شغلتان را دوست ندارید؟ چه کاری باید انجام دهید؟

همه افراد در سنین متفاوت و موقعیت های شغلی گوناگون یک خصوصیت مشترک دارند: آنها از شغلشان راضی نیستند و احساس خوشبختی نمی کنند، با این حال آرزو داشتند که می‌توانستند انتخاب دیگری داشته باشند، اما اینکه چگونه این کار را انجام دهند برایشان سوالی بزرگ بود.

می‌توانیم اکنون با اطمینان بگوییم که هر کسی در زندگی خود را پرسش‌های مختلفی روبرو می‌شود. وقتی این حالت به ما دست می‌دهد که ما از نظر روحیه در سطح پایینی قرار داریم و دنبال گمشده‌ای می‌گردیم؛ با این وجود، اگر این عدم رضایت و قطعیت از اینکه می‌خواهید کارتان را رها کنید سر جای خود باقی بماند، اینجاست که باید بنشینید و ببینید که دقیقا چه چیزی از زندگی خود می‌خواهید.

ما همیشه به مراجعان یا مشتریانمان گفته‌ایم که چهار فاکتور اساسی وجود دارد که خوشبختی و موفقیت آنها را در شغل بعدیشان تعیین می‌کند: مهارت‌ها، علایق، شخصیت و ارزش‌ها. اگر یکی از آنها از مدار تنظیم خارج شود، مثل این خواهد بود که ماشین زندگیتان یکی از چرخ‌هایش را از دست بدهد.

اگر شما در برهه‌ای از زندگی خود قرار دارید که نیاز به آن دارید که در یک تعمیرگاه توقف کرده و انگیزه‌ و خوشبختی خود را بازبینی کنید، به نظر ما باید با یک مشاور یا مربی شغلی صحبت کنید.

ابزارهایی که به شما پیشنهاد می‌کنیم فقط نمونه‌هایی هستند از چیزهایی که ما در چند سال اخیر آنها را مؤثر دیده‌ایم و توانسته‌اند به افراد دیدگاه و چشم‌انداز مناسبی از زندگی داده و به آنها در ادامه دادن روند زندگیشان کمک کنند.

ما اکیدا توصیه می‌کنیم که با یک مشاور شغلی که در زمینه ابزارهای ارزیابی شخصیتی دارای تبحر باشد مشاوره کنید تا هیچ شک و شبهه‌ای در نتیجه کار شما وجود نداشته باشد. همچنین این نکته را نیز به خاطر داشته باشید که این دست ابزارهای و آزمون‌ها تنها کمکی هستند به شما در راه کشف و کاوش زندگی حرفه‌ای و شغلیتان.

در ادامه به ۵ ابزار اشاره خواهیم کرد که می‌توانند شما را در آغاز دوباره مسیر شغلیتان کمک کنند:

۱- شخصیت

شما با وظایف جدید چگونه برخورد می‌کنید؟ و یا آیا جلسات کاری و گروهی را انرژی‌زا می‌دانید یا خسته‌کننده؟

ابزار شخصیت‌شناسی میرز-بریجز یا MBTI می‌تواند به شما کمک کند تا خودتان را بهتر بشناسید. این آزمون بر اساس نظریه معروف تیپ‌های شخصیتی روانکاو سوئیسی Carl Jung بنا نهاده شده و به شما کمک می‌کند تا چهار مسأله اساسی در خصوص شخصیت خود را بهتر بشناسید. اینکه چگونه از دنیای اطراف انرژی می‌گیرید (درونگرایی (I) و برونگرایی (E))، اینکه چگونه اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنید (منطقی (S) و شهودی (N))، اینکه چگونه تصمیم‌گیری می‌کنید (احساسی (F) و فکری (T)) و اینکه سبک زندگی شما به چه شکلی است (منظم (J) و منعطف (P)). بعد از پاسخ دادن به ۹۳ سوال که از آن به عنوان آزمون Step I نام می‌برند می‌توانید تیپ شخصیتی خود که یک کلمه چهار حرفی است را بدست بیاورید. در این آزمون هیچ گزینه بد یا خوب یا درست و غلطی وجود ندارد. این تیپ چهار حرفی را نباید به عنوان یک لیبل یا برچسب بر خود بدانید که موجب محدودیت شما شود. هر شخص در نوع خود منحصربفرد بوده و دارای شخصیتی بسیار پیچیده می‌باشد. ابزار MBTI تنها ترجیحات شما را مشخص می‌کند. اگر شما فردی راست دست باشید، مطمئناً می‌توانید نام خود را با دست چپتان نیز بنویسید؛ شاید این کار به آسانی دست راستتان نباشد ولی به هر حال قابل انجام است.

۲- علایق

ما همیشه از مراجعینمان می‌پرسیم چه کاری را با «لذت» انجام می‌دهند. در عوض تا امروز پاسخی که آنها به ما داده‌اند این است که آنها در چه کاری مهارت دارند. سپس ما مثال خودمان را به آنها می‌زنیم: من در استفاده از رایانه مهارت زیادی دارم؛ با این حال لزوماً از کارکردن با آن لذت نمی‌برم و دوست ندارم در زمینه IT کار کنم. صرفا به خاطر اینکه شما در کارکردن با چیزی مهارت دارید بدین معنا نیست که از کارکردن به آن نیز لذت می‌برید.

متأسفانه بسیاری از افراد از نزدیک شدن به شغل‌های رؤیایی خود خجالت می‌کشند صرفاً به این دلیل که در آن مهارت نداشته و توانایی انجام آن شغل را ندارند. آزمون ارزیابی علایق STRONG می‌تواند به شما کمک کند که ۳ حوزه علاقمندی خود را کشف کنید.

این آزمون بر اساس نظریه انتخاب حرفه John Hollnd بنا نهاده شده است و به شش حوزه مجزا تقسیم می‌شود: واقع‌گرا، تحقیق‌کننده، هنری، اجتماعی، سازمان‌دهنده و سنتی. این ۶ خصوصیت در قالب یک نمودار شش ضلعی نمایش داده شده و ۳ انتخاب اصلی شما معمولا در کنار یکدیگر قرار می گیرند.

وقتی توانستید ۳ حوزه اصلی علاقمندی خود را شناسایی کنید، که از آن به عنوان «کد هالند» نیز یاد می‌کنند، پس از آن مشاور شغلی شما می‌تواند به شما در پیداکردن شغلی مناسب که با علاقمندی‌ها و شخصیتتان همخوانی بیشتری داشته باشد کمک کند.

۳- مهارت‌ها

مهارت‌ها توانایی‌ها و رفتار شما هستند که در طول زمان رشد کرده و بدست آمده‌اند. ما مطئمنیم که شما در چیزهایی دارای مهارت هستید و در چیزهای دیگر مهارتی ندارید. مهارت‌ها بخشی مهم از شخصیت شما را تشکیل می‌دهند، بنابراین کارهایی که معمولا از انجام دادن آن لذت می‌برید جزو کارهایی هستند که در آنها مهارت دارید.

آیا می‌دانستید که سه نوع مهارت مختلف وجود دارد؟ مهارت‌های فنی (مرتبط با شغل)، مهارت‌های خودمدیریتی (نظیر مدیریت زمان یا قابلیت اطمینان) و روان‌ترین آنها: مهارت‌های قابل انتقال (نظیر مهارت‌ در مذاکره یا برقراری ارتباط).

برای مثال کارت‌های شرکت SkillScan می‌تواند شما را قادر سازد تا در خصوص کارهایی که می‌توانید انجام دهید فکر کنید و به شما در سازماندهی و مرتب‌کردن آنها کمک کند. بنابراین شما راحتتر می‌توانید آنها را در ذهن خود فهرست کرده و در زمان‌هایی که لازم است رزومه کاری خود را تهیه کنید مشکل خاصی نداشته باشید. همچنین در مصاحبه‌های حضوری نیز می‌توانید با هوشمندی بیشتری نسبت به توانایی‌هایتان صحبت کنید.

۴- ارزش‌ها

ارزش‌های شما نقش عمده‌ای را در جستجوی شغلی و انتخاب حرفه شما بازی می‌کنند. استفاده از کارت‌های ساده ارزش‌ها می‌تواند به شما کمک کند که ۶ ارزش اصلی خود را شناسایی کنید. برای مثال: شناخت، دستیابی‌ها، استقلال، حمایت، شرایط کاری و غیره.

مشاور شغلی شما نیز می‌تواند در شناسایی زمینه‌های کاری به شما کمک کرده و ارزش‌های اصلی شما و آن دسته از ارزش‌هایی که پایین‌ترین اهمیت برای شما دارند را پیدا کند.

ارزش‌ها نقش راهبری رفتار شما را دارند و می‌توانند تعیین‌کننده اصلی خوشبختی و رضایت کلی شما از شغلتان باشند. به همین دلیل است که باید از انتخاب شغلی که با ارزش‌های شما منافات دارند خودداری کنید. بنابراین اگر با مأموریت و چشم‌انداز کارفرما یا شرکتتان، یا محصولی که ارائه می‌کنید مخالفت دارید، مسلم بدانید که نسبت به آن شغل نیز هیچ رضایت و لذتی نخواهید داشت.

۵- شبکه‌سازی

بعد از اینکه فهمیدید چه چیزهایی باعث می‌شوند ماشین زندگیتان بدون هیچ مشکلی به راه خود ادامه دهد، شبکه‌سازی بهترین ابزاری است که می‌تواند در یافتن شغل به شما کمک کند. مطالعات بسیاری نشان می‌دهند که امروزه شبکه‌سازی بهترین راه برای یافتن شغل می‌باشد. برخی اوقات از آن به عنوان «Vitamin C» یاد می‌کنند که حرف “C” همان رابطه یا Connection است.

پلتفرم‌های رسانه اجتماعی نظیر LinkedIn یا Xing بهترین دوستان شما در ساختن شبکه‌ مخصوص به خودتان و جستجوی افرادی است که کاری مشابه کار شما را انجام می‌دهند. به مسیر آنها دقت کنید: چه چیزی خوانده‌اند؟ پیش از این در چه شرکت‌هایی کار کرده‌اند؟ چه مهارت‌هایی دارند؟ سپس پیامی به آنها فرستاده و خود را به صورت مختصر به آنها معرفی کنید. سوالی از آنها بپرسید و در حالت ایده‌آل از آنها بخواهید که ترتیب برگزاری یک مصاحبه حضوری را فراهم کنند.

مهربان، دوستانه، علاقمند و مهمتر از همه خودتان باشید. به یاد داشته باشید، همه ما می‌خواهیم کسی را ببینیم که (حقیقتاً) علاقمند به ما و پس‌زمینه کاری ما باشد. و چه می‌دانید؟ شاید این فرد دارای اختیار زیاد بوده و منصب خوبی داشته باشد و یا با کسانی که بتوانند به شما کمک کنند ارتباط داشته باشد. همچنین شاید بتوانید به افراد نشان دهید که می‌توانید به صورت داوطلبانه چند روزی برای آنها کار کنید تا توانایی‌هایتان در شعل موردنظر را نشان دهید.

خیلی از دوستان ما شغل موردنظرشان را از یکی از روش‌های بالا بدست آورده‌اند. یعنی یا به صورت داوطلبانه در جایی کار کرده‌اند و یا از طریق شبکه‌سازی و معرفی، جایی را برای کارکردن انتخاب کرده‌اند.

پس هرگز تسلیم نشوید؛ جستجو کرده و به خوبی مردم اطمینان داشته باشید. آنها دوست دارند که به شما کمک کنند.

ترجمه ای از مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

محیط کاری مورد علاقه شما چیست؟

محیط‌های کاری مورد ترجیح ما: E-I و J-P

ترجیحات تیپ ما می‌توانند تأثیر شگرفی بر روی نحوه کارکردنمان داشته باشند و به تبع آن می‌توانند محیط موردعلاقه ما برای کارکردن را نیز مشخص کنند. ما به مشتریانمان پیوسته تأکید می‌کنیم که ببیند آیا تمام چشم‌اندازها در یک محیط‌ کاری به یک اندازه مورد توجه قرار گرفته‌اند یا خیر و همچنین چه موردی را می‌توانند بهبود ببخشند.

برونگرایی (E) و درونگرایی (I)

افرادی که دارای ترجیح برونگرایی (Extrovert) هستند محیط‌های کاری فعال با گزینه‌های متعدد را دوست دارند. برونگراها از طریق صحبت‌کردن ایده‌هایشان را گسترش می‌دهند و با راه‌انداختن یک مناظره می‌توانند عقاید و نظراتشان را جاری ساخته و افکارشان را پالایش کنند. به همین دلیل برونگراها دوست دارند در محیط‌کارشان با افراد زیادی ارتباط برقرار کنند و ایده‌هایشان را با آنها مطرح کنند و اگر برای مدتی طولانی تنها بمانند انرژی خود را از دست خواهند داد. در این میان، درونگراها نیز محیط‌های کاری آرامتر را می‌پسندند زیرا این گونه محیط به آنها اجازه می‌دهد تا بدون هیچ مزاحمتی بر روی کار خود تمرکز کنند. درونگراها برخلاف برونگراها که از طریق گفتگو ایده‌هایشان را توسعه می‌دادند، از طریق تفکر افکارشان را پالایش می‌کنند. بنابراین زمانیکه درونگراها افکارشان را بر زبانشان جاری می‌کنند به طور کامل در مورد آن فکر کرده‌اند. بنابراین آنها بیشتر از برونگراها به حرف‌هایی که می‌زنند متعهدند و بعید به نظر می‌رسد که عقایدشان را پشت سر هم تغییر دهند.

نکاتی برای تیم‌ها:

فرصت‌هایی را برای اعضای تیمتان ایجاد کنید که بتوانند انتخاب کنند چه زمانی درونگرا باشند و چه زمانی برونگرا. برای مثال مکان‌های ساکت و آرام را برای تفکر و تمرکز در نظر بگیرید و یا بر عکس مکانی را در نظر بگیرید که افراد بتوانند بدون هیچ مزاحمتی ملاقات‌های حضوری داشته و brainstorming کنند. به یاد داشته باشید که باید به درهای باز و بسته اتاق افراد احترام بگذارید.

منظم (J) و منعطف (P)

افرادی که دارای ترجیح منظم هستند در محیط‌هایی می‌توانند بهترین کار خود را انجام دهند که بتوانند برای کل روز خود برنامه‌ریزی کرده و به برنامه پایبند باشند. منظم‌ها دوست دارند کارهایشان را تمام کنند و زمانیکه بتوانند تصمیم بگیرند و پروژه‌ها را تمام کنند به رضایت شغلی دست پیدا خواهند کرد. J ها ساختار را ترجیح‌ می‌دهند و تمایل دارند زمان و کارهایشان را برنامه‌ریزی کرده و فهرست to-do برای خود ایجاد کنند. از سوی دیگر، کسانی که دارای ترجیح P یا منعطف هستند از کارهایی که به آنها آزادی عمل و انعطاف‌پذیری بدهد استقبال می‌کنند. منعطف‌ها دوست دارند گزینه‌های متعددی پیش رو داشته باشند و بنابراین تصمیم‌گیری را به لحظه آخر موکول می‌کنند تا هیچ اطلاعاتی را از دست ندهند. منعطف‌ها برخلاف منظم‌ها که دوست دارند کارشان را قبل از موعد زمانی تمام کنند، پروژه‌هایشان را دقیقاً در موعد زمانی به اتمام می‌رسانند. آنها افرادی کنجکاو و منعطف هستند و به تبع آن نسبت به تغییر عکس‌العمل خوبی دارند.

نکاتی برای تیم‌ها:

زمانیکه در حال تصمیم‌گیری در خصوص یک پروژه هستید، تعیین کنید که کدام‌یک از مؤلفه‌های پروژه نیاز به تصمیم‌گیری سریع داشته و کدامیک نیاز به کاوش و بررسی بیشتری دارد. در خصوص زمان و نحوه انجام پروژه به افراد تیمتان به اجماع کلی برسید. همچنین موعدهای زمانی را مشخص کرده و بررسی کنید که تا چه زمانی می‌توانید اطلاعات جدید دریافت کنید. تجربه نشان داده که استفاده از بررسی‌های غیررسمی و ملاقات حضوری این اطمینان را حاصل می‌کند که اطلاعات جدید به شیوه‌ای مشخص و زماندار به افراد ارائه می‌شوند. این کار به J ها و P ها اجازه می‌دهد که رویکرد مخصوص به خودشان نسبت به پروژه را ساخته و پرداخته کنند.

مجتبی کریمی، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Psychometrics.com

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

با معروفترین کارآفرین درونگرای دنیا آشنا شوید: Mark Zuckerberg

۵ ابردرونگرای دنیا چه کسانی هستند و چگونه به موفیت دست یافتند؟ قسمت سوم – Mark Zuckerberg

ما در عصر درونگراها زندگی می‌کنیم. حرفه‌ای‌های درونگرا این روزها به قله‌های اعتبار و موفقیت دست پیدا کرده‌اند.

اگر در شش ماهه اخیر سری به اینترنت زده باشید حتما متوجه شده‌اید که وب‌سایت‌هایی نظیر Business Insider، The Huffington Post و Forbes از یک واژه محبوب به مراتب استفاده می‌کنند: هوش عاطفی یا Emotional Intelligence. درک این مساله که دیگران چه احساسی دارند، اینکه بیش از صحبت‌کردن گوش دهید و در هر لحظه درک عمیقی از احساساتتان داشته باشید و بدانید که آن احساسات را چگونه مدیریت کنید، چیزی است که روانشناسان اصطلاح «هوش عاطفی» را بر آن نهاده‌اند. بسیاری از رهبران درونگرای امروزی یا در میان افرادی قرار گرفته‌اند که از هوش عاطفی بالایی برخوردارند و یا هوش عاطفی خود را تقویت کرده‌اند. این مهم، نکته طلایی موفقیت برای یک رهبر درونگراست.

در ادامه به معرفی پنج رهبر درونگرای موفق خواهیم پرداخت که هوش عاطفی آنها اهداف کسب‌وکارشان را به سطح بالاتری ارتقا داده است.

۴٫ Mark Zuckerberg مؤسس و مدیرعامل Facebook

مسلما همه شما باید Mark Zuckerberg را بشناسید. مؤسس و مدیرعامل بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا یعنی Facebook. از وی به عنوان مشهورترین کارآفرین درونگرا و شاید معروفترین کارآفرین در عصر کنونی نام می‌برند.

زاکربرگ نیز همچون وزنیاک دور و بر خود را با خیل عظیمی از برونگراها پر کرده است. برای مثال مدیر ارشد عملیاتی این شرکت یعنی Sheryl Sandberg یک برونگرای محض است. این یکپارچگی و تعادل در تیم کاری باعث شده است که زاکربرگ تبدیل به رهبر توانا و موفقی شود.

زمانیکه در دانشگاه درس می خواند تمام شب را بیدار می‌ماند و به کدزدن مشغول بود درحالیکه دیگر دوستان وی تمام شب را در حال خوشگذرانی و مهمانی‌گرفتن بودند. این عادت درونگراهاست که در دنیای خود باشند و تنها کار کنند؛ عادتی که زاکربرگ و وزنیاک به آن مشهور بودند. آنها از این طریق بود که توانستند با تفکرات خود دنیای فناوری اطلاعات را متحول کنند.

دلایل متعددی وجود دارد که چرا مارک زاکربرگ را یک INTJ می‌نامند.

  • بسیاری از اطرافیان زاکربرگ اذعان می‌کنند وی یک درونگراست و در بعضی جاها دقیقا از اصطلاح «درونگرا» در خصوص وی استفاده می‌کنند.
  • پیش از آنکه Facebook به موفقیت کنونی دست پیدا کند، عادت وی این بود که از یک پروژه به پروژه دیگر برود. حتی پس از آنکه Facebook در مسیر خود قرار گرفت، او با صرف هزینه انسانی و زمانی بر روی پروژه جدید Wirehog، شرکتش را به خطر انداخت. همین موضوع نشان‌دهنده آن است که کارکرد غالب زاکربرگ به جای اینکه Te باشد، Ni است.
  • معمولا در مقام مدیرعامل یک استارت‌آپ خیلی عجیب است که معرفی خدمات و محصولات توسط شخص دیگری انجام گیرد. در مورد فیسبوک این کار به جای اینکه توسط زاکربرگ انجام شود توسط Sean Parker انجام می‌شد. همین موضوع نشاندهنده درونگرابودن محض وی است.

این مقاله ادامه دارد….

مجتبی کریمی، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

پشت پرده ایده تشکیل شرکت بزرگ Apple چه کسی بود؟ (قسمت سوم)

۵ ابردرونگرای دنیا چه کسانی هستند و چگونه به موفیت دست یافتند؟ قسمت سوم – Steve Wozniak

ما در عصر درونگراها زندگی می‌کنیم. حرفه‌ای‌های درونگرا این روزها به قله‌های اعتبار و موفقیت دست پیدا کرده‌اند.

اگر در شش ماهه اخیر سری به اینترنت زده باشید حتما متوجه شده‌اید که وب‌سایت‌هایی نظیر Business Insider، The Huffington Post و Forbes از یک واژه محبوب به مراتب استفاده می‌کنند: هوش عاطفی یا Emotional Intelligence. درک این مساله که دیگران چه احساسی دارند، اینکه بیش از صحبت‌کردن گوش دهید و در هر لحظه درک عمیقی از احساساتتان داشته باشید و بدانید که آن احساسات را چگونه مدیریت کنید، چیزی است که روانشناسان اصطلاح «هوش عاطفی» را بر آن نهاده‌اند. بسیاری از رهبران درونگرای امروزی یا در میان افرادی قرار گرفته‌اند که از هوش عاطفی بالایی برخوردارند و یا هوش عاطفی خود را تقویت کرده‌اند. این مهم، نکته طلایی موفقیت برای یک رهبر درونگراست.

در ادامه به معرفی پنج رهبر درونگرای موفق خواهیم پرداخت که هوش عاطفی آنها اهداف کسب‌وکارشان را به سطح بالاتری ارتقا داده است.

۳٫ Steve Wozniak مؤسس اپل

استیو (استفان) گری وزنیاک در ۱۱ آگوست ۱۹۵۰ از پدر و مادری آلمانی در سن خوزه، واقع در ایالت کالیفرنیا متولد شد.

نمی دانیم تا کنون اسم استیو وزنیاک را شنیده اید یا نه ولی یکی از کسانی است که در پیشرفت اپل خیلی سهم داشت. او یار همیشگی استیو جابز بود و در پروژه ی مکینتاش هم شرکت داشت.

گیک ها و تکنولوژی دوستان به وزنیاک لقب های زیادی داده اند. معمولا او را با نام Woz (واز) یاد می کنند و «جادوگر شگفت انگیزِ Woz» از دیگر لقب های اوست. کسی نمی توانست مانند او  اپل I و اپل II را در دوسال پشت سر هم طراحی کند (سال ۱۹۷۶ و۱۹۷۷).

از دیدگاه نظریه تیپ‌شناسی میرز-بریجز، Steve Wozniak را جزو INTP ها می‌دانند. همچنین وی یکی از نوابغ بنیادین در میان رهبران درونگرا لقب گرفته است.

داستان زندگی وی پر است از ابتکار و نوآوری. وی در زمان خود صاحب ایده‌هایی بود که باعث شد دنیای فناوری به کلی تغییر کرده و مسیر جدیدی در مقابل آن باز شود. او توانست با استفاده از چهره جذاب و کاریزمای دوست برونگرایش یعنی Steve Jobs ایده‌هایش را در مقیاس بزرگ به منصه ضهور برساند. رهبران درونگرا می‌توانند در اتاق ساکتشان نشسته و چشم‌انداز دنیای تکنولوژی را همانگونه که می‌دانیم و دیده‌ایم تغییر دهند. ساخته و پرداخته کردن این ایده‌ها درس بزرگی است که ما می‌توانیم از شراکت بی‌نظیر و تکرارنشدنی Steve Wozniak و Steve Jobs به دست بیاوریم.

Wozniak در نقل‌قولی می‌گوید: «به نظر من هیچ چیز انقلابی و متحول‌کننده‌ای در قالب یک گروه و تیم تشکیل نمی‌شود… می‌خواهم یک نصیحتی به شما بکنم که انجام‌دادن آن شاید سخت باشد. نصیحت من این است که: تنها کار کنید …. نه در قالب گروه، نه در یک گروه.»

خوب خودتان بهتر می‌دانید که این جملات را تنها می‌توانید از زبان یک درونگرا بشنوید پس تعجب نکنید.

اما این بدان معنا نیست که شما باید خود را ایزوله کرده و از همه جا قطع ارتباط کنید. بلکه باید یاد بگیرید که چگونه در تنهایی تمام افکار و ایده‌های خود را در یک جا جمع کنید. این که در تنهایی خود تفکر کرده و نسبت به شبکه سازی و ارتباط با دوستان و همکاران علاقه نشان دهید، روشی است که بسیاری از رهبران درونگرا توانسته‌اند از طریق آن به موفقیت برسند.

این مقاله ادامه دارد….

مجتبی کریمی، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

 

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

یک رهبر درونگرا مؤسس قدرتمندترین موتور جستجوی جهان – (Larry Page)

۵ ابردرونگرای دنیا چه کسانی هستند و چگونه به موفیت دست یافتند؟ قسمت دوم – Larry Page

ما در عصر درونگراها زندگی می‌کنیم. حرفه‌ای‌های درونگرا این روزها به قله‌های اعتبار و موفقیت دست پیدا کرده‌اند.

اگر در شش ماهه اخیر سری به اینترنت زده باشید حتما متوجه شده‌اید که وب‌سایت‌هایی نظیر Business Insider، The Huffington Post و Forbes از یک واژه محبوب به مراتب استفاده می‌کنند: هوش عاطفی یا Emotional Intelligence. درک این مساله که دیگران چه احساسی دارند، اینکه بیش از صحبت‌کردن گوش دهید و در هر لحظه درک عمیقی از احساساتتان داشته باشید و بدانید که آن احساسات را چگونه مدیریت کنید، چیزی است که روانشناسان اصطلاح «هوش عاطفی» را بر آن نهاده‌اند. بسیاری از رهبران درونگرای امروزی یا در میان افرادی قرار گرفته‌اند که از هوش عاطفی بالایی برخوردارند و یا هوش عاطفی خود را تقویت کرده‌اند. این مهم، نکته طلایی موفقیت برای یک رهبر درونگراست.

در ادامه به معرفی پنج رهبر درونگرای موفق خواهیم پرداخت که هوش عاطفی آنها اهداف کسب‌وکارشان را به سطح بالاتری ارتقا داده است.

۲٫ Larry Page مؤسس و مدیراجرایی Google

Larry Page همراه با Sergey Brin یکی از مؤسسان بزرگترین موتور جستجوی جهان یعنی Google بوده و هم اکنون سمت مدیر اجرایی آن را بر عهده دارد. وی ۴۲ سال داشته و در شهر East Lansing از ایالت Michigan امریکا به دنیا آمده است.

از دیدگاه شخصیت شناسی MBTI وی دارای تیپ INTP است. وی واژه «مدیرعامل درونگرا» را از یک اصطلاح غریب و نامأنوس به یک دارایی ارزشمند تبدیل کرد. در تمام دنیا Page را به عنوان رهبری می‌شناسند که دائماً نیاز به نوآوری و ابتکار دارد. به خصوص به عنوان یک رهبری دموکراتیک که در تمام سازمانش اعتقاد به برابری و مساوات دارد.

رویکرد آخر وی نسبت به کسب‌وکار یک راهکار فعالانه است که تمام درونگراها به آن اعتقاد دارد. (بسیار شبیه استراتژی غیرمتمرکز Warren Buffet نسبت به کسب‌وکار)

همانطور که می‌دانید داشتن ترجیح T یا فکری در Larry Page باعث شده تا وی به برابری و مساوات اعتقاد راسخ داشته باشد.

این مقاله ادامه دارد….

مجتبی کریمی، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

رمز موفقیت پنج ابردرونگرای دنیا چیست؟ (Warren Buffet)

۵ ابردرونگرای دنیا چه کسانی هستند و چگونه به موفیت دست یافتند؟ قسمت اول – Warren Buffet

ما در عصر درونگراها زندگی می‌کنیم. حرفه‌ای‌های درونگرا این روزها به قله‌های اعتبار و موفقیت دست پیدا کرده‌اند.

اگر در شش ماهه اخیر سری به اینترنت زده باشید حتما متوجه شده‌اید که وب‌سایت‌هایی نظیر Business Insider، The Huffington Post و Forbes از یک واژه محبوب به مراتب استفاده می‌کنند: هوش عاطفی یا Emotional Intelligence. درک این مساله که دیگران چه احساسی دارند، اینکه بیش از صحبت‌کردن گوش دهید و در هر لحظه درک عمیقی از احساساتتان داشته باشید و بدانید که آن احساسات را چگونه مدیریت کنید، چیزی است که روانشناسان اصطلاح «هوش عاطفی» را بر آن نهاده‌اند. بسیاری از رهبران درونگرای امروزی یا در میان افرادی قرار گرفته‌اند که از هوش عاطفی بالایی برخوردارند و یا هوش عاطفی خود را تقویت کرده‌اند. این مهم، نکته طلایی موفقیت برای یک رهبر درونگراست. Read more

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

نقش MBTI در انتخاب شغل جدید

شغل مناسب تیپ برون گرا (E) :

انتخابات کاری در طول زندگی آسانتر نمی شوند؛ بلکه چالش برانگیز تر می شوند و حتی گاهی اوقات نیازمند آن هستند که شما منطقه امن خود را رها کرده و یک سری تغییرات اساسی را بپذیرید. تیپ شخصیتی شما می تواند دیدگاهی را به شما ارائه دهد که بتوانید انتخاب های درست تری را انجام داده و با دیگران، محیط کاری، وظایف و نقش هایتان تعامل بهتری داشته باشید تا بهترین تناسب با ترجیحاتتان را پیدا کنید.

برونگراها معمولا از تعامل با مردم، حرکت رو به جلو از طریق انجام دادن سریع کارها و بدست آوردن نتایج با کامل کردن کارها لذت خاصی می برند. اگر شما یک برونگرا هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آیا افراد معمولا در قالب تیم با یکدیگر کار می کنند؟ این تیم ها از چه طریقی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند؟
  • تصمیم ها با چه سرعتی اتخاذ می شوند؟
  • پیش از پیاده سازی و اجرای کارها چه مقدار اطلاعات و تجزیه و تحلیل و نیز چند سطح از موافقت مدیران وجود دارد؟
  • این تیم ها چه نتایجی را تولید می کنند؟
  • این نتایج به چه روشی شناسایی و به دیگران انتقال می یابد؟

کنفوسیوس می گوید: “آن شغلی را که دوست دارید انتخاب کنید و دیگر لازم نیست که در طول زندگیتان حتی یک روز هم کار کنید.” هر چه بیشتر در مورد خودتان بدانید، انتخاب شغلتان نیز آسانتر خواهد شد.

شغل مناسب تیپ درون گرا (I) :

در سرتاسر عمر خود شما تصمیماتی مبنی بر توسعه کاری خود می گیرید و اینکه چگونه وقتتان را سپری کرده و چگونه کار خود را مدیریت کنید. در نهایت، این شما هستید که مسئولیت موفقیت شخصی و رضایت عاید از آن تصمیم را بر عهده دارید. سیستم ارزیابی MBTI به شما می تواند کمک کند تا با انتخاب شغل جدید یا بالابردن رضایتمندی از کار کنونی خود، زندگی خود را تغییر دهید.

اکثر درونگراها از محیط های کاری لذت می برند که کمی فضا و زمان برای اندیشیدن و فکرکردن داشته باشند، عوامل بیرونی کمتر کار آنها را مختل کنند، زمانی برای کار تنهایی داشته باشند و نیز زمانی در اختیار داشته باشند که پیش از پاسخگویی بر روی ارائه ها، تصمیمات و اطلاعاتی که ارائه می دهند فکر کنند. اگر شما یک درونگرا هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آیا در محیط کاری شما امکان تمرکز وجود دارد؟
  • شیوه چیدمان محیط کاری به چه گونه است؟ (دفتر شخصی یا دفتر پارتیشن شده)
  • وقتی بر روی پروژه ای کار می کنید چه میزان استقلال عمل دارید؟
  • نوع معمول ارتباطات به چه شکل است؟
  • تیم کاری هر از چند گاه تشکیل جلسه می دهند و چه نوع دستورکاری استفاده می شود؟
  • تصمیمات گروهی به چه شیوه اتخاذ می شوند؟ (توسط مدیر پروژه و یا به شیوه اجماع)

شناخت صحیح ترجیحات می تواند به شما کمک کند تا مسیر شغلی خود که واقعا از آن لذت میبرید را پیدا کنید و پیش از اینکه دست به خطر تغییر و یا ترک شغل کنونی خود بزنید مشخص می کند که آیا این شغل مناسب روحیات شما هست یا خیر. هر چه بیشتر خود را بشناسید، انتخاب شغل دلخواهتان نیز آسانتر خواهد شد.

شغل مناسب تیپ منطقی (S) :

تحقیقات نشان داده اند که کار کردن در سمتی که تطابق زیادی با علایق شخصی هر فرد دارد، وابستگی زیادی به رضایت کاری دارد. زمانیکه شناخت زیادی از توانمندی های منحصربفرد خود داشته باشید، بهتر می توانید تصمیم بگیرید که چه نوع تغییر کاری می تواند برای شما معنادار باشد.

اکثر تیپ های منطقی از انجام کارهای دقیق لذت می برند. آنها از شرکت ها و سمت هایی خوششان می آید که دارای استانداردها و قوانین ثابت و مشخصی باشند. همچنین این دسته از افراد علاقه خاصی در بکاربردن مهارت های و تجارب کنونی خود در کارهایشان دارند. اگر شما یک منطقی هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • شغل مورد نظر شما چه مقدار اطلاعات جزئی و دقیق را می طلبد؟
  • تاریخچه کار موردنظرتان چیست؟
  • آیا سازمان یا سمت دلخواه شما دارای چارچوب مشخصی بوده و یا به تازگی ایجاد شده است؟
  • تجربه های شخصی شما که با موقعیت جدیدتان رابطه دارد چیست؟
  • چه فرایندهایی در دپارتمان یا سمت جدیدتان در حال اجرا می باشد؟
  • چه نوع مهارت و دانشی در اختیار دارید که می توانید در سمت جدیدتان بکار ببرید؟

سیستم ارزیابی MBTI می تواند به شما کمک کند تا موارد بیشتری را در مورد شغلی که از آن لذت می برید، چگونه ترجیح می دهید تا آنرا انجام دهید و نیز محیط کاری که بیشترین رضایت را از آن داشته باشید ، به شما آموزش دهد.

شغل مناسب تیپ شهودی (N) :

برای شغل ایده آل خود یک تصویر ذهنی ایجاد کرده و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید. تجربه های شغل جدید می تواند شامل موارد ذیل باشد: ساختن شبکه ارتباطی، تخصیص وقت و انرژی ویژه مرتبط با کار برای رسیدن به آنچه که می خواهید انجام دهید، مطالعه در مورد سمت جدیدی که به دست می آورید، گرفتن بازخورد از مدرس و کارآموز رسمیتان و یا شرکت در برنامه های آموزشی.

تیپ های شهودی معمولا از محیط های کاری که در آنها امکان ایده پردازی و یا رویکردهای خلاقانه باشد بسیار لذت می برند. آنها برنامه زمانی و کاری قابل انعطافی را ترجیح می دهند که شامل حل مسائل جدید باشد. اگر شما یک شهودی هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آیا مدیر و یا اعضای پروژه از ایده های جدید استقبال می کنند؟
  • چه مقدار روزمرگی و کار روتین مورد انتظار است؟
  • تیم از نظر محیط کاری، ساعت و محل کار چه مقدار انعطاف پذیری دارد؟
  • برخی از نمونه های رویکردها و راه حل های جدید و خلاقانه که سازمان برای حل مشکلات به کار برده چه چیزهایی
    می باشند؟
  • آیا سازمان و یا تیم دارای یک تصویر ذهنی واضح و قابل تعریف می باشد؟
  • فرصت های آموزشی در افق آتی سازمان چیست؟

فرایند شغلی و حرفه ای موفق زمانی شروع می شود که شما یک تصویر ذهنی برای خود بسازید، از تصویز ذهنی خود به سمت برنامه ریزی کاری حرکت کرده و در مورد آن با کسانی که شما را پشتیبانی می کنند به بحث و گفتگو بپردازید.

 شغل مناسب تیپ فکری (T) :

پس از اینکه سالیان متمادی را بر روی کارکردن در شغل کنونی خود صرف کرده اید، بسیار مشکل به نظر می رسد که بخواهید در شغل خود تغییر عمده ای را ایجاد کنید. رفتن به یک حوزه کاری جدید، جابجا کردن خانواده یا شروع دوباره از نقطه صفر تصمیم دشواری است. اطلاع داشتن در مورد تیپ ها می تواند به شما کمک کند تا رفتار اصلی خود، تعاملاتتان با دیگران و محیط کاری، سمت کاری و وظایفی که بیشترین تطابق با ترجیحاتتان را داشته باشد به خوبی شناخته و تصمیم نهایی خود در مورد تغییر شغلتان را به درستی اتخاذ نمایید. اکثر تیپ های فکری از شغل هایی خوششان می آید که شامل تحلیل هدفمند اطلاعات، ارزیابی بی طرفانه گزینه ها، و تصمیم گیری غیرشخصی و منطقی باشد.

اگر شما یک فکری هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آیا شغل موردنظر مستلزم تحلیل منطقی اطلاعات است؟
  • زمان تصمیم گیری های حساس و کلیدی چه معیارهایی استفاده می شود؟
  • دیگران در فرایند تصمیم گیری چه میزان دخیل می شوند؟
  • چه اطلاعاتی در دسترس بوده و چه سیستم هایی برای مدیریت آنها وجود دارد؟
  • آیا برای بررسی و سنجیدن موفقیت، معیارها و مقیاس های واضح وجود دارد؟
  • کارآمدی سمت موردنظرتان چگونه مورد ارزیابی قرار می گیرد؟

درخواست برای تشریح واضح شغل مورد دلخواهتان و اهداف کلیدی و ملاقات با کسانی که با آنها کار می کنید پیش از آنکه موقعیت و سمت جدیدی را بپذیرید می تواند به شما کمک کند تا این موضوع را بررسی کنید که محیط کاری و سمت جدید به چه اندازه با علایق شما سازگار خواهد بود.

شغل مناسب تیپ احساسی (F) :

بهترین نصیحت کاری که تا کنون گرفته ام این است: “کاری را پیدا کن که عاشق انجام دادنش هستی، پول خودش بعد از این کار خواهد آمد”. اگر شما اول از همه آن کارها را پیدا کردید اجرا کردن این نصیحت نسبتاً آسان خواهد بود. گاهی اوقات تصور این مساله که از محیط امن کاری کنونی خود پا فراتر نهید و خطر راه انداختن یک کسب و کار جدید، شروع یک شغل جدید یا بازگشت به سر کلاس درس را بپذیرید مشکل به نظر می رسد. وقتی ترجیحاتتان را شناختید تصمیم گیری در مورد شغل جدید در هر مرحله از مسیر شغلی که باشید امری آسان خواهد بود.

اکثر تیپ های احساسی از کارهایی خوششان می آید که به آنها اجازه دهد تا بر روی مسائل و اصول اخلاقی تمرکز کنند. این دسته از افراد اشتیاق خاصی به محیط های موزون و هماهنگ داشته و دوست دارند دیگران را نیز در تصمیم گیری ها شرکت داده و مورد توجه قرار دهند. اگر شما یک احساسی هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آیا سازمان دارای مجموعه مشخصی از ارزش هاست که بتوان با آنها کار کرد؟
  • محیط کاری تا چه میزان رقابتی است؟
  • به افراد موجود در محیط کار تا چه حد می توان نزدیک شد؟
  • در آخرین تصمیم مهم و عمده تیم، چه عواملی در نظر گرفته می شوند؟ چه کسانی در این کار شرکت داده می شوند؟
  • مدیر و یا اعضای پروژه به تناقضات و اختلافات با چه دیدی می نگرند؟
  • چه قوانینی برای هدایت تصمیم گیری و کار گروهی وجود دارد؟

شغل ایده آل آن شغلی است که بیشترین سازگاری را با روحیه شما داشته و با اهداف بلندمدت، مهارت های منحصربفرد، تجربه ها، پیش زمینه و موفقیت های شما همخوانی داشته باشد.

 شغل مناسب تیپ منظم (J) :

تهیه برنامه شغلی با اهداف کوتاه مدت و بلند مدت قدمی حیاتی برای دستیابی به آرزوهای کاریتان است. افرادی که می توانند در دستیابی شما به اهدافتان کمک کنند شناسایی کرده و علایقتان را با آنها رد و بدل کنید. به محض اینکه برنامه ها و ترجیحاتتان را با دیگران به اشتراک بگذارید، آنها نیز شروع به حمایت شما در مسیر پیشرفت و موفقیتتان خواهند نمود.

معمولا افرادی که دارای ترجیح منظم هستند از کارکردن طبق برنامه با اهداف واضح و مشخص لذت می برند. این نوع افراد زمانی به اوج رضایت و خرسندی می رسند که کار به طور کامل انجام شده باشد. آنها از محیط کاری که دارای قوانین روشن و مسیر رو به جلو باشد بسیار استقبال می کنند.

اگر شما دارای ترجیح منظم هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • اهداف آینده برای سمتی که قصد کار کردن در آن را دارید چیست؟
  • آیا سمت موردنظر دارای توصیف کاری مشخص است یا قرار است توسعه داده شود؟
  • آیا هنگامیکه به اهداف دست یافته شد، سمت موردنظر برای دیگران واضح و آشکار خواهد بود؟
  • فرایند دستیابی به اهداف چگونه و هر چند وقت یکبار مورد سنجش و ارزیابی قرار می گیرد؟
  • آیا سازمان دارای استراتژی سه تا پنج ساله بوده و یا برنامه ها در همان زمان اجرا تهیه میگردند؟

برنامه ریزی موفق برای شغل دلخواه همچنین نیازمند تطبیق دادن مرتب اهداف با یکدیگر بوده و در کل باید شرایط اقتصادی و گرایش های کسب و کاری بازار را به طور دقیق مورد ملاحظه قرار داد. دانش کاری، محیط عمومی کسب و کار، و تیپ می توانند شما را در یافتن گزینه های مناسب شغلی که بتواند بهترین تناسب را با ترجیحات و اهداف منحصربفرد شما داشته باشد کمک کنند.

شغل مناسب تیپ ملاحظه گر (P) :

تغییر شغل یا حرفه کاری برای کسانی که با آغوش باز از تجربه کردن استقبال می کنند می تواند بسیار هیجان انگیز و ماجراجویانه باشد.

شما در سرتاسر عمر خود تصمیماتی میگیرد که می تواند بر روی موفقیت کاری و رضایت شخصی که از کارتان بدست می آورید تأثیرگذار باشد. بخش اعظمی از مردم وقت زیادی را صرف کار کردن می کنند، گاهی اوقات خیلی بیشتر از آن زمانی که باید با خانواده و دوستانشان باشند. خیلی مهم است که شما تصمیماتی را برای انتخاب شغل مناسب اتخاذ کنید که بیشترین همخوانی و انطباق را با ترجیحات شما داشته باشد تا بتواند به حداکثر رضایت برسید.

اکثر کسانی که دارای ترجیح ملاحظه گری می باشند از محیط های کاری که به آنها اجازه تغییر و کسب اطلاعات جدید را بدهد به شدت استقبال می کنند. این نوع افراد معمولا در
محیط هایی احساس راحتی می کنند که بر روی چندین پروژه کار می کنند و به رویکردها و راه حل های جدید برای موقعیت ها و مشکلات مشابه اهمیت قائل می شوند.

اگر شما دارای ترجیح ملاحظه گری هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آهنگ و سرعت تغییرات در سازمان چقدر است؟
  • تیم کاری چگونه تصمیمات را ارزیابی و با تغییرات منطبق می شوند؟
  • آیا در کار امکان انجام دادن چند کار وجود دارد؟
  • سمت موردنظر مسئولیت چند پروژه و یا نوآوری را دارد؟
  • آیا افرادی که با آنها کار می کنم قابلیت پذیرش راه حل های جدید را دارند؟
  • رویکردها و راه حل هایی که سازمان در یک یا دو سال اخیر برای مسائل پیش رو اتخاذ کرده چه چیزهایی بوده است؟

مساله مهمی که باید به آن توجه داشته باشید این است که در طول مصاحبه کاری انعطاف پذیری خود را باید حفظ کنید. به دقت گوش کنید و حوزه های کاری که بیشترین و کمترین علاقه به آنها را دارید شناسایی کنید. سپس راهی را انتخاب کنید که بیشتری تطابق را با توانایی های منحصربفرد شما داشته باشد.

مترجم : مهندس مجتبی کریمی (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری)
منبع: CPP Blog

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

چگونه با افراد نامنظم نتیجه بهتری در تیم بگیریم؟

همانطور که مستحضر هستید در سه پست قبلی به بررسی سه ترجیح دریافت انرژی (E-I)، جمع‌آوری اطلاعات (S-N) و تصمیم‌گیری (T-F) و نقش آنها در بهبود عملکرد در پروژه‌های گروهی (Group Projects) پرداختیم. در این پست به بررسی آخرین جفت ترجیح یا سبک زندگی نگاهی می‌اندازیم که از دو ترجیح منظم (J) و منعطف (P) و اینکه چگونه می‌تواند کارکردن در یک پروژه گروهی را بهبود بخشد می‌پردازیم.

بر اساس نظریه تیپ‌شناسی مایرز-بریگز (MBTI) ترجیحات J و P به سبک زندگی (Life Style) می‌پردازند. وقتی حرف از کارکردن با یکدیگر به میان می‌آید این دو ترجیح در خصوص نحوه عملکرد تفاوت زیادی با هم داشته و با ترکیب مناسب آنها در یک پروژه گروهی می‌توان به بهترین نتیجه دست یافت. حال بیایید ببینیم که هر یک از ترجیحات به چه شکل عمل می‌کنند:

J-P

اگر شما دارای ترجیح منظم (Judging) یا J هستید، به احتمال خیلی زیاد به بستن و خاتمه‌دادن به کارها علاقه زیادی داشته و دوست دارید کارهایتان را بر اساس یک طرح و نقشه قبلی سر موعد به پایان برسانید. از آنجاییکه Jها همیشه برنامه‌ای دارند که از آن تبعیت می‌کنند پس از تغییرات لحظه آخر پرهیز کرده و تا آنجا که ممکن است پروژه را سر موعد به پایان می‌رسانند.

اما اگر دارای ترجیح منعطف (Perceiving) یا P هستید، برعکس بر روی این مسأله که چگونه می‌توانید پروژه را باز نگه دارید تمرکز می‌کنید، زیرا خواهان این هستید که در طول مسیر اطلاعات و احتمالات جدید را جمع‌آوری کنید. Pها معمولا وابستگی زیادی به برنامه نداشته و تمایل دارند کارها را در لحظه آخر انجام دهند.

از آنجاییکه Jها و Pها از نظر سبک زندگی به شدت با هم تفاوت دارند، اگر یکدیگر را درک نکنند ممکن است در یک پروژه گروهی همدیگر را دیوانه کنند. اما شما می‌توانید همین «دیوانگی منفی» را به «دیوانگی خوب» تبدیل کنید. شما باید خصوصیات ترجیحات هر یک را به دیگری یادآوری کنید.

برای مثال فرض کنید که این دو ترجیح مختلف در یک پروژه کلاسی شرکت دارند که مهلت انجام آن دو هفته است. از آنجاییکه Jها تمایل دارند کار را زود آغاز کنند و به شکل نظام‌مند عمل کنند این احتمال وجود دارد که در هفته اول تقریبا نیمی از کار را انجام داده باشند. اما برعکس Pها دوست دارند کارشان را نزدیک به پایان موعد زمانی شروع کنند و به شکل دلبخواهی کار کنند. با این تفاسیر در هفته اول به احتمال خیلی زیاد فقط چند آیتم و بخش کوچکی از کار را به پایان رسانده‌اند. بنابراین زمانیکه گروه در پایان هفته اول جلسه‌ای برگزار می‌کند، ممکن است Jها اصلا قبول نکنند که Pها حداقل نیمی از کار را انجام نداده‌اند و معمولا برچسب کم‌کاری به آنها می‌زنند. از طرف دیگر Pها نیز این سوءتعبیر برایشان پیش می‌آید که چرا Jها کار را اینقدر زود شروع کرده‌اند و تا این حد مسائل را ریزبینانه و افراطی مدیریت می‌کنند.

J-P

اما اگر اعضای این گروه از دانش تیپ‌شناسی بهره برده باشند به خوبی می‌توانند در مراحل اولیه پروژه تفاوت‌های یکدیگر را درک کنند. آنها می‌توانند آیتم‌های خاصی که نیاز دارند هفته اول به اتمام برسانند را شناسایی کنند. کلمه کلیدی در اینجا نیاز است – زیرا گاهی اوقات Jها دوست دارند کارها را زودتر از موعد انجام دهند، هر چند شاید این کار ضروری به نظر نرسد. اگر آیتم‌هایی وجود دارند که باید در هفته اول به انجام برسند، گروه باید یک موعد زمانی برای آن مشخص کند و پس از هفته اول آنرا مورد ارزیابی قرار دهد. این کار یک برنامه را برای Jها و یک موعد زمانی (deadline) برای Pها ایجاد می‌کند. بنابراین Jها می‌توانند به Pها اجازه دهند که بخش موردنظرشان را به روش خودشان انجام داده و Pها نیز می‌توانند به Jها این اطمینان را بدهند که بر اساس موعد زمانی کارشان را تحویل خواهند داد.

بدین شکل است که شما می‌توانید با ترکیب J و P به بهترین نتیجه دست یابید. حالا شما به خوبی می‌دانید که در یک پروژه گروهی چگونه می‌توانید با بهره‌برداری از چهار ترجیح به خوبی در پروژه اثرگذار بوده و از تفاوت‌های دیگران بهره‌مند شوید.

مترجم: مهندس مجتبی کریمی (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری)

منبع: CPP Blog

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

تاثیر تیپ شخصیتی شما روی ثروتتان چیست ؟( مجله تیپ شماره دی)

شماره جدید مجله تیپ تقدیم میگردد :نسخه کامل الکترونیک جهت داون لود مستقیم :

Type تیپ دی ۹۴( ثروت سازی)

TYPE تیپ آذر ۹۴ ( رابطه عاطفی)

( تاثیر رابطه عاطفی و تیپ شخصیتی)

اگر تیپ خودتان را هنوز نمیدانید ، ظرف نیم ساعت تیپتان را بیابید ( از این  لینک  استفاده کنید) خیالتان راحت ، کارشناسان ورزیده ما به شما تماس میگیرند تا خیالتان راحت شود تیپ را درست درآورده اید و کاربردهایش را بشناسید

صفحه اول :

photo_2015-12-21_16-36-57

photo_2015-12-21_16-37-11

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

آیا در محیط کار خود سردرگم شده‌اید؟ دانستن تیپ شخصیتی می‌تواند به شما کمک کند (بخش دوم)

گاهی اوقات پیش می‌آید که سرکار دچار سردرگمی و بلاتکلیفی می‌کنیم، این بیشتر به خاطر شرکتی نیست که در آن کار می‌کنیم، بلکه به خاطر نقشی است که در شرکت مسئولیت آنرا بر عهده گرفته‌ایم. تیپ شخصیتی، همانطور که در ابزار شخصیت‌شناسی مایرز بریجز توصیف شده است، چشم‌انداز دقیقی را نسبت به ترجیحات ما ارائه می‌دهد، به خصوص درباره اینکه چگونه اطلاعات را جمع‌آوری کرده و نیز چگونه تصمیم‌گیری می‌کنیم. همین دو عامل در رضایت شغلی ما تأثیر شگرفی دارند. هر چه بیشتر بر اساس ترجیحاتمان کار کنیم، بیشتر از آن انرژی گرفته و کمتر احساس خستگی و بلاتکلیفی می‌کنیم.

همانطور که در پست قبلی توضیح دادیم، شاید شغل کنونی شما با ترجیحاتتان همخوانی زیادی نداشته باشد. با این حال اگر فرهنگ کلی سازمان تطابق بیشتری با هویت و تیپ شخصیتی شما دارد، شاید پیداکردن یک نقش جدید در داخل شرکت خیلی بهتر از این باشد که در خارج شرکت دنبال یک شغل جدید باشید.

همانطور که تیپ شخصیتی می‌تواند یک انسان را توصیف کند، با شناخت نحوه جمع‌آوری اطلاعات و سبک تصمیم‌گیری در داخل سازمان می‌توانید تیپ شرکت، واحد و نقش خود را بدست بیاورید. برای پیداکردن بهترین و مناسب‌ترین نقش در داخل سازمان از تیپ شخصیتی کمک بگیرید. به دنبال چیزهایی باشید که نه تنها برای فرد موردنیاز باشد، بلکه مهارت‌ها و شاخصه‌های دلخواهتان در چه واحدهایی بیشترین فراوانی را دارد.

چگونه می‌توان آن چیزهایی که واقعا می‌خواهید را شناسایی کرد.

معمولا از کودکان می‌پرسند: «وقتی که بزرگ شدی می‌خواهی چه کاره شوی؟» در جستجوی یک نقش جدید در داخل شرکت، بهتر است از خود این سوال را بپرسید: «می‌خواهی چه کار کنی؟» با شناسایی انواع وظایف و مسئولیت‌هایی که بیشترین همخوانی را با انگیزاننده‌های اصلی شما دارند، می‌توانید به دقت رضایت‌بخش‌ترین نقش موجود در شرکت کنونی خود را پیدا کنید.

Allen L. Hammer در کتاب «مقدمه‌ای بر تیپ‌شخصیتی و شغل»، شما می‌توانید این کار را با پرسیدن سؤالات زیر شروع کنید:

  • بر اساس وظایف روزانه من قرار است چه کاری انجام دهم؟
  • در یک، پنج و ده سال آینده من به چه موقعیتی باید دست پیدا کنم؟
  • با چه نوع افرادی قرار است کار کنم؟
  • در چه نوع محیط‌هایی بیشترین راحتی را تجربه خواهم کرد؟
  • چه نوع محیط‌هایی به من این امکان را می‌دهد که بیشترین بهره‌وری را داشته باشم؟
  • چه چیزهایی به من انگیزه می‌دهد که در نقشم بهترین فرد باشم؟

با توجه به آموزه‌های MBTI، دو حرف میانی تیپ شخصیتی افراد دو ترجیح مهم آنان را مشخص می‌کند. ۱) اینکه شما اطلاعات اطراف خود را به چه شیوه‌ای جمع‌آوری می‌کنید. به طور کلی افراد به دو شکل این کار را می‌کنند: جمع‌آوری اطلاعات به شیوه‌ی منطقی (S) و یا به شیوه‌ی شهودی (N). 2) نحوه تصمیم‌گیری شما نیز تأثیر بسزایی در انتخاب بهترین نقش در شرکتتان دارد. در کل دو شیوه تصمیم‌گیری وجود دارد: تصمیم‌گیری احساسی (F) و فکری (T). با ترکیب این ترجیحات با یکدیگر می‌توانیم چیزهایی بیشترین انگیزه را به شما در محل کار می‌دهند پیدا کنیم:

  • ST: دستیابی سریع به نتیجه
  • SF: ارائه خدمات عملی
  • NF: ایجاد یک تغییر معنادار
  • NT: بهبود عملکرد سیستم

تحقیقات نشان داده است که افراد به صورت ناخودآگاه شغل‌هایی را انتخاب می‌کنند که با این دو حرف از ترجیحات بیشترین همخوانی را دارد. برای مثال اگر شما دارای ترجیح F یا احساسی باشید، ممکن است بیشترین رضایت شغلی را در نقشی تجربه کنید که بتوانید به دیگران کمک کرده و یا از آنها پشتیبانی کنید. همین مساله باعث می‌شود برخی نقش‌ها از لحاظ طبیعی به شما همخوانی بیشتری داشته باشد نظیر: کمک به مشتریان، تدریس، فعالیت در هیئت مشاوره‌ای، بهبود جامعه و یا تبدیل جهان به یک مکان بهتر.

همچنین برای آن دسته از افرادی که دارای ترجیح احساسی (F) هستند این موضوع را بخاطر داشته باشید نتیجه نهایی کار شما می‌تواند بر روی سطح نهایی رضایتمندی شغلی شما تأثیرگذار باشد. برای مثال، شاید برای شما این امکان فراهم نباشد که به صورت مستقیم و در چارچوب کارهای روزمره خود به «دیگران کمک کرده و یا از آنها پشتیبانی کنید»، اما اگر نتیجه نهایی کار شما به دیگران کمک کند و برای آنها سودمند باشد، از این موضوع انرژی زیادی کسب خواهید کرد. اگر شما در یک مؤسسه یا دانشگاه کار می‌کنید، حتی اگر در فعالیت‌های روزمره‌تان، کمک‌کردن مستقیم به افراد تعریف نشده باشد، اما می‌دانید که شما جزئی از یک سیستم هستید که می‌تواند به افراد در تغییر سازنده در زندگیشان اثرگذار باشد؛ همین دلیل برای انرژی‌دادن به شما کافیست.

چگونه باید نقش خود را شکل دهیم؟

اگر شما دارای ترجیحات منطقی (S) و فکری (T) هستید، اما در موقعیتی قرار دارید که باید مشاوره فردی زیادی بدهید، شاید جستجوی نقشی که به تحلیل اطلاعات و سروکارداشتن با اعداد و ارقام و موقعیت کنونی بپردازد، برای شما بهتر باشد.

برای مثال من معمولا با مشاورین شغلی کار می‌کنم که ترجیحاتشان ST است، اما این حرفه نیازمند استفاده مکرر از عملکردهای احساسی (F) و شهودی (N) دارد که جزو ترجیحات آنها نیست. هرچند آنها اینگونه ابراز می‌کنند که در کل از شغلشان راضی هستند اما به این مسأله نیز اعتراف می‌کنند که وقتی ساعت‌های بسیاری را به صورت مستقیم به افراد مشاوره می‌دهند، کارشان بسیار خسته‌کننده بوده و آنها را کلافه می‌کند. با این حال اگر آنها سعی کنند دنبال نقش‌هایی بگردند که بیشترین همخوانی را با ترجیحاتشان داشته باشد مسلما به بهره‌وری بیشتری نیز دست خواهند یافت. نقش‌هایی از قبیل تحلیل ابزارهای ارزشیابی شغلی، بررسی رزومه‌ها، انجام عملیات اداری یا مدیریت فناوری‌های واحدی. آنها با پذیرفتن چنین نقش‌هایی مسلما انرژی فزاینده‌ای دریافت خواهند کرد.

در کل، اگر بتوانید فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که بیشترین تطابق را با ترجیحات شما داشته باشند و سپس آنها را در وظایف روزانه خود وارد کنید، هر چه بیشتر از نقشتان رضایت داشته و در موقعیت کنونی خود نیز به موفقیت بیشتری دست خواهید یافت.

در مسیر پیشرفتتان باید صبور باشید

برخی‌اوقات به دلیل رشد مهارت‌ها و مهارت‌یافتن در نقش‌های خاص نیازمند زمان هستیم و معمولا یک راه‌حل فوری برای این کار وجود ندارد.

برای مثال اگر شما دارای ترجیح فکری (T) هستید، ممکن است از تصمیم‌گیری منطقی و هدفمند لذت ببرید و شاید دائما به دنبال پیداکردن ایرادهای سیستم و رفع و رجوع آن هستید. حال سوال اینجاست که آیا برای شروع و ایجاد تغییر آمادگی کافی را دارا هستید؟ بیایید با آن روبرو شویم، اکثر تیم‌ها نمی‌توانند به افراد تازه‌کار تیم بگویند که ایراد کارشان کجاست هرچند می‌دانند که مشورت‌ها و کمک‌های آنان تا چه حد می‌تواند چاره‌ساز باشد.

در برخی موارد، شاید مجبور باشید تا مدتی بر روی کار خود استقامت کرده و سطح مهارت و تأثیرگذاری خود را بالا ببرید پیش از اینکه بخواهید به دنبال یک نقش جدیدتر بگردید. شاید در طول مسیر خود دچار سردرگمی شوید هر چند شاهد ناکارآمدی و عدم شایستگی رهبران و کارمندان در ایجاد «تغییر» باشید، اما با وجود تمام این مسائل این قدرت را ندارید که خودتان دست به کار شده و اقدام به تغییر کنید. در عوض در موقعیت کنونی خود مداومت و مقاومت کرده و سطح تجربه و مهارت خود را افزایش دهید تا نهایتا به حدی از صلاحیت و قدرت برسید که بتوانید تغییرات مدنظر خود را اعمال کنید. در این حالت است که می‌توانید نقش موردنظرتان که بیشترین همخوانی را با ترجیحاتتان داشته باشد ایجاد کنید و شاید به دیگران نیز این امکان را بدهید که در نقش مناسب و رضایت‌بخش خود فعالیت کنند.

مترجم: مجتبی کریمی (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری)

منبع: CPP Blog

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus