیجان‌انگیز

(شامل تیپ‌های ESTP-ISTP-ESFP-ISFP)

برای تجربه‌گرایان فرایند کسب درآمد و دویدن در پی پول باید امری غیرقابل پیش‌بینی باشد. جستجوی ثروت و کسب درآمد برای SPها فرایندی نیست که با فکر و برنامه‌ریزی قبلی، یا روال منسجم و مرحله به مرحله دنبال شود. جستجوی پول برای آن‌ها حتی یک پنداره یا برنامه‌ریزی بلند-مدت هم تلقی نمی‌شود. آن‌ها اصلا به این حرف که «پول را باید برای روز مبادا پس‌انداز نمود» اعتقادی ندارند، آن‌ها همچنین اعتقادی به بخشیدن مبالغ هنگفت از دارایی خود به خیریه‌ها و افراد نیازمند نیز ندارند. پس پول برای یک SP حاوی چه معنایی است؟ واقعیت امر در این است که برای تجربه‌گرایان هیجان واقعی در خود فرایند کسب درآمد قرار گرفته است. آن‌ها از مسیر پول درآوردن لذت می‌برند. همین! و به محض این‌که این مسیر به کسب درآمد منجر شود، بلافاصه پول خود را خرج می‌کنند تا هیجانات خود را از طریق خرج کردن پول آزاد کنند (مثلا خریدهای غیر قابل توجیه و صرفا برای برطرف نمودن خواسته‌های لحظه‌ای‌شان). ممکن است SPها برای کسب درآمد گاهی اوقات به حوزه‌های مختلف کاری ناخنکی بزنند، در این صورت بعید نیست در بازه‌های زمانی مختلف آن‌ها را در فعالیت‌های سوداگرانه‌ی مختلف و متفاوتی ببینید که الزاما هیچ ارتباطی به هم ندارند. تنها چیزی که برای آن‌ها اهمیت دارد، هیجان ناشی از این جستجوگری است. از این رو می‌توان گفت هسته‌ی اصلی اغلب فعالیت‌های آنان «خوش‌گذشتن» است. تجربه‌گرایان تلاش برای جستجوی پول را همچون آوردگاهی می‌دانند که حضور در آن نیازمند چابکی و سرعت است، آن‌ها این هیجان ناشی از تعیب و گریز را تا زمان رسیدن به مبلغی هنگفت ادامه می‌دهند. اما مسئله اینجاست که این جایزه بزرگ برای آن‌ها کوچکترین اهمیتی ندارد، آن‌ها از مسیر هیجان‌انگیز لذت می‌برند. قابلیت زندگی در لحظه به SPها این امکان را می‌دهد که از هر آن‌چه که در زندگی‌شان با آن مواجه می‌شوند استقبال کنند. شعار آن‌ها این است: «هر چه پیش آید، خوش آید». از نظر تجربه‌گرایان پول با خود «آزادی» به ارمغان می‌آورد، پول برای SPها تنها یک مفهوم بالقوه است که به خودی خود ارزشی ندارد، برای تجربه‌گرایان پول به طور بالقوه مفهومی دوست‌داشتنی است زیرا می‌تواند تغییری هیجان‌انگیز و غیرقابل پیش‌بینی را به زندگی آن‌ها راه دهد. پول به آن‌ها کمک می‌کند که دست به ریسک‌های جسورانه بزنند. یک معامله بزرگ حاوی مقدار زیادی پول برای تجربه‌گرایان بسیار هیجان‌انگیز و تحریک‌کننده است زیرا بزرگی و شدت هر تجربه در زندگی برای SPها بسیار مهم است. آن‌ها می‌خواهند بین نیازهای‌شان و برآورده شدن آن‌ها کوچکترین فاصله‌ای نباشد. هر گونه معامله بر سر پول ذاتا این قابلیت را دارد که در چشم به هم زدنی شرایط را (در جهت خوب یا بد) تغییر دهد، در نتیجه این پیش‌بینی ناپذیری و تغییر آنی بسیار مورد قبول یک SP خواهد بود.

سنتی ها (SJ) – در جستجوی درآمد بالا

(شامل تیپ‌های ESTJ-ISTJ-ESFJ-ISFJ)

اعتقاد سنتی ها (SJ) بر این است که درآمد بالا ناشی از سخت‌کوشی مداوم در یک بازه زمانی طولانی است. از نظر SJها درآمد بالا نشان از طی کردن مناسب مدارج تحصیلی و مسئولیت‌پذیری بالای افراد است. پشتیبان‌ها معتقدند فرد ثروتمند هزینه‌ی ثروتمند شدن خود را با تلاش فراوان داده است. آن‌ها معتقدند نقطه شروع همین‌جاست و تنها با کار و تلاش می‌توان سلسله‌مراتب ترقی را طی نمود. پشتیبان‌ها انتظار دریافت حقوق مناسب از شغل خود را دارند و برای رسیدن به مراتب بالا و قرار گرفتن در مقامات رفیع سخت تلاش می‌کنند. در واقع از نظر پشتیبان‌ها، حقوق و میزان درآمد هر فرد متر و معیاری است برای مقایسه جایگاه اجتماعی افراد. SJها درآمد را وسیله‌ای می‌دانند که به کمک آن قادرند پله‌های ترقی در اجتماع را قدم به قدم طی کنند. آن‌ها معتقدند حقوق‌ بالا متعلق به افراد نوپا و تازه‌وارد نیست، برای دریافت درآمد مناسب باید تلاش کرد و مراحل پیشرفت را قدم به قدم طی نمود بعبارت دیگران SJها معتقدند شما برای دریافت حقوق مناسب و کسب ثروت ابتدا باید شایستگی خود را نشان داده باشید. پول چیزی نیست که آن‌را به سادگی میان افراد پخش کنند. بنابراین پشتیبان‌ها معتقدند شایستگی و لیاقت پولی را که بدست آورده‌اند داشته‌اند، زیرا برای بدست آوردن آن زحمت کشیده‌اند. این روال (تلاش فراوان و سپس کسب ثروت) به آن‌ها احساس استحکام و ثبات می‌بخشد.  از نظر SJها بهترین بخش کسب حقوق ثابت در این است که پیش‌بینی‌پذیر و نظام‌مند است. یعنی برای پس‌انداز و انباشت آن و تبدیل آن به سرمایه‌ای عظیم و قابل اتکا باید زمان گذاشت، ضمنا می‌توان برای اوضاع پیش‌بینی نشده‌ی آینده نیز به این منبع ثروت متکی بود.

آرمان‌گرایان (NF) -در جستجوی بخشیدن

(شامل تیپ‌های ENFJ-INFJ-ENFP-INFP)

از نظر آرمان‌گرایان در دنیایی ایده‌آل نیازی به وجود مفهومی به نام پول نخواهد بود، افراد در کنار یکدیگر و همچون اعضای یک پیکر خواهند زیست و هر کس نگران سرنوشت اطرافیان و هم‌نوعان خود خواهد بود. اما معمولا واقعیت‌های دنیا به تندی چنین رویاهایی را نابود می‌سازند. وقتی NFها با واقعیت‌های موجود در دنیای زمینی- و بی‌شباهت با ایده‌آل‌های خود- مواجه می‌شوند و در می‌یابند که سایر انسان‌ها در نیاز و ضعف به سر می‌برند، نمی‌توانند بی‌تفاوت باقی بمانند. آرمان‌گرایان نمی‌توانند و نمی‌خواهند چشمان خود را بر وضعیت موجود ببندند. آن‌ها نمی‌توانند نسبت به ضعف و رنج سایرین ساکت بنشینند. در نهایت آرمان‌گرایان به ناچار می‌پذیرند که پول امر پلیدی است که ناگزیر باید برای ادامه زندگی در تمدن امروزی از آن استفاده نمود. آن‌ها بر این باورند که پول به جای ایجاد مانع، باید موانع موجود بین انسان‌ها را از میان بردارد و باعث ایجاد انس الفت میان آنان گردد. آن‌ها مصمم به از بین بردن شکاف میان دارا و ندار هستند. فرقی ندارد که یک NF در حساب بانکی‌اش چقدر پول داشته باشد، آن‌ها با بودجه‌ای که در دست دارند سعی در توزیع عادلانه ثروت دارند. آن‌ها ذاتا افرادی نوع‌دوست و خیرخواه هستند. باور آن‌ها این است: اگر دست‌تان پر است، آن را به کسی ببخشید که بدان محتاج است و دیگران به وقت نیاز، دست شما را خواهند گرفت. خوش‌طینتی آن‌ها به آنان اجازه نمی‌دهد که دیگران را در ضعف و تنگدستی تنها بگذارند. آن‌ها به بخشیدن زنده‌اند و یاری‌رساندن به دیگران دلیل زیستن آن‌هاست.

بینشی‌ها (NT) -در جستجوی اقتدار

(شامل تیپ‌های ENTJ-INTJ-ENTP-INTP)

برای بینشی‌ها کسب درآمد فقط محدود به پول درآوردن نمی‌شود. برای یک NT این‌که درآمد ماهیانه یا سالیانه‌اش چقدر است اهمیتی ندارد، حتی هیجان و سرخوشی ناشی از بدست آوردن مبالغ هنگفت نیز برای آنان چندان حائز اهمیت نیست، چنین پیروزی‌هایی برای بینشی‌ها کاملا موقتی و گذراست. علاوه بر این آن‌ها چندان به پول خود وابسته نیستند و شاید در پس‌انداز آن چندان خوب عمل نکنند زیرا نگه داشتن پول نیز برای آنان اولویت نیست. یک بینشی می‌داند فارغ از این‌که در حساب بانکی خود چقدر پول دارد باید روی اهداف بزرگتری متمرکز بماند. در واقع بینشی‌ها در زندگی‌شان خواهان کسب برتری و شایستگی هستند و پول را تنها دستاورد جانبی تلاش خود برای تحقق اقتدار و برتری‌‌شان می‌دانند.

پولْ پاداش رسیدن آن‌ها به اهداف‌شان است. در واقع کسب دستاورد و شایستگی برای NTها چیزی فراتر از پر بودن حساب بانکی است. آن‌ها در هر هدف خود خواهان برتری و قرار گرفتن در رده‌های بالا هستند. شایستگی و اقتدار از نظر یک بینشی به معنی بالاتر بودن از دیگران در هر هدفی است که برای خود تعیین نموده‌اند. آن‌ها مدام در پی بهتر کردن خود و موقعیت‌شان هستند. زندگی برای آن‌ها یک تکامل بی‌وقفه است که در آن به کمک ابتکارات نوآورانه‌شان در پی جابه‌جا کردن ساختارها و سیستم‌های پذیرفته‌شده و جاافتاده هستند. بینشی‌ها پول را اهرمی می‌دانند که به کمک آن سریع‌تر می‌توانند به اهداف بزرگتر خویش دست یابند. در واقع آن‌ها کوچکترین اهمیتی برای خود پول و اندازه و کمیت آن قائل نیستند. پول هدف اصلی آنان نیست و آن‌ها به دنبال پول نمی‌روند، بلکه بیش از آن بینشی‌ها به دنبال محقق نمودن پنداره‌ها و ایده‌های خود در دنیای واقعی هستند و در این راه معمولا پول به دنبال آن‌ها می‌آید. جامعه نیز معمولا از ایده‌های بلندپروازانه‌ی آن‌ها که در نهایت منجر به ایجاد تغییراتی مفید در دنیا می‌شود استقبال می‌نماید.

ترجمه و تطبیق: آرسام هورداد (مدیر دپارتمان MBTI خانه توانگری طوبی)

منبع: مجله Keirsey- اکتبر ۲۰۱۵

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

برونگراها

برونگراها و ۱۰ اشتباهی که ناخواسته مرتکب می شوند (بخش دوم)

در مقاله قبلی به ۵ اشتباه ناخواسته برونگراها اشاره کردیم.

در ادامه به ۵ اشتباه دیگر که ممکن است برونگراها مرتکب شوند خواهیم پرداخت. خوشبختانه ما به صورت مختصر راه حل لازم را ذکر کرده ایم.

۶- هیچگاه به عمق مسائل نمی‌پردازند

کاملا مشخص است که برونگراها علاقه شدید به دیگران دارند. اکثراً افرادی خوش‌مشرب و پرحرف بوده و در صحبت‌هایشان به مسائل عمیق نمی‌پردازند. این مسأله زمانیکه قصد اعتمادسازی بین خود و شریک گفتگویتان دارید اهمیت زیادی پیدا می‌کند. با این حال مراقب باشید چون درونگراها معمولا تمایل زیادی به پرحرفی و صحبت‌های سطحی ندارند. آنها از بذله‌گویی‌های بیش‌ازحد به هیچ‌وجه خوششان نمی‌آید. موقعیت‌هایی پیش می‌آید که باید به مسائل مهمی نظیر جلسات کاری یا مصاحبه‌های شغلی توجه کرد. اگر در چنین جلساتی شروع به بذله‌گویی کنید ممکن است اینگونه تصور شود که شما آنقدرها هم در این موارد جدی نیستید.

چه کار باید بکنید: سعی کنید در گفتگوهایتان به مسائل عمیق و جدی نیز بپردازید. ممکن است برای یک برونگرا این کار به راحتی انجام نشود اما با تمرین مداوم می‌توان این مسیر را هموار ساخت.

۷- نشان‌ندادن خودکفایی خود

برونگراها معمولا کارهایی را انتخاب می‌کنند که در آن با افراد زیادی سروکار داشته باشند و از کارهایی که به تنهایی بخواهند انجام دهند استقبال زیادی نمی‌کنند. آنها دوست دارند هر زمان که ممکن باشد با دیگران همکاری داشته باشند. هرچند این مسأله در مورد مشاغل زیادی دارای اهمیت است، اما موقعیت‌هایی نیز وجود دارد که شما مجبورید استقلال و خودکفایی خود را به نمایش بگذارید. همانطورکه در شغل خود به سطوح بالاتر دست پیدا می‌کنید از شما انتظار می‌رود که مسئولیت‌پذیری بیشتری داشته و از طرف خود و دیگران تصمیمات مستقلی بگیرید. در روابط فردی اگر همواره سعی کنید با دیگران ارتباط برقرار کنید این تصور برای دیگران پیش خواهد آمد که شما فرد «نیازمند» یا «مهرطلبی» هستید.

چه کار باید بکنید: از شیوه درونگراها تقلید کنید. آنها مهارت خاصی در خودکفایی و استقلال رأی دارند. در این خصوص تمرین زیادی کنید. گاهی اوقات فکرکردن در تنهایی به شما این فرصت را می‌دهد که افکار و نظراتتان را از افکار و نظرات دیگران مجزا کنید و طرح‌هایی را ارائه دهید که کاملا مختص به خود شما باشد.

 

۸- بدون آمادگی قبلی عمل کردن

جذاب‌بودن و دارابودن شخصیتی کاریزما صفاتی هستند که باعث ارتقای موقعیت اجتماعی شما می‌شوند. اما هیچگاه بدون برنامه و آمادگی قبلی کاری نکنید. برخی موقعیت‌ها نیازمند آن هستند که مانند درونگراها برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشید بخصوص در مواردی همچون مصاحبه‌های شغلی یا ارائه یک متن رسمی در یک جلسه. حرف ما را باور نمی‌کنید؟ تصور کنید به زمانی برگشته‌اید که طبق برنامه کار نمی‌کردید و هیچ چیز آنطور که باید عمل نمی‌کرد. افراد فارغ از اینکه برونگرا باشند یا درونگرا زمانی اشتباه می‌کنند که خود را برای آینده آماده نکرده‌ باشند.

چه کار باید بکنید: وقتی که نیاز به عکس‌العمل شما باشد، از توانایی برنامه‌ریزی قبلی درونگراها و نیز شخصیت کاریزمای برونگراها استفاده کنید. با این کار هیچگاه در کارهایتان شکست نخواهید خورد.

۹- گوش‌ندادن کافی

فرد برونگرایی که احساس می‌کند نمی‌تواند تأثیر زیادی بر روی دیگران بگذارد به احتمال زیاد کاری می‌کند که دیگران فکر کنند او فرد توانایی است. این مسأله منجر به این می‌شود که شما «هیچگاه دست از حرف‌زدن بر ندارید». در این شرایط اگر چهره جذاب یک فروشنده قهار را به خود بگیرید، برعکس باعث این شده‌اید که طرف مقابلتان هیچ فرصت صحبت‌کردنی نداشته باشد.

چه کار باید بکنید: تمرین کنید که در خلال یک گفتگو گاهی به خود استراحت دهید و طرف مقابلتان نیز فرصت صحبت‌کردن دهید. همیشه برقراری تعادل بین جذاب‌بودن و پرحرف‌بودن به نفع شما خواهد بود، اما در همین حین سعی کنید به صحبت‌های طرف مقابلتان نیز به دقت گوش داده و علاقه اصلی خود را به آن نشان دهید.

۱۰- نشان‌نداندن آسیب‌پذیری خود

تا حالا پیش خود فکر کرده‌اید که یک درونگرا غمگین شود؟ یا حوصله‌اش سر برود؟ و یا اینکه نیمه‌های شب از خواب بپرد و در مورد کارهای نادرستی که در طول روز انجام داده احساس ناراحتی کند؟ اما به محض اینکه از خواب بیدار می‌شوند، همان نقاب آدم خوشحال را به خود می‌زنند، و با ظاهری جذاب و شاد روز خود را شروع می‌کنند. مسأله اینجاست که اگر مردم فکر کنند شما همیشه یک آدم شاد و بی‌غم هستید، زمانیکه به هر دلیلی روزی ناراحت شدید، متعجب شده و یا از دست شما ناراحت می‌شوند.

چه کار باید بکنید: اگر از چیزی ناراحت هستید، ناراحتی خود را ابراز کنید. اگر عصبانی هستید، بگویید که عصبانی هستید. با اقرارکردن به آسیب‌پذیری خود، شما باعث می‌شوید افراد همانگونه که هستند با شما رفتار کنند. همین کار باعث می‌شود دیگران با شما رابطه‌ای عمیق و صادقانه برقرار کنند.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

برونگراها

ده اشتباه بزرگ که برونگراها ناخواسته مرتکب می‌شوند (قسمت اول)

موفقیت در روابط، کار و زندگی خانوادگی فقط به داشتن یک شخصیت «درست» ختم نمی‌شود. بلکه درک درست از صفات فردی و اینکه این صفات به چه شیوه‌ای می‌تواند از اهداف شما پشتیبانی کرده و نهایتا منجر به موفقیت شما شوند مربوط می‌شود. وقتی نوبت به برونگراها می‌رسد، نشان دادن اینکه شما یک فردی سطحی‌نگر نیستید و در مهمانی‌های کسی نیستید که دائما در حال حرف زدن است کار سختی است. شما مجبورید این سایه‌ای که دائماً دنبال شماست را از بین ببرید.

متأسفانه برونگراها در اغلب اوقات به گونه‌ای رفتار می‌کنند که این کلیشه‌ها را تقویت می‌کنند. در ادامه به معرفی ۱۰ اشتباه بزرگ که برونگراها به طور ناخواسته مرتکب می‌شوند می‌پردازیم. با استفاده از آنها شما می‌توانید برونگرایی شدید خود را متعادل کنید.

 

۱- فکر می‌کنند که هر سکوتی زجرآور و خسته‌کننده است

صحبت‌کردن بیش از حد برونگراها مشکل زیادی بوجود نمی‌آورد، چیزی که مسأله‌ساز است این است که برونگراها وقتی دیگر حرفی برای گفتن ندارند و سکوت در گفتگویشان حکمفرما می‌شود، به زودی عصبی می‌شوند. دلیلش هم واضح است. از نقطه‌نظر یک برونگرا، سکوت همسنگ طردشدگی اجتماعی است. صحبت‌کردن در میان هر سکوتی می‌تواند عواقب منفی در پی داشته باشد. یک توقف طبیعی در گفتگو به طرف مقابلتان این فرصت را می‌دهد که فکر کرده و پاسخ شما را بدهد. از بین‌بردن این حق طبیعی کاری خلاف ادب است.

چه کار باید بکنید: صادق باشید. شما می‌دانید که چه زمانی می‌توانید مثل یک قطار سریع‌السیر صحبت کنید. شما می‌دانید که چه زمان‌هایی از خطوط قرمز عبور کرده‌اید. تمرین کنید جلوی زبانتان را بگیرید. به نحوه صحبت‌کردن دیگران توجه کنید و به توقف‌های طبیعی در گفتگوهایتان دقت کنید.

 

۲- وقت نگذاشتن بر روی فکرکردن و خلوت‌کردن

شارژشدن یک برونگرا سریعتر از شارژشدن یک درونگراست. حتی اجتماعی‌ترین برونگراها نیز گاهی نیاز به خلوت‌کردن و فکرکردن به صحبت‌هایشان دارند. چنددقیقه استراحت و سکوت شاید روش مطلوب شما برای شارژشدن نباشد، اما به شما این فرصت را می‌دهد که به نکته‌های مهم صحبت‌هایتان توجه کرده و آنها را به خاطر بیاورید. نداشتن این زمان فردی این ریسک را برای شما بوجود می‌آورد که فراموش کنید با چه کسی ملاقات داشته و چه گفته‌اید.

چه کار باید بکنید: به اهمیت زمان استراحت و خلوت‌کردن توجه کنید. اگر به جزئیات تعاملات اجتماعی خود توجه کنید در گفتگوهای آتی به نتایج خوبی دست خواهید یافت.

 

۳- صحبت‌کردن هنگام فکرکردن

برونگراها بیش از درونگراها در معرض این اشتباه هستند که هنگام فکرکردن صحبت کنند. این بدان معنا نیست که آنها افرادی سطحی، پرسروصدا یا بی‌فکر هستند؛ برای یک برونگرا واقعا سخت است که هنگام فکرکردن مکث کرده و یک تصمیم آگاهانه بگیرد که چه بگوید و یا چه نگوید.

چه کار باید بکنید: سعی کنید هیچگاه فراتر از صحبت‌هایتان پیش نروید. نفسی عمیق کشیده، کمی درنگ کرده و تلاش کنید پیش از صحبت‌کردن در مورد حرف‌هایتان فکر کنید. دیگر مهارت‌ها نظیر سرتکان‌دادن و برقرارکردن تماس چشمی می‌تواند به شما کمک کند. حتما لازم نیست برای نشان‌دادن اینکه به صورت فعال در یک گفتگو شرکت دارید از زبانتان استفاده کنید.

 

۴- سست‌بودن در وفاداری

درحالیکه درونگراها بخش اعظمی از انرژی خود را صرف جذب دوستان معدود و نزدیک می‌کنند، برونگراها دوست دارند دوستان زیادی در آن واحد داشته باشند. ممکن است اکثر ظرفیت عاطفی خود را بر روی کسانی سرمایه‌گذاری کنند که شانس کمی برای برقراری یک رابطه دوستانه قوی داشته باشند. اما مشکل اینجاست که برخی از دوستان (درونگرای) شما ممکن این تصور را کنند که در سطوح فردی سرمایه‌گذاری خوبی بر روی آنها نکرده‌اید.

چه کار باید بکنید: داشتن دوستان زیاد به این معنا نیست که دوستی‌های شما سطحی و یا صمیمی نیست – بلکه تنها ممکن است یک تصور باشد. تلاش زیادی کنید تا به دوستانتان نشان دهید به این رابطه ارزش قائلید، حتی در خصوص دوستان معمولی خود.

 

۵- زیرپاگذاشتن احساسات دیگران

خوب شاید واژه «زیرپاگذاشتن» کمی خشن باشد، اما برونگراها گرایش زیادی به نادیده‌گرفتن احساسات درونی دیگران دارند بدون اینکه هیچ تلاشی برای درک آن کنند. وقتی به مشکلی بر می‌خورند، ممکن است با صدای بلند آنرا فریاد بزنند. اعلام‌کردن هر چیزی با صدای بلند و رسا ممکن است برای روح برونگراها مناسب باشد، اما دیگران ممکن است اینگونه ابراز وجودها را نوعی اعتمادبنفس کاذب یا حتی حمله فردی بدانند.

چه کار باید بکنید: هر کسی، و نه فقط برونگراها، می‌تواند تلاش کند که نسبت به نیازهای دیگران حساس باشد. کمی دلسوزتر باشید و ببینید که می‌توانید بخشی از احساسات شخصی خود را کنار گذاشته و به مسائل از نقطه‌نظر دیگران بنگرید؟

 

این مقاله ادامه دارد

 

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity.com

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

MBTI

۴ واقعیت اسرارآمیز درباره آزمون مایرز-بریگز

ابزار ارزیابی شخصیت مایرز-بریگز (MBTI) برای دهه‌های متمادی است که تبدیل به یک سنجش استاندارد برای ارزشیابی شخصیتی شده است. اما از زمانیکه Susan Cain و دیگر متفکران ما را ترغیب نمودند که درباره مزایای رهبری درونگرا بیشتر تفکر کنیم، استفاده از ابزار MBTI با کمی ابهام همراه شده است. در تحقیقات اخیری که مؤسسه CPP، متولی اصلی انتشار آزمون MBTI در دنیا، ارائه نموده حاکی از آن است که «تیپ شخصیتی MBTI به شکل پیچیده‌ای با موفقیت و شکست اثرگذاری بین فردی ارتباط دارد».

Michael Segovia، مدرس ارشد MBTI به برخی از سوءتفاهم‌ها که اخیراً اکثر ما در خصوص MBTI به آن بر‌می‌خوریم پرداخته است.

۱- درونگرا و برونگرا وجود خارجی ندارد

Segovia اظهار می‌دارد که: «اکثر ما عادت کرده‌ایم که افراد را با القابی همچون برونگرا (Extrovert) یا درونگرا (Introvert) خطاب کنیم، اما در اصلی چنین چیزی صحت ندارد. هیچ کسی به طور کامل و خالص درونگرا یا برونگرا نمی‌باشد». در عوض، ما تمایل داریم که از این القاب ظاهری استفاده کنیم. به قول وی همه این مسائل به محتوا و مضمون شرایطی که در آن قرار داریم وابسته است. وی می‌افزاید: «اگر شما در شرایط آموزشی باشید ممکن است کمی برونگراتر شوید تا بتوانید به شکل بهتری با معلمتان ارتباط برقرار کنید همانگونه که ممکن است در منزل ساکت‌تر و یا به اصطلاح درونگراتر به نظر برسید».

این جملات به این معناست که: شما این توانایی را دارید که هم برونگرا باشید و هم درونگرا، بنابراین از نتایج آزمون یا موقعیت‌های پیشین به عنوان بهانه‌ای برای رشدنکردن استفاده نکنید.

۲- ما در میانه قرار گرفته‌ایم

او می‌گوید: «از لحاظ آماری در آمریکا، ۴۹ درصد افراد تمایل بیشتری به برونگرایی داشته و ۵۱ درصد درونگرا هستند. در حقیقت این اعداد در سراسر جهان با کمی اختلاف ثابت می‌باشد. در فرهنگ آمریکا جمله‌ای داریم که می‌گوید برونگراها افراد سالم‌تری هستند. شاید این طرز تفکر درست نباشد زیرا رهبران غول‌های فناوری دنیا یعنی Facebook، Twitter و دیگر استارت‌آپ‌های موفق افرادی بوده‌اند که تمایل بیشتری به درونگرایی دارند.

این جملات به این معناست که: در طراحی فرهنگ سازمانی خود انعطاف‌پذیر باشید. برای مثال، ایجاد محیط‌های کاری کاملا باز یا اتاق‌های محصور و دربسته می‌تواند نیمی از کارکنان شما را برنجاند. پس اینگونه محیط‌ها را بگونه‌ای طراحی کنید که هر دو ترجیح برونگرایی و درونگرایی افراد در نظر گرفته شده باشد.

۳- این آزمون دائماً در حال تغییر است

آزمون MBTI در سال ۱۹۴۳ ارائه شد و از آن پس هر چند سال یکبار تغییرات و تجدیدنظر‌های عمده در خصوص آن اعمال می‌شود. بنابراین اگر مدت زمان زیادی از گذراندن این آزمون گذشته است، پیشنهاد نمی‌کنیم حساب زیادی روی آن باز کنید. Segovia می‌گوید: «ما در CPP یک تیم بزرگ از محققان در اختیار داریم که به طور کامل بر روی اعتبار و اطمینان گزارش‌ها و نیز زبان آن وقت گذاشته‌ و کار می‌کنند. اکنون بعد از سالیان متمادی تا حدی پیش رفته‌ایم که با کمک نسخه آنلاین آزمون، در عرض ۲۰ دقیقه می‌توانیم این آزمون را بگذارنیم».

این جملات به این معناست که: استفاده از آزمون‌هایی نظیر MBTI بیش از پیش راحت شده است که این بدان معناست که دیگر بهانه‌ای وجود ندارد که این ابزار را در سازمانتان استفاده نکنید.

۴- آزمون‌های ابتدایی تناقضات خود را دارند

مدرس ارشد CPP می‌افزاید: «هنگام انجام آزمون MBTI به این نکته پی بردیم که افرادی که تمایل بیشتری به برونگرایی دارند، بیشتر در مورد کارهایی که اخیراً انجام داده‌اند فکر می‌کنند نه کارهایی که معمولا انجام می‌دهند. برای مثال اگر فرد در محل کارش روز سختی را پشت سر گذاشته باشد، به احتمال خیلی زیاد در آزمونش تمایل بیشتری به نظم، برنامه‌ریزی و سازمان دارد – حتی اگر در حالت عادی هیچ تمایلی به این مسائل نداشته باشد. همکاران ما در مؤسسه CPP، آزمون را بگونه‌ای بروزرسانی کرده‌اند که از بروز چنین اشتباهاتی تا حد امکان جلوگیری شود.

این جملات به این معناست که: هیچ آزمونی وحی منزل نیست. وقتی در حال ارزیابی خود یا شخص دیگری هستید، همیشه ملاحضات و شهود خود را به کار ببندید.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: CPP Blog

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus