شغل

پنج سوالی که پیش از تغییر شغل در میانسالی باید از خود بپرسید

آیا کارتان را دوست دارید؟ برای بسیاری جواب این سوال یک «نه» بزرگ است. حدود ۷۰ درصد ما از شغلمان نفرت داریم و یا به طور فعالی دل به کار نمی‌دهیم. در میان کارمندان یا کارگرانی که بالای ۴۵ سال سن دارند، حدود  ۸۰% آنها به فکر تغییر شغلشان هستند تا از استرس‌های آن رها شوند. اما متأسفانه باید بگوییم که تنها ۶% آنها واقعا موفق به این کار می‌شوند.

جستجوی مشتاقانه روش‌هایی جدید و مؤثرتر برای کارکردن می‌تواند باعث ایجاد یک انرژی مضاعف برای کار شده و شما را از احساس خمودگی، کسالت و ناراحتی رهایی بخشد. با این حال، سرعت پیشرفت در این دوره زمانه آنقدر سریع است که اگر تغییری هم بخواهیم در روند کارمان بدهیم از آن عقب می‌افتیم. به همین خاطر اکثر کارمندان در میانسالی احساس می‌کنند که جستجو برای شغلی جدید کاری به شدت پرخطر خواهد بود. پس به جای اینکه پایشان را بیرون از منطقه امنشان بگذارند و به دنبال چالش‌های جدید باشند، سرشان را پایین انداخته و سال‌های طولانی را منتظر بازنشستگی خود خواهند ماند.

با این حال اوضاع به این وخامت هم نیست. اگر می‌خواهید شغلتان را تغییر دهید باید پنج سوال از خود بپرسید. اگر توانستید به این سوالات پاسخ دهید آنگاه آمادگی کامل برای ترک شغلی که از آن بدتان می‌آید را دارید – پس تا دیر نشده دست بجنبانید.

۱- واقعا چه چیزی برای من اهمیت دارد؟

تحقیقات نشان داده است که افراد در برهه‌های مختلف زندگی خود از شغلشان چیزهای گوناگونی می‌خواهند. شاید خواسته یک جوان از تغییر شغل این باشد که به دنبال چالش جدیدی بگردد. اما برای یک میانسال کسب اعتبار اولویت بالاتری دارد. کاری که از لحاظ شخصی بیشترین بازدهی را برای شما داشته باشد، پاداش‌های فراوانی را نیز به همراه خواهد داشت.

از خودتان بپرسید که دقیقا چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ دوست دارید چه چیزی را به عنوان میراث از خود باقی بگذارید؟ این ارزش‌ها چگونه می‌توانند به عنوان گزینه‌های شغلی برای شما عمل کنند؟ اگر به دنبال یک الهام و جرقه هستید، کمی به عقب بازگردید. ببینید در کودکی دوست داشتید چه کاره شوید؟ تحقیقات اخیری که در مجله New York Times منتشر شده نشان می‌دهد که رؤیاهای دوران کودکی به چه اندازه می‌توانند در انتخاب شغل دوم مؤثر واقع شوند.

۲- برای آنکه بتوانم به موقعیت شغلی جدید دست یابم باید دارای چه مهارت‌ها و توانایی‌هایی باشم؟

بسیاری از میانسالان از ایجاد تغییر در شغلشان هراسانند. دلیل آن هم این است که فکر می‌کنند به اندازه کافی صلاحیت ندارند. این یک اشتباه بزرگ است. درحالیکه این مسأله حقیقت دارد که چشم‌اندازهای شغلی تغییر کرده است، و هنوز هم در حال تغییر است، افراد اساسا از مهارت‌ها، استعدادها و توانایی‌هایی استفاده می‌کنند که همیشه به کار می‌گرفته‌اند.

مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های حل مسأله و داشتن اخلاق حرفه‌ای قوی چیزهایی هستند که همیشه کارفرمایان را تحت تأثیر قرار می‌دادند. پس بهتر است این مهارت‌ها را فهرست کرده و آنها را بگونه‌ای سرهم‌بندی کنید که برای شرکت‌ها جذابیت داشته باشند.

۳- در مورد این شغل جدید چه چیزهایی را باید بدانم؟

بدست‌آوردن اطلاعات جدید همیشه کاری ضروری است – هیچ وقت این اشتباه را نکنید که شغل جدیدتان را پیشفرض ذهنی شغل قبلیتان ارزیابی کنید. سوالات زیادی بپرسید، بعضی از تجربیات کاریتان را پیش خود نگه داشته و از کسانی که نقش پررنگی در شرکت ندارند سوال کنید. بدترین روز در شغل جدیدتان را با بدترین روز در شغل قبلی خود مقایسه کنید. تا وقتی که مطمئن نشده‌اید شغل جدید برایتان مناسب و آینده‌دار است، شتاب نکرده و وارد آن نشوید.

۴- آیا از لحاظ مالی قدرتمند هستم؟

برای تغییر شغل دادن شما باید از لحاظ مالی به ثبات رسیده باشید. میانسالی دورانی است که خرج‌های متفرقه از اهمیت فراوانی برخوردارند، به خصوص اگر هزینه دانشگاه یا مدرسه کودکان را نیز در فهرست خود داشته باشید و یا بخواهید درصدی از حقوقتان را برای دوران بازنشستگی پس‌انداز کنید. داشتن پس‌انداز لازم برای زمانی که در حال تغییر شغل هستید از ضروری‌ترین کارهاست. در غیر اینصورت شما قادر به آموزش مجدد خود نبوده و یا نمی‌توانید هزینه بیمه سلامتی خود را تأمین کنید. اینجاست که دردسرها چندبرابر خواهند شد.

۵- آیا کسی شما را به کار خواهد گرفت؟

ببخشید که این قدر رک هستیم و واقعیت‌ها را باید بگوییم. اما کار پیدا کردن در این دوره زمانه کار بسیار سختی است. اگر اشتیاق آتشینی دارید که در مشاغلی نظیر خدمه پرواز، ناشر کتاب یا گلفروشی فعالیت داشته باشید، آگاه باشید که این مشاغل به سرعت در حال محوشدن هستند. شاید مجبور باشید که با صدها نفر رقابت کنید و شاید همه آنها صلاحیت بیشتری نسبت به شما داشته باشند. شاید مجبور باشید برای پیداکردن شغل تغییر مکان دهید یا به صورت پاره وقت کار کنید. آیا می‌توانید این کار را انجام دهید؟

ما روش بهتری را به شما پیشنهاد می‌دهیم. نگاهی به بازار کار انداخته و ببینید در دنیا چه اتفاقاتی در حال رخ‌دادن است. فناوری‌های هوشمند، تغییرات جمعیت‌شناحتی و چندین فاکتور دیگر می‌توانند بر روی شغلی که به دنبالش هستید اثرگذار باشند. تا آنجا که می‌توانید گوش به زنگ باشید. ذهنتان را به مشاغلی که تا پیش از این حتی نامشان را هم نشنیده بودید باز نگه دارید.

مخلص کلام این که برای کسی که در میانسالی قصد تغییر شغل دارد خطرهای زیادی وجود دارد. پرداخت وام، بدهی‌ها، هزینه‌های خانواده و نیز ترس خودتان همگی می‌توانند تیشه به ریشه تغییر شغل بزنند. با این شرایط، تغییر خودتان هم کاری ناممکن به نظر می‌رسد. اما با تحقیق زیاد و یک برنامه دقیق، هر کسی می‌تواند در مسیر شغلی جدید قدم گذاشته و کاری را که به آن علاقه دارد را پیدا کند.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

اعتماد

سه روش فوق‌العاده برای متقاعدکردن افراد برای اینکه به شما اعتماد کنند

آیا تابحال رئیسی داشته‌اید که به اعتماد شما خیانت کند؟ وقتی این اتفاق برای شما می‌افتد یک حس بد و دردناک برای شما پیش می‌آید و احساسات متضادی را برایتان رقم می‌زند. احساساتی نظیر سردرگمی، خجالت، خشم و …. . هر چیزی که در وی اعتقاد داشتید زیر سوال می‌رود. این حالت زمانی بدترین شکل را به خود می‌گیرد که او رهبر سازمانی باشد که شما دائما زبان به ستایش و تحسین او باز می‌کردید.

در زندگی نقاط کور و خاکستری زیادی وجود دارد، اما اعتماد جزو آنها به حساب نمی‌آید. اعتماد سیاه یا سفید است: در یک رابطه اعتماد یا وجود دارد یا ندارد.

وقتی به شما خیانت می‌شود، دفعه بعد یاد می‌گیرید که به راحتی به کسی اعتماد نکنید. آیا به همکاری که آخرین بار همه اعتبارش را نزد شما از دست داده ایده جدیدتان را مطرح می‌کنید؟

رهبران اصیل کسانی هستند که می‌دانند اعتمادسازی و حفظ آن کلید اصلی برای ایجاد یک سازمان قدرتمند است. آنها می‌دانند که این کار نیاز به زمان دارد و ممکن است در یک چشم بر هم زدن از بین برود. آنها به اعتماد ایجادشده به صورت جدی اهمیت داده و برای محافظت از آن تلاش می‌کنند.

اگر شما در موقعیت رهبری یک سازمان باشید، مطمئناً خواهان آن هستید که به شما اعتماد شود. برای اینکه این اتفاق بیافتد، شما مجبورید به صورت پیوسته بر روی ایجاد یک اعتماد پایدار سرمایه‌گذاری کنید. برای انجام این مهم نیاز است سه عامل کلیدی را در رفتار خود نهادینه کنید:

۱- پاسخگوبودن

رهبران شایسته به خوبی می‌دانند که ناکارآمدی و تأخیر در امور به شدت می‌تواند در روند پیشرفت هر سازمانی اثرگذار باشد. آنها آگاهند که تیمشان به مصمم‌بودن و هدف‌گرابودن وی وابسته‌اند و درک می‌کنند که اگر قرار است سازمانشان با سرعت به پیش رود می‌بایست سریعاً به مسائل پاسخ دهند.

این گونه رهبران به وقفه‌ها هیچ اهمیتی نمی‌دهند؛ آنها ذاتاً کسانی هستند هر نوع درخواستی را رفع و رجوع کرده و د عین حال سرزندگی خود را حفظ می‌کنند. به شکلی مناسب برای هر مسأله‌ای راهکار درخور آن را در نظر دارند و در عملکرد‌ خود ثبات عمل را رعایت کرده و آنرا به دیگران نیز انتقال می‌دهند بگونه‌ای که هر کسی می‌تواند به آنها اتکا کند.

این دسته از مدیران با مدلسازی انواع پاسخگویی‌هایی که از تیم خود انتظار دارند، زمینه‌ای را برای رشد اعتماد در سرتاسر سازمان فراهم می‌آورند.

۲- شفافیت

سازمان‌هایی که مخفی‌کاری و سربسته‌کارکردن در آنها فراوان است، جوی از عدم اعتماد و احساس منفی را ایجاد می‌کنند. در طرف مقابل، رهبران اصیل اهمیت شفافیت و آزادی را به خوبی درک کرده و هیچگاه جوی را بوجود نمی‌آورند که «چرایی» مسائل و فرایندها برای کارکنان سازمان امری مرموز و سربه‌مهر باشد.

آنها به خوبی می‌دانند که هر عضو تیم باید بداند که به چه دلیل کارکردن وی برای سازمان اهمیت داشته و در ساختار کلی سازمان چه نقشی را بر عهده دارند. اینگونه رهبران بیشتر خواهان این هستند که چشم‌اندازشان را با کل تیم در میان بگذارند. با این کار ابزار و اعتمادی را برای پیشرفت امور نیاز دارند در اختیار خواهند داشت.

۳- فروتنی

یکی از راه‌های بدون شکی که رهبران ممکن است اعتماد تیمشان را از دست بدهند این است که به چیزی اعتبار بدهند که هیچ نتیجه و منفعتی برای تیم به همراه نداشته باشد. اما رهبران شایسته نیاز به این حد از اعتمادبنفس ندارند؛ آنها از تجربیات خود آموخته‌اند که هر موفقیتی که به دست آورده‌اند تنها به دلیل تلاش‌های مشترک تیمشان بوده است. آنها از اینکه به دیگران اعتماد کرده و فرصتی را برای رشد آنان فراهم می‌آورند خوشحالند.

همچنین زمانیکه اشتباهی از آنها سر می‌زند مسئولیت آنرا بر عهده می‌گیرند حتی اگر تقصیر آنها نباشد. اولین دغدغه و اولویت آنها تیمشان است و آنقدر قوی هستند که در مقابل هر چه در مسیرشان قرار بگیرد مقاومت کنند. اراده آنها بر این است که در وهله اول اولویت را بر دیگران قرار دهند.

برای اینکه هر رابطه معناداری قدرت واقعی برای مقاومت و حیات داشته باشد، ایجاد پایه و اساسی مستحکم برای اعتماد اولین و مهمترین کار است. زمانیکه تمام انرژی خود را وقف ایجاد اعتماد می‌کنید، تیمتان خواهد آموخت که می‌توانند به انسجام و اعتماد شما اطمینان کنند. بدین گونه است که سازمان شما می‌تواند با قدرت بیشتر به راه خود ادامه دهد.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: The Muse

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

بهره‌وری

۱۱ ترفند فوق‌العاده برای افزایش بهره‌وری در سال ۹۵

همه ما می‌خواهیم که در زندگیمان کمی منظم‌تر و کارآمدتر باشیم.

آیا از کارکردن خسته شده‌اید؟ آیا از استرس فراوان رنج می‌برید؟ در اکثر مواقع، کارآمدتربودن به معنای برقراری تعادل صحیح میان زندگی و کار است. شما باید بدانید که چگونه عوامل استرس‌زای کم‌اهمیت را از زندگی کنار گذاشته و روح و روان خود را زنده کنید.

ما برای شما ۱۱ ترفند بی‌نظیر برای افزایش بهره‌وری در نظر گرفته‌ایم که در سال جدید می‌توانید از آنها بهره‌مند شوید:

۱- خودت را بشناس

ببینید در چه زمانی از روز در بالاترین حد بهره‌وری خود هستید. پس مهمترین کارهای خود را به گونه‌ای زمانبندی کنید که در آن زمان قرار گیرند. اگر بین ساعت‌های ۱۰ شب و نیمه شب ناگهان تبدیل به یک نابغه می‌شوید، خیلی خوب پس هر کاری که دارید را در آن زمان انجام دهید.

اگر نمی‌دانید که در چه ساعتی از روز کارایی بالایی دارید، از این برنامه استفاده کنید. این برنامه به شما کمک زیادی خواهد کرد.

۲- بیخیال شبکه‌های اجتماعی شوید

شبکه‌های اجتماعی نظیر Facebook، Twitter، Instagram و Telegram قاتل حرفه‌ای زمان هستند. بعضی وقتها پیش می‌آید که هوس می‌کنید سری به این شبکه‌ها بزنید. شاید اول کار به خودتان بگویی که فقط ۵ دقیقه روی این برنامه‌ها وقت می‌گذارید. اما تا چشمتان را بر هم بزنید خواهید دید که یک ساعت پای این شبکه‌ها نشسته‌اید و خودتان هم از همه جا بی‌خبر هستید. وقتی وارد این شبکه‌ها می‌شوید و اخبار و عکس‌ها را مرور می‌کنید، گذشت زمان را متوجه نخواهید شد. پس بسیار مراقب باشید!

در یک تحقیق مشخص شد که ۲۳ درصد کارمندان، Facebook را به عنوان منبع اصلی «هدررفتن زمانشان» معرفی کرده‌اند. اما اگر شغل شما این باشد که پروفایل‌های شبکه‌ اجتماعی شرکتتان را مرور کنید، آن موقع چه باید می‌کردید؟ سعی کنید از نرم‌افزارهای زمانبندی نظیر Hootsuite استفاده کنید. این نوع نرم‌افزارها به شما این امکان را می‌دهند که بین کاربرد شخصی و اداری این نوع شبکه‌ها تمایز قائل شوید. پس احتمال اینکه اغوا شوید و در محل کار سری به پروفایل شخصی خود بزنید بسیار پایین می‌آید.

۳- تلفن هوشمندتان را از خود دور کنید

یک کاربر عادی در طول روز حدود ۲۲۱ بار گوشی خود را چک می‌کند. اگر بتوانید در زمان کار تلفن همراهتان را دور از دسترس خود قرار دهید، کمک زیادی به آرام‌شدن ذهنتان کرده‌اید. مگر اینکه دچار سندروم «لرزش گوشی شبه‌وار» (Phantom cell-phone vibration) شده باشید. بسیاری از افرادی که به این سندروم دچار شده‌اند (که ممکن است خود ما هم به این سندروم آلوده شده باشیم)، هر لحظه احساس می‌کنند که تلفن‌همراهشان در حال لرزش است، اما وقتی به آن سر می‌زنند متوجه می‌شوند که هیچ پیام یا تماسی نداشته‌اند، بلکه فقط احساس کرده‌اند که گوشیشان زنگ خورده است. اگر دچار این سندروم شده باشید، پیشنهاد می‌کنیم در مورد رابطه خود و تکنولوژی تجدیدنظر کنید.

۴- بیخیال چندکارگی (Multitasking) شوید و فقط تمرکز کنید

شاید فکر کنید وقتی مشغول تلفن صحبت‌کردن می‌توانید ایمیل هم ارسال کنید، به بهره‌وری بیشتری دست پیدا کرده‌اید، اما باید بگوییم که سخت در اشتباهید. انجام‌دادن چند کار به طور همزمان یا چندکارگی باعث کاهش بهره‌وری و کیفیت کار می‌شود (علاوه‌براین، تحقیقات نشان داده‌اند که این کار عملا IQ شما را کاهش می‌دهد). پس هرگاه خواستید کاری را انجام دهید، فقط روی یک کار تمرکز کنید تا بتوانید بهترین نتیجه را کسب کنید.

و این موضوع را به خاطر داشته باشید که مطالعات نشان داده‌اند، مغز انسان پیش از استراحت تنها می‌تواند در یک زمان ۹۰ الی ۱۲۰ دقیقه بر روی یک کار متمرکز شود.

۵- در مورد Inbox خود تجدیدنظر کنید

ایمیل‌ها فهرست‌هایی to-do ایجاد می‌کنند که دیگران برای شما ساخته‌اند. پس شما مجبورید هر روز آنها را مدیریت کنید حتی اگر کاری سخت و کسل‌کننده باشند.

اول از همه، inbox خود را مثل یک کمد پر از پرونده مرتب کنید. از امکانات موجود سرویس‌دهنده ایمیل خود استفاده کنید؛ امکاناتی نظیر فولدرها، تگ‌ها و تب‌ها – هر آنچه که موجود مرتب‌ترشدن صندوق پستیتان می‌شود.

زمان‌های بخصوصی را در روز مشخص کنید تا ایمیل‌هایتان را چک کنید و به آن پایبند بمانید. می‌توانید در اول روز، بعد از ناهار یا در پایان روز این کار را انجام دهید. و به خاطر خدا هم که شده، امکان آگاه‌سازی و اعلام وضعیت ایمیل خود را خاموش کنید.

 اگر فکر می‌کنید این کار باعث بروز مشکل برای تیم‌ یا مشتریانتان می‌شود، به آنها اجازه دهید از زمان‌هایی که می‌توانید با آنها ارتباط برقرار کنید باخبر شوند.

همچنین می‌توانید از برنامه‌هایی نظیر Productive Inbox، SimlplyFile یا Boomerang for Gmail برای مدیریت inbox استفاده کنید.

۶- منظره خود را تغییر دهید

اگر بعدازظهرها کمی احساس کسالت و خستگی می‌کنید، سعی کنید از پنجره به طبیعت نگاهی بیاندازید. اتاقتان پنجره ندارد؟ مشکلی نیست – تحقیقی نشان داده است که حتی تماشاکردن یک تصویر طبیعی از طریق کامپیوتر می‌تواند به افزایش تمرکز کمک کند.

حتی بهتر این است که در بیرون از محل اداره کمی به پیاده‌روی بپردازید. تحقیقات نشان‌ داده‌اند که یک پیاده‌روی ۳۰ دقیقه‌ای بعد از ناهار می‌تواند به افراد کمک کند که با اضطراب بهتر برخورد کرده و اشتیاقشان به ادامه کار را افزایش دهد.

۷- به تفکر بپردازید

یک تفکر خالی از هر گونه مزاحمت ۱۵ دقیقه‌ای در روز می‌تواند منجر به تصمیمات عاقلانه‌‌تری در کسب‌وکار شود. از دیگر فواید این تفکر می‌توان به کار گروهی بهتر، خلاق‌ترشدن و تندرستی بیشتر اشاره کرد. البته منظور ما چیزی شبیه به یوگا نیست. سعی کنید از برنامه Headspace استفاده کنید، این برنامه‌ آرامش خاصی را به شما اعطا خواهد کرد. پس دست به کار شوید و با خودتان خلوت کنید.

۸- از دیگران کمک بخواهید و کارهایتان را به دیگران بسپارید

همیشه قدرت در جمع است. اگر بخواهیم رک و راست باشیم، همیشه چیزهایی هستند که شما در آن مهارت خوبی ندارید و شاید نخواهید خودتان آن کار را انجام دهید. وقتی احساس کردید در زیر خروارها کار مختلف گرفتار آمده‌اید یا کارهای طاقت فرسا به شما هجوم آورده‌اند، خوب از دیگران کمک بخواهید.

ما تضمین می‌کنیم، همیشه یکی هست که بتواند کارهایی که شما نمی‌خواهید انجام دهید را ۱۰ برابر بهتر از شما انجام دهد، پس یکی را پیدا کرده و کارتان را به او تفویض کنید. این کار زمانتان برای تمرکزکردن را آزاد کرده و شما را به سمت بهترین نتیجه رهنمون می‌سازد.

۹- زمانی را برای نوآوری اختصاص دهید

Google به خاطر این ایده که کارمندانش اجازه دارند درصدی از وقتشان را صرف کاری خارج از پروژه‌های عادی کرده و کاری کنند که بیشترین منفعت را برای شرکت داشته باشد، معروف شده است. ببینید، اگر شما دائما در حال «کارکردن» باشید، وقتی برای نوآوری نخواهید داشت. اینکه هر روز یک محصول مشابه را تولید کنید و هیچ ایده‌ای برای ساختن محصولی جدید نداشته باشید اصلا چیز جالبی نخواهد بود.

سعی کنید یک زمان جداگانه برای خود اختصاص دهید – بهتر است درصدی از وقت روزانه و یا یک روز کامل در یک هفته باشد. با این کار می‌توانید یک قدم از دیگران جلوتر باشید.

۱۰- چابک باشید

رویکرد چابک (Agile) در تولید محصولات و نرم‌افزار و مدیریت پروژه‌ها راه خود را به دیگر حوزه‌های کسب‌وکار و حتی زندگی فردی افراد باز کرده است. محبوبترین متد Scrum می‌باشد که چارچوب agile به حساب می‌آید. با استفاده از این روش، کارهای بزرگ به آیتم‌های کوچکتر تقسیم شده و هر تکه در یک بازه تقریبا یک هفته‌ای تکمیل می‌شود.

اگر به دنبال یک روش کاملا جدید برای تکمیل لیست to-do خود هستید، ممکن است روش agile برای شما بهترین و کارآمدترین روش باشد.

۱۱- ارگونومیک باشید

آیا می‌دانستید نشستن نوعی سیگارکشیدن جدید است؟ برخی از مطالعات نشان می‌دهند که حتی اگر شما ورزش کنید اما مدتی طولانی را به نشستن اختصاص دهید، سلامتی شما در خطر خواهد بود. دیگر نمی‌خواهیم به کمردرد، گرفتگی‌های عضلانی و خستگی که حقیقتاً قاتل‌های اصلی بهره‌وری هستند اشاره کنیم.

خوشبختانه نوآوری‌های خوبی در طراحی دفاتر اداری رخ داده است و گزینه‌های مناسبی را برای صندلی‌ها ارائه کرده‌اند. صندلی‌هایی که با شما به حرکت در می‌آیند و یا میزهایی که ارتفاعشان تغییر می‌کند و یا امکان چرت‌زدن را برای شما فراهم می‌کنند، طبیعی‌تر به نظر می‌رسند. (به هر حال، چرت‌زدن ارتباط مستقیمی با بهره‌وری دارد.)

به قول بزرگان حداقل دو ماه طول می‌کشد که یک رفتار جدید تبدیل به عادت شود، پس با استفاده از این ترفندها، همین ماه شروع به کار کنید و عادت‌های خود را در سال جدید تغییر دهید.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI.ir و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: inc.com

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

جلسه

۷ راه برای اینکه افراد ساکت در جلسات تأثیرگذاری قویتری داشته باشند

جلسات هفتگی در بسیاری از شرکت‌های امری نرمال و استاندارد هستند، اما اینگونه جلسه ها می‌توانند برای افراد ساکت، خجالتی یا درونگرا که با صحبت‌کردن در جمع مشکل دارند، کاملا استرس‌زا باشند.

دکتر Jeniffer B. Kahnweiler مؤلف کتاب نابغه تضادها: چگونه درونگراها و برونگراها می‌توانند با یکدیگر به موفقیتی شگرف دست یابند اظهار داشت: «درونگراها در مغزشان دنیای بزرگی دارند و گفته‌هایشان را به صورت سؤال مطرح می‌کنند. در بسیاری از موارد برونگراها که قائدتاً افرادی پرحرف هستند مجال صحبت را از درونگراها گرفته و آنان قادر نخواهند بود تا ایده‌هایشان را مطرح کنند.»

اگر به این نتیجه رسیدید که مشارکت‌داشتن در یک جلسه کار سختی است، چه کاری باید انجام دهید؟ دکتر کاهنویلر استراتژی‌های خود را با شما به اشتراک گذاشته است.

پیش از جلسه

  1. از دستورکار جلسه اطلاع یابید

پیش از هر جلسه از چند و چون مطالبی که قرار است در جلسه مورد بحث قرار گیرد اطلاع پیدا کنید بنابراین در مورد آنچه که باید در جلسه صحبت کنید دانش کافی خواهید داشت، خواه یک ایده باشد، خواه یک نظر خواه یک سوال. دکتر کاهنویلر می‌افزاید: «یکی از چیزهایی که درونگراها در آن تبحر دارند، آماده‌سازی است.»

  1. در مورد آنچه که قرار است بگویید برنامه‌ریزی و تمرین کنید

افراد ساکت‌تر در مواقعی که قرار است اول صحبت کنند و بعد فکر کنند آنچنان خوب عمل نمی‌کنند، برعکس آنها دوست دارند پیش از صحبت‌کردن اول فکر کنند (که بعضی اوقات می‌تواند طولانی و سخت باشد). پس در مقابل یک آینه آنچه که قرار است بگویید را تمرین کنید و یا آن چیزی که قرار است بگویید را در ذهنتان مجسم کرده و صحبت‌هایتان را ساختاربندی کنید. دکتر کاهنویلر می‌افزاید: «وقتی قبل از جلسه تمرین می‌کنید مغز شما باور می‌کند که واقعا در جلسه قرار گرفته و در حال صحبت هستید. پس در جلسه واقعی بسیار راحتتر خواهید بود. با این حال از حفظ‌کردن و به‌خاطرسپردن متون پرهیز کرده و در عوض در قالب گفتگو این کار انجام دهید. «شما حتی می‌توانید برای خودتان یادداشت تهیه کنید اما فقط آنها را در قالب کلمات خودتان بیان کنید. با این روش گفتگو و ارائه شما طبیعی‌تر به نظر خواهد رسید.»

  1. پیش از جلسه با خود خلوت کنید

درست در لحظه آخر وارد جلسه نشوید. این کار باعث می‌شود که استرس بیشتری سراغ شما بیاید. در عوض، پیش از شروع چند لحظه‌ای با خود خلوت کنید تا بتوانید احساس آرامش بیشتری کنید.

  1. خود را در وضعیت آرام قرار دهید

به دنبال روشی باشید که اضطراب خود از صحبت‌کردن را کاهش دهید. برای مثال، به تنفس خود توجه کرده و پیش از جلسه و در حین آن از افکار منفی دوری کنید. دکتر کاهنویلر به ما پیشنهاد می‌کند که که بر روی تنفسمان تمرکز کنیم و با آرامی دم و بازدم کنیم. وقتی این کار را انجام می‌دهیم، احتمال مضطرب‌شدن به حداقل می‌رسد زیرا زمانی که به نفس‌کشیدن خود فکر می‌کنیم امکان ندارد که به افکار مخرب فکر کنیم. اگر افکار منفی مانع مشارکت‌داشتن شما در جلسه شد، به این فکر کنید که چه فکر مخرب در مسیر شما قرار دارد. مثلا هر کسی که در این اتاق نشسته از من داناتر است، سپس با یک جمله مخالف به جنگ با این طرز فکر بروید، مثلا من نسبت به این موضوع تبهر و دانش زیادی دارم، با این کار می‌توانید خودتان را بالا کشیده و به این نتیجه برسید که صحبت‌کردن آنقدرها هم سخت نیست.

در حین جلسه

  1. سریعا به اوضاع مسلط شوید

اگر واقعا قرار است چیزی بگویید، مطمئن شوید که هر چه زودتر آنرا در جلسه مطرح نمایید – در پنج تا ده دقیقه اول جلسه. هر چه بیشتر صبر کنید، به دردسر بیشتری خواهید خورد.

  1. برای فکرکردن زمانی به خود اختصاص دهید

اگر یکی از همکارانتان با سوالی باعث شد که شما گارد بگیرید، لازم نیست که همان لحظه جوابش را بدهید. با گفتن جملاتی نظیر «سوال خوبی بود» یا پرسیدن یک سوال باز، همکارتان به شما زمان خواهد داد تا پاسختان را فرموله و آماده کنید. اگر واقعا نمی‌دانید که چه باید بگویید، می‌توانید با گفتن جمله «برای پاسخ به سوال شما به زمان بیشتری نیاز دارم» با تمرکز و توجه بیشتر پاسختان را آماده کنید.

 

  1. بعد از وقفه‌ها کنترل را دوباره به دست بگیرید

اگر همکارتان زمانیکه در حال گفتن صحبت‌های مهمی هستید حرفتان را قطع کرد، با اشاره انگشت خود به سمت همکارتان به وی نشان دهید که صحبتتان هنوز به اتمام نرسیده است. با این کار می‌توانید سریعاً کنترل اوضاع را به دست گرفته و صحبتتان را ادامه دهید. همچنین می‌توانید با گفتن جمله «دوست دارم به ادامه صحبت‌هایم دقت کنید» یا حتی با بیان جمله‌ای شکیل‌تر (اگر کسی که صحبتتان را قطع کرده شخصی مهم نظیر رئیستان بود) نظیر «بنده ایده‌هایی در ذهن دارم که دوست دارم با شما به اشتراک بگذارم» به صحبتتان ادامه دهید.

اگرچه آموختن اینکه چگونه به روشی سازنده در یک جلسه مشارکت داشته باشید در وهله اول دشوار به نظر برسد، اما به خاطر داشته باشید که عقب‌نشینی در یک جلسه مهم می‌تواند عواقب بدی برای سابقه حرفه‌ای شما داشته باشد.

دکتر کاهنویلر اظهار می‌دارد که: «جلسات جایی هستند که افراد در آن قضاوت می‌کنند. اگر به افرادی که حاضر در جلسه هستند اطلاعات کافی در مورد خود و نتایج کارهایتان ارائه ندهید در واقع به آنها بدخدمتی کرده‌اید. اگر افراد شما را نشناسند به زودی از صفحه ذهن آنها محو خواهید شد و سازمان نیز به درستی قدر و ارزش مشارکت‌های شما را نخواهد دانست.»

مجتبی کریمی

منبع: The Muse

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

MBTI

MBTI در چه جایی می تواند به شما کمک کند و در چه جایی نمی تواند

سه روش اساسی که آزمون مایرز-بریگز می‌تواند به شغل شما کمک کند (و سه روش که نمی‌تواند)

آزمون ارزیابی شخصیتی مایرز-بریگز یا MBTI به همان اندازه که نامه‌نگاری در ادارات دارای اهمیت است، در برنامه‌ریزی شغلی نقش بسزایی دارد. هر کسی که با مشاور دبیرستان یا مشاور شغلی دانشگاه خود دیداری داشته است، شکلی از این آزمون را گذرانده و شاید تیپ چهارحرفی خود را می‌داند.

برای کسانی که با MBTI آشنایی ندارند باید بگوییم که این ابزار شخصیت‌شناسی بر مبنای چهار جفت ترجیحی بوده که هر جفت دارای دو قطب مخالف است. این قطب‌ها عبارتند از: درونگرایی/ برونگرایی؛ منطقی/ شهودی؛ احساسی/ فکری؛ منظم/ منعطف. بر اساس نحوه پاسخدهی شما به سوالات آزمون، چهار جفت تیپ MBTI شما مشخص خواهد شد. هر یک از هشت ترجیح این ابزار با یک حرف نشان داده می‌شود (مثلا E برای برونگرایی) یعنی ممکن است تیپ شما ENFP یا ISTJ باشد.

ابزار MBTI بیش از ۷۰ سال قدمت داشته و به صورت دوره‌ای مورد تجدیدنظر قرار گرفته و صحت آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

بنابراین اگر شما تیپ چهارحرفی خود را می‌دانید، آیا لازم است از آن استفاده کنید؟ اگر پاسخ مثبت است چگونه باید این کار را بکنید؟ با سه روش این ابزار می‌تواند به شما در انتخاب مسیر شغلی کمک کند. البته با سه روش این ابزار نمی‌تواند کمکی به شما کند.

۱- انتخاب مسیر شغلی

چگونه می‌تواند به شما کمک کند

اگرچه این ابزار نمی‌تواند به طور معجزه‌وار به شما بگوید که چه کاری می‌تواند در زندگیتان انجام دهید، اما می‌تواند در بدست‌آوردن یک چشم‌انداز برای تصمیم‌گیری در خصوص آینده کاری و اهداف شخصی به شما کمک کند. اگر می‌خواهید اطلاعاتی بیش از حالت معمول را در خصوص راهنمایی شغلی بدست آورید، به شما توصیه می‌کنیم که دیگر ابزارها و آزمون‌های شخصیت‌شناسی را نیز مطالعه کنید.

زمانیکه گزارش بازخورد خود از آزمون MBTI یا دیگر منابع را دریافت می‌کنید، سعی کنید از مطالعه آنها به عنوان منبع نهایی پرهیز کنید. هیچگاه از نتیجه یک ابزار شخصیت‌شناسی برای انتخاب یک شغل واحد استفاده نکنید. زندگی آنقدر پیچیده است که با این ابزارها هرگز نمی‌توان آنرا به طول کامل شناخت. صرفا از آنها به عنوان یک راهنمای ساده برای کاوش‌ها و اکتشافات آتی استفاده کنید. هدف باید توسعه احتمالات باشد، نه محدودساختن آنها. این مسأله اگر قرار باشد با مسیر شغلی خود کلنجار بروید می‌تواند شما را اذیت کند. به خاطر داشته باشید که قرار نیست همه چیز برنامه‌ریزی شده باشد. برنامه‌ریزی بیش‌ازحد (و یا پایبندی زیاد به یک کار تعیین‌شده) می‌تواند باعث از بین رفتن فرصت‌هایی شوند که برآمده از شانس بوده و یا زمانیکه شما علایق، تجربیات و دانش خود را به شیوه‌ای منحصربفرد با هم آمیخته‌اید بوجود آمده‌اند.

چگونه نمی‌تواند به شما کمک کند

اکثر مراکز کاریابی و مشاوره شغلی از این ابزار بهره می‌برند و می‌توانند به شما کمک کنند تا حوزه‌های گسترده‌تری که شاید مطلوب شما باشند را در نظر بگیرید. اما MBTI هرگز نمی‌تواند به شما بگوید که کدام مسیر را باید دنبال کنید. اگر یک آزمون ساده این توانایی را دارد پس هر دانشکده و مدرسه‌ای بر روی زمین می‌تواند این موضوع مهم را ادعا کند و تمام نگرانی‌های ما در مورد دو سوال مهم یعنی «برای چه اینجا هستیم؟» و «قرار است با زندگیمان چه کنیم؟» همه به زباله‌دان تاریخ خواهند رفت.

۲- دانستن اینکه که هستید

چگونه می‌تواند به شما کمک کند

این ابزار محبوب می‌تواند به شما کمک کند تا خود را کمی بهتر بشناسید. شاید بتوانید یاد بگیرید که چگونه خود را بیشتر بپذیرید و یا اینکه بتوانید نقاط‌قوت طبیعی خود را تقویت کرده و نقاط ضعف بالقوه خود را مدیریت کنید. برای مثال پیش از اینکه از ابزار MBTI استفاده کنم، نمی‌دانستم که یک «درونگرا» هستم؛ جالب‌تر اینکه حتی نمی‌دانستم درونگرابودن به چه معناست. تنها چیزی که می‌دانستم این بود که دوستانی دارم که مرا با انرژی اجتماعی بی‌حدوحصرشان خسته می‌کنند و برخی اوقات نمی‌دانستم که چرا نمی‌توانم حتی یک چهارم انرژی و اشتیاق آنها را داشته باشم.

به محض اینکه ترجیحات خود را شناختم و فهمیدم که معنی درونگرایی چیست، به این نتیجه رسیدم که نیاز من به داشتن اوقات تنهایی و دوربودن از افراد برای تجدید انرژی چیز عجیبی نیست و با آن احساس راحتی کردم. دانستن همین یک ترجیح باعث شد که دیدگاه و چشم‌انداز من نسبت به یک بخش از وجود خودم شفاف و واضح شود و حالا از آن بعنوان یک مزیت استفاده می‌کنم. اگرچه عموما از گردهمایی‌های اجتماعی دوری می‌کنم، اما برای کارکردن در یک رویداد، شرکت در یک کلاس و یا مشارکت در یک گروه داوطلب می‌شوم که همه این مشارکت‌ها به من اجازه می‌دهد که با دیگران در قالب یک روش ساختارمند و در مقیاس کوچک ارتباط برقرار کنم.

چگونه نمی‌تواند به شما کمک کند

همانند تعیین مسیر زندگی، هیچ ابزار ارزشیابی وجود ندارد که بتواند به اندازه کافی هویت و موجودیت شما را به عنوان یک انسان توصیف کند. در کنار تمام ارزش‌هایی که این نوع ابزارها دارند، اما صرفا نمی‌توانند سابقه، پیش‌زمینه، شرایط زندگی، شاخصه‌های فرهنگی و بسیاری از عوامل دیگر که بر روی ما تأثیر گذاشته و باعث شکل‌گرفتن ما می‌شوند را تعیین کنند. علاوه‌براین، باید بدانیم که که همه ما درجه‌ای از همه هشت ترجیح شخصیتی را دارا هستیم و در واقع شخصیت ما ترکیبی از آنهاست.

اگر ابزار MBTI به شما می‌گوید که شما یک «منعطف» یا P هستید (که مخالف آن «منظم» یا J است)، این بدان معنا نیست که شما منحصراً رفتارها و صفات یک فرد منعطف را به نمایش می‌گذارید. بلکه این معنی را می‌دهد که، به طور کلی، گرایشات شما به سمت منعطف بودن، قوی‌تر از گرایشات شما به سمت منظم‌بودن است. درجه‌ درست ‌بودن این مسأله وابستگی کامل به میزان قوی‌بودن ترجیح «منعطف» یا P شما دارد؛ به خاطر داشته باشید که این قطبیت یا Dichotomy صرفا دارای منطق صفر و یک یا سیاه و سفید نیست.

۳- شناخت اطرافیان

چگونه می‌تواند به شما کمک کند

فرض کنید نمرات ترجیح شهودی (N) یک فرد بالا باشد، این بدان معناست که فرد موردنظر در وهله اول در جمع‌آوری اطلاعات روش تصویر کلی را به روش جزئی‌نگری ترجیح می‌دهد. این فرد به احتمالات و استعاره‌ها علاقه بیشتری دارد و در عوض علاقه چندانی به دقت و تمرکز به حقایق و واقعیت‌ها ندارد. این دسته از افراد با کسانی که درجه منطقی‌بودن (S) بالایی دارند و درکشان نسبت به دنیای اطرافشان با آنها تفاوت دارد ارتباط نزدیکی برقرار نمی‌کنند. اگر این فرد به ابزار MBTI مجهز باشد خواهد دانست که رویکرد جزئی‌بین و واقع‌بین یک فرد S نسبت به دنیا می‌تواند تعادل خوبی با دیدگاه ایده‌آلگرا و کلی‌نگر وی داشته باشد.

حال اگر به این ابزار بی‌نظیر مجهز باشید درک و صبرتان نسبت به افراد بالا خواهد رفت. مسلم است که برای شناخت اطرافیانتان به این نوع ابزارها نیازی ندارید، اما ابزاری همچون MBTI می‌تواند چارچوب مناسبی برای فکرکردن و صحبت‌کردن درباره تفاوت‌ها به ما داده و به ما بیاموزد که از تفاوت‌های شخصیتی موجود در خود و دیگران به نحو احسن استفاده کنیم. توانایی شناخت و کارکردن با دیگران مطمئنا می‌تواند کلید موفقیت حرفه‌ای شما باشد.

چگونه نمی‌تواند به شما کمک کند

این چهار حرف نمی‌توانند به شما توضیح دهند که چرا رئیس شما اینقدر بداخلاق و دمدمی‌مزاج است و یا همکارتان در حسابداری پرمدعا و یا دیگر همکارتان در فروش‌های برون‌سازمانی حرف‌های بی‌ربط می‌زند. هرگز تصور نکنید که MBTI یک ابزار شناسایی و عیب‌یابی است و باز هم می‌گوییم، که به هیچ‌وجه نمی‌تواند تمام طیف عوامل اثرگذار بر زندگیمان و هویتمان را به نمایش بگذارد. به یاد داشته باشید که همچون مورد دوم، از MBTI صرفا به عنوان یک راهنما برای شناخت خود و دیگران می‌توان استفاده کرد. اگر از نتایج این آزمون به عنوان برچسب‌های بی برو برگرد بر روی دیگران استفاده کنید، به روابط خود آسیب جدی وارد کرده و توانایی‌های افراد که فراتر از یک برچسب ساده هستند را از قلم خواهید انداخت.

حواستان باشد، در پایان روز، یک ابزار ارزشیابی ساده نمی‌تواند شما یا شخص دیگری را تعریف کند. این صرفا یک ابزار است – یک راهنما برای کمک به شما که در مورد نحوه تعامل با دیگران، پردازش اطلاعات و رویکردتان نسبت به دنیا بیشتر فکر کنید. دانش و اطلاعاتی که از آزمون به دست می‌آورید اهمیت بیشتری دارد نه برچسب چهارحرفی آن.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: The Muse

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

کار

۱۰ چیزی که پدر و مادرتان در مورد کار هرگز به شما نگفته‌اند

کارکردن. چیزی که همه ما مجبور به انتخاب آن هستیم. پس چرا همه ما در مورد این فرایند استرس داریم؟ آمار همواره نشان داده‌اند که ما سعی داریم از کارمان رضایت داشته باشیم. با این حال، حتی اگر از کارتان نفرت داشته باشید و یا از هر روز رفتن به سرکار خسته شده‌اید، باید این کار را انجام دهید. چرا؟

-۱ کارکردن کار سختی است. چه کارتان را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، چه ۲۰ ساعت در هفته کار کنید چه ۲۴ ساعت در روز، اصلا مهم نیست که منصبتان چیست، کارکردن کار سختی است. ما مجبوریم هر روز و هر روز کار کنیم. ما مجبوریم که کارت ساعت زنی خود را بر اساس انتظارات کارفرمایمان و نه انتظارات خود بزنیم. از این کار احساس خوبی ندارید؟ اصلا مهم نیست. شما مجبورید که کار کنید. حتی اگر کاری که انجام می‌دهید را دوست داشته باشید، شغل شما یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های زندگیتان خواهد بود.

-۲ کارکردن همیشه روحتان را تغذیه نمی‌کند. گاهی اوقات شما می‌توانید در خواب کارتان را انجام دهید. شاید کارتان به شما انگیزه ندهد و یا برایتان الهام‌بخش نباشد. شما فکر می‌کردید کارتان دقیقا آن چیزیست که می‌خواستید … اما این اتفاق نیافتاد. حال، کارتان تبدیل به چیزی شده است برای پول درآوردن و پرداخت بدهی‌هایتان.

-۳ کارتان تمام نخواهد شد مگراینکه آخر شب کارت بزنید. در بسیاری از موارد شما محل کارتان را ترک می‌کنید و تازه کار اصلیتان شروع می‌شود. فرزندانتان، همسرتان، باشگاهتان، دوستانتان، خانه و خانواده‌تان همه نیازمند کمی وقت و انرژی هستند. بعضی‌وقتها، این کارها بیشتر از کار اصلیتان نیازمند توجهتان هستند، به خصوص اگر بخواهید همه آنها را در چند ساعت انجام دهید.

-۴ کارکردن لزوما باعث خوشبختی شما نخواهد شد. اگر از زندگی خود راضی نیستید و از آن احساس خوشحالی نمی‌کنید، تعداد بسیار کمی از شغل‌ها هستند که می‌توانند خوشحالی و خوشبختی را به زندگیتان هدیه دهند. خوشبختی از درونتان باید شروع شود. شما باید از آن چیزی که هستید خوشحال باشید، تنها با این کار است که شغلتان می‌تواند برایتان معنادار شده و زندگیتان را بهتر کند.

-۵ کار همیشه به سرانجام نمی‌رسد. شما همیشه می‌خواهید کاری که الان در حال انجامش هستید را به سرانجام برسانید…اما همیشه این اتفاق نمی‌افتد. در آخر کار می‌بینید که نتیجه کار با آن چیزی که در ذهنتان بود زمین تا آسمان فرق می‌کند. حالا چه باید بکنید؟

-۶ کار می‌تواند آن چیزی که هستید را تغییر دهد. شغل شما می‌تواند هویتتان، زندگیتان، افرادی که با آنها دمخور هستید و نیز آینده‌تان را تعریف کند. اگر زندگی خود را دوست ندارید، پس در مورد کاری که انتخاب می‌کنید چه باید گفت؟ غیر از این مورد دیگر گزینه‌ای وجود خواهد داشت؟

-۷ کارتان می‌تواند شما را به مسیری اشتباه رهنمون سازد. ترفیع درجه همیشه هم بهترین اتفاق زندگیتان نخواهد بود. سمَت جدید بعضی‌اوقات آن چیزی که به دنبالش بودید را به شما نخواهند داد. در برخی موارد، یک ترفیع درجه می‌تواند مسیر زندگیتان را به طور کلی تغییر داده و شما را از دستیابی به رؤیاهایتان محروم سازد.

-۸ کار مساوی با امنیت نیست. وقتی من برای شروع کسب‌وکار خودم شرکتی که در آن کار می‌کردم را رها کردم، همکارم به من گفت که اگر جای من بود هیچ وقت این ریسک را قبول نمی‌کرد؛ او به دنبال امنیت در زندگی بود. تعریف شما از امنیت چیست؟ امنیت بسته به نوع نگاهتان و تعریفتان از سبک زندگی تغییر می‌کند. چیزی که برای همکار من امنیت به حساب می‌آید – یعنی یک چک حقوق در آخر هر ماه – می‌تواند ریسک زیادی برای من داشته باشد زیرا جلوی پیشرفتم را خواهد گرفت. دو سال بعد از این که کارم را ترک کردم، آن سازمان تعطیل شد و همکارم به دنبال شغل دیگری گشت. امنیت کاملا بستگی به نوع نگاه شما دارد.

-۹ کار به شما آزادی مالی نخواهد داد. ضرب‌المثلی در دنیای کارآفرینی وجود دارد که می‌گوید: شغل «درست بعد از یک شکست» تعریف می‌شود. دلایل زیادی برای اثبات این گفته وجود دارد. حقوقتان هر چقدر هم باشد، اینکه مخارجتان با درآمدتان همخوانی داشته باشد بسته به شانس شما دارد. شاید با ترفیع درجه حقوقتان نیز زیاد شود. اما جالب است بدانید که با افزایش درآمد، مخارجتان نیز افزایش پیدا خواهد کرد. شما مجبورید هر هفته به سرکار خود بازگردید زیرا بدون آن ورشکست خواهید شد. سفر آزادی مالی زمانی شروع خواهد شد که درآمدتان از مخارجتان بسیار بیشتر باشد. با داشتن یک شغل معمولی این کار یک رؤیا خواهد بود.

-۱۰ کار در یک چشم‌برهم‌زدن ناپدید می‌شود …. مگر اینکه کنترل آن را به دست بگیرید. پدر و مادرم همیشه یک رؤیا در سر دارند و در مورد آن با من صحبت می‌کنند. به دانشگاه برو، یک شغل برای خودت پیدا کن و تا بازنشستگی کار کن. نکته خنده‌دار این است که این رؤیا در دنیای مدرن به ندرت جواب خواهد داد. تعدیل‌های سازمانی، کوچک‌سازی‌ها، برون‌سپاری‌ها، متوقف‌کردن استخدام و بسیاری موارد دیگر خیلی وقت است که این رؤیا را نابود کرده است. درحالیکه نیاز به ساختن یک زندگی هیچگاه از بین نخواهد رفت، روش انتخاب ما برای ساختن یک زندگی درحال تغییر بوده و در طول زمان شکل دیگری به خود می‌گیرند.

شاید روش دیگری را باید پیش بگیرید و آن تبدیل ایده‌های بزرگ خود به یک کسب‌وکار مستقل است.

آیا هنوز برای شخص دیگری کار می‌کنید و یا خود را از قید و بندها آزاد کرده‌اید تا کسب‌وکار خودتان را شکل دهید؟

ایده‌ بزرگتان چیست و چگونه می‌خواهید آنرا به یک کسب‌وکار تبدیل کنید؟

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

۱۱ نکته برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم – بخش دوم

۶- در محیط کار خود یک فضای مثبت بسازید

اصلا فرقی ندارد که اتاق کارتان به چه شکل است، به هر حال اگر بخواهید می‌توانید فضای کاریتان را مملو از انرژی مثبت کنید. بر روی دیوار پوسترهایی نصب کنید که به شما آرامش دهند. عکس کسانی که دوستشان دارید را در کنار میز خود بگذارید. جملات انرژی‌بخش و مثبت بر روی پس‌زمینه کامپیوتر خود قرار دهید. به هر حال هر کاری از دستتان بر می‌آید بکنید تا به خودتان یادآوری کنید که کار همه زندگی شما نیست و شما خارج از آن هم هنوز فردی خوشحال هستید.

۷- با خودتان روراست باشید

این جمله شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما بارها شده است که افرادی را دیده‌ایم که خودشان را در شغلشان غرق کرده‌اند. آنها دیگر اعتبار خود را از دست داده و برای باقی ماندن در فضای مسموم کاری خود را قربانی کارشان کرده‌اند. می‌دانیم که انجام چنین کاری برخی‌اوقات راحتتر از مقابله‌کردن با آن است، اما باور داشته باشید که با این کار فقط خود را نابود خواهید کرد. هیچ‌وقت به دیگران اجازه ندهید شما را تغییر دهند، مگراینکه خودتان بخواهید خود را تغییر دهید.

۸- برای زمان‌های استرس راه دررویی برای خود در نظر بگیرید

شاید بخواهید همین فردا از کارتان استعفا دهید، اما این گزینه از نظر ما زیاد جالب نیست. پس همین امروز روشی را پیدا کنید تا زمان‌هایی که نیاز است خود را دوباره شارژ کنید. مثلا با دوست خود به ناهار بروید یا اطراف ساختمان محل کارتان پیاده‌روی کنید. بعضی‌وقتها ۵ دقیقه‌ای با خود خلوت کرده و مدیتیشن کنید. کتابی بخوانید و ذهنتان را از هر چیزی آزاد کنید. به هر حال هر کاری از دستتان بر می‌آید بکنید تا خودتان را از زیر بار فشار کاری رها کنید. به خاطر داشته باشید اگر سلامتی روح و بدنتان برایتان مهم است، این کار را حتما در برنامه روزانه خود قرار دهید حتی برای چند دقیقه کوتاه.

۹- بر روی واقعیت‌ها تمرکز کنید، نه داستان‌ها

غرق‌شدن در حاشیه‌ها و داستان‌های موجود در محیط کار، کاری بسیار آسان است. اطرافیانتان خیلی راحت می‌توانند در مورد شما حاشیه‌های مختلف درست کنند. ما به شدت به شما توصیه می‌کنیم که در چنین شرایطی حتما چند قدم به عقب گذاشته، نفسی تازه کنید و بر روی واقعیت‌ها تمرکز کنید. دقت کنید که دقیقا چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است و چه چیز‌هایی فقط در حد حرف هستند؟ اصلا انرژی خود را صرف دانستن این موضوع که چه اتفاقی افتاده و یا نیافتاده نکنید. باز هم می‌گوییم، بر روی وقایع تمرکز کنید، هرگز اجازه ندهید این مسائل برای شما معنای دیگری پیدا کنند. پس همیشه در زمین واقعیت بازی کنید.

۱۰- خود را درگیر حواشی نکنید

شاید این داستان کمی قدیمی باشد؛ اما برای خیلی از افراد انگار فضای کار همان فضای دبیرستان است. مطمئنیم شما هم همکارانی دارید که بعضی‌وقتها شما را به آن زمان باز می‌گردانند. متأسفانه شما برای تغییر آنها هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید، اما حداقل می‌توانید تصمیم بگیرید که در بازی آنها شرکت نکنید. همیشه به یاد داشته باشید که خود را درگیر حواشی و اینگونه داستان‌ها نکنید.

۱۱- همین الان هرگونه سوءتفاهم را از بین ببرید؛ ارتباط برقرار کنید!

اجازه ندهید که مشکلات بغرنج‌تر شوند. اگر باید در مورد مشکلی صحبت کنید پس همین الان این کار را انجام دهید و البته با حرفه‌ای‌گری این کار را به پایان برسانید. هرگز نگذارید مشکلات بزرگتر شوند وگرنه به چیزی تبدیل می‌شوند که دیگر کاری از دست شما بر نخواهد آمد. ارتباط‌برقرارکردن به مانند هر رابطه‌ای کلید موفقیت است.

موفق باشید.

 مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI ، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

۱۱ نکته برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم – بخش اول

این حقیقت که بسیاری از افراد در شغل‌هایی که واقعاً دوست ندارند گیر کرده‌اند چیز عجیبی نیست. برای برخی افراد، این مسأله بغرنج‌تر است زیرا محیط کاری آنها به مراتب مسموم‌تر است. خواه مدیرتان آدم بدجنسی‌است، خواه همکار دیوانه‌کننده‌ای دارید و یا سیاست‌های شرکت زننده‌ است یا خیر، به هر حال این موارد چیز جالبی برای شما نمی‌باشند.

رهاکردن بلافاصله کار گزینه مناسبی نمی‌باشد زیرا اول از همه باید یک راه فرار برای خود در نظر گرفته باشید. اگر شما این گزینه را به عنوان آخرین گزینه در نظر گرفته‌اید (حداقل برای الان)، پس زمان آن رسیده که فکری به حال محیط کاری کنونی خود کنید.

مهمترین نصیحتی که می‌توانیم به شما بکنیم این است که مسائل را به هیچ وجه شخصی نکنید و بین موضوعاتی که می‌توانید آنها را تغییر دهید و نمی‌توانید تفاوت قائل شوید. هرگز اجازه ندهید که منفی‌گرایی محیط‌ کار یا افراد آن شما را از میدان به در کند. به فکر هدف والاتر خود و آن چه به خاطر آن کار می‌کنید باشید.

هرگز نگذارید کار مسمومتان از طریق تحمیل منفی‌گرایی به شما چیره شود

در ادامه به ۱۱ نکته مفید برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم اشاره خواهیم کرد:

۱- کارتان را به منزل نبرید

حرف ما را گوش کنید، اگر فهمیده‌اید که محیط کاریتان مسموم و خسته‌کننده است، پس چرا سعی می‌کنید که این انرژی منفی را وارد منزلتان کنید؟ این کار درست مثل این است که در خانه‌تان را باز کنید و بگذارید ابرهای تیره و کثیف وارد فضای شاد منزلتان شود. این کار را نکنید. بگذارید آن فضای منفی در همان محیط کارتان باقی بماند. یک قانون برای خود بگذارید: هیچ وقت در مورد مسائل کاریتان در منزل صحبت نکنید. هیچ وقت ایمیل‌های کاریتان را در منزل چک نکنید. اگر بعضی‌وقتها در منزل ذهنتان به سمت مسائل کاری رفت، سریعا خود را با چیز دیگری مشغول کنید. « از فضای شاد منزلتان محافظت کنید. »

۲- کسی را داشته باشید که بتوانید با او دردودل کنید (البته خارج از اداره!)

اگر بخواهید از نکته شماره ۱ استفاده کنید، باید یک سیستم حمایتی برای خود داشته باشید. با این روش می‌توانید افکار منفی را از ذهن خود دور کرده و بدون اینکه آنرا وارد محیط منزل کنید از شر آنها رها شوید. از دوست مورد اطمینان خود بخواهید که گاهی اوقات اگر دوست دارد با شما هم‌کلام شود. حتی می‌توانید به آنها بفهمانید که نیازی به پاسخشان ندارید، بلکه تنها نیاز به یک محیط امن دارید تا افکار منفی محیط کار را از خود دور کنید.

۳- به دنبال نکات مثبت باشید، هر نکته مثبتی

آیا در موقعیتی قرار دارید که تمام انگیزه خود را از دست داده و اساساً خالی شده‌اید؟ خیلی خوب، این موقعیت بهترین زمان برای تصورکردن و امتحان‌کردن هر نوع نکته مثبت و تمرکزکردن بر آنهاست. شاید این فرصتی باشد برای رشد حرفه‌ای که می‌تواند برای موقعیت آینده‌تان شما را آموزش دهد. از مزایای آن استفاده کرده و به این فکر کنید که این موقعیت چگونه می‌تواند به سکوی پرتابی برای شما تبدیل شود. به دنبال هر روش و نکته مثبتی باشید که شغلتان را مثبت کرده و تنها بر روی آن تمرکز کنید.

۴- یک استراتژی خروج برای خود ایجاد کنید

اصلا برای ما مهم نیست که می‌خواهید در شغل کنونی‌تان دو سال بیشتر بمانید یا دو ماه بیشتر، هنوز می‌توانید برای زمانی که وقت رفتن باشد برای خود یک استراتژی خروج در نظر بگیرید. این کار بدین دلیل مهم است که با انجام چنین روشی به مغز خود سیگنال می‌دهید که هیچ چیز تا ابد باقی نخواهد ماند. با این روش همیشه به خود امید خواهید داد که بالاخره یک روز به موقعیت‌های بهتر و روشن‌تر دست خواهید یافت. به خود یادآوری کنید که برای چه هدفی کار می‌کنید و به جای اینکه در حال حاضر چه اتفاقی می‌افتد قرار است در آینده چه اتفاقی را رقم بزنید.

۵- مرزهای خود را تعریف کنید

این مورد برای خیلی از افراد یک چالش بزرگ به حساب می‌آید. اینکه یاد بگیرید به راحتی «نه» بگویید کار راحتی نیست، اما قول می‌دهیم ارزشش را دارد. مرزها دقیقا مثل وقت ناهار هستند. نه خیلی زود نه خیلی دیر. وقتی که مرخصی هستید سعی نکنید در روزهای آخر هفته و یا وقتی در منزل هستید کار کنید. در این روزها به تلفن هیچ کس علی‌الخصوص رئیستان پاسخ ندهید. مرزها نه تنها سلامتی شما بلکه سلامتی همکارانتان را نیز تضمین می‌کند. شما می‌توانید نمونه‌ای باشید برای دیگران تا نشان دهید که چقدر به سلامت خود اهمیت می‌دهید و کار را در درجه دوم زندگی خود قرار می‌دهید.

این مقاله ادامه دارد….

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI ، دپارتمان MBTI

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

شغلتان را دوست ندارید؟ چه کاری باید انجام دهید؟

همه افراد در سنین متفاوت و موقعیت های شغلی گوناگون یک خصوصیت مشترک دارند: آنها از شغلشان راضی نیستند و احساس خوشبختی نمی کنند، با این حال آرزو داشتند که می‌توانستند انتخاب دیگری داشته باشند، اما اینکه چگونه این کار را انجام دهند برایشان سوالی بزرگ بود.

می‌توانیم اکنون با اطمینان بگوییم که هر کسی در زندگی خود را پرسش‌های مختلفی روبرو می‌شود. وقتی این حالت به ما دست می‌دهد که ما از نظر روحیه در سطح پایینی قرار داریم و دنبال گمشده‌ای می‌گردیم؛ با این وجود، اگر این عدم رضایت و قطعیت از اینکه می‌خواهید کارتان را رها کنید سر جای خود باقی بماند، اینجاست که باید بنشینید و ببینید که دقیقا چه چیزی از زندگی خود می‌خواهید.

ما همیشه به مراجعان یا مشتریانمان گفته‌ایم که چهار فاکتور اساسی وجود دارد که خوشبختی و موفقیت آنها را در شغل بعدیشان تعیین می‌کند: مهارت‌ها، علایق، شخصیت و ارزش‌ها. اگر یکی از آنها از مدار تنظیم خارج شود، مثل این خواهد بود که ماشین زندگیتان یکی از چرخ‌هایش را از دست بدهد.

اگر شما در برهه‌ای از زندگی خود قرار دارید که نیاز به آن دارید که در یک تعمیرگاه توقف کرده و انگیزه‌ و خوشبختی خود را بازبینی کنید، به نظر ما باید با یک مشاور یا مربی شغلی صحبت کنید.

ابزارهایی که به شما پیشنهاد می‌کنیم فقط نمونه‌هایی هستند از چیزهایی که ما در چند سال اخیر آنها را مؤثر دیده‌ایم و توانسته‌اند به افراد دیدگاه و چشم‌انداز مناسبی از زندگی داده و به آنها در ادامه دادن روند زندگیشان کمک کنند.

ما اکیدا توصیه می‌کنیم که با یک مشاور شغلی که در زمینه ابزارهای ارزیابی شخصیتی دارای تبحر باشد مشاوره کنید تا هیچ شک و شبهه‌ای در نتیجه کار شما وجود نداشته باشد. همچنین این نکته را نیز به خاطر داشته باشید که این دست ابزارهای و آزمون‌ها تنها کمکی هستند به شما در راه کشف و کاوش زندگی حرفه‌ای و شغلیتان.

در ادامه به ۵ ابزار اشاره خواهیم کرد که می‌توانند شما را در آغاز دوباره مسیر شغلیتان کمک کنند:

۱- شخصیت

شما با وظایف جدید چگونه برخورد می‌کنید؟ و یا آیا جلسات کاری و گروهی را انرژی‌زا می‌دانید یا خسته‌کننده؟

ابزار شخصیت‌شناسی میرز-بریجز یا MBTI می‌تواند به شما کمک کند تا خودتان را بهتر بشناسید. این آزمون بر اساس نظریه معروف تیپ‌های شخصیتی روانکاو سوئیسی Carl Jung بنا نهاده شده و به شما کمک می‌کند تا چهار مسأله اساسی در خصوص شخصیت خود را بهتر بشناسید. اینکه چگونه از دنیای اطراف انرژی می‌گیرید (درونگرایی (I) و برونگرایی (E))، اینکه چگونه اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنید (منطقی (S) و شهودی (N))، اینکه چگونه تصمیم‌گیری می‌کنید (احساسی (F) و فکری (T)) و اینکه سبک زندگی شما به چه شکلی است (منظم (J) و منعطف (P)). بعد از پاسخ دادن به ۹۳ سوال که از آن به عنوان آزمون Step I نام می‌برند می‌توانید تیپ شخصیتی خود که یک کلمه چهار حرفی است را بدست بیاورید. در این آزمون هیچ گزینه بد یا خوب یا درست و غلطی وجود ندارد. این تیپ چهار حرفی را نباید به عنوان یک لیبل یا برچسب بر خود بدانید که موجب محدودیت شما شود. هر شخص در نوع خود منحصربفرد بوده و دارای شخصیتی بسیار پیچیده می‌باشد. ابزار MBTI تنها ترجیحات شما را مشخص می‌کند. اگر شما فردی راست دست باشید، مطمئناً می‌توانید نام خود را با دست چپتان نیز بنویسید؛ شاید این کار به آسانی دست راستتان نباشد ولی به هر حال قابل انجام است.

۲- علایق

ما همیشه از مراجعینمان می‌پرسیم چه کاری را با «لذت» انجام می‌دهند. در عوض تا امروز پاسخی که آنها به ما داده‌اند این است که آنها در چه کاری مهارت دارند. سپس ما مثال خودمان را به آنها می‌زنیم: من در استفاده از رایانه مهارت زیادی دارم؛ با این حال لزوماً از کارکردن با آن لذت نمی‌برم و دوست ندارم در زمینه IT کار کنم. صرفا به خاطر اینکه شما در کارکردن با چیزی مهارت دارید بدین معنا نیست که از کارکردن به آن نیز لذت می‌برید.

متأسفانه بسیاری از افراد از نزدیک شدن به شغل‌های رؤیایی خود خجالت می‌کشند صرفاً به این دلیل که در آن مهارت نداشته و توانایی انجام آن شغل را ندارند. آزمون ارزیابی علایق STRONG می‌تواند به شما کمک کند که ۳ حوزه علاقمندی خود را کشف کنید.

این آزمون بر اساس نظریه انتخاب حرفه John Hollnd بنا نهاده شده است و به شش حوزه مجزا تقسیم می‌شود: واقع‌گرا، تحقیق‌کننده، هنری، اجتماعی، سازمان‌دهنده و سنتی. این ۶ خصوصیت در قالب یک نمودار شش ضلعی نمایش داده شده و ۳ انتخاب اصلی شما معمولا در کنار یکدیگر قرار می گیرند.

وقتی توانستید ۳ حوزه اصلی علاقمندی خود را شناسایی کنید، که از آن به عنوان «کد هالند» نیز یاد می‌کنند، پس از آن مشاور شغلی شما می‌تواند به شما در پیداکردن شغلی مناسب که با علاقمندی‌ها و شخصیتتان همخوانی بیشتری داشته باشد کمک کند.

۳- مهارت‌ها

مهارت‌ها توانایی‌ها و رفتار شما هستند که در طول زمان رشد کرده و بدست آمده‌اند. ما مطئمنیم که شما در چیزهایی دارای مهارت هستید و در چیزهای دیگر مهارتی ندارید. مهارت‌ها بخشی مهم از شخصیت شما را تشکیل می‌دهند، بنابراین کارهایی که معمولا از انجام دادن آن لذت می‌برید جزو کارهایی هستند که در آنها مهارت دارید.

آیا می‌دانستید که سه نوع مهارت مختلف وجود دارد؟ مهارت‌های فنی (مرتبط با شغل)، مهارت‌های خودمدیریتی (نظیر مدیریت زمان یا قابلیت اطمینان) و روان‌ترین آنها: مهارت‌های قابل انتقال (نظیر مهارت‌ در مذاکره یا برقراری ارتباط).

برای مثال کارت‌های شرکت SkillScan می‌تواند شما را قادر سازد تا در خصوص کارهایی که می‌توانید انجام دهید فکر کنید و به شما در سازماندهی و مرتب‌کردن آنها کمک کند. بنابراین شما راحتتر می‌توانید آنها را در ذهن خود فهرست کرده و در زمان‌هایی که لازم است رزومه کاری خود را تهیه کنید مشکل خاصی نداشته باشید. همچنین در مصاحبه‌های حضوری نیز می‌توانید با هوشمندی بیشتری نسبت به توانایی‌هایتان صحبت کنید.

۴- ارزش‌ها

ارزش‌های شما نقش عمده‌ای را در جستجوی شغلی و انتخاب حرفه شما بازی می‌کنند. استفاده از کارت‌های ساده ارزش‌ها می‌تواند به شما کمک کند که ۶ ارزش اصلی خود را شناسایی کنید. برای مثال: شناخت، دستیابی‌ها، استقلال، حمایت، شرایط کاری و غیره.

مشاور شغلی شما نیز می‌تواند در شناسایی زمینه‌های کاری به شما کمک کرده و ارزش‌های اصلی شما و آن دسته از ارزش‌هایی که پایین‌ترین اهمیت برای شما دارند را پیدا کند.

ارزش‌ها نقش راهبری رفتار شما را دارند و می‌توانند تعیین‌کننده اصلی خوشبختی و رضایت کلی شما از شغلتان باشند. به همین دلیل است که باید از انتخاب شغلی که با ارزش‌های شما منافات دارند خودداری کنید. بنابراین اگر با مأموریت و چشم‌انداز کارفرما یا شرکتتان، یا محصولی که ارائه می‌کنید مخالفت دارید، مسلم بدانید که نسبت به آن شغل نیز هیچ رضایت و لذتی نخواهید داشت.

۵- شبکه‌سازی

بعد از اینکه فهمیدید چه چیزهایی باعث می‌شوند ماشین زندگیتان بدون هیچ مشکلی به راه خود ادامه دهد، شبکه‌سازی بهترین ابزاری است که می‌تواند در یافتن شغل به شما کمک کند. مطالعات بسیاری نشان می‌دهند که امروزه شبکه‌سازی بهترین راه برای یافتن شغل می‌باشد. برخی اوقات از آن به عنوان «Vitamin C» یاد می‌کنند که حرف “C” همان رابطه یا Connection است.

پلتفرم‌های رسانه اجتماعی نظیر LinkedIn یا Xing بهترین دوستان شما در ساختن شبکه‌ مخصوص به خودتان و جستجوی افرادی است که کاری مشابه کار شما را انجام می‌دهند. به مسیر آنها دقت کنید: چه چیزی خوانده‌اند؟ پیش از این در چه شرکت‌هایی کار کرده‌اند؟ چه مهارت‌هایی دارند؟ سپس پیامی به آنها فرستاده و خود را به صورت مختصر به آنها معرفی کنید. سوالی از آنها بپرسید و در حالت ایده‌آل از آنها بخواهید که ترتیب برگزاری یک مصاحبه حضوری را فراهم کنند.

مهربان، دوستانه، علاقمند و مهمتر از همه خودتان باشید. به یاد داشته باشید، همه ما می‌خواهیم کسی را ببینیم که (حقیقتاً) علاقمند به ما و پس‌زمینه کاری ما باشد. و چه می‌دانید؟ شاید این فرد دارای اختیار زیاد بوده و منصب خوبی داشته باشد و یا با کسانی که بتوانند به شما کمک کنند ارتباط داشته باشد. همچنین شاید بتوانید به افراد نشان دهید که می‌توانید به صورت داوطلبانه چند روزی برای آنها کار کنید تا توانایی‌هایتان در شعل موردنظر را نشان دهید.

خیلی از دوستان ما شغل موردنظرشان را از یکی از روش‌های بالا بدست آورده‌اند. یعنی یا به صورت داوطلبانه در جایی کار کرده‌اند و یا از طریق شبکه‌سازی و معرفی، جایی را برای کارکردن انتخاب کرده‌اند.

پس هرگز تسلیم نشوید؛ جستجو کرده و به خوبی مردم اطمینان داشته باشید. آنها دوست دارند که به شما کمک کنند.

ترجمه ای از مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

درونگراها در چه نوع محیط‌های کاری راحتتر هستند؟

ویژگی‌های ادارات جدید نظیر میزکار اشتراکی و فضاهای باز و بدون دیوار بیشتر برای کارمندان برونگرا (extroverts) جذاب بوده و طبق آخرین تحقیقات برای درونگراها (introverts) ایجاد ناامنی و ناراحتی می‌کند.

محققان می‌گویند تیپ شخصیتی تأثیر بسزایی در نوع محیط‌های کاری دارد که افراد ترجیح می‌دهند در آنها کار کنند.

John Hackston، مدیر بخش تحقیق و توسعه مؤسسه روانشناختی OPP در انگلستان که مجری انجام این مطالعه بوده می‌گوید: «علیرغم تغییرات عمده‌ای که در حوزه تکنولوژی رخ داده است، اما هنوز بسیاری از افراد در ادارات کار می‌کنند. دانستن اینکه تیپ شخصیتی چگونه با محیط کاری تعامل دارد می‌تواند عاملی کلیدی در بهبود رضایت شغلی و بهره‌وری داشته باشد.»

در یک نظرسنجی آنلاین که درباره محیط‌های اداری مدرن انجام شده بود حدود ۳۰۰ نفر – که ۷۱ درصد از آنها زن و متوسط سنی ۴۷ سال داشتند – شرکت کردند.

برونگراها معمولا در سر کار بسیار خوشحالتر بوده و سطح بالایی از رضایت شغلی را تجربه می‌کنند. برخی از خصوصیات محیط‌های اداری معمولا توسط هر کسی مورد پسند قرار می‌گیرد، نظیر داشتن میز یا محیط‌کاری شخصی، داشتن یک محیط کاری با طراحی خوب و داشتن یک محل آرامش قابل دسترس. بسیاری از افراد از دیگر خصوصیات نظیر میز اشتراکی خوششان نمی‌آید.

با این حال با چند تغییر ساده در محیط کار می‌توان رضایت شغلی و بهره‌وری افراد را بالا برد.

3031341-slide-mindshare1

در ادارات برای درونگراها نیز باید جای مجزایی در نظر گرفت.

وی افزود: «داشتن میز اشتراکی باعث می‌شود افراد جای بیشتری برای ذخیره وسایل خود داشته باشند. در اداراتی با طراحی باز و بدون پارتیشن، فاصله افراد نزدیک می‌شود. برداشته‌شدن فضای حریم شخصی و مشترک‌شدن وسایل باعث بی‌انگیزه‌شدن برخی از افراد خواهد شد. بنابراین برای درونگراها باید فضایی را در نظر گرفت تا در سکوت و آرامش بتوانند کار خود را به خوبی انجام دهند.»

نتایج این تحقیق در سالنامه کنفرانس روانشناسی شغلی جامعه روانشناختی انگلستان که در ناتینگهام برگزار شده بود به چاپ رسید.

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus