نوشته‌ها

۱۱ نکته برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم – بخش دوم

۶- در محیط کار خود یک فضای مثبت بسازید

اصلا فرقی ندارد که اتاق کارتان به چه شکل است، به هر حال اگر بخواهید می‌توانید فضای کاریتان را مملو از انرژی مثبت کنید. بر روی دیوار پوسترهایی نصب کنید که به شما آرامش دهند. عکس کسانی که دوستشان دارید را در کنار میز خود بگذارید. جملات انرژی‌بخش و مثبت بر روی پس‌زمینه کامپیوتر خود قرار دهید. به هر حال هر کاری از دستتان بر می‌آید بکنید تا به خودتان یادآوری کنید که کار همه زندگی شما نیست و شما خارج از آن هم هنوز فردی خوشحال هستید.

۷- با خودتان روراست باشید

این جمله شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما بارها شده است که افرادی را دیده‌ایم که خودشان را در شغلشان غرق کرده‌اند. آنها دیگر اعتبار خود را از دست داده و برای باقی ماندن در فضای مسموم کاری خود را قربانی کارشان کرده‌اند. می‌دانیم که انجام چنین کاری برخی‌اوقات راحتتر از مقابله‌کردن با آن است، اما باور داشته باشید که با این کار فقط خود را نابود خواهید کرد. هیچ‌وقت به دیگران اجازه ندهید شما را تغییر دهند، مگراینکه خودتان بخواهید خود را تغییر دهید.

۸- برای زمان‌های استرس راه دررویی برای خود در نظر بگیرید

شاید بخواهید همین فردا از کارتان استعفا دهید، اما این گزینه از نظر ما زیاد جالب نیست. پس همین امروز روشی را پیدا کنید تا زمان‌هایی که نیاز است خود را دوباره شارژ کنید. مثلا با دوست خود به ناهار بروید یا اطراف ساختمان محل کارتان پیاده‌روی کنید. بعضی‌وقتها ۵ دقیقه‌ای با خود خلوت کرده و مدیتیشن کنید. کتابی بخوانید و ذهنتان را از هر چیزی آزاد کنید. به هر حال هر کاری از دستتان بر می‌آید بکنید تا خودتان را از زیر بار فشار کاری رها کنید. به خاطر داشته باشید اگر سلامتی روح و بدنتان برایتان مهم است، این کار را حتما در برنامه روزانه خود قرار دهید حتی برای چند دقیقه کوتاه.

۹- بر روی واقعیت‌ها تمرکز کنید، نه داستان‌ها

غرق‌شدن در حاشیه‌ها و داستان‌های موجود در محیط کار، کاری بسیار آسان است. اطرافیانتان خیلی راحت می‌توانند در مورد شما حاشیه‌های مختلف درست کنند. ما به شدت به شما توصیه می‌کنیم که در چنین شرایطی حتما چند قدم به عقب گذاشته، نفسی تازه کنید و بر روی واقعیت‌ها تمرکز کنید. دقت کنید که دقیقا چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است و چه چیز‌هایی فقط در حد حرف هستند؟ اصلا انرژی خود را صرف دانستن این موضوع که چه اتفاقی افتاده و یا نیافتاده نکنید. باز هم می‌گوییم، بر روی وقایع تمرکز کنید، هرگز اجازه ندهید این مسائل برای شما معنای دیگری پیدا کنند. پس همیشه در زمین واقعیت بازی کنید.

۱۰- خود را درگیر حواشی نکنید

شاید این داستان کمی قدیمی باشد؛ اما برای خیلی از افراد انگار فضای کار همان فضای دبیرستان است. مطمئنیم شما هم همکارانی دارید که بعضی‌وقتها شما را به آن زمان باز می‌گردانند. متأسفانه شما برای تغییر آنها هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید، اما حداقل می‌توانید تصمیم بگیرید که در بازی آنها شرکت نکنید. همیشه به یاد داشته باشید که خود را درگیر حواشی و اینگونه داستان‌ها نکنید.

۱۱- همین الان هرگونه سوءتفاهم را از بین ببرید؛ ارتباط برقرار کنید!

اجازه ندهید که مشکلات بغرنج‌تر شوند. اگر باید در مورد مشکلی صحبت کنید پس همین الان این کار را انجام دهید و البته با حرفه‌ای‌گری این کار را به پایان برسانید. هرگز نگذارید مشکلات بزرگتر شوند وگرنه به چیزی تبدیل می‌شوند که دیگر کاری از دست شما بر نخواهد آمد. ارتباط‌برقرارکردن به مانند هر رابطه‌ای کلید موفقیت است.

موفق باشید.

 مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI ، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

۱۱ نکته برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم – بخش اول

این حقیقت که بسیاری از افراد در شغل‌هایی که واقعاً دوست ندارند گیر کرده‌اند چیز عجیبی نیست. برای برخی افراد، این مسأله بغرنج‌تر است زیرا محیط کاری آنها به مراتب مسموم‌تر است. خواه مدیرتان آدم بدجنسی‌است، خواه همکار دیوانه‌کننده‌ای دارید و یا سیاست‌های شرکت زننده‌ است یا خیر، به هر حال این موارد چیز جالبی برای شما نمی‌باشند.

رهاکردن بلافاصله کار گزینه مناسبی نمی‌باشد زیرا اول از همه باید یک راه فرار برای خود در نظر گرفته باشید. اگر شما این گزینه را به عنوان آخرین گزینه در نظر گرفته‌اید (حداقل برای الان)، پس زمان آن رسیده که فکری به حال محیط کاری کنونی خود کنید.

مهمترین نصیحتی که می‌توانیم به شما بکنیم این است که مسائل را به هیچ وجه شخصی نکنید و بین موضوعاتی که می‌توانید آنها را تغییر دهید و نمی‌توانید تفاوت قائل شوید. هرگز اجازه ندهید که منفی‌گرایی محیط‌ کار یا افراد آن شما را از میدان به در کند. به فکر هدف والاتر خود و آن چه به خاطر آن کار می‌کنید باشید.

هرگز نگذارید کار مسمومتان از طریق تحمیل منفی‌گرایی به شما چیره شود

در ادامه به ۱۱ نکته مفید برای سالم‌ماندن در یک محیط کاری مسموم اشاره خواهیم کرد:

۱- کارتان را به منزل نبرید

حرف ما را گوش کنید، اگر فهمیده‌اید که محیط کاریتان مسموم و خسته‌کننده است، پس چرا سعی می‌کنید که این انرژی منفی را وارد منزلتان کنید؟ این کار درست مثل این است که در خانه‌تان را باز کنید و بگذارید ابرهای تیره و کثیف وارد فضای شاد منزلتان شود. این کار را نکنید. بگذارید آن فضای منفی در همان محیط کارتان باقی بماند. یک قانون برای خود بگذارید: هیچ وقت در مورد مسائل کاریتان در منزل صحبت نکنید. هیچ وقت ایمیل‌های کاریتان را در منزل چک نکنید. اگر بعضی‌وقتها در منزل ذهنتان به سمت مسائل کاری رفت، سریعا خود را با چیز دیگری مشغول کنید. « از فضای شاد منزلتان محافظت کنید. »

۲- کسی را داشته باشید که بتوانید با او دردودل کنید (البته خارج از اداره!)

اگر بخواهید از نکته شماره ۱ استفاده کنید، باید یک سیستم حمایتی برای خود داشته باشید. با این روش می‌توانید افکار منفی را از ذهن خود دور کرده و بدون اینکه آنرا وارد محیط منزل کنید از شر آنها رها شوید. از دوست مورد اطمینان خود بخواهید که گاهی اوقات اگر دوست دارد با شما هم‌کلام شود. حتی می‌توانید به آنها بفهمانید که نیازی به پاسخشان ندارید، بلکه تنها نیاز به یک محیط امن دارید تا افکار منفی محیط کار را از خود دور کنید.

۳- به دنبال نکات مثبت باشید، هر نکته مثبتی

آیا در موقعیتی قرار دارید که تمام انگیزه خود را از دست داده و اساساً خالی شده‌اید؟ خیلی خوب، این موقعیت بهترین زمان برای تصورکردن و امتحان‌کردن هر نوع نکته مثبت و تمرکزکردن بر آنهاست. شاید این فرصتی باشد برای رشد حرفه‌ای که می‌تواند برای موقعیت آینده‌تان شما را آموزش دهد. از مزایای آن استفاده کرده و به این فکر کنید که این موقعیت چگونه می‌تواند به سکوی پرتابی برای شما تبدیل شود. به دنبال هر روش و نکته مثبتی باشید که شغلتان را مثبت کرده و تنها بر روی آن تمرکز کنید.

۴- یک استراتژی خروج برای خود ایجاد کنید

اصلا برای ما مهم نیست که می‌خواهید در شغل کنونی‌تان دو سال بیشتر بمانید یا دو ماه بیشتر، هنوز می‌توانید برای زمانی که وقت رفتن باشد برای خود یک استراتژی خروج در نظر بگیرید. این کار بدین دلیل مهم است که با انجام چنین روشی به مغز خود سیگنال می‌دهید که هیچ چیز تا ابد باقی نخواهد ماند. با این روش همیشه به خود امید خواهید داد که بالاخره یک روز به موقعیت‌های بهتر و روشن‌تر دست خواهید یافت. به خود یادآوری کنید که برای چه هدفی کار می‌کنید و به جای اینکه در حال حاضر چه اتفاقی می‌افتد قرار است در آینده چه اتفاقی را رقم بزنید.

۵- مرزهای خود را تعریف کنید

این مورد برای خیلی از افراد یک چالش بزرگ به حساب می‌آید. اینکه یاد بگیرید به راحتی «نه» بگویید کار راحتی نیست، اما قول می‌دهیم ارزشش را دارد. مرزها دقیقا مثل وقت ناهار هستند. نه خیلی زود نه خیلی دیر. وقتی که مرخصی هستید سعی نکنید در روزهای آخر هفته و یا وقتی در منزل هستید کار کنید. در این روزها به تلفن هیچ کس علی‌الخصوص رئیستان پاسخ ندهید. مرزها نه تنها سلامتی شما بلکه سلامتی همکارانتان را نیز تضمین می‌کند. شما می‌توانید نمونه‌ای باشید برای دیگران تا نشان دهید که چقدر به سلامت خود اهمیت می‌دهید و کار را در درجه دوم زندگی خود قرار می‌دهید.

این مقاله ادامه دارد….

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI ، دپارتمان MBTI

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

شغلتان را دوست ندارید؟ چه کاری باید انجام دهید؟

همه افراد در سنین متفاوت و موقعیت های شغلی گوناگون یک خصوصیت مشترک دارند: آنها از شغلشان راضی نیستند و احساس خوشبختی نمی کنند، با این حال آرزو داشتند که می‌توانستند انتخاب دیگری داشته باشند، اما اینکه چگونه این کار را انجام دهند برایشان سوالی بزرگ بود.

می‌توانیم اکنون با اطمینان بگوییم که هر کسی در زندگی خود را پرسش‌های مختلفی روبرو می‌شود. وقتی این حالت به ما دست می‌دهد که ما از نظر روحیه در سطح پایینی قرار داریم و دنبال گمشده‌ای می‌گردیم؛ با این وجود، اگر این عدم رضایت و قطعیت از اینکه می‌خواهید کارتان را رها کنید سر جای خود باقی بماند، اینجاست که باید بنشینید و ببینید که دقیقا چه چیزی از زندگی خود می‌خواهید.

ما همیشه به مراجعان یا مشتریانمان گفته‌ایم که چهار فاکتور اساسی وجود دارد که خوشبختی و موفقیت آنها را در شغل بعدیشان تعیین می‌کند: مهارت‌ها، علایق، شخصیت و ارزش‌ها. اگر یکی از آنها از مدار تنظیم خارج شود، مثل این خواهد بود که ماشین زندگیتان یکی از چرخ‌هایش را از دست بدهد.

اگر شما در برهه‌ای از زندگی خود قرار دارید که نیاز به آن دارید که در یک تعمیرگاه توقف کرده و انگیزه‌ و خوشبختی خود را بازبینی کنید، به نظر ما باید با یک مشاور یا مربی شغلی صحبت کنید.

ابزارهایی که به شما پیشنهاد می‌کنیم فقط نمونه‌هایی هستند از چیزهایی که ما در چند سال اخیر آنها را مؤثر دیده‌ایم و توانسته‌اند به افراد دیدگاه و چشم‌انداز مناسبی از زندگی داده و به آنها در ادامه دادن روند زندگیشان کمک کنند.

ما اکیدا توصیه می‌کنیم که با یک مشاور شغلی که در زمینه ابزارهای ارزیابی شخصیتی دارای تبحر باشد مشاوره کنید تا هیچ شک و شبهه‌ای در نتیجه کار شما وجود نداشته باشد. همچنین این نکته را نیز به خاطر داشته باشید که این دست ابزارهای و آزمون‌ها تنها کمکی هستند به شما در راه کشف و کاوش زندگی حرفه‌ای و شغلیتان.

در ادامه به ۵ ابزار اشاره خواهیم کرد که می‌توانند شما را در آغاز دوباره مسیر شغلیتان کمک کنند:

۱- شخصیت

شما با وظایف جدید چگونه برخورد می‌کنید؟ و یا آیا جلسات کاری و گروهی را انرژی‌زا می‌دانید یا خسته‌کننده؟

ابزار شخصیت‌شناسی میرز-بریجز یا MBTI می‌تواند به شما کمک کند تا خودتان را بهتر بشناسید. این آزمون بر اساس نظریه معروف تیپ‌های شخصیتی روانکاو سوئیسی Carl Jung بنا نهاده شده و به شما کمک می‌کند تا چهار مسأله اساسی در خصوص شخصیت خود را بهتر بشناسید. اینکه چگونه از دنیای اطراف انرژی می‌گیرید (درونگرایی (I) و برونگرایی (E))، اینکه چگونه اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنید (منطقی (S) و شهودی (N))، اینکه چگونه تصمیم‌گیری می‌کنید (احساسی (F) و فکری (T)) و اینکه سبک زندگی شما به چه شکلی است (منظم (J) و منعطف (P)). بعد از پاسخ دادن به ۹۳ سوال که از آن به عنوان آزمون Step I نام می‌برند می‌توانید تیپ شخصیتی خود که یک کلمه چهار حرفی است را بدست بیاورید. در این آزمون هیچ گزینه بد یا خوب یا درست و غلطی وجود ندارد. این تیپ چهار حرفی را نباید به عنوان یک لیبل یا برچسب بر خود بدانید که موجب محدودیت شما شود. هر شخص در نوع خود منحصربفرد بوده و دارای شخصیتی بسیار پیچیده می‌باشد. ابزار MBTI تنها ترجیحات شما را مشخص می‌کند. اگر شما فردی راست دست باشید، مطمئناً می‌توانید نام خود را با دست چپتان نیز بنویسید؛ شاید این کار به آسانی دست راستتان نباشد ولی به هر حال قابل انجام است.

۲- علایق

ما همیشه از مراجعینمان می‌پرسیم چه کاری را با «لذت» انجام می‌دهند. در عوض تا امروز پاسخی که آنها به ما داده‌اند این است که آنها در چه کاری مهارت دارند. سپس ما مثال خودمان را به آنها می‌زنیم: من در استفاده از رایانه مهارت زیادی دارم؛ با این حال لزوماً از کارکردن با آن لذت نمی‌برم و دوست ندارم در زمینه IT کار کنم. صرفا به خاطر اینکه شما در کارکردن با چیزی مهارت دارید بدین معنا نیست که از کارکردن به آن نیز لذت می‌برید.

متأسفانه بسیاری از افراد از نزدیک شدن به شغل‌های رؤیایی خود خجالت می‌کشند صرفاً به این دلیل که در آن مهارت نداشته و توانایی انجام آن شغل را ندارند. آزمون ارزیابی علایق STRONG می‌تواند به شما کمک کند که ۳ حوزه علاقمندی خود را کشف کنید.

این آزمون بر اساس نظریه انتخاب حرفه John Hollnd بنا نهاده شده است و به شش حوزه مجزا تقسیم می‌شود: واقع‌گرا، تحقیق‌کننده، هنری، اجتماعی، سازمان‌دهنده و سنتی. این ۶ خصوصیت در قالب یک نمودار شش ضلعی نمایش داده شده و ۳ انتخاب اصلی شما معمولا در کنار یکدیگر قرار می گیرند.

وقتی توانستید ۳ حوزه اصلی علاقمندی خود را شناسایی کنید، که از آن به عنوان «کد هالند» نیز یاد می‌کنند، پس از آن مشاور شغلی شما می‌تواند به شما در پیداکردن شغلی مناسب که با علاقمندی‌ها و شخصیتتان همخوانی بیشتری داشته باشد کمک کند.

۳- مهارت‌ها

مهارت‌ها توانایی‌ها و رفتار شما هستند که در طول زمان رشد کرده و بدست آمده‌اند. ما مطئمنیم که شما در چیزهایی دارای مهارت هستید و در چیزهای دیگر مهارتی ندارید. مهارت‌ها بخشی مهم از شخصیت شما را تشکیل می‌دهند، بنابراین کارهایی که معمولا از انجام دادن آن لذت می‌برید جزو کارهایی هستند که در آنها مهارت دارید.

آیا می‌دانستید که سه نوع مهارت مختلف وجود دارد؟ مهارت‌های فنی (مرتبط با شغل)، مهارت‌های خودمدیریتی (نظیر مدیریت زمان یا قابلیت اطمینان) و روان‌ترین آنها: مهارت‌های قابل انتقال (نظیر مهارت‌ در مذاکره یا برقراری ارتباط).

برای مثال کارت‌های شرکت SkillScan می‌تواند شما را قادر سازد تا در خصوص کارهایی که می‌توانید انجام دهید فکر کنید و به شما در سازماندهی و مرتب‌کردن آنها کمک کند. بنابراین شما راحتتر می‌توانید آنها را در ذهن خود فهرست کرده و در زمان‌هایی که لازم است رزومه کاری خود را تهیه کنید مشکل خاصی نداشته باشید. همچنین در مصاحبه‌های حضوری نیز می‌توانید با هوشمندی بیشتری نسبت به توانایی‌هایتان صحبت کنید.

۴- ارزش‌ها

ارزش‌های شما نقش عمده‌ای را در جستجوی شغلی و انتخاب حرفه شما بازی می‌کنند. استفاده از کارت‌های ساده ارزش‌ها می‌تواند به شما کمک کند که ۶ ارزش اصلی خود را شناسایی کنید. برای مثال: شناخت، دستیابی‌ها، استقلال، حمایت، شرایط کاری و غیره.

مشاور شغلی شما نیز می‌تواند در شناسایی زمینه‌های کاری به شما کمک کرده و ارزش‌های اصلی شما و آن دسته از ارزش‌هایی که پایین‌ترین اهمیت برای شما دارند را پیدا کند.

ارزش‌ها نقش راهبری رفتار شما را دارند و می‌توانند تعیین‌کننده اصلی خوشبختی و رضایت کلی شما از شغلتان باشند. به همین دلیل است که باید از انتخاب شغلی که با ارزش‌های شما منافات دارند خودداری کنید. بنابراین اگر با مأموریت و چشم‌انداز کارفرما یا شرکتتان، یا محصولی که ارائه می‌کنید مخالفت دارید، مسلم بدانید که نسبت به آن شغل نیز هیچ رضایت و لذتی نخواهید داشت.

۵- شبکه‌سازی

بعد از اینکه فهمیدید چه چیزهایی باعث می‌شوند ماشین زندگیتان بدون هیچ مشکلی به راه خود ادامه دهد، شبکه‌سازی بهترین ابزاری است که می‌تواند در یافتن شغل به شما کمک کند. مطالعات بسیاری نشان می‌دهند که امروزه شبکه‌سازی بهترین راه برای یافتن شغل می‌باشد. برخی اوقات از آن به عنوان «Vitamin C» یاد می‌کنند که حرف “C” همان رابطه یا Connection است.

پلتفرم‌های رسانه اجتماعی نظیر LinkedIn یا Xing بهترین دوستان شما در ساختن شبکه‌ مخصوص به خودتان و جستجوی افرادی است که کاری مشابه کار شما را انجام می‌دهند. به مسیر آنها دقت کنید: چه چیزی خوانده‌اند؟ پیش از این در چه شرکت‌هایی کار کرده‌اند؟ چه مهارت‌هایی دارند؟ سپس پیامی به آنها فرستاده و خود را به صورت مختصر به آنها معرفی کنید. سوالی از آنها بپرسید و در حالت ایده‌آل از آنها بخواهید که ترتیب برگزاری یک مصاحبه حضوری را فراهم کنند.

مهربان، دوستانه، علاقمند و مهمتر از همه خودتان باشید. به یاد داشته باشید، همه ما می‌خواهیم کسی را ببینیم که (حقیقتاً) علاقمند به ما و پس‌زمینه کاری ما باشد. و چه می‌دانید؟ شاید این فرد دارای اختیار زیاد بوده و منصب خوبی داشته باشد و یا با کسانی که بتوانند به شما کمک کنند ارتباط داشته باشد. همچنین شاید بتوانید به افراد نشان دهید که می‌توانید به صورت داوطلبانه چند روزی برای آنها کار کنید تا توانایی‌هایتان در شعل موردنظر را نشان دهید.

خیلی از دوستان ما شغل موردنظرشان را از یکی از روش‌های بالا بدست آورده‌اند. یعنی یا به صورت داوطلبانه در جایی کار کرده‌اند و یا از طریق شبکه‌سازی و معرفی، جایی را برای کارکردن انتخاب کرده‌اند.

پس هرگز تسلیم نشوید؛ جستجو کرده و به خوبی مردم اطمینان داشته باشید. آنها دوست دارند که به شما کمک کنند.

ترجمه ای از مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

آیا در محیط کار خود سردرگم شده‌اید؟ دانستن تیپ شخصیتی می‌تواند به شما کمک کند (بخش اول)

اگر از وضعیت خود در محیط کار خسته شده‌اید، شاید اولین عکس‌العلتان تغییر شغلتان باشد. این تصمیم به دلایلی می‌تواند بهترین تصمیم بوده و یا نباشد. این موضوع بستگی به دلایل ریشه‌ای خستگی و سردرگمی شما دارد. برای کشف اینکه چرا چنین احساسی دارید و در قبال آن چه کاری می‌توانید انجام دهید، بهترین کار می‌تواند شناخت بیشتر خودتان باشد.

تیپ شخصیتی، همانگونه که در ابزار ارزشیابی شخصیتی مایرز بریجز (MBTI) تشریح شده است، در خصوص ترجیحات ما نسبت به اینکه چگونه فکر می‌کنیم، رفتار می‌کنیم و در محیط کار ارتباط برقرار می‌کنیم دید مبسوط و عمیقی می‌دهد. دانستن تیپ شخصیتی می‌تواند تأثیر شگرفی بر روی رضایتمندی شغلی ما داشته باشد.

در اولین وهله چه چیزی به شما انگیزه کارکردن می‌دهد؟

MBTI هر تیپ شخصیتی را با چهار حرف نشان می‌دهد. این چهار حرف به چهار ترجیح ما اشاره دارند که عبارتند از: سبک کسب انرژی، سبک جمع‌آوری اطلاعات، سبک تصمیم‌گیری و سبک زندگی. دو حرف وسطی تیپ ما که همان ترجیحات «شیوه جمع‌آوری اطلاعات» و «شیوه تصمیم‌گیری» است، «انگیزاننده‌های اصلی» ما در محیط کار هستند و نقش عمده‌ای در رضایتمندی شغلی بازی می‌کنند. میزان لذت و یا نفرت از کار به شدت به میزان تطابق وظایف و مسئولیت‌های ما با این ترجیحات خاص ارتباط دارد. وقتی تلاش می‌کنید که تناسب خود را با شغلتان افزایش دهید، نگاهی به وظایف و مسئولیت‌های خود بیاندازید و بررسی کنید که تا چه میزان با انگیزاننده‌های اصلی شما همخوانی دارند. این مسأله به طور اساسی به هویت شما بستگی داشته و نوع موقعیت‌ها و فعالیت‌هایی که بیشترین همخوانی را با شما دارند تعیین می‌کند. درحالیکه اکثر ما تا حدی این مسائل را رعایت می‌کنیم، اما به ندرت پیش می‌آید که درنگی کرده و لیستی از چیزهایی که به ما انگیزه می‌دهند را تهیه کنیم.

آیا یک «تصویر کلی» را ترجیح می‌دهید یا جزئیات روز به روز را؟

اولین قدم در شناسایی انگیزاننده‌های کاری، شناسایی سبک جمع‌آوری اطلاعات شماست. در ادبیات MBTI، از این سبک در قالب دو ترجیح منطقی (S) و شهودی (N) استفاده می‌شود. اگر شما به واقعیت‌ها، اعداد و ارقام و اطلاعات جزئی علاقمندید، به احتمال زیاد باید دارای ترجیح منطقی (S) باشید. از سوی دیگر، اگر به احتمالات آینده و تصویری از اینکه می‌توانید اوضاع را بهتر کنید علاقمندید، احتمالا یک شهودی (N) هستید. اکثر ما از هر دوی این ترجیحات استفاده می‌کنیم، اما در یکی از این ترجیحات راحتتر بوده و به صورت طبیعی رفتار می‌کنیم.

دومین قدم این است که نحوه تصمیم‌گیری خود را مشخص سازید. اگر با استفاده از برهان علی معلولی یا بررسی اوضاع از نظر مزایا و معایب، تصمیم‌گیری منطقی و هدفمند را پیش می‌گیرید، شاید دارای ترجیح فکری (T) هستید. در این حالت شما نگاه دقیقی به سیستم خواهید داشت و اگر نواقصی در آن موجود باشد نسبت به رفع آنها اقدام خواهید کرد. از طرف دیگر، اگر تصمیماتتان را اول از همه بر روی اینکه مسأله بگذارید که چگونه از ارزش‌هایتان تبعیت کرده و تصمیم شما چه تأثیری بر آن ارزش‌ها خواهد گذاشت به احتمال زیاد یک احساسی (F) هستید. در بسیاری از موارد، شما به دنبال «درستی» است، پس می‌توانید تصمیمات خود را بر اساس آن اتخاذ کنید. در این مورد نیز بسیاری از ما از هر دو ترجیح استفاده می‌کنیم اما در ترجیحی موفق خواهیم بود که کمترین اتلاف انرژی را در آن داشته باشیم.

ترکیب این ترجیحات (منطقی و شهودی، فکری و احساسی) تعیین‌کننده میزان رضایت ما از شغلمان است. از ترکیب این چهار ترجیح به چهار الگو دست می‌یابیم که عبارتند از:

  • ST: افرادی که این دو ترجیح را دارا هستند دوست دارند کارشان دقیق و صحیح باشد.
  • SF: صاحبان این دو ترجیح دوست دارند خدماتی آنی و بدون درنگ به افراد ارائه دهند.
  • NF: این افراد الهام‌بخش دیگران هستند تا در طولانی‌مدت به رشد لازم برسند.
  • NT: افرادی که در این گروه قرار می‌گیرند به دنبال ایرادها و کاستی‌های سیستم می‌گردند و می‌خواهند تا با ارائه یک راهکار بلندمدت نسبت به رفع و اصلاح امور اقدام کنند.

هر چند بسیار بعید به نظر می‌رسد که یک شخص فقط در محدوده ترجیحات خود عمل کند، اما اگر بتوانید بخش اعظمی از وقتتان – تقریباً ۶۰ درصد – را در ترجیحات مخصوص خود صرف کنید، در محیط‌ کاری خود پرانرژی‌تر و راضی‌تر خواهید بود. برعکس، اگر بخش اعظمی از وقت خود را خارج از محدوده ترجیحاتتان صرف کنید، هنوز هم شایستگی لازم را دارا خواهید بود اما احساس تخلیه انرژی می‌کنید.

iStock_catherine-blog-atd2-300x200

یک تصویر کلی از زندگی کاری خود داشته باشید

اگر احساس می‌کنید که نیاز به تغییر دارید، به کارتان به چشم یک تصویر کلی بنگرید نه اینکه به شکل جزء جزء. ببینید دو حرف وسط تیپتان چگونه با یک سطح نقشتان، واحدتان و شرکتتان همخوانی دارد.

بیایید ابتدا از شرکتتان شروع کنیم. نقش کنونی شما شاید به ترجیحاتتان همخوانی خوبی نداشته باشد، اما فرهنگ کلی شرکت تا حدی با هویت و انگیزاننده‌های شما همراستا است. به دنبال یک نقش جدید بودن در داخل شرکت شاید خیلی بهتر از جستجوی کار در یک شرکت دیگر باشد. آیا سازمان شما یک تصویر وسیعتر از آینده را دنبال می‌کند (شهودی) یا بیشتر بر روی پرداختن به مشکلات کنونی متمرکز است (منطقی)؟ آیا تصمیماتی که اتخاذ می‌شود بیشتر بر مبنای منطق و تحلیل هدفمند و بازگشت سرمایه است (فکری) یا به دنبال پشتیبانی از ارزش‌های اساسی و ایجاد یک هارمونی و اجماع نظر در تصمیمات است (احساسی)؟

اگر اکنون صاحب نقشی هستید که نیازمند میزان بالایی از واقعیت‌ها، اطلاعات و تصمیم‌گیری منطقی است، اما کل سازمان به دنبال یک تصویر کلی و تأثیرگذاری مثبت در جهان است، شاید پذیرفتن نقش‌های دیگر در داخل سازمان امکان شکوفاشدن ترجیحات طبیعی شما را فراهم سازد؟ یا به عبارت دیگر شما می‌توانید وظایف جدیدی را در همین نقشی که دارید بپذیرید بگونه‌ای که بیشترین همخوانی را با دو حرف میانی تیپ شخصیتی شما داشته باشد. (ST، SF، NF و NT)

به خاطر داشته باشید که ممکن است یک شرکت فعالیت بر اساس تصویر آینده خود را بر مبنای افراد انجام داده و یاعث ایجاد تفاوت و ارزش می‌شود (NF)، اما با یک رفتار مبتنی بر ST، عملیات خود را بر مبنای کارهای روز به روز چیده و تصمیاتی مبتنی بر منطق، اطلاعات جزئی و حقیقی و هدفمند اتخاذ کند. درحالیکه همین مساله باعث ایجاد یک پیچیدگی خاص در تصمیم‌گیری می‌شود، اما نوع جدیدی از احتمالات را نیز به نمایش می‌گذارد.

اگر شما منطقی‌بودن (S) و فکری‌بودن (T) را ترجیح می‌دهید، ممکن است در رده‌های بالایی سازمانی نقش رضایت‌بخش‌تری بدست آورید. این نقش بیشتر از اینکه فعالیت‌محور باشد، نیاز به تصور و ایده‌پردازی بیشتری دارد. اما اگر نقش‌های موجود در شرکتتان به شدت با ترجیحات شما همخوانی دارد، ممکن است از پذیرفتن نقش‌های جدیدی که سردرگمی شما را کم کند لذت برده هر چند فرهنگ عمومی سازمان زیاد با ترجیحات شما همخوانی نداشته باشد.

 این مطلب ادامه دارد….

مترجم: مهندس مجتبی کریمی (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری)

منبع: CPP Blog

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

چگونه شناخت تیپ شخصیتی‌تان می‌تواند به رضایت شغلی شما کمک کند؟ (قسمت دوم)

در قسمت قبل این مقاله، کاترین رینز (Catherine Rains) از مدرسین ارشد MBTI نکاتی پیرامون رابطه تیپ شخصیتی با رضایت شغلی و کاربرد ابزار MBTI در انتخاب شغلی با میزان رضایت بالاتر ارائه کرد. در این قسمت به طور عمیق‌تر به این موضوع پرداخته شده است که چگونه تیپ شخصیتی در خوشایند یا آزاردهنده بودن نقش کنونی شما در محیط کار ایفای نقش می‌کند و چگونه می‌توانید نقشی را در شرکت یا سازمان فعلی خود انتخاب کنید که با تیپ شخصیتی شما همخوانی بهتری داشته باشد.

زمانی که در محیط کار احساس نارضایتی می‌کنیم، اغلب علت اصلی نارضایتی ما، سازمان یا شرکتی که در آن کار می‌کنیم نیست، بلکه از نقشی که به ما محول کرده‌اند ناراضی هستیم. تیپ شخصیتی که بر اساس ابزار شخصیت‌شناسی میرز-بریگز (MBTI) تعیین می‌شود، اطلاعاتی در مورد ترجیحات ما در خصوص نحوه جمع‌آوری اطلاعات و تصمیم‌گیری در اختیارمان قرار می‌دهد که به میزان زیادی با رضایت شغلی در ارتباط هستند. هر چه بیشتر در زمینه‌ای نزدیک به ترجیحات شخصیتی‌مان کار کنیم، احساس سرزندگی بیشتر  و فرسودگی کمتری خواهیم داشت.

همان طور که در قسمت قبل این مقاله اشاره شد، شغل فعلی شما ممکن است لزوماً با ترجیحات شخصیتی‌تان همخوانی نداشته باشد. هر چند اگر فرهنگ سازمانی بزرگ‌تری که در آن کار می‌کنید با شما و تیپ شخصیتی‌تان تطابق داشته باشد، جستجوی نقش دیگری در همان سازمان نسبت به این که بخواهید محل کارتان را عوض کنید می‌تواند انتخاب بهتری باشد.

همان‌طور که تیپ شخصیتی توصیف‌کننده انسان‌هاست، می‌توان تیپ شرکت‌ها، گروه‌ها و نقش‌ها را نیز بسته به شیوه جمع‌آوری اطلاعات و تصمیم‌گیری در آن‌ها تعیین کرد. از تیپ شخصیتی به عنوان راهنمایی برای تعیین یک نقش مناسب‌تر استفاده کنید. این کار را نه فقط با نگریستن به تیپ فردی بلکه با بررسی مهارت‌ها و ویژگی‌هایی که تیپ گروههای مختلف را تشکیل می‌دهد، انجام دهید.

مشخص کنید واقعاً چه کاری می‌خواهید انجام بدهید

معمولاً در دوران کودکی از همه ما این سؤال پرسیده می‌شود که: «وقتی بزرگ شدید می‌خواهید چکاره بشوید؟» هنگام جستجوی یک نقش تازه در شرکت یا سازمانتان، سؤال بهتری که می‌توانید از خودتان بپرسید این است که: «چه کاری می‌خواهی انجام بدهی؟» با جستجوی انواع وظایف و مسئولیت‌هایی که با انگیزه‌بخش‌های اصلی شما همخوانی دارند، با دقت بالاتری می‌توانید نقش رضایت‌بخش‌تری را در شرکت یا سازمان فعلی خود بیابید.

آلن همر (Allen L. Hammer) در کتاب مقدمه‌ای بر تیپ‌های شخصیتی و مشاغل (Introduction to Type and Careers) می‌گوید، بهتر است در این مواقع سؤالات زیر را از خودتان بپرسید:

  • من می‌خواهم چه کارهایی را هر روز انجام دهم؟
  • من می‌خواهم در یک، پنج یا ده سال آینده در چه موقعیت شغلی باشم؟
  • من می‌خواهم با چه نوع آدم‌هایی کار کنم؟
  • من چه نوع محیط کاری را بیش از همه برای خودم مناسب می‌دانم؟
  • چه نوع محیط کاری به من اجازه می‌دهد که بیشترین بهره‌وری را داشته باشم؟
  • چه چیزهایی به من انگیزه می‌دهند که بهترین عملکردم را داشته باشم؟

با در نظر گرفتن نکته اخیر، در حالی که ترجیحات فکری (T) و احساسی (F) سبک تصمیم‌گیری ما را توصیف می‌کنند، ترجیحات منطقی (S) و شهودی (N) نوع اطلاعاتی که ما تصمیماتمان را بر آن مبنا اتخاذ می‌کنیم مشخص می‌سازند و تلفیق این دو نشان می‌دهد که چه چیزی بیشترین انگیزه را به ما در محیط کار می‌دهد:

ST: دستیابی به نتایج نهایی

SF: ارائه خدمات عملی

NF: ایجاد یک تفاوت معنادار

NT: بهبود سیستم

تحقیقات نشان می‌دهند، افراد مشاغلی را که با دو حرف میانی تیپ شخصیتی‌شان همخوانی دارد به صورت ناخودآگاه انتخاب می‌کنند و به سمت آن‌ها کشیده می‌شوند. برای مثال اگر شما دارای ترجیح احساسی (F) باشید، از به عهده گرفتن نقشی که در آن بتوانید به دیگران کمک کنید یا از آن‌ها پشتیبانی کنید، احساس رضایت قابل توجهی خواهید داشت. این عامل انگیزه‌بخش می‌تواند به اشکال گوناگون خود را نمایان کند، مثلاً کمک کردن به مشتریان، مربی‌گری، حضور در یک گروه مشاوره‌ای، بهبود وضعیت جامعه یا ایجاد یک دنیای بهتر.

علاوه بر این، افرادی که دارای ترجیح احساسی (F) هستند، باید به یاد داشته باشند که نتیجه کلی کارشان می‌تواند بر سطح نهایی رضایت شغلی نیز اثر بگذارد. برای مثال، ممکن است متوجه شوید کار شما طوری است که به طور روزانه زمان زیادی را صرف اجرای نقش «کمک‌کننده» نمی‌کنید اما در مجموع کارتان منجر به ایجاد نکات مثبت در زندگی مردم می‌شود. اگر شما در یک مرکز انسان‌دوستانه یا دانشگاه کار می‌کنید، حتی اگر هر روز درگیر کمک کردن به مردم نباشید، می‌دانید که بخشی از چرخ بزرگ‌تری که برای ایجاد تفاوت در زندگی مردم می‌چرخد هستید و همین کافی است تا شما را در محیط کار سرزنده نگه دارد.

Happy-Person-at-Work

شکل دادن نقش فعلی‌تان

اگر شما دارای ترجیحات منطقی و فکری هستید و در نقشی قرار گرفته باشید که به میزان ارتباطات فردی زیادی نیاز دارد، ممکن است بخواهید به دنبال نقشی بگردید که به شما اجازه بدهد به تحلیل داده‌ها با تأکید بر شرایط این مکانی و این زمانی بپردازید یا حتی دلتان بخواهد اینگونه مسئولیت‌ها را در نقش فعلی خود به عهده بگیرید.

برای مثال من اغلب با مشاوران شغلی که دارای ترجیحات ST هستند کار می‌کنم که حرفه آن‌ها مستلزم بکارگیری مداوم دو کارکرد غیر مورد ترجیحشان یعنی احساسی (F) و شهودی (N) است. اگر چه آن‌ها معمولاً ابراز می‌کنند که در مجموع شغلشان را دوست دارند، در عین حال تصدیق می‌کنند که شغلشان بسیار فرسوده‌کننده و طاقت‌فرساست به ویژه زمانی که مجبورند ساعت‌های طولانی را صرف کمک مستقیم به یک شخص کننند. هر چند اگر آن‌ها بتوانند فعالیت‌هایی را بیابند که به آن‌ها اجازه بدهد در محدوده ترجیحات طبیعی‌شان کار کنند، مثلاً تحلیل ارزیابی‌های شغلی، نقد رزومه‌های کاری، انجام کارهای اداری یا مدیریت فناوری درون‌گروهی و نظایر آن می توانند به انگیزه‌های جدیدی برای ادامه کارشان دست یابند.

در مجموع، اگر بتوانید به اندازه کافی کارهایی را بیابید که با ترجیحات شخصیتی شما همخوانی دارند و آن‌ها را با نقش فعلی خود یکپارچه کنید، احساس رضایت و سرزندگی بیشتری در موقعیت شغلی فعلی خود خواهید داشت.

داشتن صبر کافی برای این که مسیرتان را بیابید

باید توجه داشت گاهی اوقات یک راه حل سریع برای افزایش رضایت شغلی وجود ندارد زیرا توسعه مهارت‌ها و تخصص‌ها برای فعالیت در نقش‌های خاص زمان می‌برد.

برای مثال اگر شما دارای ترجیح فکری (T) باشید از سبک تصمیم گیری منطقی لذت خواهید برد و دلتان می‌خواهد به دنبال اشکالات سیستم بگردید تا آن‌ها را رفع کنید. سؤال این است، آیا به اندازه کافی در شغل خود پیشرفت کرده‌اید که بخواهید تغییرات را آغاز کرده و به اجرا بگذارید؟ اکثر تیم‌ها وقت صرف نمی‌کنند که به کارکنان تازه‌کار بگویند کجای کارشان ایراد دارد بدون آن که بدانند توصیه‌ها و پیشنهاده‌های آن‌ها تا چه اندازه می‌تواند در تصمیم فرد برای ادامه آن نقش مؤثر باشد.

برخی مواقع شما مجبورید که نقش فعلی خودتان را برای مدتی ادامه بدهید، تخصص لازم را به دست آورید و تأثیر لازم را به جای بگذارید تا بتوانید در نقش کسی ظاهر شوید که می‌تواند ایراد سیستم را بیابد. احتمالاً برای مدتی نارضایتی را تجربه خواهید کرد، ضمن این که احتمالاً متوجه ناشایستگی‌های برخی از همکاران و مدیرانتان می‌شوید که دلتان می‌خواهد آن‌ها را برطرف کنید اما قدرت این کار را ندارید. در عوض بهتر است زمان خود را صرف این کنید که در موقعیت فعلی خود تخصص لازم را به دست آورید، چون در نهایت به قدرت لازم برای اعمال تغییرات دست خواهید یافت و اینگونه می‌توانید به تدریج در شغلی که آن را رضایت‌بخش می‌یابید و به شما اجازه می‌دهد که با ترجیحات طبیعی‌تان کار کنید، رشد نمایید.

مراجع:

 http://www.cppblogcentral.com/education-blog/frustrated-at-work-part-ii-using-personality-type-to-find-a-better-role-at-your-company/

تهیه و تنظیم:

سید ساجد متولیان

عضو دپارتمان MBTI – خانه توانگری طوبی

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

چگونه شناخت تیپ شخصیتی‌تان می‌تواند به رضایت شغلی شما کمک کند؟ (قسمت اول)

در مقاله حاضر که توسط کاترین رینز (Catherine Rains) از مدرسین ارشد MBTI در وبلاگ CPP منتشر شده، به رابطه تیپ شخصیتی با رضایت شغلی و کاربرد ابزار MBTI در انتخاب شغلی با میزان رضایت بالاتر پرداخته شده است.

اگر از شغل فعلی خود ناراضی هستید، احتمالاً اولین واکنش شما این خواهد بود که به دنبال شغل دیگری بگردید. بسته به این که ریشه نارضایتی شما چیست، این واکنش ممکن است بهترین تصمیم باشد یا نباشد. در هر صورت برای این که دریابید چرا این احساس به شما دست داده است و چه کاری می‌توانید در مورد آن انجام بدهید، یک عمل مفید آن است که سعی کنید خودتان را بیشتر بشناسید.

تیپ شخصیتی که با استفاده از ابزار شخصیت‌شناسی میرز-بریگز (MBTI) تعیین می‌گردد، اطلاعاتی ارزشمند و کاربردی در مورد ترجیحات ما در خصوص نحوه تفکر، رفتار و برقراری ارتباط در محیط کار فراهم می‌سازد. شناخت تیپ شخصیتی می‌تواند تأثیر عمیقی بر رضایت شغلی شما داشته باشد.

چه انگیزه اولیه‌ای باعث شد به این شغل روی آورید؟

براساس ابزار MBTI، تیپ شخصیتی هر فرد با یک عبارت چهار حرفی مشخص می‌شود که این حروف به ترتیب بیانگر ارجحیت‌های ما در خصوص نحوه دریافت انرژی، جمع‌آوری اطلاعات، تصمیم‌گیری و سبک زندگی می‌باشند. دو حرف میانی در تیپ شخصیتی که بیانگر ترجیحات ما در مورد سبک «جمع‌آوری و دریافت اطلاعات» و «تصمیم‌گیری و نتیجه‌گیری» می‌باشند و معرف انگیزه‌بخش‌های اصلی ما در محیط کار هستند، نقشی اساسی در رضایت شغلی ایفا می‌نمایند. میزانی که از شغلمان لذت می‌بریم یا از آن خوشمان نمی‌آید، وابستگی بالایی به این دارد که تا چه اندازه نقش‌ها و وظایف محوله به ما در محیط کار با این دو ترجیح شخصیتی (جمع‌آوری اطلاعات و تصمیم‌گیری) همخوانی دارد.

وقتی که در مورد میزان تطابق خودتان با شغلتان قضاوت می‌کنید، نگاهی به این بیندازید که چگونه وظایف و مسئولیت‌هایتان با انگیزه‌های اصلی شما برای این شغل در یک راستا قرار گرفته‌اند. این انگیزه‌ها در مرکز شخصیت شما قرار دارند و نشان‌دهنده نوع موقعیت‌ها و فعالیت‌هایی هستند که به طور طبیعی تمایل دارید در آن‌ زمینه به تلاش بپردازید. هر چند بیشتر ما چیزهایی در مورد این انگیزه‌ها در خود حس می‌کنیم، اغلب به اندازه کافی وقت صرف نمی‌کنیم که به دقت بررسی کنیم چه چیزی باعث می‌شود واقعاً در محیط کار احساس رضایت کنیم. این بررسی سود فراوانی را در خصوص رضایت شغلی نصیبمان می‌کند.

frustration-of-debt-and-back-to-work

آیا شما تصویر بزرگ را در نظر دارید یا درگیر جزئیات روزمره هستید؟

اولین گام برای این که عامل انگیزه‌بخش اصلی خود را در محیط کار شناسایی کنید، این است که مشخص کنید به چه نحوی  اطلاعات جمع‌آوری می‌کنید. به زبان MBTI، این مربوط به یکی از دو کارکرد منطقی (S) یا شهودی (N) می‌باشد. اگر شما در اکثر مواقع به حقایق، آمار و ارقام و داده‌های خاص که توصیف‌کننده واقعیات موجود هستند گرایش دارید، احتمالاً ترجیح جمع‌آوری اطلاعات شما، از نوع منطقی (S) است. از سوی دیگر اگر فردی هستید که بیشتر به احتمالات آتی، و تصویری از این که چگونه می‌توان امور را بهبود داد علاقمند هستید، احتمالاً ترجیح جمع‌آوری اطلاعات شما از نوع شهودی (N) است. اکثر ما دارای هر دو کارکرد (منطقی و شهودی) هستیم اما به طور طبیعی تمایل داریم که در اکثر مواقع از یکی از آن‌ها استفاده کنیم.

گام دوم این است که در مورد شیوه تصمیم‌گیریتان تفکر کنید. اگر بر روی شیوه تصمیم‌گیری منطقی و عقلانی و با استفاده از استدلال علت و معلولی و سود و هزینه ای متمرکز هستید، احتمالاً دارای ترجیح فکری (T) می‌باشید. شما فردی هستید که به این نگاه می‌کنید که چه چیزی در سیستم مشکل دارد تا آن را درست کنید. در نقطه مقابل، اگر شما تصمیمات خود را بر مبنای این که چگونه با ارزش‌های شخصی شما همخوانی دارند و تأثیر آن‌ها بر دیگران چیست پایه‌ریزی می‌کنید، احتمالاً دارای ترجیح احساسی (F) هستید. در اکثر شرایط شما به دنبال این هستید که چه چیز درست است تا بتوانید امورتان را بر آن مبنا پایه‌ریزی کنید. به طور مشابه اکثر ما از هر دو سبک در شغلمان استفاده می‌کنیم، اما اغلب یکی از آن دو که انرژی کمتری از ما می‌گیرد را ترجیح می‌دهیم.

ترکیب این کارکردها (منطقی و شهودی، فکری و احساسی) تعیین‌ می‌کند که چه شرایطی در محیط کار برای ما بیشترین رضایت‌بخشی را به دنبال خواهد داشت:

ST: اشخاصی نتیجه‌گرا که می‌خواهند کارها را درست و دقیق انجام دهند.

SF: افرادی عمل‌گرا که می‌خواهند پشتیبانی فوری برای دیگران فراهم آورند.

NF: افرادی که می‌خواهند اثری معنادار از خود به جای بگذارند تا انگیزه‌بخش دیگران برای پیشرفت در بلندمدت باشند.

NT: افرادی هستند که احتمالات موجود برای بهبود سیستم را می‌بینند و می‌خواهند دریابند چه چیزی مشکل دارد تا برای رفع آن مشکل یک راه حل بلندمدت ارائه نمایند.

هر چند این که فقط با ترجیحات خود کار کنید چندان واقع‌گرایانه نیست، اما اگر بتوانید بخش اعظم یا بهتر بگوییم ۶۰ درصد از زمان کاری خود را به کارهایی اختصاص دهید که با ترجیحات شخصیتی شما همخوانی دارد از شغل خود انرژی و انگیزه بیشتری دریافت خواهید کرد. به طور معکوس، اگر بخش اعظم زمان کاری خود را درگیر اموری باشید که خارج از ترجیحات شخصیتی شماست، هر چند هنوز می‌توانید شایسته عمل ‌کنید اما احساس فرسودگی و خستگی شدید خواهید نمود.

به تصویر بزرگ زندگی شغلی خود بنگرید

اگر نیاز به یک تغییر را در خود احساس می‌کنید، به تصویر بزرگ بنگرید و صرفاً واقعیات دم‌دستی پیرامون خود را در نظر نگیرید. بررسی کنید چگونه دو حرف میانی تیپ شخصیتی شما (منطقی یا شهودی، فکری یا احساسی) با سه سطح (نقش شما، گروه شما و شرکت یا سازمان شما) همخوانی دارد.

بگذارید بررسی را با شرکت شما آغاز کنیم. نقش کنونی شما ممکن است با ترجیحات شما همخوانی کاملی نداشته باشد اما اگر فرهنگ سازمانی بزرگ‌تر با شخصیت و عوامل انگیزه‌بخش شما همخوانی داشته باشد، جستجوی نقشی تازه در همان شرکت یا سازمان احتمالاً نسبت به یافتن شغلی دیگر انتخاب بهتری است. آیا سازمان شما به دنبال یک تصویر وسیع‌تر از آینده است (شهودی) یا بر حل مسائل این زمانی و این مکانی تمرکز دارد (منطقی)؟ آیا فرآیندهای تصمیم‌گیری بیشتر تحت تأثیر سبک منطقی و عقلانی است (فکری) یا بر مبنای یک سری ارزش‌های اساسی است که در پی برقراری هماهنگی و توافق جمعی بر سر تصمیمات هستند (احساسی)؟

اگر از این که نقشی را به عهده گرفته‌اید که تا حد زیادی درگیر جزئیات و آمار و داده‌ها و سبک تصمیم‌گیری منطقی است، احساس نارضایتی می‌کنید و در عوض شرکت شما بر مبنای دنبال کردن یک چشم انداز برای ایجاد اثراتی مثبت در دنیا عمل می‌کند، ممکن است نقش‌های دیگری در سازمان وجود داشته باشد که به شما این امکان را بدهد تا در زمینه‌ای نزدیک‌تر به ترجیحات شخصیتی خود کار کنید. یا این که می‌توانید وظایفی را در سازمان خود به عهده بگیرید که در آن‌ها بیشتر بتوانید دو ترجیح اصلی خود (ST, SF, NF,NT) را مورد استفاده قرار دهید.

به یاد داشته باشید در هر صورت، اکثر شرکت‌ها در مجموع به سمت ایجاد یک تصویر آتی و با انگیزه ایجاد تفاوت و ارزش برای مردم حرکت می‌نمایند (NF)، اگر چه برای انجام امور روزمره، از آمار و ارقام و معیارهای منطقی و عقلانی (ST) استفاده می‌کنند. هر چند این امر، پیچیدگی تصمیمات را برای فرد بیشتر می‌کند، اما فرصت‌های جدیدی را نیز برای وی فراهم خواهد نمود.

url

اگر شما کارکردهای منطقی و فکری را ترجیح می‌دهید، احتمالاً می‌توانید نقشی رضایت‌بخش را در یک سازمان که در بالاترین سطوح آن به دنبال تصویر بزرگ‌تر است و بر مبنای یک چشم‌انداز کمتر نتیجه‌گرایانه عمل می‌کند، بیابید. در صورتی که نقش‌های شما در شرکت یا سازمان به خوبی با ترجیحات شما همخوانی دارد، احتمالاً درخواهید یافت که لذتی که در ازای به عهده گرفتن نقشی جدید به دست می‌آورید، هر گونه نارضایتی   که در محیط یک فرهنگ سازمانی بزرگ‌تر و با ترجیحات متفاوت‌تر تجربه می‌کنید را از بین می‌برد.

در قسمت دوم این مقاله، به طور عمیق‌تر به این موضوع می‌پردازیم که چگونه تیپ شخصیتی در خوشایند یا آزاردهنده بودن نقش کنونی شما در محیط کار ایفای نقش می‌نماید و چگونه می‌توانید نقشی را در شرکت یا سازمان فعلی خود انتخاب کنید که با تیپ شخصیتی شما همخوانی بهتری داشته باشد.

مرجع:

http://www.cppblogcentral.com/education-blog/frustrated-in-your-role-at-work-understanding-your-personality-type-can-help/

ترجمه و تنظیم:

سید ساجد متولیان

عضو دپارتمان MBTI – خانه توانگری طوبی

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus