مقیاس آرکتایپ و تیپ روان شناختی( مقاله MBTI)

مقیاس آرکتایپ  و تیپ روان شناختی( مقاله MBTI)

مقاله زیر را خانم فرانک نیلی دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی ترجمه کرده اند

حیفمان آمد در ترجمه چیزی را حذف کنیم و مقاله کمی طولانی می باشد

مجله تیپ روان شناختی / شماره ۶۸/ ۸JUL

در این مطالعه بسیاری از پیش بینی ها در مورد تیپ و ارکتایپ روان شناسی که داده های مقیاس ارکتایپ Pearson-Marr و ترجیحات تیپ خود اظهار کننده و سطوح استرس را ترکیب کرده بود ، تایید شدند.

مقیاس ارکتایپ Pearson-Marr و تیپ روان شناختی

نویسنده : Robert W. McPeek

مرکز کاربردهای تیپ روان شناختی

چکیده :

از میان نقش های مختلف کارل یونگ در زمینه روان شناسی دو مورد برجسته هستند : مفاهیم تیپ روان شناختی و ارکتایپ . مقیاس تیپ Myers-Briggs (MBTI) یک ارزیابی شناخته شده از تیپ شخصیتی با سال های زیادی تجربه در زمینه تحقیق و کاربرد است. اخیراً مقیاس ارکتایپ Pearson-Marr (PMAI)، با استفاده از روش خود اظهاری همانند مقیاس MBTI با هدف سنجش بروز ۱۲ ارکتایپ معمول در زندگی هر فرد ایجاد شده است. پژوهش حاضر فرضیه های روابط بین تیپ شخصیتی- آرکتایپ، حاصل از نظریه آرکتایپ Carol Pearson را با تحلیل نتایجPMAI  برای ترجیح های مختلف تیپ خود اظهاری مورد آزمون قرار داد.همه فرضیه های اصلی و بیشتر فرضیه های ثانویه تایید شدند که نشان گر اعتباربالا برای ابزار PMAI  است. استفاده های ممکن از یک روش ارزیابی ترکیبی ارکتایپ- تیپ و جهت های تحقیقات آینده مورد بحث قرار گرفت .

نکته : برای مقیاس تیپ  Myers-Briggs (MBTI) طبقه بندی هشت ترجیح به شرخ زیر است : برون گرایی (E) در برابر درون گرایی (I) ، حس (S) در برابر شهود (N)، تفکر (T) در برابر احساس (F) ، قضاوت (J) در برابر ادراک (P).

مقدمه    

علایق گسترده و نوشته های کارل یونگ (۱۹۵۹)، برای او یک نفوذ پایدار در مجموعه ای از حوزه ها ، از هنرمندان گرفته تا نظریه پردازان شخصیت ، از تراپیست ها تا گروه درمان ها، از اسطوره شناسان تا دانشمندان به همراه داشت. شاید گسترده ترین کاربرد مفاهیم و تئوری های یونگ از طریق ارزیابی تیپ روان شناسی باشد که در بیشتر موارد با ابزار MBTI اجرا می شود.

در طول چند سال اخیر، یک ابزار جدید با هدف توسعه این روش ارزیابی ، جهت در بر گرفتن سایر مفاهیم مهم یونگ ساخته شده است، آرکتایپ. ابزار اندازه گیری PMAI یک پرسشنامه خود اظهاری ۷۲ موردی است که سعی در ارزیابی بروز و اثر ۱۲ کهن الگوی متفاوت (معصوم، یتیم ، مبارز، مراقبت کننده، جستجوگر، عاشق، خلاق، ویرانگر، حاکم، جادوگر، فرزانه وشوخ)داردکه به صورت باالقوه در زندگی کنونی فرد فعال است. پایایی PMAI، با متوسط ۷۲/۰ درآزمون – پس آزمون ۱۲ بخشی و ضریب آلفای متوسط ۶۸/۰ استانداردهای منطقی را بر آورده می سازد. اعتبار گزارش شده در راهنما شامل روابط مورد انتظار با سایر ابزارهای روان سنجی ( مانند مقیاس مطلوبیت اجتماعی مارلو-کرون) است که رضایت شخص از طول عمر حرفه ای را بر اساس ویژگی های ارکتایپی مختلف و تعدادی از ترجیحات ارکتایپی که از تحلیل های موردی و پاسخ های شخصی به دست می آیند می سنجد.

آرکتایپ ها عموماً به عنوان مضمون های جهانی از وجود انسانی مشترک ما ادراک می شوند که در شبیه بودن شخصیت ها و خطوط داستانی افسانه ها، داستان های جن و پری ، رمان ها و فیلم های ما مشهود هستند. از نظر PMAI ،Luke skywalker در فیلم های جنگ ستارگان، سفرخود را به عنوان یتیم طرد شده آغاز کرده و سپس به یک جوینده و نهایتاً به یک جنگجو تبدیل می شود.بیان افسانه ای ارکتایپ ها، همان بیان غیر مستقیم ” محتوای ناخوداگاه جمعی” است.Boree (2006) آرکتایپ ها را با استعاره ای توصیف کرد ” یک حفره سیاه در فضا : شما فقط از چگونگی کشیدن ماده و نور به درون خودش می فهمید که درآنجاقرار دارد.”

اگرچه آرکتایپ به صورت کلی و غیر مستقیم بیان شده ” رنگ خود را از خودآگاه شخصی می گیرد و در آن ظاهر می شود”(یونگ ۱۹۵۹). این دیدگاه ما را به استفاده از یک ابزار شبیه PMAI برای ارزیابی چنین تفاوت های فردی در بیان آرکتایپی دعوت می کند. به هرحال سنجش آرکتایپ موضوع چالش بر انگیز است : نه تنها  آنها ناخود آگاه هستند و به صورت غیر مستقیم بیان می شوند بلکه ممکن است “با آمدن به آگاهی تغییر کنند” که نشان می دهد خود فرآیند  اندازه گیری ممکن است روی اندازه گیری تاثیرداشته باشد.

 لذا تمرکز پژوهش حاضر بر خود فرایند اندازه گیری PMAI است- به ویژه توانایی PMAI (امتیازات) برای پیش بینی دقیق نتایج یک ابزار روان سنجی دیگر.تایید یک رابطه پیش بینی شده بین یک ابزار جدید و یک ساختار تایید شده تر یک مرحله از مراحل مختلف تصدیق اعتبار یک ابزار است.

تیپ روانشناختی یک ساختار تایید شده خوب است. علاوه بر شباهت گسترده تیپ ها و مجموعه­ای از شواهد که تایید کننده ارزیابی آنها هستند، تیپ ریشه ­های خود را دارد، همانند آرکتایپ ها در کار کارل یونگ. لذا پژوهش حاضر (حاصل کار Marr و Pearson ، ۲۰۰۲، ۲۰۰۳)  چندین فرضیه مرتبط با مقیاس آرکتایپ PMAI را با ترجیح ­های تیپ روان­شناسی گزارش شده، با هدف آزمون دقت مفهوم­سازی­های آرکتایپی Pearson و Marr و سهیم شدن (یا ناتوانی از سهیم بودن) در شواهد اعتبار PMAI، مورد سنجش قرار داد.

تیپ، آرکتایپ و فرضیه ­های استرس

بر اساس مفاهیم تیپ و توصیفات هر یک از ۱۲ آرکتایپ ارزیابی شده با PMAI (منبع همه نقل قول­ها برای آرکتایپ ها : Marr ، Pearson، ۲۰۰۲) روابط زیر بین مقیاس­های آرکتایپی PMAI و ترجیح ­های تیپ، پیش­بینی شدند. علاوه بر این، درحالتی مناسب این مطالعه بر اساس توصیفات آرکتایپی،  رابطه­ای را بین مقیاس­های آرکتایپ و سطوح استرس خود اظهار شده پیش­بینی کرد.

برای هر مجموعه از فرضیات، اولین پیش­بینی قوی­ترین و روشن­ترین پیش بینی بر اساس توصیفات تیپ و آرکتایپ بوده و لذا برای هر کهن الگو فرضیه اصلی در نظر گرفته می­شود.

آرکتایپ معصوم : چهار فرضیه تست شد

۱- I  < E . Pearson و Marr (2000، صفحه ۱۱) معصوم را به صورت داشتن یک اعتماد اساسی و تکیه خیلی زیاد به دیگران توصیف کردند که به وضوح نشان گر یک ترجیح برای یک جهت­گیری انرژی برون­گرا است.

۲- J< P . افراد معصوم همچنین امیدوارند که دیگران به کمک بیایند و اغلب اینچنین هستند (صفحه ۱۱) که نشان­گر کنش­پذیری بیشتر و تصمیم­گیری کمتر است.

۳-T<F . اطمینان فرد معصوم به جهان به عنوان یک مکان امن (صفحه ۱۱) سازگاری بیشتری با احساس دارد تا یک ترجیح کارکرد فکری.

۴- استرس کمتر. چون افراد معصوم مسئولیت را به دیگران  واگذار می کنند . آنها باید استرس کمتری را در زندگی خود گزارش کنند.

آرکتایپ یتیم: دو فرضیه تست شد

۱- T< F: یتیم ها همدردی عمیق­تری را با دیگران نشان می­دهند. سعی می­کنند با کمک به افراد دیگر، در حل مشکل به آنها کمک کنند و خود را با دیگران پیوند دهند تا تبلیغی برای افراد ضعیف، آسیب دیده، فقیر یا دارای سایر مشکلات باشد. این همدردی بیشتر نشان­گر یک احساس است تا یک سبک تفکر برای قضاوت.

۲- استرس بیشتر. نوعی اظهار بدبینی در افراد یتیم. ( یک هشدار حاد مبنی بر اینکه هرچیزی می­تواند بد پیش برود) را باید با سطوح استرس بیشتر ربط داد.

آرکتایپ جنگجو: سه فرضیه تست شد

۱- F<T :  تفکر خشونت جنگجوها (شما بر روی چگونگی خشن و ماهر بودن تمرکز دارید و فرض شما این است که خشن برنده است. این نشان­گر اولویت تفکر است.

۲- P< J جنگجوها به سوی  سناریوها جذب شده و تمایل دارند دنیا را به صورت سیاه و سفید دیده، از خاکستری دوری می­کنند.

۳- استرس بیشتر. یک تمایل به رودرو شدن با خش­ترین دشمن یا چالش و سطحی از موفقیت که نیار به سطح بالایی از انظباط دارد که نشان می­دهد سبک جنگجو باید پراسترس­تر باشد.

آرکتایپ مراقب: سه فرضیه تست شد

۱- T<F: افراد مراقب فرض می­کنند که شما باید به دیگران کمک کنید و در بهترین حالت، سرشار از عشق، مراقبت، مهربانی و همراهی هستند.

۲- I<E: تمرکز افراد مراقبت کننده بر مراقبت بیرونی  است. آنها به دنبال مدل نوع دوستی بوده و در جستجوی ساختن جهان به عنوان یک مکان امن­تر و آرام­تر برای هر کس از طریق مراقبت از محیط­های زیستی هستند که مردم بتوانند در آن شفا یافته یا رشدکنند.

۳- استرس بالا، زیرا مراقبت کننده­ها تمایل به فدا کردن خود و تخریب سلامتی خود هستند.

آرکتایپ جستجوگر :سه فرضیه تست شد

۱- S< N – جستجوگرها احتمالات را می­بینند – چمن همیشه در جای دیگر سبزتر است.

۲- j< P  – جستجوگران تمایل دارند تا کم­تر مصمم و بیشتر، باز باشند یعنی ریسک یک پیتر پن همیشگی بودن.

۳- استرس بیشتر – جستجوگران به ندرت در تلاش­ها برای پیشرفت پشیمان می شوند. خستگی ناپذیری و جستجو برای صعود به یک قله یا نردبام موفقیت بدین معنی است که آنها تمایل به از دست دادن چیزهایی دارند که به آنها عشق می­ورزند.

آرکتایپ عاشق پنج فرضیه تست شد.

۱-T<  F: برای عاشقان، عجیب نیست که عشق پاسخ است. عاشقان دارای یک زندگی در کمک به افراد و گروه­ها هستند که از یکدیگر قدردانی کرده و لذا به هم نزدیک می­شوند.

۲- I<E: عاشق ،عشق را به دیگران بروز می­دهد.

۳ و ۴ – J<P و S<N: عاشقان در جستجوی جایگزین­ها و احتمالات هستند  و تمایل به بی قاعدگی دارند.

۵- استرس کمتر – یک عاشق یک جستجوگر رمانتیک و خوش است. در صورتی که عاشقان به چیزی که می­خواهند برسند، ترجمه آن یک زندگی با استرس کمتر است.

آرکتایپ ویران­گر دوفرضیه تست شدند.

۱- استرس بیشتر: ویران­گران در پاسخ به عدم عدالت درک شده با یک تمایل به آزاد شدن، کار می­کنند. آنها ممکن است برای مردم عصبانی شوند، اشیاء را بشکنند و به خود و دیگران آسیب وارد کنند ممکن است باعث ایجاد سوالات وجودی عمیق­تری شود.

۲- T<F: ویران­گران به صورت عاطفی به بی عدالتی پاسخ می­دهند، نه منطقی

آرکتایپ خلاق: سه فرضیه تست شدند

۱- S<N: خلاقیت با تصور آغاز می­شود. آنچه می­تواند تصور شود، قابل خلق است. افراد خلاق به نیاز به ابتکارات یا تفسیرهای جدید توجه دارند.

۲- F<T: افراد خلاق دارای نقد بسیار توسعه یافته بوده و عموماً به هر نوع اشتباه در عمل شما و دیگران توجه دارند.

۳- J<P: افراد خلاق دارای تمایل به عهده گرفتن پروژه­هایی آن قدر زیاد هستند که ممکن است در آنها غرق شوند.

کهن الگوی حاکم: چهار فرضیه تست شدند.

۱- J<P: حاکمان باید تصمیم گیر باشند. به عنوان یک حاکم، حس مسئولیت و دستور بسیار تکامل یافته خود شمارا وادار می­کند که فرض کنید باید کنترل و سیاست­ها، دستورالعمل­ها و سیستم­های قرارگیری در جای خود را تمرین کنید.

۲- T<F: در مفهوم آرکتایپی حاکم Marr – Pearson، کنترل مبنی بر خیرخواهی حفاظت کننده است: شما به دلیل خیرخواهی برای افرادی که از شما پیروی می­کنند، حاکم هستید.

۳- I<E: حاکمان لزوماً باید انرژی خود را به سوی تابعان و زیر دستان خود جهت دهند که نمونه­ای از آن، تمایل آنها به استخدام دیگران و آراستن یا مربی­گری آنها است.

۴- استرس بیشتر: مسئولیت­های کنترل، نشان­گر استرس بیشتر است.

آرکتایپ جادوگر دو فرضیه تست شدند

۱- S<N: توصیف ارائه شده برای جادوگر از سوی Pearson  و Marr، بسیار شهودی به نظر می­رسد: شما تمایل به توجه به واقعه غیر مترقبه، همزمانی، رابطه درون­بینی وقایع و بخش­های به ظاهر نامتجانس هستید.

۲- T<F: جادوگران دارای یک حضور شفابخش بوده و در جستجوی یک سبک زندگی هماهنگ در حفظ اهداف خود هستند.

آرکتایپ فرزانه ۳ فرضیه تست شدند

۱- F<T: فرزانه نگران دانش بوده و با یک گرسنگی ذاتی نسبت به حقیقت برانگیخته می­شود. فرزانه­ها همچنین در ارزیابی شایستگی­های حقایق نسبی برتری داشته و تمایلی به توجه به اشتباهات روشی نشان می­دهند، گویی به سرهای خود منزوی شدند.

۲- S<N: فرزانه می­تواند الگوها را در وقایع به وضوح  مشاهده کند.

۳- J<P: فرزانه برای قضاوت، سریع نیست. شما می­توانید به روشنی ببینید که وقتی افراد قبل از اینکه بدانند چه می­کنند، کاری انجام می­دهند، چه قدر خطرناک است.

آرکتایپ شوخ: سه فرضیه تست شد.

۱-استرس کمتر – شوخ­ها فرض می­کنند که زندگی به معنی لذت بردن است، جستجو برای  لذت بردن و لذت بردن ازهدیه زندگی، حتی در اوقات پر استرس و دشوار.

۲-E>I   : شوخ ها از تمرکز بیرونی روی این که اطرافیانشان از زندگی خشنود باشند،  لذت می برند.

۳- J<P: شوخ­ها در جستجوی راه­هایی برای لذت بردن ازموضوعی که با آن سروکار دارند تجربه­هایی را دریافت می­کند، تجربه­هایی هرچه شادتر.

فرضیات سن و جنس

اگرچه اثرات سن وجنس را می­توان با جابه­جایی قدرتمندانه هنجارهای فرهنگی محو کرد، Pearson نشان داد که روابطی بین الگوهای آرکتایپی و جنس و سن، بیشتر بر اساس  نقش های جنسی سنتی ومراحل تکاملی در طول حیات وجود دارد.

جنس: Pearson مشاهده کرد که “تفاوت­های جنسی” تمایل به گشتن حول ۴محور آرکتایپ را دارند. این تفاوت­های آرکتایپی برای او ریشه عمیقی در تقسیمات باستانی نیروی کار بر اساس جنسیت در روزهای شکار و تجمع بود. زنان به نفع نقش­های مراقب و عاشق اجتماعی شده بودند. در حالی که مردان به سوی جنگجویی وجستجوگری جذب شده بودند.

به هر حال این تمایلات عمومی به دو دلیل کاهش یافتند: اول اینکه با بلوغ آنها، مردان و زنان ممکن است آرکتایپ های کم اولویت­تری را نسبت به جنسیت خود نشان دهند و دوم اینکه با ظهور هنجارهای اجتماعی و فرهنگی، تعداد در حال ازدیادی از مردان یا زنان ممکن است که نقش­های غیرسنتی را اتخاذ کنند.

علیرغم تفاوت­های فردی، به هر حال روندهای کلی بایستی غالب بوده ومنجر به تست دو فرضیه برای جنسیت شوند:

۱- در الگوی مراقبت و عاشق، زنان>مردان

۲- در الگوی جنگچو و جستجوگر، مردان>زنان

سن

نظریه Pearson یک مدل از مرحله زندگی را توصیف می­کند که درآن، هر مرحله زمانی، دو آرکتایپ را فرا می­خواند. آرکتایپ های مربوط با موضوعاتی از زندگی که در یک سن خاص تمایل به تسلط دارند ارتباط دارند و این جفت­های آرکتایپی در جهت متضاد به نظر می رسند و تاکید روی نتیجه وجود دارد.

برای نمونه، موضوع غالب برای نوجوانی و اوایل جوانی، هویت فرض شده و آرکتایپ های مربوطه عبارتند از جستجوگر (که تمایل به یافتن کسی دارد که با دیگران متمایز باشند) و عاشق (که هویت خود را با کشف شیء یا کسی که عاشق او هستند، کشف می­کنند).

افراد دست کم در اول احتمالاً به سوی یکی از اجزای این جفت می­روند. با این حال طبیعی سازی ممکن است باعث توسعه تمایلات مخالف شده و در حالت ایده­آل آنها را یکپارچه کند توجه کنید که همانند جنس ، سن به صورت دائمی و پایدار به اثرات آرکتایپی ویژه­ای بسته نشده است.

Pearson مشاهده کرد که آرکتایپ ها می­توانند در هر زمانی از زندگی ظاهر شوند و او و Marr در این مورد بیان می­کنند که یک وضعیت فرضی حیات ممکن است نیاز به یک آرکتایپ داشته باشد، صرفنظر از اینکه چه آرکتایپی در آن دوره از زندگی فرد مسلط است. با این وجود علیرغم چنین کاهشی در تفاوت­های فردی، مدل آرکتایپی  مراحل زندگی Pearson، شیش جفت فرضیه را ارائه می­کند:

۱- کودکان در آرکتایپ های معصوم و یتیم، امتیاز بیشتری در مقایسه با سایر گروه­های سنتی دارند.

۲- سنین ۱۵ تا ۲۵ سال، امتیاز بیشتری در الگوی جستجوگر و عاشق دارند.

۳- اوایل بزرگسالی (۲۶-۳۹ سال) امتیاز بیشتری در جنگجو و مراقب دارند.

۴- بزرگسالان در گذار میان­سالی( ۴۰تا ۵۴ سال) امتیاز بیشتری در الگوی ویران­گر و خلاق دارند.

۵- بزرگسالان بالغ (۵۵ تا ۶۵) امتیاز بیشتری در الگوی جادوگر و حاکم­ دارند.

۶- بزرگسالان پیر (بیش از ۶۵ سال) امتیاز بیشتری در الگوی فرزانه و شوخ دارند.

روش

مرکز کاربردهای تیپ روان­شناسی (CAPT) مقیاس PMAI را به عنوان یک ابزار آنلاین (علاوه بر نسخه دست نویس) از سال ۲۰۰۴ در دسترس قرار داده است. داده­های جمع­آوری شده از شرکت کنندگانی که در یک دوره از پیش طراحی شده در PMAI آنلاین شرکت کرده­اند، نمونه­هایی را به وجود آورده که در این گزارش تحلیل شده است. توجه کنید که این نمونه که تحت مقیاس­های خود انتخابی نامعلوم قرار گرفته، به عنوان مکملی برای PMAI به محافل علاقه­مند در قبال هزینه­ای کم ارائه شده است.

علاوه بر تکمیل PMAI از هر فرد در مورد اطلاعات جمعیت شناختی (سن، جنس، سطح تحصیل و اشتغال)، یک رتبه بندی شخصی از سطح استرس (مقیاس ۵ امتیازی) در طول چند ماه گذشته و استفاده او از ابزار MBTI سوال شد. یک پاسخ مثبت به سئوال MBIT، یک تقاضای گزارش داوطلبانه از چهار ترجیح خود (E در مقابل I،S در مقابل N،T در مقابل F،J در مقابل P) را به دنبال داشت. شرکت­کنندگان اطلاعات تماس خود را ارائه کرده و لذا هیچ دلیلی برای عدم پاسخگویی به تماس­ها نداشتند.

یک دلیل برای معتبر بودن دقت این خود اظهاری در مورد نوع ترجیح وجود دارد. مشتریان CAPT تا حد زیادی از جامعه حرفه­ای انتخاب شدند که شامل افراد موفق در مدیریت ابزار MBIT می­شود. لذا آنها به خوبی در تئوری و عمیات  تیپ روان­شناسی متبحر بوده و ترجیح های تیپ آنها دارای بیشترین اعتبار هستند.

نتایج

داده­های کامل برای ۱۴۰۷ نفر در دسترس بودند. از میان آنها، ۸۳۵ نفر ترجیح­های تیپ خود را گزارش کردند. پنچ نفر فقط سه حرف را گزارش کردند (مانند IST)، باقی مانده یک نمونه ۸۳۰ نفره بودندکه هر ۴ حرف را گزارش کردند. تعداد زنان موجود در نمونه کلی (۸۹۹=n،%۹/۶۳( دو برابر مردان (۴۸۲=n یا %۳/۳۴) بود (۲۶ شرکت کننده یا %۸/۱ جنسیت خود را گزارش نکردند).

درصدی از هر جنس که تیپ را به صورت کامل گزارش کرد، تقریباً یکسان بود (%۲/۶۴ زن و %۸/۳۵ مرد). ۳۰ نفر از پاسخ دهنده­ها هیچ سنی را گزارش نکردند. در میان ۱۳۷۷ نفر باقیمانده، سنین در محدوده ۱۲ تا ۷۸ سال قرار داشت. تنها ۳ پاسخ دهنده کمتر از ۲۰ سال و فقط ۲ نفر ۶۶ سال و بیشتر بودند. هم میانگین و هم میانه سنین، ۴۴ سال بود.

تیپ کامل: توزیع برای ۸۳۰ گیرنده PMAI که تیپ خود را گزارش کردند در جدول ۱ (صفحه ۵۷) نشان داده شده است.

تکان دهنده­ترین ترجیح دامنه تیپ که مشخصه نمونه PMAI است، یک ترجیح غالب برای شهود (%۶/۸۶) در برابر حس کردن (%۴/۱۳) است. این توزیع با شیب زیاد، ۲۵/۳ برابر تعداد n ترجیح نمونه مشخصه ملی ایالات متحده (Myers،۱۹۹۸) بوده واز نظر آماری در سطح ۰۰۱/۰ معنی دار است.

شرکت کنندگان تیپ عموماً N را به S ترجیح دادند، اما شیوع نمونه PMAI نیز دارای معنی داری بیشتری از شیوع N پایگاه داده­های میزبان CAPT (شرکت کننده نوع اصلی) هستند. (%۴/۸۰ ، ۰۰۱/۰P<) به همین صورت با توجه به نمونه­های ایالات متحده و پایگاه میزبان CAPT، نمونه PMAI شامل I های بیشتر (ایالات متحده x 15/1 و CAPT x 22/1) و Pهای بیشتر (ایالات متحده x15/1 و CAPT x 12/1) است.

اولویت­های T و F از نظر نسبت ، در هر یک از نمونه­های S.U و CAPT تفاوت معنی داری نداشتند. اگرچه به صورت معنی دار، مردان بیشتری در نمونه PMAI (%3/58)، تقریباً دو برابر مردان نمونه S.U (%4/30) اولویت F گزارش کردند. لذا تیپ متوسط ما برای نمونه PMAI ، INFP (بیش از %۱۹) و سپس ENFP بود.

آرکتایپ : میانگین­ها برای آرکتایپ های مختلف در جدول ۲ نشان داده شد مقایسه این میانگین­ها با میانگین­های شرکت­کنندگان در آن به عنوان بخشی از گروه­های تهیه شده برای اهداف، وادار به تکمیل PMAI شدند، من را قادر ساخت تا درباره تمایل های خود انتخابی شرکت کنندگان که فعالانه در جستجوی ارزیابی بودند، به تفکر بپردازم (چون داده­های خام نمونه­های قبلی در دسترس نبودند، من قادر به اجرای آزمون­های آماری تفاوت­ها نبودم). تفاوت­های متوسط بین میانگین­ها در ستون آخر جدول ۲ نشان داده شده است.

برای نمونه فعلی، میانگین­های فرزانه، جستجوگر، جادوگر و خلاق به طور قابل توجهی از نمونه­های قبلی بیشتر بوده است، با یک تفاوت میانگین دست کم ۶۶/۱ امتیازی در مقایسه با تفاوت­های کمتر از ۰۰/۱ برای ۸ آرکتایپ دیگر.

این الگو با نمراتی که از اطلاعات جمعیت شناختی نمونه و توصیف­های آرکتایپی Pearson  و Marr، انتظارمی رفت، سازگار است.

جدول۱: توزیع تیپ برای پاسخ دهندگان PMAI و مقایسه­های SRTT با نمونه پاسخ دهنده ملی ایالات متحده.

Dichotomous preferences

The sixteen complete types

***/=۰٫۸۵

***/=۱٫۱۵

(۴۱٫۷%)

(۵۸٫۳%)

۳۴۶

۴۸۴

E

I

INTJ

n =105

(۱۲٫۷%)

I  ۶٫۱۴***

+++++

+++++

+++

INFJ

n = 85

(۱۰٫۲%)

I = 7.00***

+++++

+++++

ISFJ

n = 18

(۲٫۲%)

I = 0.16***

++

ISTJ

n = 34

(۴٫۱%)

I= 0.35**

++++

***/=۰٫۱۸

***/=۳٫۲۵

(۱۳٫۴%)

(۸۶٫۶%)

۱۱۱

۷۱۹

S

N

       /=۱٫۰۸

     /=۰٫۹۵

(۴۳٫۴%)

(۵۶٫۶%)

۳۶۰

۴۷۰

T

F

***/=۰٫۸۷

***/=۱٫۱۵

(۴۷٫۴%)

(۵۲٫۷%)

۳۹۳

۴۳۷

J

P

INTP

    n= 70

   (۸٫۴%)

  I=2.59***

   +++++

     +++

INFP

      n =159

(۱۹٫۲%)

I=4.37***

+++++

++++++

++++++

ISFP

n =6

(۰٫۷%)

I=0.08***

+

ISTP

n =7

(۰٫۸%)

I=0.16***

+

Pairs and temperaments

      /=۱٫۰۱

***/=۱٫۳۴

       /=۰٫۹۸

***/=۰٫۷۲

(۲۹٫۲%)

(۲۹٫۲%)

(۲۳٫۵%)

(۱۸٫۲%)

۲۴۲

۲۴۲

۱۹۵

۱۵۱

IJ

IP

EP

EJ

***/=۰٫۲۵

***/=۰٫۱۳

***/=۳٫۱۰

***/=۳٫۷۷

(۷٫۶%)

(۸٫۵%)

(۵۰٫۸%)

(۳۵٫۸%)

۶۳

۴۸

۴۲۲

۲۹۷

ST

SF

NP

NJ

ENTP

n =66

(۸٫۰%)

I=2.49***

+++++

+++

ENFP

    n =116

    (۱۴٫۰%)

   I=1.73***

      +++++

+++++

+++

ESFP

n= 5

(۰٫۶%)

I=0.07

+

ESTP

n= 8

(۱٫۰%)

I=0.22***

+

***/=۰٫۲۲

***/=۰٫۱۲

***/=۲٫۶۲

***/=۴٫۷۷

(۱۰٫۲%)

(۳٫۱%)

(۴۹٫۵%)

(۳۷٫۱%)

۸۵

۲۶

۴۱۱

۳۰۸

SJ

SP

NP

NJ

        /=۱٫۰۵

      /=۱٫۱۳

**/=۱٫۱۶

***/=۰٫۷۴

(۲۵٫۲%)

(۱۸٫۲%)

(۳۴٫۵%)

(۲۲٫۲%)

۲۰۹

۱۵۱

۲۸۶

۱۸۴

TJ

TP

FP

FJ

ENTJ

n =56

(۶٫۸%)

I=3.76***

+++++

+++

ENFJ

      n =62

      (۷٫۵%)

    I=3.04***

     +++++

       +++

ESFJ

n =19

(۲٫۳%)

I=0.19***

        ++

ESTJ

n =14

(۱٫۷%)

I=0.19***

++

***/=۴٫۵۲

***/=۲٫۳۳

***/=۰٫۲۰

***/=۰٫۱۶

(۵۰٫۵%)

(۳۶٫۱%)

(۷٫۸%)

(۵٫۵%)

۴۱۹

۳۰۰

۶۵

۴۶

IN

EN

IS

ES

       /=۰٫۹۷

***/=۰٫۷۸

    */=۱٫۱۴

    */=۱٫۱۷

(۱۷٫۴%)

(۲۴٫۳%)

(۳۲٫۳%)

(۲۶٫۰%)

۱۴۴

۲۰۲

۲۶۸

۲۱۶

ET

EF

IF

IT

                        Dominate Types

Jungian Types(I)

Jungian Types(E)

index

%

n

index

 

n

index

%

N

۰٫۹۳

۱۷٫۷۱

۱۴۷

Dt.T

۱٫۰۷

۹۰۲۸

۷۷

I-TP

۰٫۸۱

۸٫۴۳

۷۰

E-TJ

۱٫۰۶

۲۹٫۶۴

۲۴۶

Dt.F

۱٫۵۱***

۱۹٫۸۸

۱۶۵

I-FP

۰٫۶۶***

۹٫۷۶

۸۱

E-FJ

۰٫۲۱***

۷٫۸۳

۶۵

Dt.S

۰٫۲۵***

۶٫۲۷

۵۲

IS-J

۰٫۱۲***

۱٫۵۷

۱۳

ES-P

۳٫۰۳***

۴۴٫۸۲

۳۷۲

Dt.N

۶٫۵۰***

۲۲٫۸۹

۱۹۰

IN-J

۱٫۹۵***

۲۱٫۹۳

۱۸۲

EN-P

اختلاف میانگین با نمونه قبلی

امتیاز

انحراف استاندارد

میانگین

آرکتایپ

۰٫۳۹

۱۰

۳٫۷۰

۱۹٫۷۶

معصوم

-۰٫۷۷

۱۲

۴٫۴۹

۱۵٫۵۹

یتیم

-۰٫۳۹

۹

۳٫۹۵

۲۱٫۳۵

جنگجو

-۰٫۹۷

۸

۳٫۸۵

۲۱٫۷۸

مراقب

۱٫۸۹

۷

۳٫۷۷

۲۲٫۶۰

جستجوگر

۰٫۴۷

۵

۳٫۴۸

۲۲٫۹۰

عاشق

-۰٫۶۹

۱۱

۴٫۸۹

۱۷٫۷۶

ویرانگر

۱٫۹۶

۲

۳٫۶۴

۲۵٫۰۰

خلاق

۰٫۷۹

۴

۳٫۱۷

۲۳٫۹۰

حاکم

۲٫۰۶

۳

۳٫۹۰

۲۴٫۶۸

جادوگر

۱٫۶۶

۱

۲٫۸۶

۲۵٫۴۳

فرزانه

۰٫۱۷

۶

۴٫۱۴

۲۲٫۴۲

شوخ

جدول ۲: ابزار آرکتایپ (n=830)

برای مثال، Pearson و Marr (2002)، فرزانگان را علاقه­مند به شاگردی و آموختن توصیف کرده و برجسته ترین ویژگی جمعیت شناختی نمونه­های فعلی به صورت قابل بحث، آموزشی سطح بالای آنها است (بیش از %۵۰ دارای درجات دانشگاهی) Pearson و Marr، جستجوگران را نیز علاقه مند به اصلاح خود، جادوگران را داری خودآگاهی بسیار و افرادی علاقه­مند به چگونگی کارکرد ذهن و روح، افراد خلاق را علاقه­مند به اختراعات و روش شناسی ­های جدید توصیف کردند.

این توصیف­ها با ویژگی­های افراد علاقه مند به ارزیابی خود سازگار است. لذا تاکید های این نمونه خود گزینشی را می­توان به عنوان تایید روایی برای دقت توصیفات آرکتایپی Pearson و Marr تفسیر کرد.

آرکتایپ ها، ترجیح ­های تیپ و خلاصه نتایج استرس

۳۷ رابطه پیش بینی شده بین نمره های  آرکتایپ، ترجیح ­های تیپ و استرس وجود دارد که در مقدمه مشخص شد. فرضیات ترجیح تیپ در ابتدا با چهار آنالیز واریانس چند متغیره (MANOUA) تست شدند که هردو ترجیح (E-I،S-N،T-E،J-P) یک متغیر مستقل و ۱۲ نمره کهن الگو، متغیرهای وابسته بودند. همانند نسبت­های F به دست آمده برای T  هتلینگ، مقادیر ناچیز برای هر چهار MANOUVA معنی دار بوده (همه ۰۰۱/۰>P) و این تست­ها با یک آنالیز یک متغیره (ANOVA) ادامه یافتند که میانگین­ها را بر روی هرآرکتایپ برای چهار جفت MBTI مقایسه کرد.

اینFهای یک متغیره، نتایج گزارش شده در بخش­های بعدی هستند. فرضیه­های استرس با تقسیم امتیازات افراد در هر کهن الگو تا حد امکان نزدیک به میانه (امتیاز دهی عددی کامل مانع از یک شکست دقیق ۵۰-۵۰ شد) و انجام آزمون­های t دو طرفه با میانه­های بالا/پایین به عنوان متغیر مستقل و امتیازات استرس (۱ تا ۵) به عنوان متغیر وابسته، تست شدند.

از میان ۳۷ فرضیه، ۲۸ فرضیه با سطح احتمال کمتر از ۰۵/۰ (۲۶ از ۲۸ در سطح ۱/۰ یا کمتر) تایید شده و دو فرضیه دیگر به سطوح متعارف معنی­داری آماری (۰۷۳/۰>P و ۰۸۱/۰>P) رسیدند. خلاصه مطالب در جدول ۳ آمده است.

همه ۱۲ فرضیه اصلی (برای هر آرکتایپ) قویاً تایید شدند. ۱۱ فرضیه با سطح احتمال ۰۰۱/۰ یا کمتر و یکی با ۰۰۴/۰>P. به طور خلاصه این نتایج تایید قوی برای پیش­بینی­های حاصل از توصیفات آرکتایپ Pearson و Marr ارائه می­کنند.

جدول ۳: خلاصه نتایج معنی دار برای ترجیح های تیپ و کهن الگو کهن الگوهای نوعی.

میزان استرس

J-P

T-F

S-N

E-I

آرکتایپ

Less***

P*

E***

معصوم

More***

F***

I***

یتیم

T***

E***

جنگجو

More***

F***

مراقب

More***

P**

N***

جستجوگر

F***

N*

E***

عاشق

More***

F*

N**

I***

ویرانگر

More*

P***

N***

E***

خلاق

More***

J***

T***

E***

حاکم

F***

N***

E**

جادوگر

T***

N***

فرزانه

Less**

P***

E***

شوخ

معصوم

سه تا از چهار پیش بینی  در جهت فرضیه (۰۷۳/۰>P) تایید شدند.

* برون گراها (۵۹/۲۰= میانگین) امتیاز بیشتر از درون­گراها به دست آوردند (میانگین = ۱۷/۱۹،۹۲/۲۹={۸۳۱،۱} ، ۰۰۱/۰>P).

* ترجیح های احساس(۹۷/۱۹=میانگین)امتیاز حاشیه­ای بیشتری از ترجیح تفکر(۵۰/۱۹=میانگین ،۲۳/ ۳= {۸۳۱و۱ }  F ،۰۷۳/ ۰> P)  به دست آوردند.

* افرادی که ادراک را ترجیح دادند (۰۷/۲۰=mean) امتیاز معنی داری بیشتری از افرادی به دست آوردند که قضاوت را ترجیح دادند (۴۴/۱۹=mean،۷۷/۵={۸۳۰و۱}، ۰۱۷/۰>P)

* افراد بسیار معصوم ( امتیازات بیش از میانه در آرکتایپ معصومیت) استرس کمتری را در زندگی خود در مقیاس با افراد با معصومیت کم گزارش کردند (میانگین­های مقیاس استرس به ترتیب ۳۵/۳ و ۷۲/۳ ، {۳۷۳ و ۱}t 88/7= ، ۰۰۱/۰>P). امتیازات معصومیت دارای همبستگی منفی با سطوح استرس گزارش شده نیز بود ۵/۲- = {۳۷۳ و ۱}r ، ۱/۰>p).

یتیم

همه فرضیه­ها تایید شدند. یک تفاوت معنی دار پیش بینی نشده مربوط به درون گرایی – برون گرایی نیز در تحیلی­ها کشف شد.

* افراد دارای اولویت احساس (۰۹/۱۶ = mean) امتیاز معنی دار بیشتری از افراد داردی اولویت تفکر به دست آوردند (۹۱/۱۴ = میانگین ، {۸۳۱ و ۱}F 51/14 = ، ۰۰۱>P).

* افراد دارای امتیاز یتیمی زیاد (میانگین مقیاس استرس = ۷۳/۳) سطوح بالاتری از استرس را در مقایسه با امتیازات یتیمی کم به دست آوردند. (۳۰/۳=mean ، ۴۵/۹ = {۳۷۳ و ۱}t ، ۰۰۱/۰>P). امتیازات یتیمی دارای همبستگی مثبتی با استرس نیز بود (۰۱/۰>P ، ۳۰/۰ = {۳۷۳،۱}r).

* درون گراها  دارای امتیاز یتیمی بیشتری از برون گراها بودند. (میانگین­ها به ترتیب ۳۷/۱۶ و ۴۷/۱۴ ، ۳۱/۳۸ = {۸۳۱ و ۱}F  ، ۰۰۱/۰>P)

جنگجو

یکی از سه فرضیه جنگجو (فرضیه اصلی)‌تایید شده و یک رابطه اضافی پیش بینی نشده ظاهر شد.

* یک ترجیح تفکر (۵۲/۲۲=mean) باامتیازات جنگجویی بالاتر در مقایسه با ترجیح احساس ارتباط داده شد. (۵۱/۲۰=mean، ۰۰/۵={۸۳۱ و ۱}F،۰۰۱/۰>P)

* J ها امتیاز معنی دار بیشتری از pها بدست نیاوردند. اگرچه میانگین­ها تفاوتی در جهت پیش بینی شده نداشتند (۶۰/۲۱ در مقابل ۱۸/۲۱ ، ۱۳۶/۰>P).

* جنگجویان شدید، سطوح استرس بالاتر را گزارش نکردند. در واقع میانگین جنگجوی شدید (۴۸/۳) مقداری کمتر از میانگین جنگجوی کم (۵۶/۳) بوده و یک همبستگی کم، ولی معنی دار منفی (۷/۰ – = [۳۷۳ و ۱] =r) بین نمرات  جنگجو و استرس وجود داشت.

* افراد داری اولویت برون­گرا (۷۱/۲۲= میانگین) دارای امتیاز جنگجویی معنی دار بیشتری از افراد با اولویت درون گرا بودند، یعنی یک نتیجه پیش بینی نشده.(۴۱/۲۰ = میانگین) (۰۶/۷۲ = [۸۳۱ و ۱]F ، ۰۰۱/>P)

مراقب

دو تا از سه فرضیه مراقب تایید شدند.

* اولویت احساس (۰۳/۲۳=میانگین) امتیاز بیشتری از اولویت تفکر به دست آورد (۱۸/۲۰= میانگین ، ۷۹/۱۱۷ =[۸۳۱ و ۱] F ، ۰۰۱/۰>P).

* برون گراها (۰۴/۲۲=میانگین) امتیاز معنی دار بیشتر ی نسبت به درون گرا (۱۸/۲۰ =میانگین) به دست نیاوردند.

* مراقبان شدید، استرس بیشتری (۶۲/۳ در مقابل ۴۲/۳ ، ۰۹/۴ = [۳۷۳ و ۱] F 001/0>P) گزارش کرده و امتیازات مراقب با سطوح استرس همبستگی مثبت داشت (۱۰/= [۳۷۳ و ۱]r-01/0>P)

جستجوگر

هر سه فرضیه جستجوگر تایید شدند.

* تیپ­های شهودی امتیاز بیشتری برای جستجوگر در مقایسه با تیپ­های حسی به دست آوردند (میانگین به ترتیب ۸۰/۲۲ و ۱۵/۲۱)،[۸۳۱و۱]F 55/18= ، ۰۰۱/۰>P)

* اولویت ادراک (۹۸/۲۲ = میانگین) امتیازی بیش از قضاوت (۱۵/۲۲= میانگین) ۰۲/۱۰ = [۸۳۰ و ۱] F ، ۰۰۲/۰>P) به دست آورد.

* جویندگان شدید، استرس بیشتری را در مقایسه با جویندگان کم گزارش کرده (میانگین به ترتیب ۶۹/۳ و ۳۴/۳) ۳۱/۷ = [۳۷۳ و ۱]t ، ۰۰۱/۰>P) و امتیازات جویندگان همبستگی مثبت با استرس داشت.

عاشق

سه تا از ۵ فرضیه عاشق تایید شدند و چهارمی نزدیک به معنی­­داری بود.

* افراد با اولویت احساس (۱۴/۲۴=میانگین) تقریباً ۳ امتیاز بیشتر از اولویت تفکر (۲۹/۲۱=میانگین) برای عاشق به دست آوردند (۳۱/۱۱۶=[۸۳۱و۱]F،۰۰۱/۰>P).

* برون گراها امتیازی بیشتر از درون گراها به دست آوردند ( میانگین ۰۹/۲۴ در برابر ۰۶/۲۲)

* افراد با اولویت ادراک (۱۴/۲۳=میانگین) امتیازی بیشتر از شرکت­کنندگان با اولویت قضاوت (۶۵/۲۲=میانگین) به دست آوردند. اما این تفاوت به معنی داری آماری نرسید. (۰۸۱/۰>P،۰۶/۳=[۸۳۰و۱]F).

* شرکت کنندگانی که شهود را ترجیح دادند (۰۱/۲۳=میانگین) امتیاز معنی دار بیشتری از افرادی به دست آوردند که احساس را ترجیح دادند (۲۰/۲۲=میانگین ، ۸۸/۳= [۸۳۱و۱]F،۰۴۹/۰>P).

* بر خلاف پیش بینی هیچ تفاوت معنی دار آماری بین عاشقان زیاد و کم در سطوح استرس گزارش شده نبود و رتبه­بندی­های استرس، همبستگی معنی داری با امتیازات عاشقان نداشت.

ویران گر

دو پیش بینی انجام شده و هر دو تایید شدند، علاوه بر این، دو رابطه معنی دار پیش بینی نشده از آنالیز ظاهر شد.

* ویران گران شدید ( میانگین مقیاس استرس = ۸۱/۳ که بیشترین مقدار برای هر سطح کهن الگویی است) به صورتی معنی، استرس بیشتری را در مقایسه با ویران گران کم گزارش کردند ( میانگین مقیاس استرس = ۲۳/۳ که کمترین مقدار برای هر امتیاز کهن الگویی است. ۰۰۱/۰>P و ۷۸/۱۲ = [۳۷۳و۱]t  امتیازات ویران گر نیز بیشترین همبستگی را با استرس از هر کهن الگو داشت.

* افراد دارای ترجیح احساس، امتیاز بیشتری از اولویت تفکر در آرکتایپ ویران گر به دست آوردند (میانگین ها به ترتیب ۱۰/۱۸ و ۲۹/۱۷) = [۸۳۱و۱]F04/6 ،۰۱۴/۰>P).

* امتیازات ویران گر نیزبیشتر به اولویت شهود در برابر حس (۹۰/۱۷ در برابر ۶۷/۱۶، ۰۱۱/۰>P ، ۴۹/۶=[۸۳۱و۱]F) و درونگرایی در برابر برون گرایی (۲۰/۱۸ در برابر ۱۲/۱۷) (۸۰/۱۰=[۸۳۱و۱]F،۰۰۱/۰>P) ربط داده شد.

خلاق

دو تا از سه فرضیه تایید شده و دو رابطه معنی دار پیش بینی نشده دیگر پیدا شد.

* همان طور که پیش بینی شد، امتیازات آرکتایپ خلاق برای افراد دارای اولویت شهود (۵۱/۲۵=میانگین) خیلی بشتر از افراد دارای اولویت حس بود (۷۱/۲۱=میانگین، ۰۰۱/۰>P،۲۰/۱۲۳=[۸۳۱و۱]F)

* برخلاف پیش بینی، امتیازات تفکر  برای خلاق به صورتی معنی دار بیش از امتیازات احساس برای خلاق نبود (میانگین به ترتیب ۰۵/۲۸و ۹۹/۲۴)

* آنالیزها تایید کردند که امتیازات میانگین برای افراد دارای ترجیح ادراک (۵۱/۲۴=میانگین) در آرکتایپ خلاق، بیش از امتیازات افراد دارای ترجیح قضاوت بودند (۵۶/۲۴=میانگین ف ۸۶/۱۱= [۸۳۰ و ۱]F،۰۰۱/۰>P)

* برون گراها امتیازی بیش از درون گراها به دست آوردند (میانگین به ترتیب ۵۷/۲۵ و۶۰/۲۴ ، ۰۸/۱۵=[۸۳۱و۱]F،۰۰۱/۰>P). این یافته پیش بینی نشده بود.

* افراد دارای خلاقیت زیاد (۵۶/۳=میانگین) استرس معنی دار بیشتری را از افراد دارای خلاقیت کم گزارش کردند (۴۶/۳=میانگین ، ۱۱/۲=[۸۳۱و۱]t،۰۳۵/۰>P). اگرچه تفاوت میانگین کوچک بوده و همبستگی بین استرس و خلاق چشمگیر نبود.

حاکم

سه تا از چهار فرضیه تایید شدند، فرضیه چهارم در واقع در جهت معکوس معنی دار بود.

* همان طور که انتظار می­رفت، آرکتایپ حاکم از نظر قضاوت، قوی­تر از ترجیح ادراک بود (نگین­ها به ترتیب ۵۸/۲۴ و ۳۱/۲۳ ، ۵۵/۳۳=[۸۳۰و۱]F،۰۰۱/۰>P).

* بر خلاف پیش بینی، افراد با ترجیح تفکر درآرکتایپ حاکم، امتیازی بیش از ترجیح احساس به دست آوردند ( میانگین­ها به ترتیب ۷۱/۲۴ در برابر ۳۱/۲۳ ۵۹/۴۰=[۸۳۰و۱]F،۰۰۱/۰>P)

* همان طور که پیش بینی شد، برون گراها (۶۹/۲۴=میانگین) امتیازی بیش از درون گراها به دست آوردند (۵۳/۲۳=میانگین ، ۶۲/۳۶=[۸۳۱و۱]F،۰۰۱/۰>P)

* حاکمان شدید، استرس بیشتری (۶۲/۳=میانگین) در مقایسه با حاکمان ضعیف گزارش کردند (۴۴/۳=میانگین) (      ۰۰۱/۰>Pو۸۱/۳=[۳۷۳و۱]t) امتیازات حاکم همبستگی معنی دار (ولی نه قوی) با رتبه بندی استرس خود داشت (۰۵/۰>P06/0=[373و۱]r).

جادوگر

همه فرضیه­های جادگر تایید شده و یک رابطه پیش بینی نشده ظاهر شد. یک اولویت شهودی دارای امتیازات معنی دار بیشتری در مقایسه با اولویت حسی در کهن الگوی جادوگر بود (میانگین­ها به ترتیب ۰۳/۲۵ و ۵۵/۲۲ ۹۵/۴۴ = [۸۳۱و۱]F،۰۰۱/۰>P)

* امتیازات کهن الگوی جادوگر برای اولویت احساس به صورت معنی داری بیش از اولویت تفکر بود (میانگین به ترتیب ۳۷/۲۵ در برابر ۸۲/۲۳ ۴۰/۳۷=[۸۳۱و۱]F،۰۰۱/۰>P)

* برون گراها امتیازی بیش از درون­گراها به دست آوردند، یعنی یک رابطه پیش بینی نشده (میانگین­ها به ترتیب ۰۲/۲۶ در برابر ۰۱/۲۵) ۰۰۱/۰>Pو۱۳/۲۸=[۸۳۱و۱]F.

فرزانه

* امتیازات فرزانه برای یک ترجیح شهود نیز (۶۴/۲۵=میانگین) بیش از ترجیح­ حس بود (۱۵/۲۴=میانگین ،۶۰/۲۸= [۸۳۱و۱]F001/0>P).

* به هرحال امتیازات ادراک (۲۸/۲۵=میانگین) در آرکتایپ فرزانه، به صورت معنی داری بیش از امتیازات ترجیح قضاوت نبود (۶۲/۲۵=میانگین)

 

شوخ

  پیش بینی بر اساس آرکتایپ شوخ انجام شده و هر سه آنها تایید شد.

* شوخ­های زیاد، استرس معنی دار کمتری را در مقایسه با شوخ­های کم گزارش کردند (میانگین­ها به ترتیب ۴۴/۳ و ۵۸/۳) (۰۰۴/۰>P،۹۰/۲=[۳۷۳و۱]t. رتبه­بندی­های استرس دارای همبستگی منفی با امتیازات شوخ بودند. (۰۱/۰>Pو۱۰/۰=[۳۷۳و۱]r)

* برون گراها درآرکتایپ شوخ، امتیاز بیشتری از درون­گراها به دست آوردند (میانگین­ها به ترتیب ۵۸/۳۳و۶۲/۲۱،۷۹/۴۵=[۸۳۱و۱]F،۰۰۱/۰>P).

* امتیازات ترجیح ادراک آرکتایپ (۸۹/۲۲=میانگین) بیش ازترجیح قضاوت بود (میانگین = ۹۴/۲۱،۴۲/۱۰=[۸۳۱و۱]F،۰۰۱/۰>P).

فرضیه­های جنسیت

این نتایج با استفاده از آنالیز واریانس چند متغیره (MANOVA) آنالیز شدند که جنس به عنوان یک متغیر مستقل و ۱۲ مقیاس آرکتایپ وخود – رتبه­بندی استرس ساده به عنوان متغیرهای وابسته بودند.مقدار Nها به دلیل پاسخ های نا نوشته  گاه به گاه،  کاهش یافتند.

تنها یکی از ۴ پیش بینی (مردان بیشتر در آرکتایپ جنگجو) مربوط به امتیازات جنس و آرکتایپ تایید شد. دوتا از ۴ پیش بینی (که زنان باید در کهن الگوی عاشق امتیاز بیشتر و در جستجوگر امتیاز کمتر داشته باشند) در واقع از نظر آماری در خلاف جهت تفاوت پیش بینی شده بودند. همچنین بر خلاف پیش­بینی­ها مردان و زنان تفاوت چشمگیری در آرکتایپ مراقب نداشتند. میانگین امتیازات آرکتایپ در جدول ۴ نشان داده شده است.

برخلاف عدم تایید برای اثرات در این آرکتایب های خاص، جنس­های مختلف امتیازی با تفاوت معنی­دار در آرکتایپ های ۱۱ و۱۲ و نیز استرس به دست نیاوردند. جدول ۵ نشان دهنده ۸ میانگین آرکنایپ اضافی و میانگین­های استرس است.

 همان­گونه که در این دو جدول نشان داده شد، تفاوت­های جنسی برای همه آرکتایپ ها به جز یکی، معنی دار بودند (مراقب). از میان ۱۱ مقیاس آرکتایپ که تفاوت چشمگیری داشتند، مردان امتیازی بیش از ۸ داشتند (معصوم،عاشق،خلاق،حاکم،جادگر،فرزانه و شوخ) و زنان در سه آرکتایپ (یتیم،ویران­گر و جستجوگر) به همراه استرس امتیاز بیشتری به دست آوردند. جنسیت به وضوح اثر قوی ­تری بر امتیازات PMAIدارد. با این حال تفاوت­ها تا حد زیادی با پیش بینی­ها از تئوری آرکتایپ  Pearsom ناسازگار بودند.

جدول ۴: میانگین نمرات آرکتایپ برای تفاوت­های پیش بینی نشده جنسی.

نتیجه

پیش بینی

P

ارزش F

Df=1,1,347

زن

(۸۷۶)

مرد

(۴۷۳)

آرکتایپ

No diff

F>M

>.05

۰٫۸۵

۲۱٫۹۹

۲۲٫۱۹

مراقب

M>F

F>M

<.001

۴۷٫۹۰

۲۲٫۳۵

۲۳٫۸۱

عاشق

M>F

M>F

<.001

۲۱٫۸۹

۲۱٫۲۷

۲۲٫۳۰

جنگجو

F>M

M>F

<.001

۲۸٫۷۵

۲۲٫۷۰

۲۱٫۵۸

جستجوگر

جدول ۵: میانگین امتیاز آرکتایپ و استرس بر اساس جنس.

نتیجه

P

ارزش F

Df=1, 1,347

زن

(۸۷۶)

مرد

(۴۷۳)

آرکتایپ

M>F

<.001

۱۶۷۲٫۹۰

۱۷٫۹۲

۲۳٫۴۵

معصوم

F>M

<.001

۱۶۸٫۶۶

۱۶٫۶۱

۱۳٫۴۹

یتیم

F>M

<.001

۷۷٫۴۱

۱۸٫۳۵

۱۵٫۹۸

ویرانگر

M>F

<.001

۲۱٫۴۲

۲۴٫۳۰

۲۵٫۲۳

خلاق

M>F

<.013

۶٫۲۴

۲۳٫۸۳

۲۴٫۲۷

حاکم

M>F

<.001

۵۱٫۵۴

۲۳٫۷۰

۲۵٫۲۵

جادوگر

M>F

<.001

۱۲٫۹۴

۲۴٫۹۵

۲۵٫۵۲

فرزانه

M>F

<.001

۱۴٫۸۶

۲۲٫۵۰

۲۳٫۳۹

شوخ

F>M

<.001

۴۲٫۸۶

۳٫۶۲

۳٫۳۰

درجه استرس

فرضیه­های سن

فقدان داده­ها (فقط سه فرد کمتر از۲۰ سال) مانع از آزمون ۲ تا ۱۲ فرضیه اختصاصی سنی حاصل از تئوری پیرسون شد. برای تست ۱۰ فرضیه باقیمانده (۲ تا برای هر یک از ۵ گروه) امتیازات به صورت داخل یا خارج از محدوده سنی هدف، گروه بندی شده و امتیازات آرکتایپ در این گروه بندی­ها مقایسه شدند. نتایج در جدول ۶ نشان داده شده­اند.

تنها نتیجه­ای که معیار معنی داری  را برآورده کرد (۰۵/۰>P) برای حاکم با گروه سنی هدف بود که درواقع بر خلاف پیش بینی­ها، امتیازی کمتر از سایر گروه­ها داشت. امتیازات جنگجو به حالت مرزی بیش از میزان پیش بینی شده معنی دار بود، اما با فرض قدرت آنالیز با تعداد افراد و تست­های انجام شده بیشتر، این احتمالاً بدون مفهوم است.

نتیجه گیری

نتیجه اصلی این تحقیق، تاییدی بر روابط قابل پیش بینی بین مقیاس­های تیپ و آرکتایپ و توصیفات PMAI است. در مجموع ۲۱ رابطه از ۲۸ رابطه قابل پیش بینی (%۷۵) بین آرکتایپ و تیپ تایید شدند که شامل ۱۲ پیش بینی اصلی، یعنی یکی برای هر مقیاس PMAI است.

سه تای دیگر از میان ۲۸ رابطه به معنی داری آماری (۱۰/۰>P) رسیدند. علاوه بر این، ۷ تا از ۹ فرضیه درباره سطوح خوداظهاری استرس و امتیازات آرکتایپ تایید شدند.

این نتایح  هدف اصلی تحقیق را  تایید کردند. نتایج PMI دارای ارتباطی معنی دار  با ترجیح های تیپ و استرس بوده و مدارکی برای اعتبار همگرای ابزار ارائه کرده و اعتبار خلاصه شده در مرجع Marr , Peerson (2003  ) را تقویت می کند.

جدول ۶: امتیازات میانگین کهن الگو براساس گروه سنی

نتیجه

P

ارزش F

Df=1, 1,375

میانگین های سن های دیگر

میانگین گروه هدف

تعداد گروه هدف

رده سنی هدف

آرکتایپ

بدون تفاوت

n/s

۰٫۰۵

۲۲٫۲۳

۲۲٫۱۳

n=63

۱۵-۲۵سال

جستجوگر

بدون تفاوت

n/s

۰٫۶۶

۲۲٫۸۲

۲۳٫۲۲

n=63

۱۵-۲۵سال

عاشق

بیشتر

.۰۶۷

۳٫۳۵

۲۱٫۴۸

۲۱٫۸۹

n=442

۲۶-۳۹سال

جنگجو

بدون تفاوت

n/s

۰٫۵۶

۲۲٫۱۰

۲۱٫۹۴

n=442

۲۶-۳۹سال

مراقب

بدون تفاوت

n/s

۰٫۱۸

۱۷٫۵۲

۱۷٫۴۱

n=622

۴۰-۵۴سال

ویرانگر

بدون تفاوت

n/s

۱٫۹۳

۲۴٫۶۹

۲۴٫۴۲

n=622

۴۰-۵۴سال

خلاق

کمتر

.۰۱۴

۶٫۰۵

۲۴٫۰۳

۲۳٫۴۸

n=229

۵۵-۵۶سال

حاکم

بدون تفاوت

n/s

۰٫۳۶

۲۴٫۱۹

۲۴٫۳۶

n=229

۵۵-۵۶سال

جادوگر

بدون تفاوت

n/s

۱٫۶۶

۲۵٫۱۱

۲۵٫۹۰

n=21

۶۶+سال

فرزانه

بدون تفاوت

n/s

۰٫۱۲

۲۲٫۸۳

۲۳٫۱۴

n=21

۶۶+سال

شوخ

 

فرضیه های تائید نشده و نتایج غیر منتظره

چند فرضیه تایید نشده و روابط پیش بینی نشده ای که گاهاً از آنالیز داده های ظاهر می شوند، به ما کمک می کنند تا توصیف های آرکتایپ pearson و marr  را بهتر درک کنیم. برای مثال، امتیازات یتیم برای درون گراها بیش از برون گراها بودند.

اگرچه این یافته  پیش­بینی نشده است ولی تعجب آور نیست. زیرا بر چسب یتیم نشان گر انزوای اجتماعی است. همچنین دیدگاه دقیق به زندگی یتیم که توسط pearson و marr   توصیف شده با تحقیق kamisin , Reymense , Hanker (1998)سازگار است که در آن، دوستان و آشنایان درون گراها را با عنوان مردد و محتاط توصیف کرده بودند.

به همین صورت، ترجیح افزایش یافته پیش بینی نشده برون گراها نسبت به درون گرا به سوی جنگجویی، هنگامی واضح تر است که  دیدگاه تیپ به آن نگریسته شود تا توصیف آرکتایپ  myers و pearson. myers و همکاران (۱۹۹۸) گرایش برون گرا  را به صورت یک تمایل به اثر بر محیط و یک روش عمل گرای مواجهه با زندگی توصیف  کردند.

اگرچه pearson و marr    تاکید بیشتری بر اصل و تعریف جنگجو می کنند، توصیف آنها پر از جملات کنش­گرا است( مانند جنگجویان با خشن ترین رقیب مواجهه خواهند شد و از پیشگامی در یک جنگ لذت خواهند برد.)

فقدان یک رابطه معنی دار بین امتیازات جنگجو و استرس نیز ممکن است به سطح فعالیت مربوط باشد. تحقیق بر روی درماندگی آموخته شده (اکتسابی) نشان می دهد که استرس ناگزیر به یک حالت رخوت و فعالیت کم منحر خواهد شد.

لذا استرس مزمن ممکن است منجر به نمرات جنگجویی کم شده که در خلاف جهت فرضیه اولیه  است که جنگجویان شدید استرس بیشتری را تجربه می کنند( به دلیل یک لغو خالص) .این نیز همانند رابطه بین امتیازات جنگجو و اولیت تیپ p-j ، ممکن است با مطالعه بیشتر روشن شود.

عجیب این است که نمرات مراقبت برای برون گراها بیش از درون گراها نبودند، اگرچه جهت تفاوت براساس پیش بینی بود احتملاً مراقبت می تواند هم به درون گرایی و هم برون گرایی جهت دهد، یعنی فرهنگ غربی دقیقاً ارزش­های مراقبت از خود را تایید می کند آرکتایپ عاشق ممکن است یک رمانتیک و در جستجوی شفقت باشد اما جستجو را پرزحمت واسترس زا می یابد . سطح رضایت در یک رابطه عشقی ممکن ایت پیش بینی کننده بهتری از سارتس در مقایسه با اولویت یک عاشق به تنهایی باشد، اما چنین داده هایی در این مطالعه جمع آوری نشدند یکی از جالب ترین نتایج پیش­بینی نشده، شامل شباهت­های و تفاوت­های ویران گرو خلاق بود.

اگرچه این رابطه فقط برای خلاق پیش­بینی شده، ویران گر نیز یک ترجیح شهود را نشان داد. لذا احتمالا به نظر می رسد با استفاده از کارکرد شهودی ممکن است هم مثبت و هم ویران گر باشند. از مدت ها پیش نشان داده شده که تغییر، چه مثبت و چه منفی، پر استرس است که ممکن است توضیح دهد که چرا هر دوآرکتایپ با استرس بیشتر مرتبط هستند.

ویران گر و خلاق در اولیت تفکر – احساس تفاوت داشتند، ولی این تفاوت دقیقاً مانند فرضیه نبود. این فرضیه که ، خلاقان زیاد اولویت احساس نشان دهند تایید شد، اما برخلاف پیش بینی ، خلاقان زیاد ترجیح تفکر معنی داری نشان نداد. با فرض اینکه افرادی که تفکر را ترجیح می دهند از سوی افراد ی توصیف شده اند که آنها را با نظرات انتقادی و تکامل گرا می شناسند، این عدم تایید، ادعای pearson و marr   را رد می کند که خلاق ها در جستجوی عیوب برای نقد  کردن هستند.

شاید جالب ترین تضاد ویران گر و خلاق این است که ویژگی اول تسط زنان درون ریزی می شود  و دومی توسط  مردان برون ریزی  می شود. تحقیق آینده باید  این موضوع اثر گذار را مورد بررسی قرار دهد.

حاکمان بر خلاف پیش بینی تفکر را ترجیح می دهند، نه احساس را . این یافته با تحقیق تیپ سازگار است که به همیشه، ترجیح مدیران تجاری بیشتر روی تفکر است تا احساس. جهت گیری تفکر از منطق و ارزش­های انصاف بهره می برد و جهت گیری  احساس در جستجوی هماهنگی و قدرتمندی است. تحقیق آینده ممکن است شامل یک ارزیابی دو وجهی باشد، یعنی بررسی تیپ و کهن الگو و جستجوی تفاوت های قابل پیش بینی در حاکمانی که احساس تفکر را ترجیح میدهند.

برون گراها در کهن آرکتایپ جادوگر، امتیازی بیش از دورن گراها به دست آوردند، یعنی یک یافته غیر قابل پیش­بینی دیگر. این را می توان از طریق مطالعه بیشتر نظریه pearson و marr    درک کرد که سری به علامت موافقت در جهت برون گرایی تکان دادند با اظهاراتی مبنی بر اینکه یک جادوگر می داند که چگونه افرادرا متحد کند.

این پیش­ بینی که P در برابر j برای فرزانه مطلوب است نیز شکست خورد. در واقع روند نتایج در خلاف جهت بودند. اگر چه pearson و marr    ادعا کردند که فرزانگان قبل از جمع آوری اطلاعات، دو دل هستند، آنها همچنین به یک تمایل به تعصب و استبداد هم اشاره کردند این دو تمایل، در جهت باز بودن و محدودیت ، متناقض است. ممکن است در رابطه با فرزانه آنهایی که شهود را به حس ترجیح می دهند نیز بیشتر باشند،  یعنی یک یافته غیر منتظره دیگر، لذا فرزانگی ممکن است واجد توانایی دیدن دلایل و الگوهایی فراتر از وقوع باشد.

جنس و آرکتایپ ها

بر خلاف نتایج مثبت برای اکثر روابط پیش­بینی شده بین اولیت های تیپ وآرکتایپ فقط یکی از فرضیات جنس، مبنی بر اینکه امتیازات آرکتایپ جنگجو باید برای مردان بیش از زنان باشد تایید شد. امتیازات آرکتایپ مراقب برای مرد و زن تفاوت چشمگیری نداشت اما همه نتایج بر خلاف پیش بینی بودند.

 یک توضیح محتمل این است که  اطلاعات جمعیت شناختی غیر عادی مردان و زنان در این نمونه خود انتخابی، تفاوت های نقش جنس را که باید در یک گزینش تصادفی  و نمایشی از جمعیت به عنوان یک جامعه ظاهر شود محو می کند.  منبع نمونه، پایگاه میزبان capt شامل متخصصات با آموزش بالا است که بسیاری از آنها به تجارت های خود مشغول هستند.

لذا نمونه PMAI دارای چولگی نسبت به سطح آموزشی بسیار بالا، با ۸۴% داشتن یک مدرک کارشناسی و ۵۲% داشتن مدارک تکمیلی DDS . MD . JD , PH.D است در صدها برای زنان با نتایج مردان قابل مقایسه بود، برخلاق جمعیت ایالت متحده که زنان در ردیف درجات کارشناسی و تکمیلی دبناله روی مردان هستند. برای مثال سرشماری سال ۲۰۰۰ نشان داد که تنها یک درصد ناچیز از زنان (%۷/۱) اشتغال خود را در خانه داری اعلام کردند، در واقع کمتر از درصد مردان (% ۱/۳) در نمونه و خیلی کمتر از تخمین­های جمعیتی ایلات متحده (%۳۸) . از آنجا که زنان در مجموعه افراد این مطالعه با هنجارهای آموزشی و اشتغال جمعیت مطابقت نداشتند، آنها ممکن است  فعالانه در جسنجوی نقش­های جدید و تخریب انتظارات سنتی باشند.

این توضیع مفصل است، اما با امتیازت بیشتر مشاهده شده برای زنان در آرکتایپ جستجوگر و ویران گر و نتایج کمتر برای عاشق و مراقت سازگار است.

امتیازات کمتر زنان در آرکتایپ های حاکم و معصوم نیز با این ایده سازگار است که زنان به اندازه مردان احساس قدرت نمی کنند، با این حال از عدم توافق در قدرت آگاه هستند( یعنی دیگر معصوم نیستند) این مفهوم سازی از تغییر نقش های آرکتایپی زنان در جامعه نیز ممکن است یافته های مبنی بر سطوح استرس بیشتر در زنان را توضیح دهد.

تغییر نقش ها برای زنان باید احتمالاً در تفاوت­های مرتبط با سن در  نمرات نقش­های سنتی و آرکتایپ ها منعکس شود. یعنی احتمال بیشتری وجود دارد که زنان پیرتر تطابق بیشتر با کهن الگوهای سنتی تر داشته باشند برای مثال HARSAON 1997 گزارش کرد که زنان جوان تر در مقایسه با زنان پیرتر احتمال کمتری در شناسایی خود به عنوان خانه دار دارند. به هر حال داده های فعلی، امتیازات مراقب بیشتر یا جستجوگر کمتری را برای زنان مسن تر نشان نمی دهند.

جنسیت به وضوحاثری قوی بر امتیازات PMAI دارد تعاملات بالقوه جنسیت باسن، فرهنگ و وضعیت زندگی باید در تحقیق بعدی بر روی PMAI مشخص شود. تا آن زمان، داده های کنونی تایید کمی بر تفاوت های جنسی و پیش­بینی نشده در ابزار ارائه می کنند .

سن و آرکتایپ ها

هیچ یک از روابط پیش­بینی شده بین سن و کهن الگوها در این تحقیق تایید نشد، لذا شواهد کمی بر تایید پیشنهاد  Pearson وجود دارد، مبتی بر اینکه کهن الگوهای متضاد گوناگون واجد مراحل تکامل متفاوتی هستند .

در عوض نتایج با هشدار Pearson سازرگار هستند که تفاوت های فردی بر هر نوع روندهای سنی غالب است و در واقع کهن الگوها می توانند در هر زمانی از زندگی ظاهر شوند.

نتیجه گیری

اگرچه ترجیح تیپ و امتیازات PMAI به روش­های قابل پیش­بینی با هم مرتبط هستند، ولی یک چیز را اندازه نمی گیرند. هر ترجیح تیپ شامل محدوده وسیعی از امتیازت کهن الگو بوده و کهن الگوی غالب شامل دو قطب­ الویت در درون هر یک از ۴ جفت تیپ می باشد.

درست همانند تعدادی از نظریه پردازان تیپ مانندQuenk (2002) که در موقیعت­هایی تمرکز کرده اند که در آن، تیپ و رفتار ناسازگار به نظر می ­رسند، تحقیق آینده نیز ممکن است بر روی افرادی تمرکز کند که جفت­های تیپ کهن الگوی آنها با الگوی نرمال تفاوت داشته باشد (مانند حاکم با اولیت احساس) یا پیامدهایی متفاوت برای ترکیبات مختلف تیپ – کهن الگو را پی بینی کند برای نمونه انتظارات متفاوت از جویندگان شدید را با اولیت­های تیپ مختلف در نظر بگیرید:

یک جوینده برون گرا در جهت جستجوی خود در یک جهت رو به بیرون، احتمالا در جستجوی روابطی جدید و مقاصدی جدید است. یک جوینده درون گرا، در جستجوی خود به دنبال درک از خود و آموختن بیشتر است.

۱- یک جوینده که شهود را ترجیح می دهد، در جستجوی فرصت­های زیاد یا ایده هایی است که بتواند آنها را تصور کند. جوینده نسبتاً نادر با یک اولیت حسی ممکن است تمرکز بیشتری بر تعقیب تجربه و ورودی حسی داشته باشد.

۲- یک جوینده با یک اولیت تفکر در تعقیب حقیقت است ، در حالی که یک جوینده با اولویت احساس ، بیشتر به هماهنگی و خوشی نیاز دارد.

۳- جویندگانی که ادراک را ترجیح می دهند، احتمالاً سفر را یک پایان می یابند. در حالی که جویندگان  با الویت قضاوت می خواهند زودتر به مقصد برسند یا با تمایلات متضاد هم به تحقیق و هم یافتن بن بست، به یک ناامیدی می رسند.

۴- در مقایسه با تعداد تحقیق بر روی تیپ روان شناسی، مطالعه تجربی کهن الگوها در مرحله pearson و marr    از تحقیق بیشتری سود می برد که سایه اعتبار پیش­بینی آن است موارد بیشتری باید کشف شوند، چون داده های بیشتری جمع آوری و آنالیز می شوند، همچون بررسی استفاده از مفاهیم کارل یونگ از تیپ کهن الگو به صورت متوالی.

شیوه قهرمانان ورزشی: کدام ویژگی های شخصیتی در موفقیت ورزشکاران نقش دارند؟

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

2 پاسخ ها

Trackbacks & Pingbacks

دیدگاه خود را ارسال کنید

به گفتگو درباره این پست بپردازید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *