شغل

تیپ شخصیتی چگونه می‌تواند بهترین شغل را برای ما به ارمغان آورد؟

جستجوی شغل جدید برای کسانی که دنبال کار می‌گردند و یا به تازگی از کارشان برکنار شده‌اند تجربه‌ای پراسترس است. در سطح اینترنت سایت‌ها و بلاگ‌های زیادی وجود دارد که پیشنهادها و نکته‌های مختلف کاریابی را ارائه می‌دهند. در عین حالیکه این صفحات می‌توانند برای ما مفید باشند، اما مؤثرترین روش جستجوی شغل روشی است که با استعدادها و صفات منحصربفرد شخصیت شما سازگاری داشته باشد. استراتژی برندسازی شخصی امروزه به روشی کارآمد در کاریابی تبدیل شده و مهمترین جنبه برندسازی این است که چگونه بتوانید خودتان را از سایر رقبا بالاتر برده و اثرگذاری بیشتر بر روی کارفرمایان داشته باشید.

یک جستجوی موفق نیازمند درکی واضح و روشن از فاکتورهایی است که فارغ از شغل جدید به خودی خود دارای اهمیت هستند. ما دارای ترجیحات ذاتی هستیم که بر روی تصمیماتی که در حوزه‌های مختلف زندگی می‌گیریم تأثیرگذارند. با عنایت به بحث جستجوی شغل، این ترجیحات می‌توانند شامل این موضوعات باشند که بخواهیم با دیگران کار کنیم یا به صورت مستقل این کار را انجام دهیم، این که یک محیط منظم را ترجیح دهیم یا یک محیط راحت و منعطف را و نهایتا اینکه بخواهیم در کارمان خلاقیت داشته باشیم و یا در کارمان به دنبال اعداد و ارقام باشیم.

تیپ شناسی شخصیتی یکی از محبوبترین روش‌ها برای یافتن شغل ایده‌آل است. نتیجه آزمون MBTI مشخص می‌کند که ترجیحات شما در چهار ترجیح این متد به چه شکل است:

  • برونگرایی (E) در مقابل درونگرایی (I) : آیا ما از با دیگران بودن انرژی می‌گیریم یا با تنهابودن؟
  • منطقی (S) در مقابل شهودی (N) : آیا ما به تجربیات و مسائل عینی و واقعی اهمیت می‌دهیم یا با اطلاعات انتزاعی و بدون شواهد مستقیم؟
  • فکری (T) در مقابل احساسی (F) : آیا ما بر قوانین و ضوابط تصمیم‌گیری می‌کنیم یا بر اساس ارزش‌های شخصی و احساساتمان؟
  • منظم (J) در مقابل منعطف (P) : آیا در زندگی خود به چارچوب‌ها و ساختارها اعتقاد داریم یا دوست داریم بر اساس هر آنچه که پیش می‌آید زندگی خود را جلو ببریم؟

با گذراندن آزمون MBTI به اطلاعات بسیار ارزشمندی دست خواهید یافت. بنابراین بر اساس این اطلاعات می‌توانید شغلی را انتخاب کنید که بیشترین تناسب را با ترجیحات طبیعیتان داشته باشد. برای مثال، افراد برونگرا از مشاغلی نظیر فروش و بازاریابی لذت می‌برند زیرا با آنها این امکان را می‌دهد که با افراد مختلف تعامل داشته باشند. در مقابل افراد درونگرا مشاغلی را ترجیح می‌دهند که استقلال بیشتری داشته باشند نظیر برنامه‌نویس کامپیوتری یا تکنسین آزمایشگاه.

فراتر از انتخاب مسیر شغلی، آزمون MBTI به شما کمک می‌کند که فرایند جستجوی شغل را ساختاربندی کنید و برخی از نقاط کوری که ممکن شما را از یافتن شغل مناسبتان دور کند شناسایی کنید. هر تیپ شخصیتی نقاط ضعف و قوت خاص خود را در فرایند جستجوی شغل دارد و آگاه‌بودن نسبت به این مسائل می‌تواند شانس شما برای یافتن بهترین شغل افزایش دهد.

ترجیح اول یعنی برونگرایی/ درونگرایی نقش عمده‌ای را در فرایند مصاحبه ایفا می‌کند. گرایش به برونگرایی می‌تواند باعث شود که فرد خیلی راحت ارتباط برقرار کرده و تصویر قابل اعتمادی را از خود به نمایش بگذارد. از آنجاییکه برونگراها می‌توانند به راحتی صحبت کنند ممکن است گاهی اوقات حرفهایی بزنند که برایشان گران تمام شود. گاهی اوقات مصاحبه‌کننده از سوال می‌کند که: «چرا در سوابق کاری شما یک شکاف طولانی دیده می‌شود؟» اینجاست که اوضاع کمی پیچیده می‌شود. برعکس، درونگراها به طور ذاتی تمایل دارند پیش از پاسخ‌دادن کمی تأمل کرده و حرفهایشان را به خوبی در ذهنشان سازماندهی کنند. نکته اصلی در این مورد این است که شما هرگز نباید این زمان تأمل و فکرکردن را بیش از حد طول دهید تا مصاحبه‌کننده این فکر به ذهنش خطور کند که شما در حال آماده‌سازی یک داستان ساختگی هستید. بنابراین مؤثرترین استراتژی در جلسه مصاحبه این است که فقط تمرین، تمرین و تمرین کنید تا به جای پاسخ‌های بداهه با آمادگی کامل به تمام پرسش‌ها جواب دهید. پس گامهایتان را شمرده برداشته و به جای جاری‌کردن جملات سرسری یا وقفه‌های طولانی بهترین پاسخ را ارائه کنید.

شبکه سازی نیز تحت تأثیر ترجیح برونگرایی / درونگرایی است. برونگراها عاشق شبکه‌سازی هستند؛ آنها به طور ذاتی اطلاعاتشان را به اشتراک گذاشته و از کاویدن فرصت‌هایی که بواسطه ارتباطات اجتماعیشان بوجود آمده است لذت می‌برند. در خصوص درونگراها، شبکه‌سازی کاری سخت و دشوار است. آنها گرایش به برقرار صحبت‌های کوتاه و مختصر بوده و از اینکه خودشان را «عرضه» کنند بدشان می‌آید. درونگراها شبکه‌سازی را به روش‌هایی دیگر انجام می‌دهند. آنها از طریق شبکه‌های اجتماعی یا ایمیل اقدام به این کار کرده و دوست دارند با برقرارکردن ارتباطات محدود اما عمیق اقدام به این کار کنند.

ترجیحات منطقی (S) و شهودی (N) بر روی آنچه شرح کار نامیده می‌شود تأثیر زیادی دارند. آنها همچنین بر روی این مساله که شما در طول مصاحبه به چه مسائلی اهمیت می‌دهید نیز اثرگذارند. برای مثال اگر شما دارای ترجیح S هستید، احتمالا به جزئیات شغل موردنظرتان از قبیل ساعت کاری، مسئولیت‌های دقیق شغلی، معیارهای ارزش‌گذاری، حقوق و مزایا اهمیت می‌دهید.

اما اگر دارای ترجیح N هستید ممکن است به جنبه‌های غیرملموس شغل موردنظرتان از قبیل امکان پیشرفت حرفه‌ای، فرصت‌های یادگیری، مأموریت شرکت، ارزش‌ها و طرح استراتژیک و غیره توجه کنید. مطمئن شوید به آن دسته از جنبه‌های کاری که کاملا برای شما آشکار نیست توجه کنید؛ بدین معنا که اگر شما شهودی هستید حتما به فهرستی از موارد عملی کار در کنار احتمالات و فرصت‌های آتی توجه کنید.

ترجیح فکری (T) و احساسی (F) بارزترین ویژگی در جستجوی شغل ایده‌آل است. اگر شما فردی فکری هستید به احتمال زیاد جذب مشاغلی خواهید شد که با جنبه‌های فنی و اعداد و ارقام سروکار داشته باشد مانند تحلیلگر سیستم یا حسابدار. اما اگر فردی احساسی هستید ممکن است به مشاغلی نظیر خدما‌ت‌دهی، سازمان‌های مردم‌نهاد یا موقعیت‌هایی که وابسته به ارزش‌های شخصی شماست علاقمند شوید. مشاغلی نظیر کارشناس خدمات اجتماعی، معلمی، پرستاری، کارشناس خدمات مشتریان و غیره. این ویژگی در فرایند مصاحبه نیز خود را آشکار می‌سازد. احساسی ها دوست دارند با مصاحبه‌کننده ارتباط برقرار کرده و توجه وی را جلب کنند. در مقابل فکری‌ها بیشتر تمایل دارند شایستگی و هوش خود را به رخ مصاحبه‌کننده بکشند. درحالیکه هر دو رویکرد در جای خود مناسب هستند اما شما باید به شیوه‌ و سبک خود آشکار باشید. بنابراین می‌توانید تشخیص دهید که کدامیک از روش‌های فوق در خصوص مصاحبه‌کننده بهتر جواب می‌دهد. اگر شما دوست دارید با مصاحبه‌کننده دوست شوید ولی وی کاملا متمرکز بر کار است، بهتر است شیوه خود را تغییر داده و بر اساس سبک او رفتار کنید.

ترجیح منظم (J) و منعطف (P) نیز بر روی فرایند جستجوی شغل تأثیرگذار خواهد بود: اینکه فرصت‌های شغل جدید را چگونه شناسایی کرده، پیشنهادهای کاری را چگونه پیگیری کرده و به شکل آنها را می‌پذیرید. منظم ها دوست دارند در فرایند جستجوی شغل جدید روش‌مندتر برخورد کنند. اگر شما یک J هستید ممکن است دوست داشته باشید در مورد ویژگی‌های شغل موردنظر از قبیل عنوان شغلی، حقوق، افرادی که قرار است با آنها صحبت کنید، فرایند استخدام و غیره یادداشت‌برداری کنید. اما اگر فردی منعطف یا P هستید، دوست دارید کارها به همان منوالی که هستند پیش بروند و در لحظه مناسب اقدام کنید. منعطف ها نسبت به اطلاعات جدید به خوبی عکس‌العمل نشان می‌دهند و از رویکرد قدم به قدم که مخصوص J هاست استفاده نمی‌کنند. هر رویکرد مزایا و معایب خاص خود را دارد. شاید منظم‌ها مجبور باشند که در کارهایشان منعطف‌تر بوده و نسبت به تغییرات و اطلاعات لحظه‌آخری مسئولیت‌پذیرتر باشند. در عین حال منعطف‌ها نیز باید کارهایشان را ساختارمندتر کرده تا بتوانند دیدگاه و اهدافشان را مدنظر داشته باشند.

اگر شما یک منظم هستید شاید مشاغلی که بر مبنای اولین اثرگذاری هستند را نپسندید؛ شاید بر اساس اینکه شرح وظایف چیست یا بر اساس اطلاعات اولیه که در زمان گفتگوی تلفنی پیش از مصاحبه بدست آورده‌اید، سریعا تصمیم‌گیری کنید. منظم ها باید خود را به چالش بکشند تا همه گزینه‌ها را باز نگه داشته و تمام احتمالات را در نظر بگیرند. از سوی دیگر، اگر ترجیح شما منعطف است شاید مجبور باشید برای بررسی همه جنبه‌ها کار زمان زیادی صرف کنید پیش از آنکه هرگونه تصمیم عجولانه بگیرید. با این حال P ها احتمالا تصمیمشان را به لحظه آخر موکول کرده و ممکن است بیش از حد دیر این کار را انجام دهند. بنابراین مجبورید نسبت به زمان و برنامه‌ریزی پایبندی بیشتری داشته و همه گزینه‌ها را بررسی دقیق کنید.

اگرچه داشتن دانش کافی در خصوص ترجیحات طبیعی کاری بسیار سودمند است، اما بهتر است حوزه‌هایی که در آنها ضعف دارید و جزو نقاط کور شما به حساب می‌آیند را نیز به خوبی بررسی کنید. برای مثال اگر یک درونگرا هستید بهتر است خود را بیشتر درگیر شبکه‌سازی کرده و گزینه‌های کاری خود را از میان بازارهای مخفی پیدا کنید. اگر J هستید، بهتر است کمی تصمیماتتان را به تعویق بیاندازید تا گزینه‌های بیشتری را مدنظر قرار دهید.

در نهایت هدف نهایی از جستجوی شغلی این است که شما شغل موردنظرتان را پیدا کنید.

 

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

 

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

شغل

پرسش و پاسخ: تیپ شخصیتی برای انتخاب شغل چه کمکی به ما می‌کند؟

در سومین پست از سری پرسش و پاسخ به سوال بسیار مهمی خواهیم پرداخت:

تیپ شخصیتی برای انتخاب شغل چه کمکی به ما می‌کند؟

یکی از دوستان این سوال را از ما کرده است:

سوال: از وقتیکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، در کار کسل‌کننده‌ای که هیچ لذتی از آن نمی‌برم مشغول هستم. اصلا نمی‌دانم که برای جستجوی یک شغل جدید از کجا باید شروع کنم، اما یکی از دوستانم به من گفت که آزمون تیپ شخصیتی MBTI می‌تواند در پیداکردن شغلی که دوست دارم به من کمک کند. نظر شما در این خصوص چیست؟

پاسخ: آزمون تیپ شخصیتی به شما کمک می‌کند که خود را بهتر بشناسید. با این روش می‌توانید نحوه ارتباط با دیگران، پردازش اطلاعات، تصمیم‌گیری و سبک زندگی خود را توصیف کنید. تفاوت های فردی بسیاری در خصوص نحوه کارکردن افراد وجود دارد و بسیاری از این تفاوت‌ها را می‌توان با تیپ شخصیتی تشریح کرد.

برای مثال، یکی از مشتریان ما که حسابدار است عاشق محیط‌کاری منطقی و قابل پیش‌بینی خویش است. در محل کار وی از استانداردها و قوانین تبعیت شده و توجه وی به جزئیات و استعدادش در مدیریت داده‌ها به خوبی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شغل بهترین گزینه برای یک ISTJ است. ISTJ ها افرادی عملگرا، دقیق، جزئی‌بین و سنتی است. این افراد به ثبات و منطق اهمیت فراوانی می‌دهند.

برعکس یکی دیگر از مشتریان ما ENFP است و به عنوان مدرس، مشاور و گاهی اوقات هنرمند فعالیت می‌کند. مشتری ENFP ما شغلی را دوست دارد که در آن هرگز نتواند چیزی را پیش‌بینی کند و دائما سعی می‌کند از خلاقیت خود در محیطی آزاد و باز استفاده کند. او کاری را دوست دارد که به او این امکان را بدهد که با دیگران به صورت فردی و عاطفی ارتباط برقرار کند و این فرصت را داشته باشد که خودش را ابراز کند.

حال تصور کنید چه اتفاقی‌ می‌افتد اگر مشتری ENFP ما مجبور شود به عنوان حسابدار مشغول به کار شود و مشتری ISTJ ما نیز مجبور شود به عنوان مشاور یا هنرمند آزاد فعالیت کند؟ مشتری ENFP بعد از مدتی کار خود را به خاطر اینکه دچار افسردگی شده رها کرده و مشتری ISTJ ما نیز به زودی دچار استرس و از دست دادن کنترل کارها می‌شود.

پس حالا می‌دانید که تیپ شخصیتی تا چه حد می‌تواند در رضایتمندی شغلی اثرگذار باشد.

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

کارآفرین

چهار تیپ شخصیتی کارآفرین های موفق

ما معمولا یک نفر را می‌‌شناسیم که میلیون‌ها ایده کسب‌وکار در ذهن دارد. در مهمانی‌ها او را می‌بینیم که یکی از مهمانان را در گوشه‌ای گیر آورده و در حال معرفی آخرین ابتکارش است. در فیسبوک دائما نقل‌قول‌هایی از آنتونی رابینز می‌آورد. اگر خودتان را یک کارآفرین نمی‌دانید و یا می‌دانید، شاید تعجب کنید که: چه چیزی افراد را ترغیب می‌کند که کسب‌وکار خودشان را شروع کنند؟ آیا حتما باید تیپ شخصیتی خاصی داشته باشید که بتوانید این کار را انجام دهید یا اینکه همه ما توانایی‌های بالقوه برای تبدیل خود به یک کارآفرین موفق را داریم؟

افرادی که کسب‌وکار خودشان را شروع می‌کنند معمولا در چهار تیپ قرار می‌گیرند. برخی از این افراد به طور کلیشه‌ای در دسته مؤسس و بنیانگذار قرار می‌گیرند درحالیکه دیگران کمی غیرقابل‌انتظارترند. با این حال همه چهار تیپ می‌توانند کارآفرینان موفقی باشند البته اگر بدانند که چگونه کسب‌وکارهایی را خلق کنند که با توانمندی‌هایشان در یک راستا باشد.

مبتکران

این دسته از افراد وقتی واژه «کارآفرین» مطرح می‌شود اولین کسانی هستند که به ذهنمان می‌آیند. مغز آنها پر از ایده‌های ناب است و دائما در حال ایده‌پردازی برای ساختن فرمانروایی‌شان هستند. در یک تحقیق این نتیجه به دست آمد که مبتکران جزو کسانی هستند که بیشترین احتمال برای خوداشتغالی دارند.

مبتکران به دلیل شور و اشتیاقی که برای «ابتکار» دارند، کسب‌وکارهای خودشان را به راه می‌اندازند. خواه ایده آنها این باشد که الگوریتمی را ابداع کنند که همسر آینده را حدس زده خواه ایده‌ آنها نوآوری در ساخت چرخ باشد، همیشه به دنبال راه‌هایی هستند که دنیا را به مکانی بهتر – یا حداقل جذاب‌تر – بدل کند.

مبتکران معمولا جذب فرصت‌هایی می‌شوند که در لبه تکنولوژی، علم، امور مالی و غیره قرار دارد. اگرچه از نبوغ خود به عنوان کمک اصلی بهره می‌برند، از اینکه برای ایده‌های خود پول‌های هنگفتی هم هزینه کنند ابایی ندارند. از اینکه طرح‌هایی بریزند که شامل استخدام هزاران نفر کارمند، صرف میلیون‌ها دلار در حوزه مسائل مالی و به راه‌انداختن جنجال‌های بزرگ باشد هیچ ترسی به خود راه نخواهند داد.

هرچند بسیار بعید است که مبتکران برای راه‌اندازی کسب‌وکار خود نیاز به تشویق دیگران داشته باشند، اما زمانیکه نوبت به راه‌اندازی آن می‌رسد به کمک دیگران نیاز دارند. آنها معمولا با کسانی بهترین شراکت را خواهند داشت که جنبه‌های عملی کار را به خوبی نشانشان دهند و ایده‌هایشان را با میزان قابل‌قبولی از واقعیت همراه کنند. مبتکران هیچگاه از ایده‌های بزرگ تهی نخواهند شد، اما اگر واقعا می‌خواهند موفق باشند، باید در واقعیت‌بخشیدن به آنها تبهر پیدا کنند.

در سیستم مشرب‌های چهارگانه David Keirsey این دسته از افراد در گروه بینشی‌ها یا NT قرار می‌گیرند و شامل چهار تیپ ENTP، ENTJ، INTP و INTJ می‌شوند.

ایده‌آلگرایان

شاید کمتر شنیده باشید که ایده‌آلگرایان خودشان بتوانند کسب‌وکارشان را راه‌اندازی کنند، اما جالب است بدانید که تعداد زیادی از مؤسسین کسب‌وکارهای بزرگ در این گروه قرار می‌گیرند. اما ایده‌آلگراها با پول و قدرت ترغیب نمی‌شوند. تمایل و اراده آنها برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار از منبعی دیگر می‌آید: از ارزش‌هایشان.

ایده‌آلگراها دنیای تجارت را در جستجوی معنا و هدف رها می‌کنند. اغلب یک عقیده عمیق دارند که آنها را به سمت همه آن کاری که انجام می‌دهند سوق می‌دهد و کسب‌وکارشان نیز انعکاسی از این عقیده است. در حقیقت، سازمان‌هایی که آنها خلق می‌کنند به هیچ‌وجه تجاری نیستند و در عوض غیرانتفاعی، خیریه یا مدرسه هستند.

ایده‌آلگرایان ذاتا علاقه به ابراز خود دارند و شاید بدین دلیل وارد دنیای کارآفرینی می‌شوند تا آزادی بیشتری برای خلاق‌بودن به دست آورند. این ایده‌آلگرایان ممکن است هنرمندان یا نویسندگان آزاد باشند و شاید شرکت‌های بزرگتری را تأسیس کنند که در واقع بسط طبیعی ندای خلاقیتشان باشد.

آنها معمولا رؤیای رهبری یک سازمان عظیم را در سر نمی‌پرورانند، مگراینکه مجبور شوند برای رسیدن به هدفشان این کار را انجام دهند. در نظر آنان فرهنگ به اندازه کسب‌وکار دارای اهمیت است و معمولا کارمندانی را استخدام می‌کنند که به اندازه آنها به هدف و مأموریت سازمان اعتقاد داشته باشند. به همین دلیل ممکن است برای رشد سازمانشان راه‌های زیادی را تجربه کنند، اما به محض اینکه به رشد کافی رسیدند، خواهان این هستند که ارتباط موجود میان تیمشان را استحکام ببخشند.

فوت و فن‌های رهبری یک سازمان در نظر ایده‌آلگراها در اولویت پایینتری قرار دارد. آنها علاقه و اشتیاق زیادی به بازاریابی، حسابداری یا مسائل مالی ندارند (زیرا این کار را خارج از عرف‌هایشان می‌دانند). معمولا از شراکت با کسی که واقع‌گراتر از آنها باشد منفعت خواهند برد؛ کسی که بتواند این تضمین را به وی بدهد که چرخ‌های شرکت خواهند چرخید و در عین حال او می‌تواند به فکر تغییر دنیا باشد.

همانطور که می‌دانید مشرب اینگونه افراد NF بوده و چهار تیپ ENFJ، ENFP، INFJ و INFP در این گروه قرار می‌گیرند.

سنتی‌ها

سنتی‌ها در کسب‌وکار گونه جالبی هستند. آنها معمولا اکراه دارند که امنیت کار سنتی خود را رها کنند و از ایده‌های نوآورانه استقبال زیادی نمی‌کنند. در حقیقت، در یک گروه از کارآفرینان، شما می‌توانید سنتی‌ها را به راحتی تشخیص دهید. آنها با سماجت تمام ایده‌های همکاران هیجان‌زده‌تر خود را ساقط می‌کنند.

اما وقتی واقعل نوبت به راه‌اندازی یک کسب‌وکار موفق می‌رسد، به خوبی می‌توان روی سنتی‌ها حساب باز کرد.

سنتی‌ها معمولا به دنبال کسب‌وکارهای هستند که بتوان به خوبی زیروبم آنها را مشخص کرده و عمدتاً آنهایی را انتخاب می‌کنند که یک مدل اثبات‌شده در یک صنعت باسابقه باشد (برای مثال، یک شرکت ساختمانی یا رستوران زنجیره‌ای) تا اینکه یک چیز ابتکاری در یک صنعت نوپا. و به محض اینکه کسب‌وکار موردنظرشان را راه‌اندازی کردند سخت تلاش می‌کنند تا همه چیز طبق برنامه‌ریزی آنها پیش رود.

در نتیجه، سازمان‌های سنتی‌ها معمولا آن دسته از کسب‌وکارها هستند که به خوبی در مورد تحقیق و مطالعه قرار گرفته و به شکل دقیقی برنامه‌ریزی شده‌اند و با یک دقت دوچندان در حال اجرا هستند.

از آنجاییکه سنتی‌ها علاقه‌ زیادی به خلاقیت و تفکر رو به جلو ندارند، طبیعتا ذات کارآفرینی ندارند. سنتی‌ها کارمندان فوق‌العاده‌ای هستند که به سختی‌ کار کرده، به جزئیات اهمیت می‌دهند و نسبت به زمانبندی و موعدهای زمانی بسیار حساسند – اما نمی‌توانند خارج از چارچوب فکر کنند.

پس چرا یک سنتی باید خود را برای راه‌اندازی کسب‌وکارش به زحمت بیاندازد؟ زیرا اغلب نتیجه دلخواهشان را به عنوان یک کارمند سخت‌کوش به دست نمی‌آورند. سنتی‌ها معمولا این احساس را دارند که دیگران از آنها بهره برده و مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند. آنها می‌بینند که شرکتشان از ساعت‌های طولانی‌مدت کارشان بهره برده درحالیکه همکاران (یا حتی رئیسشان) هیچ کاری انجام نمی‌دهند. هیچ چیز بیش از تنبل‌ها سنتی‌ها را آزار نمی‌دهند. به همین دلیل تصمیم می‌گیرند خودشان کسب‌وکاری راه بیاندازند و مطمئن شوند که همه به اندازه خودشان سخت کار می‌کنند.

ما سنتی‌ها را SJ می‌نامیم و چهار تیپ ESTJ، ESFJ، ISTJ و ISFJ جزو آنان هستند.

تجربه‌گرایان

در میان این چهار گروه، تجربه‌گرایان کمترین احتمال را برای راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی دارند. آنها افرادی راحت، منعطف و عاشق تفریح هستند و بسیار بعید به نظر می‌رسد که بخواهند کسب‌وکاری راه بیاندازند. البته شاید تصمیم به این کار بگیرند اما به سختی می‌توانند آنرا عملی کنند. شاید دلیل این موضوع این باشد که تجربه‌گرایان اهمیت کمی به کارکردن می‌دهند. آنها توجه خاصی به پیشرفت کاری نداشته و بیشتر به دنبال تفریح، دوست‌بازی و خانواده هستند.

در کار، تجربه‌گرایان افرادی هستند که در حل مسائل عملی و فنی در لحظه مهارت دارند. برنامه‌ریزی بلندمدت پاشنه آشیل آنهاست و معمولا تا زمانیکه کاری را واقعا انجام نداده‌اند هیچ ایده‌ای نسبت به آن نخواهند داشت. به همین دلیل راه‌اندازی یک سازمان به دست یک تجربه‌گرا امری محال به نظر می‌رسد و حفظ و نگهداری یک هدف بلندمدت نیز چالشی همیشگی برای آنهاست.

پس چرا بعضی از تجربه‌گرایان کارآفرین می‌شوند؟ معمولا این دسته از افراد بدین دلیل اقدام به راه‌اندازی یک کسب‌وکار می‌کنند که بتوانند آزادی عملشان را بدست آورده و از کارکردن تفریح بیشتری نصیبشان شود. در میان همه تیپ‌ها، تجربه‌گرایان بیشتری بیزاری را نسبت به ماندن در اداره دارند. اگر فرصتی به آنها دست دهد از آنجا فرار کرده تا بتوانند کار مهیج‌تری انجام دهند، به همین دلیل تمام مهارت‌های خود را به کار می‌گیرند تا این کار را انجام دهند. شما معمولا این دسته از افراد را در کسب‌وکارهایی پیدا می‌کنید که حوزه اصلی فعالیتشان یا شرکت‌های خدمات مسافرتی، تفریح و ماجراجویی، تولید لباس‌های ماجراجویی، فروشگاه‌های کودکان، رستوران یا کافی‌شاپ است.

از آنجاییکه به نظر می‌رسد تجربه‌گرایان در کارهایی که نیاز به فعالیت‌های روزمره باشد دیده می‌شوند، در به حداقل رساندن زمان برنامه‌ریزی و تفکر استراتژیک تبهر دارند. آنها سراغ کسب‌وکارهایی می‌روند که مدل ساده و سرراستی داشته باشد و یا با کسانی شراکت می‌کنند که افکاری را تصاویر بزرگ در ذهن داشته باشند.

در نظریه تیپ‌های شخصیتی این دسته از افراد را SP نامیده و شامل چهار تیپ ESTP، ESFP، ISTP و ISFP هستند.

تیپ کارآفرینی شما چیست؟

اگرچه برخی تیپ‌ها احتمال بیشتری دارند که شرکت خودشان را راه‌اندازی کنند، اما هر کسی می‌تواند یک کارآفرین باشد. نکته اصلی اینجاست که دلایل و انگیزه‌های خاص خود را برای این کار داشته باشید و سپس کسب‌وکاری را انتخاب کنید که بیشترین مطابقت را با سبک شما داشته باشد. خواه رؤیای شما این باشد که یک شرکت Apple دیگر راه بیاندازید خواه کاری کنید که مردم را به مسافرت ببرید، یک کسب‌وکاری مخصوص به شما وجود خواهد داشت.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

مصاحبه کاری

نکاتی برای مصاحبه کاری درونگراها

بسیاری از محرک‌های خارجی، نظیر روابط عمومی بالا و قدرت برقراری ارتباطات اجتماعی، می‌تواند برای درونگراها احساس از دست رفتن انرژی دهد. مصاحبه‌های کاری نیز جزء آن دسته از کارهایی است که همین احساس را به درونگراها می‌دهد. در مصاحبه‌های کاری درونگراها مجبورند خود را زیر ذره‌بین قرار داده و در یک گفتگوی دوطرفه با یک فرد ناآشنا وارد شوند. برای برونگراها، این دسته از کارها امری طبیعی است.

با این حال، درونگراها نیز در این زمینه توانایی‌هایی دارند که به همین اندازه دارای اهمیت است و می‌تواند باعث شوند در مصاحبه‌های کاری موفق شوند. آیا شما هم یک درونگرا هستید؟ ما نکاتی را به شما معرفی می‌کنیم که به کمک آنها می‌توانید از توانایی‌های خود استفاده کرده و به این دانش برسید که چگونه می‌توانند در استخدام شما مؤثر واقع شوند.

۱- در مورد شرکتی که قرار است با آن مصاحبه کنید، تحقیق کنید

با استفاده از اینترنت می‌توانید در مورد شرکت موردنظرتان اطلاعات مفصلی به دست آورید. درونگراها تبهر خاصی در جستجوکردن دارند. پس از این توانایی بالقوه خود بهترین بهره را ببرید. قبل از روز مصاحبه، در مورد شرکتی که قرار است برای آن کار کنید هر آن چه که می‌توانید اطلاعات کسب کنید. پس از انجام این کار مطمئن باشید بیشتر از کسانی که در آن شرکت کار می‌کنند اطلاعات خواهید داشت. دانشی که بواسطه این کار به دست می‌آورید می‌تواند حس اعتمادبنفس خاصی را حین مصاحبه به شما بدهد.

۲- شبکه‌سازی آنلاین را در پیش بگیرید

درحالیکه برونگراها تمایل دارند به صورت شخصی و رودررو اقدام به شبکه‌سازی کنند، یکی از بهترین روش‌هایی که درونگراها می‌توانند اقدام به تشکیل شبکه روابط خود کنند، بهره‌بردن از امکانات آنلاین است. اگر شرکتی که قرار است برای مصاحبه نزد آن بروید در شبکه‌های مجازی حضور دارد، حساب Twitter آنها را دنبال کرده یا عضو شبکه Facebook آنها شوید. همچنین برای این کار یک شبکه مجازی کاملا تخصصی با نام LinkedIn وجود دارد که می‌توانید جزئیات شرکت و هر آنکه در آن شرکت مشغول به کار است را مشاهده کنید.

این کار بهترین روش برای کسب اطلاعات برای درونگراهاست. پس پیش از آنکه با نماینده آن شرکت به صورت حضوری و رودررو ملاقات کنید، خودتان را به خوبی مجهز کنید. حتی می‌توانید پا را فراتر را گذاشته و با کارمندان آن شرکت در این شبکه‌ها دارای حساب کاربری هستند ارتباط برقرار کنید. در روز مصاحبه نوعی حس آشنایی با کسانی که قرار است با آنها کار کنید خواهید داشت و همین حس آشنایی می‌تواند به شما کمک کند که اعتماد بنفس خود را بدست آورده و راحتتر اقدام به مصاحبه کنید.

۳- خود را آماده کرده و تمرین کنید

درونگراها پیش از آنکه قرار باشد چیزی بگویند ابتدا در مورد آن به خوبی فکر می‌کنند. یعنی اول فکر بعدا عمل. بنابراین در مصاحبه‌های کاری نیز باید پاسخ‌های سریع را در ذهن خود آماده کرده باشید. در این خصوص نیز باز می‌توانید از توانایی‌های فوق‌العاده درونگراها بهره ببرید. به جای اینکه تند صحبت‌کردن و حاضرجوابی را تمرین کنید، سعی کنید پیش از مصاحبه به اندازه کافی اندیشیده و خود را آماده کنید.

بر اساس دانشی که در مورد شرکت بدست آورده‌اید، سوالاتی که قرار است در مصاحبه پرسیده شود را تصور کنید. در مورد جواب‌هایتان نیز فکر کنید، سپس آنها را با صدای بلند تکرار کنید. این کار را در مقابل آینه تمرین کنید. با این کار زمانیکه در مقابل مصاحبه‌کننده قرار گرفته‌اید احساس آرامش بیشتری خواهید کرد.

۴- یا مسائل غیرمترقبه کنار بیایید.

گاهی اوقات علی‌رغم تمام تمرینات و آماده‌سازی‌هایی که پیش از جلسه مصاحبه انجام داده بودید، مصاحبه‌کننده سوالی می‌پرسد که اصلا پیش‌بینی آنرا نکرده بودید. درونگراها از ترفندهای کلامی زیاد خوششان نمی‌آید، ولی اگر کسی قصد داشت با زبان‌بازی و تکنیک‌های کلامی سد راه شما شود، بهترین عکس‌العملی که می‌توانید انجام دهید این است که صداقت پیشه کرده و به مصاحبه‌کننده خود بگویید که به شما فرصت دهد تا چند لحظه فکر کنید.

تا آنجا که می‌توانید جوابتان را سریعتر بگویید، اما به خاطر داشته باشید که اگر شرکت موردنظر به پاسخ‌های سریع بیش از پاسخ‌های دقیق بها دهد، جای خوبی را برای کارکردن انتخاب نکرده‌اید.

تمرکزکردن بر روی توانایی‌های بهترین تکنیک برای درونگراها به منظور شرکت در مصاحبه‌های کاری است. به صفات درونگرایی خود اعتماد کرده و برای آنها ارزش قائل شوید: اینکه شما به عمق بیشتر از سطح ارزش قائلید، اینکه می‌توانید در مورد مسائل به دقت فکر کنید و … همگی جزء توانایی‌های ذاتی شما هستند. هنگام مصاحبه به همین توانایی‌ها اعتماد کرده و از آنها به بهترین شکل استفاده کنید. همین کار باعث می‌شود مصاحبه‌کننده به خوبی به این نتیجه برسد که توانایی‌هایی که شما دارید برای استخدامتان کافی هستند.

مجتبی کریمی: مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

MBTI

تیپ های شخصیتی چگونه به موفقیت مالی دست پیدا می کنند؟

معمولا وقتی از مقوله کسب درآمد و ثروت صحبت می‌شود همه افراد نظرات و اولویت‌های خود را در این مورد دارند و هر کس از مسیر و روش متفاوتی در پی کسب درآمد و افزایش سرمایه خود می‌رود. به بیان دیگر هر کس نگرش خاص خود را نسبت به پول دارد که الزاما با دیدگاه سایرین یکسان نیست. برای برخی از افراد پول اهمیت بیشتری دارد در حالی‌که شاید برای عده‌ای پول اهمیت چندانی نداشته باشد. هر کدام از ما نیز به شیوه‌ی متفاوت خود پول در می‌آوریم و دلایل متفاوتی نیز برای کسب درآمد داریم. در شماره اکتبر ۲۰۱۵ مجله دیوید کیرسی، تیپ‌شناسان این مجموعه به بررسی دیدگاه‌های متفاوت مشرب‌های چهارگانه نسبت به کسب درآمد پرداخته‌اند. چهار برش از چهار مشرب MBTI رو مطالعه کنید تا ببینید با کدام‌یک از آن‌ها احساس نزدیکی و شباهت بیشتری دارید. ضمنا خودتان را نیز امتحان کنید، ببینید آیا قادر هستید رویکرد دوستان، همکاران، اعضای خانواده و نزدیکان خود را نیز در یکی از این چارچوب‌ها قرار دهید؟

تجربه‌گرایان (SP) -در جستجوی معامله هیجان‌انگیز

(شامل تیپ‌های ESTP-ISTP-ESFP-ISFP)

برای تجربه‌گرایان فرایند کسب درآمد و دویدن در پی پول باید امری غیرقابل پیش‌بینی باشد. جستجوی ثروت و کسب درآمد برای SPها فرایندی نیست که با فکر و برنامه‌ریزی قبلی، یا روال منسجم و مرحله به مرحله دنبال شود. جستجوی پول برای آن‌ها حتی یک پنداره یا برنامه‌ریزی بلند-مدت هم تلقی نمی‌شود. آن‌ها اصلا به این حرف که «پول را باید برای روز مبادا پس‌انداز نمود» اعتقادی ندارند، آن‌ها همچنین اعتقادی به بخشیدن مبالغ هنگفت از دارایی خود به خیریه‌ها و افراد نیازمند نیز ندارند. پس پول برای یک SP حاوی چه معنایی است؟ واقعیت امر در این است که برای تجربه‌گرایان هیجان واقعی در خود فرایند کسب درآمد قرار گرفته است. آن‌ها از مسیر پول درآوردن لذت می‌برند. همین! و به محض این‌که این مسیر به کسب درآمد منجر شود، بلافاصه پول خود را خرج می‌کنند تا هیجانات خود را از طریق خرج کردن پول آزاد کنند (مثلا خریدهای غیر قابل توجیه و صرفا برای برطرف نمودن خواسته‌های لحظه‌ای‌شان). ممکن است SPها برای کسب درآمد گاهی اوقات به حوزه‌های مختلف کاری ناخنکی بزنند، در این صورت بعید نیست در بازه‌های زمانی مختلف آن‌ها را در فعالیت‌های سوداگرانه‌ی مختلف و متفاوتی ببینید که الزاما هیچ ارتباطی به هم ندارند. تنها چیزی که برای آن‌ها اهمیت دارد، هیجان ناشی از این جستجوگری است. از این رو می‌توان گفت هسته‌ی اصلی اغلب فعالیت‌های آنان «خوش‌گذشتن» است. تجربه‌گرایان تلاش برای جستجوی پول را همچون آوردگاهی می‌دانند که حضور در آن نیازمند چابکی و سرعت است، آن‌ها این هیجان ناشی از تعیب و گریز را تا زمان رسیدن به مبلغی هنگفت ادامه می‌دهند. اما مسئله اینجاست که این جایزه بزرگ برای آن‌ها کوچکترین اهمیتی ندارد، آن‌ها از مسیر هیجان‌انگیز لذت می‌برند. قابلیت زندگی در لحظه به SPها این امکان را می‌دهد که از هر آن‌چه که در زندگی‌شان با آن مواجه می‌شوند استقبال کنند. شعار آن‌ها این است: «هر چه پیش آید، خوش آید». از نظر تجربه‌گرایان پول با خود «آزادی» به ارمغان می‌آورد، پول برای SPها تنها یک مفهوم بالقوه است که به خودی خود ارزشی ندارد، برای تجربه‌گرایان پول به طور بالقوه مفهومی دوست‌داشتنی است زیرا می‌تواند تغییری هیجان‌انگیز و غیرقابل پیش‌بینی را به زندگی آن‌ها راه دهد. پول به آن‌ها کمک می‌کند که دست به ریسک‌های جسورانه بزنند. یک معامله بزرگ حاوی مقدار زیادی پول برای تجربه‌گرایان بسیار هیجان‌انگیز و تحریک‌کننده است زیرا بزرگی و شدت هر تجربه در زندگی برای SPها بسیار مهم است. آن‌ها می‌خواهند بین نیازهای‌شان و برآورده شدن آن‌ها کوچکترین فاصله‌ای نباشد. هر گونه معامله بر سر پول ذاتا این قابلیت را دارد که در چشم به هم زدنی شرایط را (در جهت خوب یا بد) تغییر دهد، در نتیجه این پیش‌بینی ناپذیری و تغییر آنی بسیار مورد قبول یک SP خواهد بود.

سنتی ها (SJ) – در جستجوی درآمد بالا

(شامل تیپ‌های ESTJ-ISTJ-ESFJ-ISFJ)

اعتقاد سنتی ها (SJ) بر این است که درآمد بالا ناشی از سخت‌کوشی مداوم در یک بازه زمانی طولانی است. از نظر SJها درآمد بالا نشان از طی کردن مناسب مدارج تحصیلی و مسئولیت‌پذیری بالای افراد است. پشتیبان‌ها معتقدند فرد ثروتمند هزینه‌ی ثروتمند شدن خود را با تلاش فراوان داده است. آن‌ها معتقدند نقطه شروع همین‌جاست و تنها با کار و تلاش می‌توان سلسله‌مراتب ترقی را طی نمود. پشتیبان‌ها انتظار دریافت حقوق مناسب از شغل خود را دارند و برای رسیدن به مراتب بالا و قرار گرفتن در مقامات رفیع سخت تلاش می‌کنند. در واقع از نظر پشتیبان‌ها، حقوق و میزان درآمد هر فرد متر و معیاری است برای مقایسه جایگاه اجتماعی افراد. SJها درآمد را وسیله‌ای می‌دانند که به کمک آن قادرند پله‌های ترقی در اجتماع را قدم به قدم طی کنند. آن‌ها معتقدند حقوق‌ بالا متعلق به افراد نوپا و تازه‌وارد نیست، برای دریافت درآمد مناسب باید تلاش کرد و مراحل پیشرفت را قدم به قدم طی نمود بعبارت دیگران SJها معتقدند شما برای دریافت حقوق مناسب و کسب ثروت ابتدا باید شایستگی خود را نشان داده باشید. پول چیزی نیست که آن‌را به سادگی میان افراد پخش کنند. بنابراین پشتیبان‌ها معتقدند شایستگی و لیاقت پولی را که بدست آورده‌اند داشته‌اند، زیرا برای بدست آوردن آن زحمت کشیده‌اند. این روال (تلاش فراوان و سپس کسب ثروت) به آن‌ها احساس استحکام و ثبات می‌بخشد.  از نظر SJها بهترین بخش کسب حقوق ثابت در این است که پیش‌بینی‌پذیر و نظام‌مند است. یعنی برای پس‌انداز و انباشت آن و تبدیل آن به سرمایه‌ای عظیم و قابل اتکا باید زمان گذاشت، ضمنا می‌توان برای اوضاع پیش‌بینی نشده‌ی آینده نیز به این منبع ثروت متکی بود.

آرمان‌گرایان (NF) -در جستجوی بخشیدن

(شامل تیپ‌های ENFJ-INFJ-ENFP-INFP)

از نظر آرمان‌گرایان در دنیایی ایده‌آل نیازی به وجود مفهومی به نام پول نخواهد بود، افراد در کنار یکدیگر و همچون اعضای یک پیکر خواهند زیست و هر کس نگران سرنوشت اطرافیان و هم‌نوعان خود خواهد بود. اما معمولا واقعیت‌های دنیا به تندی چنین رویاهایی را نابود می‌سازند. وقتی NFها با واقعیت‌های موجود در دنیای زمینی- و بی‌شباهت با ایده‌آل‌های خود- مواجه می‌شوند و در می‌یابند که سایر انسان‌ها در نیاز و ضعف به سر می‌برند، نمی‌توانند بی‌تفاوت باقی بمانند. آرمان‌گرایان نمی‌توانند و نمی‌خواهند چشمان خود را بر وضعیت موجود ببندند. آن‌ها نمی‌توانند نسبت به ضعف و رنج سایرین ساکت بنشینند. در نهایت آرمان‌گرایان به ناچار می‌پذیرند که پول امر پلیدی است که ناگزیر باید برای ادامه زندگی در تمدن امروزی از آن استفاده نمود. آن‌ها بر این باورند که پول به جای ایجاد مانع، باید موانع موجود بین انسان‌ها را از میان بردارد و باعث ایجاد انس الفت میان آنان گردد. آن‌ها مصمم به از بین بردن شکاف میان دارا و ندار هستند. فرقی ندارد که یک NF در حساب بانکی‌اش چقدر پول داشته باشد، آن‌ها با بودجه‌ای که در دست دارند سعی در توزیع عادلانه ثروت دارند. آن‌ها ذاتا افرادی نوع‌دوست و خیرخواه هستند. باور آن‌ها این است: اگر دست‌تان پر است، آن را به کسی ببخشید که بدان محتاج است و دیگران به وقت نیاز، دست شما را خواهند گرفت. خوش‌طینتی آن‌ها به آنان اجازه نمی‌دهد که دیگران را در ضعف و تنگدستی تنها بگذارند. آن‌ها به بخشیدن زنده‌اند و یاری‌رساندن به دیگران دلیل زیستن آن‌هاست.

بینشی‌ها (NT) -در جستجوی اقتدار

(شامل تیپ‌های ENTJ-INTJ-ENTP-INTP)

برای بینشی‌ها کسب درآمد فقط محدود به پول درآوردن نمی‌شود. برای یک NT این‌که درآمد ماهیانه یا سالیانه‌اش چقدر است اهمیتی ندارد، حتی هیجان و سرخوشی ناشی از بدست آوردن مبالغ هنگفت نیز برای آنان چندان حائز اهمیت نیست، چنین پیروزی‌هایی برای بینشی‌ها کاملا موقتی و گذراست. علاوه بر این آن‌ها چندان به پول خود وابسته نیستند و شاید در پس‌انداز آن چندان خوب عمل نکنند زیرا نگه داشتن پول نیز برای آنان اولویت نیست. یک بینشی می‌داند فارغ از این‌که در حساب بانکی خود چقدر پول دارد باید روی اهداف بزرگتری متمرکز بماند. در واقع بینشی‌ها در زندگی‌شان خواهان کسب برتری و شایستگی هستند و پول را تنها دستاورد جانبی تلاش خود برای تحقق اقتدار و برتری‌‌شان می‌دانند.

پولْ پاداش رسیدن آن‌ها به اهداف‌شان است. در واقع کسب دستاورد و شایستگی برای NTها چیزی فراتر از پر بودن حساب بانکی است. آن‌ها در هر هدف خود خواهان برتری و قرار گرفتن در رده‌های بالا هستند. شایستگی و اقتدار از نظر یک بینشی به معنی بالاتر بودن از دیگران در هر هدفی است که برای خود تعیین نموده‌اند. آن‌ها مدام در پی بهتر کردن خود و موقعیت‌شان هستند. زندگی برای آن‌ها یک تکامل بی‌وقفه است که در آن به کمک ابتکارات نوآورانه‌شان در پی جابه‌جا کردن ساختارها و سیستم‌های پذیرفته‌شده و جاافتاده هستند. بینشی‌ها پول را اهرمی می‌دانند که به کمک آن سریع‌تر می‌توانند به اهداف بزرگتر خویش دست یابند. در واقع آن‌ها کوچکترین اهمیتی برای خود پول و اندازه و کمیت آن قائل نیستند. پول هدف اصلی آنان نیست و آن‌ها به دنبال پول نمی‌روند، بلکه بیش از آن بینشی‌ها به دنبال محقق نمودن پنداره‌ها و ایده‌های خود در دنیای واقعی هستند و در این راه معمولا پول به دنبال آن‌ها می‌آید. جامعه نیز معمولا از ایده‌های بلندپروازانه‌ی آن‌ها که در نهایت منجر به ایجاد تغییراتی مفید در دنیا می‌شود استقبال می‌نماید.

ترجمه و تطبیق: آرسام هورداد (مدیر دپارتمان MBTI خانه توانگری طوبی)

منبع: مجله Keirsey- اکتبر ۲۰۱۵

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

بهره‌وری

۱۱ ترفند فوق‌العاده برای افزایش بهره‌وری در سال ۹۵

همه ما می‌خواهیم که در زندگیمان کمی منظم‌تر و کارآمدتر باشیم.

آیا از کارکردن خسته شده‌اید؟ آیا از استرس فراوان رنج می‌برید؟ در اکثر مواقع، کارآمدتربودن به معنای برقراری تعادل صحیح میان زندگی و کار است. شما باید بدانید که چگونه عوامل استرس‌زای کم‌اهمیت را از زندگی کنار گذاشته و روح و روان خود را زنده کنید.

ما برای شما ۱۱ ترفند بی‌نظیر برای افزایش بهره‌وری در نظر گرفته‌ایم که در سال جدید می‌توانید از آنها بهره‌مند شوید:

۱- خودت را بشناس

ببینید در چه زمانی از روز در بالاترین حد بهره‌وری خود هستید. پس مهمترین کارهای خود را به گونه‌ای زمانبندی کنید که در آن زمان قرار گیرند. اگر بین ساعت‌های ۱۰ شب و نیمه شب ناگهان تبدیل به یک نابغه می‌شوید، خیلی خوب پس هر کاری که دارید را در آن زمان انجام دهید.

اگر نمی‌دانید که در چه ساعتی از روز کارایی بالایی دارید، از این برنامه استفاده کنید. این برنامه به شما کمک زیادی خواهد کرد.

۲- بیخیال شبکه‌های اجتماعی شوید

شبکه‌های اجتماعی نظیر Facebook، Twitter، Instagram و Telegram قاتل حرفه‌ای زمان هستند. بعضی وقتها پیش می‌آید که هوس می‌کنید سری به این شبکه‌ها بزنید. شاید اول کار به خودتان بگویی که فقط ۵ دقیقه روی این برنامه‌ها وقت می‌گذارید. اما تا چشمتان را بر هم بزنید خواهید دید که یک ساعت پای این شبکه‌ها نشسته‌اید و خودتان هم از همه جا بی‌خبر هستید. وقتی وارد این شبکه‌ها می‌شوید و اخبار و عکس‌ها را مرور می‌کنید، گذشت زمان را متوجه نخواهید شد. پس بسیار مراقب باشید!

در یک تحقیق مشخص شد که ۲۳ درصد کارمندان، Facebook را به عنوان منبع اصلی «هدررفتن زمانشان» معرفی کرده‌اند. اما اگر شغل شما این باشد که پروفایل‌های شبکه‌ اجتماعی شرکتتان را مرور کنید، آن موقع چه باید می‌کردید؟ سعی کنید از نرم‌افزارهای زمانبندی نظیر Hootsuite استفاده کنید. این نوع نرم‌افزارها به شما این امکان را می‌دهند که بین کاربرد شخصی و اداری این نوع شبکه‌ها تمایز قائل شوید. پس احتمال اینکه اغوا شوید و در محل کار سری به پروفایل شخصی خود بزنید بسیار پایین می‌آید.

۳- تلفن هوشمندتان را از خود دور کنید

یک کاربر عادی در طول روز حدود ۲۲۱ بار گوشی خود را چک می‌کند. اگر بتوانید در زمان کار تلفن همراهتان را دور از دسترس خود قرار دهید، کمک زیادی به آرام‌شدن ذهنتان کرده‌اید. مگر اینکه دچار سندروم «لرزش گوشی شبه‌وار» (Phantom cell-phone vibration) شده باشید. بسیاری از افرادی که به این سندروم دچار شده‌اند (که ممکن است خود ما هم به این سندروم آلوده شده باشیم)، هر لحظه احساس می‌کنند که تلفن‌همراهشان در حال لرزش است، اما وقتی به آن سر می‌زنند متوجه می‌شوند که هیچ پیام یا تماسی نداشته‌اند، بلکه فقط احساس کرده‌اند که گوشیشان زنگ خورده است. اگر دچار این سندروم شده باشید، پیشنهاد می‌کنیم در مورد رابطه خود و تکنولوژی تجدیدنظر کنید.

۴- بیخیال چندکارگی (Multitasking) شوید و فقط تمرکز کنید

شاید فکر کنید وقتی مشغول تلفن صحبت‌کردن می‌توانید ایمیل هم ارسال کنید، به بهره‌وری بیشتری دست پیدا کرده‌اید، اما باید بگوییم که سخت در اشتباهید. انجام‌دادن چند کار به طور همزمان یا چندکارگی باعث کاهش بهره‌وری و کیفیت کار می‌شود (علاوه‌براین، تحقیقات نشان داده‌اند که این کار عملا IQ شما را کاهش می‌دهد). پس هرگاه خواستید کاری را انجام دهید، فقط روی یک کار تمرکز کنید تا بتوانید بهترین نتیجه را کسب کنید.

و این موضوع را به خاطر داشته باشید که مطالعات نشان داده‌اند، مغز انسان پیش از استراحت تنها می‌تواند در یک زمان ۹۰ الی ۱۲۰ دقیقه بر روی یک کار متمرکز شود.

۵- در مورد Inbox خود تجدیدنظر کنید

ایمیل‌ها فهرست‌هایی to-do ایجاد می‌کنند که دیگران برای شما ساخته‌اند. پس شما مجبورید هر روز آنها را مدیریت کنید حتی اگر کاری سخت و کسل‌کننده باشند.

اول از همه، inbox خود را مثل یک کمد پر از پرونده مرتب کنید. از امکانات موجود سرویس‌دهنده ایمیل خود استفاده کنید؛ امکاناتی نظیر فولدرها، تگ‌ها و تب‌ها – هر آنچه که موجود مرتب‌ترشدن صندوق پستیتان می‌شود.

زمان‌های بخصوصی را در روز مشخص کنید تا ایمیل‌هایتان را چک کنید و به آن پایبند بمانید. می‌توانید در اول روز، بعد از ناهار یا در پایان روز این کار را انجام دهید. و به خاطر خدا هم که شده، امکان آگاه‌سازی و اعلام وضعیت ایمیل خود را خاموش کنید.

 اگر فکر می‌کنید این کار باعث بروز مشکل برای تیم‌ یا مشتریانتان می‌شود، به آنها اجازه دهید از زمان‌هایی که می‌توانید با آنها ارتباط برقرار کنید باخبر شوند.

همچنین می‌توانید از برنامه‌هایی نظیر Productive Inbox، SimlplyFile یا Boomerang for Gmail برای مدیریت inbox استفاده کنید.

۶- منظره خود را تغییر دهید

اگر بعدازظهرها کمی احساس کسالت و خستگی می‌کنید، سعی کنید از پنجره به طبیعت نگاهی بیاندازید. اتاقتان پنجره ندارد؟ مشکلی نیست – تحقیقی نشان داده است که حتی تماشاکردن یک تصویر طبیعی از طریق کامپیوتر می‌تواند به افزایش تمرکز کمک کند.

حتی بهتر این است که در بیرون از محل اداره کمی به پیاده‌روی بپردازید. تحقیقات نشان‌ داده‌اند که یک پیاده‌روی ۳۰ دقیقه‌ای بعد از ناهار می‌تواند به افراد کمک کند که با اضطراب بهتر برخورد کرده و اشتیاقشان به ادامه کار را افزایش دهد.

۷- به تفکر بپردازید

یک تفکر خالی از هر گونه مزاحمت ۱۵ دقیقه‌ای در روز می‌تواند منجر به تصمیمات عاقلانه‌‌تری در کسب‌وکار شود. از دیگر فواید این تفکر می‌توان به کار گروهی بهتر، خلاق‌ترشدن و تندرستی بیشتر اشاره کرد. البته منظور ما چیزی شبیه به یوگا نیست. سعی کنید از برنامه Headspace استفاده کنید، این برنامه‌ آرامش خاصی را به شما اعطا خواهد کرد. پس دست به کار شوید و با خودتان خلوت کنید.

۸- از دیگران کمک بخواهید و کارهایتان را به دیگران بسپارید

همیشه قدرت در جمع است. اگر بخواهیم رک و راست باشیم، همیشه چیزهایی هستند که شما در آن مهارت خوبی ندارید و شاید نخواهید خودتان آن کار را انجام دهید. وقتی احساس کردید در زیر خروارها کار مختلف گرفتار آمده‌اید یا کارهای طاقت فرسا به شما هجوم آورده‌اند، خوب از دیگران کمک بخواهید.

ما تضمین می‌کنیم، همیشه یکی هست که بتواند کارهایی که شما نمی‌خواهید انجام دهید را ۱۰ برابر بهتر از شما انجام دهد، پس یکی را پیدا کرده و کارتان را به او تفویض کنید. این کار زمانتان برای تمرکزکردن را آزاد کرده و شما را به سمت بهترین نتیجه رهنمون می‌سازد.

۹- زمانی را برای نوآوری اختصاص دهید

Google به خاطر این ایده که کارمندانش اجازه دارند درصدی از وقتشان را صرف کاری خارج از پروژه‌های عادی کرده و کاری کنند که بیشترین منفعت را برای شرکت داشته باشد، معروف شده است. ببینید، اگر شما دائما در حال «کارکردن» باشید، وقتی برای نوآوری نخواهید داشت. اینکه هر روز یک محصول مشابه را تولید کنید و هیچ ایده‌ای برای ساختن محصولی جدید نداشته باشید اصلا چیز جالبی نخواهد بود.

سعی کنید یک زمان جداگانه برای خود اختصاص دهید – بهتر است درصدی از وقت روزانه و یا یک روز کامل در یک هفته باشد. با این کار می‌توانید یک قدم از دیگران جلوتر باشید.

۱۰- چابک باشید

رویکرد چابک (Agile) در تولید محصولات و نرم‌افزار و مدیریت پروژه‌ها راه خود را به دیگر حوزه‌های کسب‌وکار و حتی زندگی فردی افراد باز کرده است. محبوبترین متد Scrum می‌باشد که چارچوب agile به حساب می‌آید. با استفاده از این روش، کارهای بزرگ به آیتم‌های کوچکتر تقسیم شده و هر تکه در یک بازه تقریبا یک هفته‌ای تکمیل می‌شود.

اگر به دنبال یک روش کاملا جدید برای تکمیل لیست to-do خود هستید، ممکن است روش agile برای شما بهترین و کارآمدترین روش باشد.

۱۱- ارگونومیک باشید

آیا می‌دانستید نشستن نوعی سیگارکشیدن جدید است؟ برخی از مطالعات نشان می‌دهند که حتی اگر شما ورزش کنید اما مدتی طولانی را به نشستن اختصاص دهید، سلامتی شما در خطر خواهد بود. دیگر نمی‌خواهیم به کمردرد، گرفتگی‌های عضلانی و خستگی که حقیقتاً قاتل‌های اصلی بهره‌وری هستند اشاره کنیم.

خوشبختانه نوآوری‌های خوبی در طراحی دفاتر اداری رخ داده است و گزینه‌های مناسبی را برای صندلی‌ها ارائه کرده‌اند. صندلی‌هایی که با شما به حرکت در می‌آیند و یا میزهایی که ارتفاعشان تغییر می‌کند و یا امکان چرت‌زدن را برای شما فراهم می‌کنند، طبیعی‌تر به نظر می‌رسند. (به هر حال، چرت‌زدن ارتباط مستقیمی با بهره‌وری دارد.)

به قول بزرگان حداقل دو ماه طول می‌کشد که یک رفتار جدید تبدیل به عادت شود، پس با استفاده از این ترفندها، همین ماه شروع به کار کنید و عادت‌های خود را در سال جدید تغییر دهید.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI.ir و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: inc.com

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

جلسه

۷ راه برای اینکه افراد ساکت در جلسات تأثیرگذاری قویتری داشته باشند

جلسات هفتگی در بسیاری از شرکت‌های امری نرمال و استاندارد هستند، اما اینگونه جلسه ها می‌توانند برای افراد ساکت، خجالتی یا درونگرا که با صحبت‌کردن در جمع مشکل دارند، کاملا استرس‌زا باشند.

دکتر Jeniffer B. Kahnweiler مؤلف کتاب نابغه تضادها: چگونه درونگراها و برونگراها می‌توانند با یکدیگر به موفقیتی شگرف دست یابند اظهار داشت: «درونگراها در مغزشان دنیای بزرگی دارند و گفته‌هایشان را به صورت سؤال مطرح می‌کنند. در بسیاری از موارد برونگراها که قائدتاً افرادی پرحرف هستند مجال صحبت را از درونگراها گرفته و آنان قادر نخواهند بود تا ایده‌هایشان را مطرح کنند.»

اگر به این نتیجه رسیدید که مشارکت‌داشتن در یک جلسه کار سختی است، چه کاری باید انجام دهید؟ دکتر کاهنویلر استراتژی‌های خود را با شما به اشتراک گذاشته است.

پیش از جلسه

  1. از دستورکار جلسه اطلاع یابید

پیش از هر جلسه از چند و چون مطالبی که قرار است در جلسه مورد بحث قرار گیرد اطلاع پیدا کنید بنابراین در مورد آنچه که باید در جلسه صحبت کنید دانش کافی خواهید داشت، خواه یک ایده باشد، خواه یک نظر خواه یک سوال. دکتر کاهنویلر می‌افزاید: «یکی از چیزهایی که درونگراها در آن تبحر دارند، آماده‌سازی است.»

  1. در مورد آنچه که قرار است بگویید برنامه‌ریزی و تمرین کنید

افراد ساکت‌تر در مواقعی که قرار است اول صحبت کنند و بعد فکر کنند آنچنان خوب عمل نمی‌کنند، برعکس آنها دوست دارند پیش از صحبت‌کردن اول فکر کنند (که بعضی اوقات می‌تواند طولانی و سخت باشد). پس در مقابل یک آینه آنچه که قرار است بگویید را تمرین کنید و یا آن چیزی که قرار است بگویید را در ذهنتان مجسم کرده و صحبت‌هایتان را ساختاربندی کنید. دکتر کاهنویلر می‌افزاید: «وقتی قبل از جلسه تمرین می‌کنید مغز شما باور می‌کند که واقعا در جلسه قرار گرفته و در حال صحبت هستید. پس در جلسه واقعی بسیار راحتتر خواهید بود. با این حال از حفظ‌کردن و به‌خاطرسپردن متون پرهیز کرده و در عوض در قالب گفتگو این کار انجام دهید. «شما حتی می‌توانید برای خودتان یادداشت تهیه کنید اما فقط آنها را در قالب کلمات خودتان بیان کنید. با این روش گفتگو و ارائه شما طبیعی‌تر به نظر خواهد رسید.»

  1. پیش از جلسه با خود خلوت کنید

درست در لحظه آخر وارد جلسه نشوید. این کار باعث می‌شود که استرس بیشتری سراغ شما بیاید. در عوض، پیش از شروع چند لحظه‌ای با خود خلوت کنید تا بتوانید احساس آرامش بیشتری کنید.

  1. خود را در وضعیت آرام قرار دهید

به دنبال روشی باشید که اضطراب خود از صحبت‌کردن را کاهش دهید. برای مثال، به تنفس خود توجه کرده و پیش از جلسه و در حین آن از افکار منفی دوری کنید. دکتر کاهنویلر به ما پیشنهاد می‌کند که که بر روی تنفسمان تمرکز کنیم و با آرامی دم و بازدم کنیم. وقتی این کار را انجام می‌دهیم، احتمال مضطرب‌شدن به حداقل می‌رسد زیرا زمانی که به نفس‌کشیدن خود فکر می‌کنیم امکان ندارد که به افکار مخرب فکر کنیم. اگر افکار منفی مانع مشارکت‌داشتن شما در جلسه شد، به این فکر کنید که چه فکر مخرب در مسیر شما قرار دارد. مثلا هر کسی که در این اتاق نشسته از من داناتر است، سپس با یک جمله مخالف به جنگ با این طرز فکر بروید، مثلا من نسبت به این موضوع تبهر و دانش زیادی دارم، با این کار می‌توانید خودتان را بالا کشیده و به این نتیجه برسید که صحبت‌کردن آنقدرها هم سخت نیست.

در حین جلسه

  1. سریعا به اوضاع مسلط شوید

اگر واقعا قرار است چیزی بگویید، مطمئن شوید که هر چه زودتر آنرا در جلسه مطرح نمایید – در پنج تا ده دقیقه اول جلسه. هر چه بیشتر صبر کنید، به دردسر بیشتری خواهید خورد.

  1. برای فکرکردن زمانی به خود اختصاص دهید

اگر یکی از همکارانتان با سوالی باعث شد که شما گارد بگیرید، لازم نیست که همان لحظه جوابش را بدهید. با گفتن جملاتی نظیر «سوال خوبی بود» یا پرسیدن یک سوال باز، همکارتان به شما زمان خواهد داد تا پاسختان را فرموله و آماده کنید. اگر واقعا نمی‌دانید که چه باید بگویید، می‌توانید با گفتن جمله «برای پاسخ به سوال شما به زمان بیشتری نیاز دارم» با تمرکز و توجه بیشتر پاسختان را آماده کنید.

 

  1. بعد از وقفه‌ها کنترل را دوباره به دست بگیرید

اگر همکارتان زمانیکه در حال گفتن صحبت‌های مهمی هستید حرفتان را قطع کرد، با اشاره انگشت خود به سمت همکارتان به وی نشان دهید که صحبتتان هنوز به اتمام نرسیده است. با این کار می‌توانید سریعاً کنترل اوضاع را به دست گرفته و صحبتتان را ادامه دهید. همچنین می‌توانید با گفتن جمله «دوست دارم به ادامه صحبت‌هایم دقت کنید» یا حتی با بیان جمله‌ای شکیل‌تر (اگر کسی که صحبتتان را قطع کرده شخصی مهم نظیر رئیستان بود) نظیر «بنده ایده‌هایی در ذهن دارم که دوست دارم با شما به اشتراک بگذارم» به صحبتتان ادامه دهید.

اگرچه آموختن اینکه چگونه به روشی سازنده در یک جلسه مشارکت داشته باشید در وهله اول دشوار به نظر برسد، اما به خاطر داشته باشید که عقب‌نشینی در یک جلسه مهم می‌تواند عواقب بدی برای سابقه حرفه‌ای شما داشته باشد.

دکتر کاهنویلر اظهار می‌دارد که: «جلسات جایی هستند که افراد در آن قضاوت می‌کنند. اگر به افرادی که حاضر در جلسه هستند اطلاعات کافی در مورد خود و نتایج کارهایتان ارائه ندهید در واقع به آنها بدخدمتی کرده‌اید. اگر افراد شما را نشناسند به زودی از صفحه ذهن آنها محو خواهید شد و سازمان نیز به درستی قدر و ارزش مشارکت‌های شما را نخواهد دانست.»

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: The Muse

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

کار

۱۰ چیزی که پدر و مادرتان در مورد کار هرگز به شما نگفته‌اند

کارکردن. چیزی که همه ما مجبور به انتخاب آن هستیم. پس چرا همه ما در مورد این فرایند استرس داریم؟ آمار همواره نشان داده‌اند که ما سعی داریم از کارمان رضایت داشته باشیم. با این حال، حتی اگر از کارتان نفرت داشته باشید و یا از هر روز رفتن به سرکار خسته شده‌اید، باید این کار را انجام دهید. چرا؟

-۱ کارکردن کار سختی است. چه کارتان را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، چه ۲۰ ساعت در هفته کار کنید چه ۲۴ ساعت در روز، اصلا مهم نیست که منصبتان چیست، کارکردن کار سختی است. ما مجبوریم هر روز و هر روز کار کنیم. ما مجبوریم که کارت ساعت زنی خود را بر اساس انتظارات کارفرمایمان و نه انتظارات خود بزنیم. از این کار احساس خوبی ندارید؟ اصلا مهم نیست. شما مجبورید که کار کنید. حتی اگر کاری که انجام می‌دهید را دوست داشته باشید، شغل شما یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های زندگیتان خواهد بود.

-۲ کارکردن همیشه روحتان را تغذیه نمی‌کند. گاهی اوقات شما می‌توانید در خواب کارتان را انجام دهید. شاید کارتان به شما انگیزه ندهد و یا برایتان الهام‌بخش نباشد. شما فکر می‌کردید کارتان دقیقا آن چیزیست که می‌خواستید … اما این اتفاق نیافتاد. حال، کارتان تبدیل به چیزی شده است برای پول درآوردن و پرداخت بدهی‌هایتان.

-۳ کارتان تمام نخواهد شد مگراینکه آخر شب کارت بزنید. در بسیاری از موارد شما محل کارتان را ترک می‌کنید و تازه کار اصلیتان شروع می‌شود. فرزندانتان، همسرتان، باشگاهتان، دوستانتان، خانه و خانواده‌تان همه نیازمند کمی وقت و انرژی هستند. بعضی‌وقتها، این کارها بیشتر از کار اصلیتان نیازمند توجهتان هستند، به خصوص اگر بخواهید همه آنها را در چند ساعت انجام دهید.

-۴ کارکردن لزوما باعث خوشبختی شما نخواهد شد. اگر از زندگی خود راضی نیستید و از آن احساس خوشحالی نمی‌کنید، تعداد بسیار کمی از شغل‌ها هستند که می‌توانند خوشحالی و خوشبختی را به زندگیتان هدیه دهند. خوشبختی از درونتان باید شروع شود. شما باید از آن چیزی که هستید خوشحال باشید، تنها با این کار است که شغلتان می‌تواند برایتان معنادار شده و زندگیتان را بهتر کند.

-۵ کار همیشه به سرانجام نمی‌رسد. شما همیشه می‌خواهید کاری که الان در حال انجامش هستید را به سرانجام برسانید…اما همیشه این اتفاق نمی‌افتد. در آخر کار می‌بینید که نتیجه کار با آن چیزی که در ذهنتان بود زمین تا آسمان فرق می‌کند. حالا چه باید بکنید؟

-۶ کار می‌تواند آن چیزی که هستید را تغییر دهد. شغل شما می‌تواند هویتتان، زندگیتان، افرادی که با آنها دمخور هستید و نیز آینده‌تان را تعریف کند. اگر زندگی خود را دوست ندارید، پس در مورد کاری که انتخاب می‌کنید چه باید گفت؟ غیر از این مورد دیگر گزینه‌ای وجود خواهد داشت؟

-۷ کارتان می‌تواند شما را به مسیری اشتباه رهنمون سازد. ترفیع درجه همیشه هم بهترین اتفاق زندگیتان نخواهد بود. سمَت جدید بعضی‌اوقات آن چیزی که به دنبالش بودید را به شما نخواهند داد. در برخی موارد، یک ترفیع درجه می‌تواند مسیر زندگیتان را به طور کلی تغییر داده و شما را از دستیابی به رؤیاهایتان محروم سازد.

-۸ کار مساوی با امنیت نیست. وقتی من برای شروع کسب‌وکار خودم شرکتی که در آن کار می‌کردم را رها کردم، همکارم به من گفت که اگر جای من بود هیچ وقت این ریسک را قبول نمی‌کرد؛ او به دنبال امنیت در زندگی بود. تعریف شما از امنیت چیست؟ امنیت بسته به نوع نگاهتان و تعریفتان از سبک زندگی تغییر می‌کند. چیزی که برای همکار من امنیت به حساب می‌آید – یعنی یک چک حقوق در آخر هر ماه – می‌تواند ریسک زیادی برای من داشته باشد زیرا جلوی پیشرفتم را خواهد گرفت. دو سال بعد از این که کارم را ترک کردم، آن سازمان تعطیل شد و همکارم به دنبال شغل دیگری گشت. امنیت کاملا بستگی به نوع نگاه شما دارد.

-۹ کار به شما آزادی مالی نخواهد داد. ضرب‌المثلی در دنیای کارآفرینی وجود دارد که می‌گوید: شغل «درست بعد از یک شکست» تعریف می‌شود. دلایل زیادی برای اثبات این گفته وجود دارد. حقوقتان هر چقدر هم باشد، اینکه مخارجتان با درآمدتان همخوانی داشته باشد بسته به شانس شما دارد. شاید با ترفیع درجه حقوقتان نیز زیاد شود. اما جالب است بدانید که با افزایش درآمد، مخارجتان نیز افزایش پیدا خواهد کرد. شما مجبورید هر هفته به سرکار خود بازگردید زیرا بدون آن ورشکست خواهید شد. سفر آزادی مالی زمانی شروع خواهد شد که درآمدتان از مخارجتان بسیار بیشتر باشد. با داشتن یک شغل معمولی این کار یک رؤیا خواهد بود.

-۱۰ کار در یک چشم‌برهم‌زدن ناپدید می‌شود …. مگر اینکه کنترل آن را به دست بگیرید. پدر و مادرم همیشه یک رؤیا در سر دارند و در مورد آن با من صحبت می‌کنند. به دانشگاه برو، یک شغل برای خودت پیدا کن و تا بازنشستگی کار کن. نکته خنده‌دار این است که این رؤیا در دنیای مدرن به ندرت جواب خواهد داد. تعدیل‌های سازمانی، کوچک‌سازی‌ها، برون‌سپاری‌ها، متوقف‌کردن استخدام و بسیاری موارد دیگر خیلی وقت است که این رؤیا را نابود کرده است. درحالیکه نیاز به ساختن یک زندگی هیچگاه از بین نخواهد رفت، روش انتخاب ما برای ساختن یک زندگی درحال تغییر بوده و در طول زمان شکل دیگری به خود می‌گیرند.

شاید روش دیگری را باید پیش بگیرید و آن تبدیل ایده‌های بزرگ خود به یک کسب‌وکار مستقل است.

آیا هنوز برای شخص دیگری کار می‌کنید و یا خود را از قید و بندها آزاد کرده‌اید تا کسب‌وکار خودتان را شکل دهید؟

ایده‌ بزرگتان چیست و چگونه می‌خواهید آنرا به یک کسب‌وکار تبدیل کنید؟

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

کار

۱۱ نکته برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم – بخش دوم

۶- در محیط کار خود یک فضای مثبت بسازید

اصلا فرقی ندارد که اتاق کارتان به چه شکل است، به هر حال اگر بخواهید می‌توانید فضای کاریتان را مملو از انرژی مثبت کنید. بر روی دیوار پوسترهایی نصب کنید که به شما آرامش دهند. عکس کسانی که دوستشان دارید را در کنار میز خود بگذارید. جملات انرژی‌بخش و مثبت بر روی پس‌زمینه کامپیوتر خود قرار دهید. به هر حال هر کاری از دستتان بر می‌آید بکنید تا به خودتان یادآوری کنید که کار همه زندگی شما نیست و شما خارج از آن هم هنوز فردی خوشحال هستید.

۷- با خودتان روراست باشید

این جمله شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما بارها شده است که افرادی را دیده‌ایم که خودشان را در شغلشان غرق کرده‌اند. آنها دیگر اعتبار خود را از دست داده و برای باقی ماندن در فضای مسموم کاری خود را قربانی کارشان کرده‌اند. می‌دانیم که انجام چنین کاری برخی‌اوقات راحتتر از مقابله‌کردن با آن است، اما باور داشته باشید که با این کار فقط خود را نابود خواهید کرد. هیچ‌وقت به دیگران اجازه ندهید شما را تغییر دهند، مگراینکه خودتان بخواهید خود را تغییر دهید.

۸- برای زمان‌های استرس راه دررویی برای خود در نظر بگیرید

شاید بخواهید همین فردا از کارتان استعفا دهید، اما این گزینه از نظر ما زیاد جالب نیست. پس همین امروز روشی را پیدا کنید تا زمان‌هایی که نیاز است خود را دوباره شارژ کنید. مثلا با دوست خود به ناهار بروید یا اطراف ساختمان محل کارتان پیاده‌روی کنید. بعضی‌وقتها ۵ دقیقه‌ای با خود خلوت کرده و مدیتیشن کنید. کتابی بخوانید و ذهنتان را از هر چیزی آزاد کنید. به هر حال هر کاری از دستتان بر می‌آید بکنید تا خودتان را از زیر بار فشار کاری رها کنید. به خاطر داشته باشید اگر سلامتی روح و بدنتان برایتان مهم است، این کار را حتما در برنامه روزانه خود قرار دهید حتی برای چند دقیقه کوتاه.

۹- بر روی واقعیت‌ها تمرکز کنید، نه داستان‌ها

غرق‌شدن در حاشیه‌ها و داستان‌های موجود در محیط کار، کاری بسیار آسان است. اطرافیانتان خیلی راحت می‌توانند در مورد شما حاشیه‌های مختلف درست کنند. ما به شدت به شما توصیه می‌کنیم که در چنین شرایطی حتما چند قدم به عقب گذاشته، نفسی تازه کنید و بر روی واقعیت‌ها تمرکز کنید. دقت کنید که دقیقا چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است و چه چیز‌هایی فقط در حد حرف هستند؟ اصلا انرژی خود را صرف دانستن این موضوع که چه اتفاقی افتاده و یا نیافتاده نکنید. باز هم می‌گوییم، بر روی وقایع تمرکز کنید، هرگز اجازه ندهید این مسائل برای شما معنای دیگری پیدا کنند. پس همیشه در زمین واقعیت بازی کنید.

۱۰- خود را درگیر حواشی نکنید

شاید این داستان کمی قدیمی باشد؛ اما برای خیلی از افراد انگار فضای کار همان فضای دبیرستان است. مطمئنیم شما هم همکارانی دارید که بعضی‌وقتها شما را به آن زمان باز می‌گردانند. متأسفانه شما برای تغییر آنها هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید، اما حداقل می‌توانید تصمیم بگیرید که در بازی آنها شرکت نکنید. همیشه به یاد داشته باشید که خود را درگیر حواشی و اینگونه داستان‌ها نکنید.

۱۱- همین الان هرگونه سوءتفاهم را از بین ببرید؛ ارتباط برقرار کنید!

اجازه ندهید که مشکلات بغرنج‌تر شوند. اگر باید در مورد مشکلی صحبت کنید پس همین الان این کار را انجام دهید و البته با حرفه‌ای‌گری این کار را به پایان برسانید. هرگز نگذارید مشکلات بزرگتر شوند وگرنه به چیزی تبدیل می‌شوند که دیگر کاری از دست شما بر نخواهد آمد. ارتباط‌برقرارکردن به مانند هر رابطه‌ای کلید موفقیت است.

موفق باشید.

 مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI ، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

Employee-wearing-gas-mask

۱۱ نکته برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم – بخش اول

این حقیقت که بسیاری از افراد در شغل‌هایی که واقعاً دوست ندارند گیر کرده‌اند چیز عجیبی نیست. برای برخی افراد، این مسأله بغرنج‌تر است زیرا محیط کاری آنها به مراتب مسموم‌تر است. خواه مدیرتان آدم بدجنسی‌است، خواه همکار دیوانه‌کننده‌ای دارید و یا سیاست‌های شرکت زننده‌ است یا خیر، به هر حال این موارد چیز جالبی برای شما نمی‌باشند.

رهاکردن بلافاصله کار گزینه مناسبی نمی‌باشد زیرا اول از همه باید یک راه فرار برای خود در نظر گرفته باشید. اگر شما این گزینه را به عنوان آخرین گزینه در نظر گرفته‌اید (حداقل برای الان)، پس زمان آن رسیده که فکری به حال محیط کاری کنونی خود کنید.

مهمترین نصیحتی که می‌توانیم به شما بکنیم این است که مسائل را به هیچ وجه شخصی نکنید و بین موضوعاتی که می‌توانید آنها را تغییر دهید و نمی‌توانید تفاوت قائل شوید. هرگز اجازه ندهید که منفی‌گرایی محیط‌ کار یا افراد آن شما را از میدان به در کند. به فکر هدف والاتر خود و آن چه به خاطر آن کار می‌کنید باشید.

هرگز نگذارید کار مسمومتان از طریق تحمیل منفی‌گرایی به شما چیره شود

در ادامه به ۱۱ نکته مفید برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم اشاره خواهیم کرد:

۱- کارتان را به منزل نبرید

حرف ما را گوش کنید، اگر فهمیده‌اید که محیط کاریتان مسموم و خسته‌کننده است، پس چرا سعی می‌کنید که این انرژی منفی را وارد منزلتان کنید؟ این کار درست مثل این است که در خانه‌تان را باز کنید و بگذارید ابرهای تیره و کثیف وارد فضای شاد منزلتان شود. این کار را نکنید. بگذارید آن فضای منفی در همان محیط کارتان باقی بماند. یک قانون برای خود بگذارید: هیچ وقت در مورد مسائل کاریتان در منزل صحبت نکنید. هیچ وقت ایمیل‌های کاریتان را در منزل چک نکنید. اگر بعضی‌وقتها در منزل ذهنتان به سمت مسائل کاری رفت، سریعا خود را با چیز دیگری مشغول کنید. « از فضای شاد منزلتان محافظت کنید. »

۲- کسی را داشته باشید که بتوانید با او دردودل کنید (البته خارج از اداره!)

اگر بخواهید از نکته شماره ۱ استفاده کنید، باید یک سیستم حمایتی برای خود داشته باشید. با این روش می‌توانید افکار منفی را از ذهن خود دور کرده و بدون اینکه آنرا وارد محیط منزل کنید از شر آنها رها شوید. از دوست مورد اطمینان خود بخواهید که گاهی اوقات اگر دوست دارد با شما هم‌کلام شود. حتی می‌توانید به آنها بفهمانید که نیازی به پاسخشان ندارید، بلکه تنها نیاز به یک محیط امن دارید تا افکار منفی محیط کار را از خود دور کنید.

۳- به دنبال نکات مثبت باشید، هر نکته مثبتی

آیا در موقعیتی قرار دارید که تمام انگیزه خود را از دست داده و اساساً خالی شده‌اید؟ خیلی خوب، این موقعیت بهترین زمان برای تصورکردن و امتحان‌کردن هر نوع نکته مثبت و تمرکزکردن بر آنهاست. شاید این فرصتی باشد برای رشد حرفه‌ای که می‌تواند برای موقعیت آینده‌تان شما را آموزش دهد. از مزایای آن استفاده کرده و به این فکر کنید که این موقعیت چگونه می‌تواند به سکوی پرتابی برای شما تبدیل شود. به دنبال هر روش و نکته مثبتی باشید که شغلتان را مثبت کرده و تنها بر روی آن تمرکز کنید.

۴- یک استراتژی خروج برای خود ایجاد کنید

اصلا برای ما مهم نیست که می‌خواهید در شغل کنونی‌تان دو سال بیشتر بمانید یا دو ماه بیشتر، هنوز می‌توانید برای زمانی که وقت رفتن باشد برای خود یک استراتژی خروج در نظر بگیرید. این کار بدین دلیل مهم است که با انجام چنین روشی به مغز خود سیگنال می‌دهید که هیچ چیز تا ابد باقی نخواهد ماند. با این روش همیشه به خود امید خواهید داد که بالاخره یک روز به موقعیت‌های بهتر و روشن‌تر دست خواهید یافت. به خود یادآوری کنید که برای چه هدفی کار می‌کنید و به جای اینکه در حال حاضر چه اتفاقی می‌افتد قرار است در آینده چه اتفاقی را رقم بزنید.

۵- مرزهای خود را تعریف کنید

این مورد برای خیلی از افراد یک چالش بزرگ به حساب می‌آید. اینکه یاد بگیرید به راحتی «نه» بگویید کار راحتی نیست، اما قول می‌دهیم ارزشش را دارد. مرزها دقیقا مثل وقت ناهار هستند. نه خیلی زود نه خیلی دیر. وقتی که مرخصی هستید سعی نکنید در روزهای آخر هفته و یا وقتی در منزل هستید کار کنید. در این روزها به تلفن هیچ کس علی‌الخصوص رئیستان پاسخ ندهید. مرزها نه تنها سلامتی شما بلکه سلامتی همکارانتان را نیز تضمین می‌کند. شما می‌توانید نمونه‌ای باشید برای دیگران تا نشان دهید که چقدر به سلامت خود اهمیت می‌دهید و کار را در درجه دوم زندگی خود قرار می‌دهید.

این مقاله ادامه دارد….

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI ، دپارتمان MBTI

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus