نوشته‌ها

شغل

تیپ شخصیتی چگونه می‌تواند بهترین شغل را برای ما به ارمغان آورد؟

جستجوی شغل جدید برای کسانی که دنبال کار می‌گردند و یا به تازگی از کارشان برکنار شده‌اند تجربه‌ای پراسترس است. در سطح اینترنت سایت‌ها و بلاگ‌های زیادی وجود دارد که پیشنهادها و نکته‌های مختلف کاریابی را ارائه می‌دهند. در عین حالیکه این صفحات می‌توانند برای ما مفید باشند، اما مؤثرترین روش جستجوی شغل روشی است که با استعدادها و صفات منحصربفرد شخصیت شما سازگاری داشته باشد. استراتژی برندسازی شخصی امروزه به روشی کارآمد در کاریابی تبدیل شده و مهمترین جنبه برندسازی این است که چگونه بتوانید خودتان را از سایر رقبا بالاتر برده و اثرگذاری بیشتر بر روی کارفرمایان داشته باشید.

یک جستجوی موفق نیازمند درکی واضح و روشن از فاکتورهایی است که فارغ از شغل جدید به خودی خود دارای اهمیت هستند. ما دارای ترجیحات ذاتی هستیم که بر روی تصمیماتی که در حوزه‌های مختلف زندگی می‌گیریم تأثیرگذارند. با عنایت به بحث جستجوی شغل، این ترجیحات می‌توانند شامل این موضوعات باشند که بخواهیم با دیگران کار کنیم یا به صورت مستقل این کار را انجام دهیم، این که یک محیط منظم را ترجیح دهیم یا یک محیط راحت و منعطف را و نهایتا اینکه بخواهیم در کارمان خلاقیت داشته باشیم و یا در کارمان به دنبال اعداد و ارقام باشیم.

تیپ شناسی شخصیتی یکی از محبوبترین روش‌ها برای یافتن شغل ایده‌آل است. نتیجه آزمون MBTI مشخص می‌کند که ترجیحات شما در چهار ترجیح این متد به چه شکل است:

  • برونگرایی (E) در مقابل درونگرایی (I) : آیا ما از با دیگران بودن انرژی می‌گیریم یا با تنهابودن؟
  • منطقی (S) در مقابل شهودی (N) : آیا ما به تجربیات و مسائل عینی و واقعی اهمیت می‌دهیم یا با اطلاعات انتزاعی و بدون شواهد مستقیم؟
  • فکری (T) در مقابل احساسی (F) : آیا ما بر قوانین و ضوابط تصمیم‌گیری می‌کنیم یا بر اساس ارزش‌های شخصی و احساساتمان؟
  • منظم (J) در مقابل منعطف (P) : آیا در زندگی خود به چارچوب‌ها و ساختارها اعتقاد داریم یا دوست داریم بر اساس هر آنچه که پیش می‌آید زندگی خود را جلو ببریم؟

با گذراندن آزمون MBTI به اطلاعات بسیار ارزشمندی دست خواهید یافت. بنابراین بر اساس این اطلاعات می‌توانید شغلی را انتخاب کنید که بیشترین تناسب را با ترجیحات طبیعیتان داشته باشد. برای مثال، افراد برونگرا از مشاغلی نظیر فروش و بازاریابی لذت می‌برند زیرا با آنها این امکان را می‌دهد که با افراد مختلف تعامل داشته باشند. در مقابل افراد درونگرا مشاغلی را ترجیح می‌دهند که استقلال بیشتری داشته باشند نظیر برنامه‌نویس کامپیوتری یا تکنسین آزمایشگاه.

فراتر از انتخاب مسیر شغلی، آزمون MBTI به شما کمک می‌کند که فرایند جستجوی شغل را ساختاربندی کنید و برخی از نقاط کوری که ممکن شما را از یافتن شغل مناسبتان دور کند شناسایی کنید. هر تیپ شخصیتی نقاط ضعف و قوت خاص خود را در فرایند جستجوی شغل دارد و آگاه‌بودن نسبت به این مسائل می‌تواند شانس شما برای یافتن بهترین شغل افزایش دهد.

ترجیح اول یعنی برونگرایی/ درونگرایی نقش عمده‌ای را در فرایند مصاحبه ایفا می‌کند. گرایش به برونگرایی می‌تواند باعث شود که فرد خیلی راحت ارتباط برقرار کرده و تصویر قابل اعتمادی را از خود به نمایش بگذارد. از آنجاییکه برونگراها می‌توانند به راحتی صحبت کنند ممکن است گاهی اوقات حرفهایی بزنند که برایشان گران تمام شود. گاهی اوقات مصاحبه‌کننده از سوال می‌کند که: «چرا در سوابق کاری شما یک شکاف طولانی دیده می‌شود؟» اینجاست که اوضاع کمی پیچیده می‌شود. برعکس، درونگراها به طور ذاتی تمایل دارند پیش از پاسخ‌دادن کمی تأمل کرده و حرفهایشان را به خوبی در ذهنشان سازماندهی کنند. نکته اصلی در این مورد این است که شما هرگز نباید این زمان تأمل و فکرکردن را بیش از حد طول دهید تا مصاحبه‌کننده این فکر به ذهنش خطور کند که شما در حال آماده‌سازی یک داستان ساختگی هستید. بنابراین مؤثرترین استراتژی در جلسه مصاحبه این است که فقط تمرین، تمرین و تمرین کنید تا به جای پاسخ‌های بداهه با آمادگی کامل به تمام پرسش‌ها جواب دهید. پس گامهایتان را شمرده برداشته و به جای جاری‌کردن جملات سرسری یا وقفه‌های طولانی بهترین پاسخ را ارائه کنید.

شبکه سازی نیز تحت تأثیر ترجیح برونگرایی / درونگرایی است. برونگراها عاشق شبکه‌سازی هستند؛ آنها به طور ذاتی اطلاعاتشان را به اشتراک گذاشته و از کاویدن فرصت‌هایی که بواسطه ارتباطات اجتماعیشان بوجود آمده است لذت می‌برند. در خصوص درونگراها، شبکه‌سازی کاری سخت و دشوار است. آنها گرایش به برقرار صحبت‌های کوتاه و مختصر بوده و از اینکه خودشان را «عرضه» کنند بدشان می‌آید. درونگراها شبکه‌سازی را به روش‌هایی دیگر انجام می‌دهند. آنها از طریق شبکه‌های اجتماعی یا ایمیل اقدام به این کار کرده و دوست دارند با برقرارکردن ارتباطات محدود اما عمیق اقدام به این کار کنند.

ترجیحات منطقی (S) و شهودی (N) بر روی آنچه شرح کار نامیده می‌شود تأثیر زیادی دارند. آنها همچنین بر روی این مساله که شما در طول مصاحبه به چه مسائلی اهمیت می‌دهید نیز اثرگذارند. برای مثال اگر شما دارای ترجیح S هستید، احتمالا به جزئیات شغل موردنظرتان از قبیل ساعت کاری، مسئولیت‌های دقیق شغلی، معیارهای ارزش‌گذاری، حقوق و مزایا اهمیت می‌دهید.

اما اگر دارای ترجیح N هستید ممکن است به جنبه‌های غیرملموس شغل موردنظرتان از قبیل امکان پیشرفت حرفه‌ای، فرصت‌های یادگیری، مأموریت شرکت، ارزش‌ها و طرح استراتژیک و غیره توجه کنید. مطمئن شوید به آن دسته از جنبه‌های کاری که کاملا برای شما آشکار نیست توجه کنید؛ بدین معنا که اگر شما شهودی هستید حتما به فهرستی از موارد عملی کار در کنار احتمالات و فرصت‌های آتی توجه کنید.

ترجیح فکری (T) و احساسی (F) بارزترین ویژگی در جستجوی شغل ایده‌آل است. اگر شما فردی فکری هستید به احتمال زیاد جذب مشاغلی خواهید شد که با جنبه‌های فنی و اعداد و ارقام سروکار داشته باشد مانند تحلیلگر سیستم یا حسابدار. اما اگر فردی احساسی هستید ممکن است به مشاغلی نظیر خدما‌ت‌دهی، سازمان‌های مردم‌نهاد یا موقعیت‌هایی که وابسته به ارزش‌های شخصی شماست علاقمند شوید. مشاغلی نظیر کارشناس خدمات اجتماعی، معلمی، پرستاری، کارشناس خدمات مشتریان و غیره. این ویژگی در فرایند مصاحبه نیز خود را آشکار می‌سازد. احساسی ها دوست دارند با مصاحبه‌کننده ارتباط برقرار کرده و توجه وی را جلب کنند. در مقابل فکری‌ها بیشتر تمایل دارند شایستگی و هوش خود را به رخ مصاحبه‌کننده بکشند. درحالیکه هر دو رویکرد در جای خود مناسب هستند اما شما باید به شیوه‌ و سبک خود آشکار باشید. بنابراین می‌توانید تشخیص دهید که کدامیک از روش‌های فوق در خصوص مصاحبه‌کننده بهتر جواب می‌دهد. اگر شما دوست دارید با مصاحبه‌کننده دوست شوید ولی وی کاملا متمرکز بر کار است، بهتر است شیوه خود را تغییر داده و بر اساس سبک او رفتار کنید.

ترجیح منظم (J) و منعطف (P) نیز بر روی فرایند جستجوی شغل تأثیرگذار خواهد بود: اینکه فرصت‌های شغل جدید را چگونه شناسایی کرده، پیشنهادهای کاری را چگونه پیگیری کرده و به شکل آنها را می‌پذیرید. منظم ها دوست دارند در فرایند جستجوی شغل جدید روش‌مندتر برخورد کنند. اگر شما یک J هستید ممکن است دوست داشته باشید در مورد ویژگی‌های شغل موردنظر از قبیل عنوان شغلی، حقوق، افرادی که قرار است با آنها صحبت کنید، فرایند استخدام و غیره یادداشت‌برداری کنید. اما اگر فردی منعطف یا P هستید، دوست دارید کارها به همان منوالی که هستند پیش بروند و در لحظه مناسب اقدام کنید. منعطف ها نسبت به اطلاعات جدید به خوبی عکس‌العمل نشان می‌دهند و از رویکرد قدم به قدم که مخصوص J هاست استفاده نمی‌کنند. هر رویکرد مزایا و معایب خاص خود را دارد. شاید منظم‌ها مجبور باشند که در کارهایشان منعطف‌تر بوده و نسبت به تغییرات و اطلاعات لحظه‌آخری مسئولیت‌پذیرتر باشند. در عین حال منعطف‌ها نیز باید کارهایشان را ساختارمندتر کرده تا بتوانند دیدگاه و اهدافشان را مدنظر داشته باشند.

اگر شما یک منظم هستید شاید مشاغلی که بر مبنای اولین اثرگذاری هستند را نپسندید؛ شاید بر اساس اینکه شرح وظایف چیست یا بر اساس اطلاعات اولیه که در زمان گفتگوی تلفنی پیش از مصاحبه بدست آورده‌اید، سریعا تصمیم‌گیری کنید. منظم ها باید خود را به چالش بکشند تا همه گزینه‌ها را باز نگه داشته و تمام احتمالات را در نظر بگیرند. از سوی دیگر، اگر ترجیح شما منعطف است شاید مجبور باشید برای بررسی همه جنبه‌ها کار زمان زیادی صرف کنید پیش از آنکه هرگونه تصمیم عجولانه بگیرید. با این حال P ها احتمالا تصمیمشان را به لحظه آخر موکول کرده و ممکن است بیش از حد دیر این کار را انجام دهند. بنابراین مجبورید نسبت به زمان و برنامه‌ریزی پایبندی بیشتری داشته و همه گزینه‌ها را بررسی دقیق کنید.

اگرچه داشتن دانش کافی در خصوص ترجیحات طبیعی کاری بسیار سودمند است، اما بهتر است حوزه‌هایی که در آنها ضعف دارید و جزو نقاط کور شما به حساب می‌آیند را نیز به خوبی بررسی کنید. برای مثال اگر یک درونگرا هستید بهتر است خود را بیشتر درگیر شبکه‌سازی کرده و گزینه‌های کاری خود را از میان بازارهای مخفی پیدا کنید. اگر J هستید، بهتر است کمی تصمیماتتان را به تعویق بیاندازید تا گزینه‌های بیشتری را مدنظر قرار دهید.

در نهایت هدف نهایی از جستجوی شغلی این است که شما شغل موردنظرتان را پیدا کنید.

 

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

 

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

شغل

پرسش و پاسخ: تیپ شخصیتی برای انتخاب شغل چه کمکی به ما می‌کند؟

در سومین پست از سری پرسش و پاسخ به سوال بسیار مهمی خواهیم پرداخت:

تیپ شخصیتی برای انتخاب شغل چه کمکی به ما می‌کند؟

یکی از دوستان این سوال را از ما کرده است:

سوال: از وقتیکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، در کار کسل‌کننده‌ای که هیچ لذتی از آن نمی‌برم مشغول هستم. اصلا نمی‌دانم که برای جستجوی یک شغل جدید از کجا باید شروع کنم، اما یکی از دوستانم به من گفت که آزمون تیپ شخصیتی MBTI می‌تواند در پیداکردن شغلی که دوست دارم به من کمک کند. نظر شما در این خصوص چیست؟

پاسخ: آزمون تیپ شخصیتی به شما کمک می‌کند که خود را بهتر بشناسید. با این روش می‌توانید نحوه ارتباط با دیگران، پردازش اطلاعات، تصمیم‌گیری و سبک زندگی خود را توصیف کنید. تفاوت های فردی بسیاری در خصوص نحوه کارکردن افراد وجود دارد و بسیاری از این تفاوت‌ها را می‌توان با تیپ شخصیتی تشریح کرد.

برای مثال، یکی از مشتریان ما که حسابدار است عاشق محیط‌کاری منطقی و قابل پیش‌بینی خویش است. در محل کار وی از استانداردها و قوانین تبعیت شده و توجه وی به جزئیات و استعدادش در مدیریت داده‌ها به خوبی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شغل بهترین گزینه برای یک ISTJ است. ISTJ ها افرادی عملگرا، دقیق، جزئی‌بین و سنتی است. این افراد به ثبات و منطق اهمیت فراوانی می‌دهند.

برعکس یکی دیگر از مشتریان ما ENFP است و به عنوان مدرس، مشاور و گاهی اوقات هنرمند فعالیت می‌کند. مشتری ENFP ما شغلی را دوست دارد که در آن هرگز نتواند چیزی را پیش‌بینی کند و دائما سعی می‌کند از خلاقیت خود در محیطی آزاد و باز استفاده کند. او کاری را دوست دارد که به او این امکان را بدهد که با دیگران به صورت فردی و عاطفی ارتباط برقرار کند و این فرصت را داشته باشد که خودش را ابراز کند.

حال تصور کنید چه اتفاقی‌ می‌افتد اگر مشتری ENFP ما مجبور شود به عنوان حسابدار مشغول به کار شود و مشتری ISTJ ما نیز مجبور شود به عنوان مشاور یا هنرمند آزاد فعالیت کند؟ مشتری ENFP بعد از مدتی کار خود را به خاطر اینکه دچار افسردگی شده رها کرده و مشتری ISTJ ما نیز به زودی دچار استرس و از دست دادن کنترل کارها می‌شود.

پس حالا می‌دانید که تیپ شخصیتی تا چه حد می‌تواند در رضایتمندی شغلی اثرگذار باشد.

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

شغل

استفاده از تیپ شخصیتی برای مدیریت تغییر شغل

شناسایی و تغییر شغل مطمئنا می‌تواند یکی از ریسک‌های بزرگ زندگی باشد، خواه به خاطر عدم رضایت از شغل کنونی باشد خواه از ترس اخراج‌شدن‌های اخیر در شرکت. با این حال، این یک چالشی است که بسیاری از متخصصین حداقل یکبار آن را در زندگی کاری خود تجربه می‌کنند. بر اساس داده‌های منتشره از سوی مؤسسه آمار وزارت کار ایالات متحده، هر کارگر یا کارمند آمریکایی به طور متوسط هفت بار شغلش را عوض می‌کند.

اگر تصمیم گرفته‌اید یا مجبورید شغلتان را عوض کنید اما دقیقا نمی‌دانید از چه جایی باید شروع کنید، شناختن تیپ شخصیتی خود می‌تواند اعتمادبنفس لازم برای این کار را به شما داده تا بتوانید تصمیم درست را اتخاذ کرده و مسیر درستی را طی کنید. از انتخاب حوزه کاری درست گرفته تا ایجاد یک چارچوب سازمانی برای ساختاربندی جستجوها، تیپ شخصیتی MBTI شما در فرایند تغییر شغل سرمایه‌ ارزشمندی می‌تواند باشد.

در ادامه به نکات و پیشنهادات جالبی اشاره خواهیم کرد که شما را در تغییر شغل کمک خواهند کرد:

  • دلیل اصلی عدم رضایت خود را پیدا کنید. پیش از اینکه بخواهید تصمیم بگیرید شغلتان را تغییر داده و خود را وارد چالش جدیدی کنید، دقیقا بررسی کنید که صفات شخصیتی تا چه میزان بر روی عدم رضایت شما از شغلتان تأثیرگذارند. آیا یک تیپ تکانشی همانند ESTP ها هستید که از محیط کسل‌کننده و یکنواخت محیط کارتان خسته شده‌اید؟ آیا همانند INTP ها فردی خیال‌پرداز هستید که محیط کاریتان پر از استانداردها و قوانین سختی است که هیچ اجازه‌ای برای بروز خلاقیتتان نمی‌دهد؟ پس از اینکه به طور کامل در خصوص این مسائل تحقیق کردید و دانستید که تا چه حد در تغییر شغلتان اثرگذار هستند، با مدیر خود صحبت کرده و ببینید امکان تغییر مسئولیت وجود دارد یا خیر و یا نهایتا بر اساس همین اطلاعات به دنبال موقعیت شغلی جدید باشید.
  • سعی کنید در یک دوره حرفه‌ای و تخصصی دیگر شرکت کنید. پیش از آنکه به طور کامل شغل کنونی خود را تغییر دهید سعی کنید یک یا دو ساعت از وقتتان را صرف این تجربه فکری کنید. اگر میزان حقوق دغدغه اصلی شما نیست و در واقع به دنبال یک «شغل رؤیایی» می‌گردید، برای ساعاتی هم که شده همه افکار عملی خود را کنار گذاشته و در مورد آن شروع به فکرکردن کنید. سپس در خصوص فرصت‌های واقعی که در اختیارتان است زمان بگذارید. اگر واقعا به هیچ نتیجه‌ای نرسیدید که باید دنبال چه شغلی بگردید، به دنبال شغل‌هایی باشید که برای تیپ شخصیتی MBTI شما مناسب هستند (شما این اطلاعات را می‌توانید در گزارش‌هایی که پس از آزمون آنلاین دریافت می‌کنید مشاهده کنید).
  • یک متد سازمانی که مناسب شما باشد ابداع کنید. بسیاری از محققین اعتقاد دارند بخش اعظمی از تغییرات شغلی به این دلیل که فاقد یک تلاش سیستماتیک برای جستجوی شغل هستند شکست خواهند خورد. خواه یک ISFP سر به هوا باشید خواه یک ESFJ کاملا منظم، ایجاد یک سیستم سازمانی شخصی می‌تواند به شما کمک کند که حالت کنونی خود را حفظ کرد و اوضاع را با یک سری کارهای روزانه، هفتگی و ماهانه در مسیر اصلی‌اش نگه دارد. برای اینکه بهترین نتیجه را بدست آورید، سعی نکنید سیستمی را به خود تحمیل کنید که با صفات شخصیتی شما همخوانی نداشته باشد. در غیراینصورت پس از مدتی خسته شده و عنان کار را از دست خواهید داد.
  • پیش از مصاحبه کاری به خوبی نقاط ضعف و قوت خود را مورد کندوکاو قرار دهید. به محض اینکه دلیل اصلی تغییر شغلتان را پیدا کردید، وقت آن رسیده است که پیش از هر مصاحبه کاری رزومه خود را دوباره بررسی کنید. دانستن صفات شخصیتی می‌تواند کمک بسیار بزرگی در مصاحبه‌ها به شما بکند، پس مطمئن شوید که پروفایل تیپ خود را به خوبی مطالعه و تجربیات کاری خود را مرتبط با آنها تعیین کرده‌اید.

فرایند تغییر شغل مسلما برای هر کسی یک چالش است، اما با داشتن یک دانش عمیق نسبت به تیپ شخصیتی، شما قادر خواهید بود بهترین گزینه کاری را برای خود انتخاب کنید. موفق باشید!

 

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

شغل

پنج سوالی که پیش از تغییر شغل در میانسالی باید از خود بپرسید

آیا کارتان را دوست دارید؟ برای بسیاری جواب این سوال یک «نه» بزرگ است. حدود ۷۰ درصد ما از شغلمان نفرت داریم و یا به طور فعالی دل به کار نمی‌دهیم. در میان کارمندان یا کارگرانی که بالای ۴۵ سال سن دارند، حدود  ۸۰% آنها به فکر تغییر شغلشان هستند تا از استرس‌های آن رها شوند. اما متأسفانه باید بگوییم که تنها ۶% آنها واقعا موفق به این کار می‌شوند.

جستجوی مشتاقانه روش‌هایی جدید و مؤثرتر برای کارکردن می‌تواند باعث ایجاد یک انرژی مضاعف برای کار شده و شما را از احساس خمودگی، کسالت و ناراحتی رهایی بخشد. با این حال، سرعت پیشرفت در این دوره زمانه آنقدر سریع است که اگر تغییری هم بخواهیم در روند کارمان بدهیم از آن عقب می‌افتیم. به همین خاطر اکثر کارمندان در میانسالی احساس می‌کنند که جستجو برای شغلی جدید کاری به شدت پرخطر خواهد بود. پس به جای اینکه پایشان را بیرون از منطقه امنشان بگذارند و به دنبال چالش‌های جدید باشند، سرشان را پایین انداخته و سال‌های طولانی را منتظر بازنشستگی خود خواهند ماند.

با این حال اوضاع به این وخامت هم نیست. اگر می‌خواهید شغلتان را تغییر دهید باید پنج سوال از خود بپرسید. اگر توانستید به این سوالات پاسخ دهید آنگاه آمادگی کامل برای ترک شغلی که از آن بدتان می‌آید را دارید – پس تا دیر نشده دست بجنبانید.

۱- واقعا چه چیزی برای من اهمیت دارد؟

تحقیقات نشان داده است که افراد در برهه‌های مختلف زندگی خود از شغلشان چیزهای گوناگونی می‌خواهند. شاید خواسته یک جوان از تغییر شغل این باشد که به دنبال چالش جدیدی بگردد. اما برای یک میانسال کسب اعتبار اولویت بالاتری دارد. کاری که از لحاظ شخصی بیشترین بازدهی را برای شما داشته باشد، پاداش‌های فراوانی را نیز به همراه خواهد داشت.

از خودتان بپرسید که دقیقا چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ دوست دارید چه چیزی را به عنوان میراث از خود باقی بگذارید؟ این ارزش‌ها چگونه می‌توانند به عنوان گزینه‌های شغلی برای شما عمل کنند؟ اگر به دنبال یک الهام و جرقه هستید، کمی به عقب بازگردید. ببینید در کودکی دوست داشتید چه کاره شوید؟ تحقیقات اخیری که در مجله New York Times منتشر شده نشان می‌دهد که رؤیاهای دوران کودکی به چه اندازه می‌توانند در انتخاب شغل دوم مؤثر واقع شوند.

۲- برای آنکه بتوانم به موقعیت شغلی جدید دست یابم باید دارای چه مهارت‌ها و توانایی‌هایی باشم؟

بسیاری از میانسالان از ایجاد تغییر در شغلشان هراسانند. دلیل آن هم این است که فکر می‌کنند به اندازه کافی صلاحیت ندارند. این یک اشتباه بزرگ است. درحالیکه این مسأله حقیقت دارد که چشم‌اندازهای شغلی تغییر کرده است، و هنوز هم در حال تغییر است، افراد اساسا از مهارت‌ها، استعدادها و توانایی‌هایی استفاده می‌کنند که همیشه به کار می‌گرفته‌اند.

مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های حل مسأله و داشتن اخلاق حرفه‌ای قوی چیزهایی هستند که همیشه کارفرمایان را تحت تأثیر قرار می‌دادند. پس بهتر است این مهارت‌ها را فهرست کرده و آنها را بگونه‌ای سرهم‌بندی کنید که برای شرکت‌ها جذابیت داشته باشند.

۳- در مورد این شغل جدید چه چیزهایی را باید بدانم؟

بدست‌آوردن اطلاعات جدید همیشه کاری ضروری است – هیچ وقت این اشتباه را نکنید که شغل جدیدتان را پیشفرض ذهنی شغل قبلیتان ارزیابی کنید. سوالات زیادی بپرسید، بعضی از تجربیات کاریتان را پیش خود نگه داشته و از کسانی که نقش پررنگی در شرکت ندارند سوال کنید. بدترین روز در شغل جدیدتان را با بدترین روز در شغل قبلی خود مقایسه کنید. تا وقتی که مطمئن نشده‌اید شغل جدید برایتان مناسب و آینده‌دار است، شتاب نکرده و وارد آن نشوید.

۴- آیا از لحاظ مالی قدرتمند هستم؟

برای تغییر شغل دادن شما باید از لحاظ مالی به ثبات رسیده باشید. میانسالی دورانی است که خرج‌های متفرقه از اهمیت فراوانی برخوردارند، به خصوص اگر هزینه دانشگاه یا مدرسه کودکان را نیز در فهرست خود داشته باشید و یا بخواهید درصدی از حقوقتان را برای دوران بازنشستگی پس‌انداز کنید. داشتن پس‌انداز لازم برای زمانی که در حال تغییر شغل هستید از ضروری‌ترین کارهاست. در غیر اینصورت شما قادر به آموزش مجدد خود نبوده و یا نمی‌توانید هزینه بیمه سلامتی خود را تأمین کنید. اینجاست که دردسرها چندبرابر خواهند شد.

۵- آیا کسی شما را به کار خواهد گرفت؟

ببخشید که این قدر رک هستیم و واقعیت‌ها را باید بگوییم. اما کار پیدا کردن در این دوره زمانه کار بسیار سختی است. اگر اشتیاق آتشینی دارید که در مشاغلی نظیر خدمه پرواز، ناشر کتاب یا گلفروشی فعالیت داشته باشید، آگاه باشید که این مشاغل به سرعت در حال محوشدن هستند. شاید مجبور باشید که با صدها نفر رقابت کنید و شاید همه آنها صلاحیت بیشتری نسبت به شما داشته باشند. شاید مجبور باشید برای پیداکردن شغل تغییر مکان دهید یا به صورت پاره وقت کار کنید. آیا می‌توانید این کار را انجام دهید؟

ما روش بهتری را به شما پیشنهاد می‌دهیم. نگاهی به بازار کار انداخته و ببینید در دنیا چه اتفاقاتی در حال رخ‌دادن است. فناوری‌های هوشمند، تغییرات جمعیت‌شناحتی و چندین فاکتور دیگر می‌توانند بر روی شغلی که به دنبالش هستید اثرگذار باشند. تا آنجا که می‌توانید گوش به زنگ باشید. ذهنتان را به مشاغلی که تا پیش از این حتی نامشان را هم نشنیده بودید باز نگه دارید.

مخلص کلام این که برای کسی که در میانسالی قصد تغییر شغل دارد خطرهای زیادی وجود دارد. پرداخت وام، بدهی‌ها، هزینه‌های خانواده و نیز ترس خودتان همگی می‌توانند تیشه به ریشه تغییر شغل بزنند. با این شرایط، تغییر خودتان هم کاری ناممکن به نظر می‌رسد. اما با تحقیق زیاد و یک برنامه دقیق، هر کسی می‌تواند در مسیر شغلی جدید قدم گذاشته و کاری را که به آن علاقه دارد را پیدا کند.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

کار

۱۰ چیزی که پدر و مادرتان در مورد کار هرگز به شما نگفته‌اند

کارکردن. چیزی که همه ما مجبور به انتخاب آن هستیم. پس چرا همه ما در مورد این فرایند استرس داریم؟ آمار همواره نشان داده‌اند که ما سعی داریم از کارمان رضایت داشته باشیم. با این حال، حتی اگر از کارتان نفرت داشته باشید و یا از هر روز رفتن به سرکار خسته شده‌اید، باید این کار را انجام دهید. چرا؟

-۱ کارکردن کار سختی است. چه کارتان را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، چه ۲۰ ساعت در هفته کار کنید چه ۲۴ ساعت در روز، اصلا مهم نیست که منصبتان چیست، کارکردن کار سختی است. ما مجبوریم هر روز و هر روز کار کنیم. ما مجبوریم که کارت ساعت زنی خود را بر اساس انتظارات کارفرمایمان و نه انتظارات خود بزنیم. از این کار احساس خوبی ندارید؟ اصلا مهم نیست. شما مجبورید که کار کنید. حتی اگر کاری که انجام می‌دهید را دوست داشته باشید، شغل شما یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های زندگیتان خواهد بود.

-۲ کارکردن همیشه روحتان را تغذیه نمی‌کند. گاهی اوقات شما می‌توانید در خواب کارتان را انجام دهید. شاید کارتان به شما انگیزه ندهد و یا برایتان الهام‌بخش نباشد. شما فکر می‌کردید کارتان دقیقا آن چیزیست که می‌خواستید … اما این اتفاق نیافتاد. حال، کارتان تبدیل به چیزی شده است برای پول درآوردن و پرداخت بدهی‌هایتان.

-۳ کارتان تمام نخواهد شد مگراینکه آخر شب کارت بزنید. در بسیاری از موارد شما محل کارتان را ترک می‌کنید و تازه کار اصلیتان شروع می‌شود. فرزندانتان، همسرتان، باشگاهتان، دوستانتان، خانه و خانواده‌تان همه نیازمند کمی وقت و انرژی هستند. بعضی‌وقتها، این کارها بیشتر از کار اصلیتان نیازمند توجهتان هستند، به خصوص اگر بخواهید همه آنها را در چند ساعت انجام دهید.

-۴ کارکردن لزوما باعث خوشبختی شما نخواهد شد. اگر از زندگی خود راضی نیستید و از آن احساس خوشحالی نمی‌کنید، تعداد بسیار کمی از شغل‌ها هستند که می‌توانند خوشحالی و خوشبختی را به زندگیتان هدیه دهند. خوشبختی از درونتان باید شروع شود. شما باید از آن چیزی که هستید خوشحال باشید، تنها با این کار است که شغلتان می‌تواند برایتان معنادار شده و زندگیتان را بهتر کند.

-۵ کار همیشه به سرانجام نمی‌رسد. شما همیشه می‌خواهید کاری که الان در حال انجامش هستید را به سرانجام برسانید…اما همیشه این اتفاق نمی‌افتد. در آخر کار می‌بینید که نتیجه کار با آن چیزی که در ذهنتان بود زمین تا آسمان فرق می‌کند. حالا چه باید بکنید؟

-۶ کار می‌تواند آن چیزی که هستید را تغییر دهد. شغل شما می‌تواند هویتتان، زندگیتان، افرادی که با آنها دمخور هستید و نیز آینده‌تان را تعریف کند. اگر زندگی خود را دوست ندارید، پس در مورد کاری که انتخاب می‌کنید چه باید گفت؟ غیر از این مورد دیگر گزینه‌ای وجود خواهد داشت؟

-۷ کارتان می‌تواند شما را به مسیری اشتباه رهنمون سازد. ترفیع درجه همیشه هم بهترین اتفاق زندگیتان نخواهد بود. سمَت جدید بعضی‌اوقات آن چیزی که به دنبالش بودید را به شما نخواهند داد. در برخی موارد، یک ترفیع درجه می‌تواند مسیر زندگیتان را به طور کلی تغییر داده و شما را از دستیابی به رؤیاهایتان محروم سازد.

-۸ کار مساوی با امنیت نیست. وقتی من برای شروع کسب‌وکار خودم شرکتی که در آن کار می‌کردم را رها کردم، همکارم به من گفت که اگر جای من بود هیچ وقت این ریسک را قبول نمی‌کرد؛ او به دنبال امنیت در زندگی بود. تعریف شما از امنیت چیست؟ امنیت بسته به نوع نگاهتان و تعریفتان از سبک زندگی تغییر می‌کند. چیزی که برای همکار من امنیت به حساب می‌آید – یعنی یک چک حقوق در آخر هر ماه – می‌تواند ریسک زیادی برای من داشته باشد زیرا جلوی پیشرفتم را خواهد گرفت. دو سال بعد از این که کارم را ترک کردم، آن سازمان تعطیل شد و همکارم به دنبال شغل دیگری گشت. امنیت کاملا بستگی به نوع نگاه شما دارد.

-۹ کار به شما آزادی مالی نخواهد داد. ضرب‌المثلی در دنیای کارآفرینی وجود دارد که می‌گوید: شغل «درست بعد از یک شکست» تعریف می‌شود. دلایل زیادی برای اثبات این گفته وجود دارد. حقوقتان هر چقدر هم باشد، اینکه مخارجتان با درآمدتان همخوانی داشته باشد بسته به شانس شما دارد. شاید با ترفیع درجه حقوقتان نیز زیاد شود. اما جالب است بدانید که با افزایش درآمد، مخارجتان نیز افزایش پیدا خواهد کرد. شما مجبورید هر هفته به سرکار خود بازگردید زیرا بدون آن ورشکست خواهید شد. سفر آزادی مالی زمانی شروع خواهد شد که درآمدتان از مخارجتان بسیار بیشتر باشد. با داشتن یک شغل معمولی این کار یک رؤیا خواهد بود.

-۱۰ کار در یک چشم‌برهم‌زدن ناپدید می‌شود …. مگر اینکه کنترل آن را به دست بگیرید. پدر و مادرم همیشه یک رؤیا در سر دارند و در مورد آن با من صحبت می‌کنند. به دانشگاه برو، یک شغل برای خودت پیدا کن و تا بازنشستگی کار کن. نکته خنده‌دار این است که این رؤیا در دنیای مدرن به ندرت جواب خواهد داد. تعدیل‌های سازمانی، کوچک‌سازی‌ها، برون‌سپاری‌ها، متوقف‌کردن استخدام و بسیاری موارد دیگر خیلی وقت است که این رؤیا را نابود کرده است. درحالیکه نیاز به ساختن یک زندگی هیچگاه از بین نخواهد رفت، روش انتخاب ما برای ساختن یک زندگی درحال تغییر بوده و در طول زمان شکل دیگری به خود می‌گیرند.

شاید روش دیگری را باید پیش بگیرید و آن تبدیل ایده‌های بزرگ خود به یک کسب‌وکار مستقل است.

آیا هنوز برای شخص دیگری کار می‌کنید و یا خود را از قید و بندها آزاد کرده‌اید تا کسب‌وکار خودتان را شکل دهید؟

ایده‌ بزرگتان چیست و چگونه می‌خواهید آنرا به یک کسب‌وکار تبدیل کنید؟

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

Many-lawyers-are-dissatisfied-with-their-careers

شغلتان را دوست ندارید؟ چه کاری باید انجام دهید؟

همه افراد در سنین متفاوت و موقعیت های شغلی گوناگون یک خصوصیت مشترک دارند: آنها از شغلشان راضی نیستند و احساس خوشبختی نمی کنند، با این حال آرزو داشتند که می‌توانستند انتخاب دیگری داشته باشند، اما اینکه چگونه این کار را انجام دهند برایشان سوالی بزرگ بود.

می‌توانیم اکنون با اطمینان بگوییم که هر کسی در زندگی خود را پرسش‌های مختلفی روبرو می‌شود. وقتی این حالت به ما دست می‌دهد که ما از نظر روحیه در سطح پایینی قرار داریم و دنبال گمشده‌ای می‌گردیم؛ با این وجود، اگر این عدم رضایت و قطعیت از اینکه می‌خواهید کارتان را رها کنید سر جای خود باقی بماند، اینجاست که باید بنشینید و ببینید که دقیقا چه چیزی از زندگی خود می‌خواهید.

ما همیشه به مراجعان یا مشتریانمان گفته‌ایم که چهار فاکتور اساسی وجود دارد که خوشبختی و موفقیت آنها را در شغل بعدیشان تعیین می‌کند: مهارت‌ها، علایق، شخصیت و ارزش‌ها. اگر یکی از آنها از مدار تنظیم خارج شود، مثل این خواهد بود که ماشین زندگیتان یکی از چرخ‌هایش را از دست بدهد.

اگر شما در برهه‌ای از زندگی خود قرار دارید که نیاز به آن دارید که در یک تعمیرگاه توقف کرده و انگیزه‌ و خوشبختی خود را بازبینی کنید، به نظر ما باید با یک مشاور یا مربی شغلی صحبت کنید.

ابزارهایی که به شما پیشنهاد می‌کنیم فقط نمونه‌هایی هستند از چیزهایی که ما در چند سال اخیر آنها را مؤثر دیده‌ایم و توانسته‌اند به افراد دیدگاه و چشم‌انداز مناسبی از زندگی داده و به آنها در ادامه دادن روند زندگیشان کمک کنند.

ما اکیدا توصیه می‌کنیم که با یک مشاور شغلی که در زمینه ابزارهای ارزیابی شخصیتی دارای تبحر باشد مشاوره کنید تا هیچ شک و شبهه‌ای در نتیجه کار شما وجود نداشته باشد. همچنین این نکته را نیز به خاطر داشته باشید که این دست ابزارهای و آزمون‌ها تنها کمکی هستند به شما در راه کشف و کاوش زندگی حرفه‌ای و شغلیتان.

در ادامه به ۵ ابزار اشاره خواهیم کرد که می‌توانند شما را در آغاز دوباره مسیر شغلیتان کمک کنند:

۱- شخصیت

شما با وظایف جدید چگونه برخورد می‌کنید؟ و یا آیا جلسات کاری و گروهی را انرژی‌زا می‌دانید یا خسته‌کننده؟

ابزار شخصیت‌شناسی میرز-بریجز یا MBTI می‌تواند به شما کمک کند تا خودتان را بهتر بشناسید. این آزمون بر اساس نظریه معروف تیپ‌های شخصیتی روانکاو سوئیسی Carl Jung بنا نهاده شده و به شما کمک می‌کند تا چهار مسأله اساسی در خصوص شخصیت خود را بهتر بشناسید. اینکه چگونه از دنیای اطراف انرژی می‌گیرید (درونگرایی (I) و برونگرایی (E))، اینکه چگونه اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنید (منطقی (S) و شهودی (N))، اینکه چگونه تصمیم‌گیری می‌کنید (احساسی (F) و فکری (T)) و اینکه سبک زندگی شما به چه شکلی است (منظم (J) و منعطف (P)). بعد از پاسخ دادن به ۹۳ سوال که از آن به عنوان آزمون Step I نام می‌برند می‌توانید تیپ شخصیتی خود که یک کلمه چهار حرفی است را بدست بیاورید. در این آزمون هیچ گزینه بد یا خوب یا درست و غلطی وجود ندارد. این تیپ چهار حرفی را نباید به عنوان یک لیبل یا برچسب بر خود بدانید که موجب محدودیت شما شود. هر شخص در نوع خود منحصربفرد بوده و دارای شخصیتی بسیار پیچیده می‌باشد. ابزار MBTI تنها ترجیحات شما را مشخص می‌کند. اگر شما فردی راست دست باشید، مطمئناً می‌توانید نام خود را با دست چپتان نیز بنویسید؛ شاید این کار به آسانی دست راستتان نباشد ولی به هر حال قابل انجام است.

۲- علایق

ما همیشه از مراجعینمان می‌پرسیم چه کاری را با «لذت» انجام می‌دهند. در عوض تا امروز پاسخی که آنها به ما داده‌اند این است که آنها در چه کاری مهارت دارند. سپس ما مثال خودمان را به آنها می‌زنیم: من در استفاده از رایانه مهارت زیادی دارم؛ با این حال لزوماً از کارکردن با آن لذت نمی‌برم و دوست ندارم در زمینه IT کار کنم. صرفا به خاطر اینکه شما در کارکردن با چیزی مهارت دارید بدین معنا نیست که از کارکردن به آن نیز لذت می‌برید.

متأسفانه بسیاری از افراد از نزدیک شدن به شغل‌های رؤیایی خود خجالت می‌کشند صرفاً به این دلیل که در آن مهارت نداشته و توانایی انجام آن شغل را ندارند. آزمون ارزیابی علایق STRONG می‌تواند به شما کمک کند که ۳ حوزه علاقمندی خود را کشف کنید.

این آزمون بر اساس نظریه انتخاب حرفه John Hollnd بنا نهاده شده است و به شش حوزه مجزا تقسیم می‌شود: واقع‌گرا، تحقیق‌کننده، هنری، اجتماعی، سازمان‌دهنده و سنتی. این ۶ خصوصیت در قالب یک نمودار شش ضلعی نمایش داده شده و ۳ انتخاب اصلی شما معمولا در کنار یکدیگر قرار می گیرند.

وقتی توانستید ۳ حوزه اصلی علاقمندی خود را شناسایی کنید، که از آن به عنوان «کد هالند» نیز یاد می‌کنند، پس از آن مشاور شغلی شما می‌تواند به شما در پیداکردن شغلی مناسب که با علاقمندی‌ها و شخصیتتان همخوانی بیشتری داشته باشد کمک کند.

۳- مهارت‌ها

مهارت‌ها توانایی‌ها و رفتار شما هستند که در طول زمان رشد کرده و بدست آمده‌اند. ما مطئمنیم که شما در چیزهایی دارای مهارت هستید و در چیزهای دیگر مهارتی ندارید. مهارت‌ها بخشی مهم از شخصیت شما را تشکیل می‌دهند، بنابراین کارهایی که معمولا از انجام دادن آن لذت می‌برید جزو کارهایی هستند که در آنها مهارت دارید.

آیا می‌دانستید که سه نوع مهارت مختلف وجود دارد؟ مهارت‌های فنی (مرتبط با شغل)، مهارت‌های خودمدیریتی (نظیر مدیریت زمان یا قابلیت اطمینان) و روان‌ترین آنها: مهارت‌های قابل انتقال (نظیر مهارت‌ در مذاکره یا برقراری ارتباط).

برای مثال کارت‌های شرکت SkillScan می‌تواند شما را قادر سازد تا در خصوص کارهایی که می‌توانید انجام دهید فکر کنید و به شما در سازماندهی و مرتب‌کردن آنها کمک کند. بنابراین شما راحتتر می‌توانید آنها را در ذهن خود فهرست کرده و در زمان‌هایی که لازم است رزومه کاری خود را تهیه کنید مشکل خاصی نداشته باشید. همچنین در مصاحبه‌های حضوری نیز می‌توانید با هوشمندی بیشتری نسبت به توانایی‌هایتان صحبت کنید.

۴- ارزش‌ها

ارزش‌های شما نقش عمده‌ای را در جستجوی شغلی و انتخاب حرفه شما بازی می‌کنند. استفاده از کارت‌های ساده ارزش‌ها می‌تواند به شما کمک کند که ۶ ارزش اصلی خود را شناسایی کنید. برای مثال: شناخت، دستیابی‌ها، استقلال، حمایت، شرایط کاری و غیره.

مشاور شغلی شما نیز می‌تواند در شناسایی زمینه‌های کاری به شما کمک کرده و ارزش‌های اصلی شما و آن دسته از ارزش‌هایی که پایین‌ترین اهمیت برای شما دارند را پیدا کند.

ارزش‌ها نقش راهبری رفتار شما را دارند و می‌توانند تعیین‌کننده اصلی خوشبختی و رضایت کلی شما از شغلتان باشند. به همین دلیل است که باید از انتخاب شغلی که با ارزش‌های شما منافات دارند خودداری کنید. بنابراین اگر با مأموریت و چشم‌انداز کارفرما یا شرکتتان، یا محصولی که ارائه می‌کنید مخالفت دارید، مسلم بدانید که نسبت به آن شغل نیز هیچ رضایت و لذتی نخواهید داشت.

۵- شبکه‌سازی

بعد از اینکه فهمیدید چه چیزهایی باعث می‌شوند ماشین زندگیتان بدون هیچ مشکلی به راه خود ادامه دهد، شبکه‌سازی بهترین ابزاری است که می‌تواند در یافتن شغل به شما کمک کند. مطالعات بسیاری نشان می‌دهند که امروزه شبکه‌سازی بهترین راه برای یافتن شغل می‌باشد. برخی اوقات از آن به عنوان «Vitamin C» یاد می‌کنند که حرف “C” همان رابطه یا Connection است.

پلتفرم‌های رسانه اجتماعی نظیر LinkedIn یا Xing بهترین دوستان شما در ساختن شبکه‌ مخصوص به خودتان و جستجوی افرادی است که کاری مشابه کار شما را انجام می‌دهند. به مسیر آنها دقت کنید: چه چیزی خوانده‌اند؟ پیش از این در چه شرکت‌هایی کار کرده‌اند؟ چه مهارت‌هایی دارند؟ سپس پیامی به آنها فرستاده و خود را به صورت مختصر به آنها معرفی کنید. سوالی از آنها بپرسید و در حالت ایده‌آل از آنها بخواهید که ترتیب برگزاری یک مصاحبه حضوری را فراهم کنند.

مهربان، دوستانه، علاقمند و مهمتر از همه خودتان باشید. به یاد داشته باشید، همه ما می‌خواهیم کسی را ببینیم که (حقیقتاً) علاقمند به ما و پس‌زمینه کاری ما باشد. و چه می‌دانید؟ شاید این فرد دارای اختیار زیاد بوده و منصب خوبی داشته باشد و یا با کسانی که بتوانند به شما کمک کنند ارتباط داشته باشد. همچنین شاید بتوانید به افراد نشان دهید که می‌توانید به صورت داوطلبانه چند روزی برای آنها کار کنید تا توانایی‌هایتان در شعل موردنظر را نشان دهید.

خیلی از دوستان ما شغل موردنظرشان را از یکی از روش‌های بالا بدست آورده‌اند. یعنی یا به صورت داوطلبانه در جایی کار کرده‌اند و یا از طریق شبکه‌سازی و معرفی، جایی را برای کارکردن انتخاب کرده‌اند.

پس هرگز تسلیم نشوید؛ جستجو کرده و به خوبی مردم اطمینان داشته باشید. آنها دوست دارند که به شما کمک کنند.

ترجمه ای از مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان خانه توانگری

منبع: Huffington Post

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

Personality-Predicts---Truity--thumnb

آیا تیپ شخصیتی شما می‌تواند سرنوشت کاریتان را پیش‌بینی کند؟ (اینفوگرافی)

Personality-Predicts---Truity--Farsi

برای دانلود این اینفوگرافی اینجا کلیک کنید.

 

اگر هنوز تیپ شخصیتی خود را نمی دانید، با ما همراه شوید و به لذت هیجان MBTI بپیوندید. با استفاده از سامانه آزمون MBTI به بهترین شکل تیپ شخصیتی خود را یافته و از خدمات Call Center ما بهره مند شوید. 

button

بازطراحی: مجتبی کریمی

منبع : Truity

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

url4

چگونه یک فرهنگ سازمانی با عملکرد بالا ایجاد کنیم؟ (قسمت اول)

در مقاله حاضر که در سایت CPP منتشر شده، استانلی دی تروسکی (Stanley D. Truskie) استاد دانشگاه و از مدرسین ارشد ابزار MBTI و رهبری سازمانی به توصیف کاربردهای ابزار MBTI در زمینه رهبری سازمانی و ایجاد فرهنگ سازمانی با عملکرد بالا پرداخته است. زحمت ترجمه این مقاله را آقای علی نیک فرجام از فارغ‌التحصیلان دوره سی و سوم کارگاه شخصیت‌شناسی MBTI خانه توانگری طوبی کشیده‌اند.

رهبران سازمانی در تمام سطوح تحت فشار قرار دارند تا عملکرد و کارایی شرکت، کسب و کار، سازمان، واحد یا تیم کاری خود را بهبود ببخشند. راهبردهای «مدیریت تغییر» به یکی از روش‌های پرطرفدار برای بهبود عملکرد سازمانی تبدیل شده است. این راهبردها شامل رویکردهایی همچون اجرای فناوری‌های جدید، نهادینه کردن برنامه‌های کاهش هزینه، معرفی برنامه‌های بهبود کیفیت و در بالاترین حد خود شامل بازسازی ساختار سازمانی می‌شود. در حالی که این راهبردها در ایجاد بهبودهای تدریجی در عملکرد توانمند ظاهر می‌شوند، تغییرات نظام‌مند موردنیاز برای بهبود بلند مدت در اثربخشی و عملکرد سازمانی را ایجاد نمی‌کنند.

بسیاری از رهبران سازمانی دریافته‌اند که راهبردهای مدیریت تغییر، به تنهایی نمی‌توانند موجب بازگشت بهینه سرمایه‌گذاری‌ها شوند. این رهبران می‌دانند که برای دستیابی به  سطوح بالاتری از عملکرد بهبود یافته و پایدار، سازمان آن‌ها باید دچار تغییرات اساسی و عمیقی شود. این تغییرات اساسی، مستلزم تغییر ساختار فرهنگ سازمانی از طریق «رهبری تحول‌گرا» (Transformational leadership) است. هدف مقاله پیش رو آن است که توصیف نماید چگونه مربیگری براساس مدل رهبری تحول‌گرا می‌تواند از ابزار شخصیت‌شناسی میرز – بریگز (MBTI) بهره گیرد.

رویکردی که در این مقاله شرح می‌دهم براساس تجارب حرفه‌ای من به عنوان یک مربی بین المللی مدیریت، استاد دانشگاه در رشته رهبری سازمانی و نویسنده، محقق و سخنران در زمینه فرهنگ سازمانی است. مفاهیمی که در اینجا ارائه می‌شوند، از چاپ دوم کتابم با عنوان «رهبری در فرهنگ‌های سازمانی با عملکرد بالا» (Leadership in High-performance Organizational Cultures) گرفته شده‌اند.

اهمیت ایجاد یک فرهنگ سازمانی با عملکرد بالا

لو گرستنر (Lou Gerstner)، رئیس و مدیرعامل سابق شرکت IBM، این غول صنعت رایانه را از آستانه ورشکستگی و آینده‌ای مبهم به خط مقدم کسب و کار در حوزه فناوری بازگرداند. کمی پس از آن که او شرکت IBM را در سال ۲۰۰۲ ترک کرد، نقل قولی از وی با این عنوان ذکر شد: «فرهنگ سازمانی بخشی از بازی نیست، بلکه خود بازی است». این نقل قول مربوط به کتاب «چه کسی می گوید فیل‌ها نمی‌توانند برقصند؟» است که در واقع به نقش حیاتی تحول فرهنگ IBM در جهش خیره‌کننده این شرکت اشاره‌ دارد.

شکل دادن به فرهنگ سازمان‌ها یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های مدیران ارشد رهبری است. بسیاری از متخصصان توسعه رهبری موافق هستند که قبل از آن که مدیران بتوانند فرهنگ سازمانی خود را متحول کنند، ابتدا باید خود را متحول نمایند. برای انجام این تحول شخصی و اساسی، رهبران ابتدا باید خودآگاهی خویش را افزایش دهند. بکارگیری ابزار MBTI به رهبران کمک می‌کند تا دریابند چگونه ترجیحات فردی آن‌ها می‌تواند بر فرهنگ سازمانی اثرگذار باشد و چگونه با بکارگیری طیف وسیع‌تری از ابزارهای رهبری می‌توانند اثربخشی و عملکرد سازمانشان را ارتقاء بدهند.

مدل راهبرد L4

اکثر رهبران در تلاشند تا یک فرهنگ درست در سازمانشان ایجاد نمایند. مدل استراتژی L4 می تواند به آن‌ها در این مسیر کمک شایانی نماید. این مدل پژوهشی می‌تواند به سادگی در تلفیق با ابزار MBTI  مورد استفاده قرار گیرد و به مدیران در درک اهمیت فرهنگ سازمانی و همچنین تاثیر قدرتمند آن‌ها به عنوان رهبران بر بنا نهادن یک فرهنگ سازمانی با عملکرد بالا که می‌تواند به نتایج شگفت‌انگیز منجر شود، کمک کند.

مدل راهبرد L4 شامل چهار الگوی فرهنگی است که به طور مختصر در ادامه توصیف شده‌اند و با عملکرد سازمانی اثربخش مرتبط هستند.

  • الگوی فرهنگی همکاری: این الگو بر ارزش های سازمانی تاکید دارد. اجزاء مثبت آن عبارتند از همکاری، کارگروهی، اشتراک‌گذاری، تنوع و حل مسأله گروهی.
  • الگوی فرهنگی الهام‌بخشی: این الگو بر اهمیت رفتار با افراد بعنوان اشخاصی که به دنبال یافتن معنا در شغل و زندگیشان هستند، تأکید دارد. اجزاء مثبت آن عبارتند از: چال‌‌های کاری، دخیل کردن افراد، به رسمیت شناختن، برنامه‌ریزی شغلی و تمرین و توسعه مهارت‌ها که موجب افزایش انگیزه و الهام‌بخشیدن به کارمندان می‌شود.
  • الگوی فرهنگی دستاورد: این الگو بر کسب عملکرد سازمانی عالی تأکید می‌ورزد. اجزاء مثبت آن عبارتند از: اکتشاف، نوآوری، رقابت، بهترین بودن و تلاش برای تعالی.
  • الگوی فرهنگی سازگار: تأکید این الگو بر ایجاد نظم و انضباط در سراسر سازمان جهت دستیابی به نتایج سازگار است. اجزاء مثبت آن عبارتند از: نظم، قوانین و مقررات، استانداردسازی، برنامه‌ریزی، به انجام رسانیدن کارها و سنجش.

شکل زیر نشان می‌دهد چگونه وقتی چهار الگوی فرهنگی مدل راهبرد L4 در یک فرهنگ سازمانی با یکدیگر به گونه‌ای متعادل یکپارچه می‌شوند، به اثربخشی سازمان و نهایتاً ارتقاء عملکرد آن کمک می‌کند.

Coaching-1

چالش اصلی که رهبران با آن مواجه هستند این است که چگونه این مدل را درک نموده و به کار بگیرند و آن را برای ایجاد یک فرهنگ سازمانی متعادل بهینه مورد استفاده قرار دهند.

استفاده از ابزار MBTI برای کمک به رهبران جهت ایجاد یک فرهنگ سازمانی متعادل بهینه

 بررسی سیستم پردازش فکر افراد، به ویژه برای رهبران مهم است، زیرا فرضیات افراد قویاً تحت تأثیر ساختار خودآگاهی انسانی است. کارل گوستاو یونگ روان‌درمانگر سوئیسی در اوایل قرن بیستم نظریه شخصیت‌شناسی خود را ارائه کرد و آن را توسعه داد. به عقیده یونگ، انسان‌ها از بدو تولد دارای ترجیحات مشخصی در خصوص استفاده از ذهن خود در موقعیت‌های مختلف هستند. یونگ باور داشت اگرچه همه افراد دارای توانایی پردازش اطلاعات (دریافت، نظم‌دهی و بازیابی) هستند اما قابلیت‌های ذاتی متفاوتی وجود دارد که افراد براساس آن ها این تواناییشان را بکار می‌گیرند.

ایزابل ب. میرز (Isabel B. Myers) و کاترین بریگز (Katherine Briggs)، نظریه یونگ را گسترش دادند و بر اساس آن ابزاری برای کمک به افراد جهت شناسایی ترجیحات یونگی‌شان ایجاد کردند. این ابزار که شاخص شخصیت‌شناسی میرز-بریگز (MBTI) نامیده می‌شود، روشی نظام‌مند و ساخت‌دار جهت شناختن تفاوت های فردی انسان ها ارائه می‌دهد. ضمن این که به رهبران  کمک می‌کند دریابند چگونه ترجیحات فردی آن‌ها بر سبک رهبری سازمانیشان تأثیر می‌گذارد. در ۲۰ سال گذشته ابزار MBTI به طور گسترده و مؤثری در زمینه رهبری و توسعه مدیریت مورد استفاده قرار گرفته است.

ابزار MBTI  به افراد کمک می کند تا ترجیحات درونی خود را در قالب چهار زوج مخالف که دوگانه (Dichotomy) نامیده می‌شوند، شناسایی نمایند.

  • درونگرایی(I) یا برونگرایی(E ): افراد تمرکز و توجه‌شان را متوجه چه سمتی می‌کنند و انرژی خود را از کجا کسب می‌نمایند.
  • شهودی (N) یا منطقی (S): سبک جمع آوری اطلاعات توسط افراد را تعیین می‌کند.
  • فکری (T) یا احساسی (F): سبک تصمیم گیری افراد را مشخص می‌کند.
  • منظم (J) یا نامنظم (P) سبک زندگی و نحوه مواجهه با دنیای بیرون را تعیین می‌کند.

هر فردی در هر کدام از این زوجها دارای یک ترجیح است که از ترکیب ترجیحات چهارگانه فوق الذکر، مجموعا ۱۶ تیپ شخصیتی متفاوت استخراج می‌شود. ( به عنوان مثال  ESTJ, INFP و … ) لازم به ذکر است که هرکدام از این ۱۶ تیپ شخصیتی به یک اندازه دارای ارزش بوده و هر فرد به طور ذاتی دارای یکی از این شانزده تیپ شخصیتی است.

در قسمت‌های بعدی این مقاله به این خواهیم پرداخت که چگونه رهبران می‌توانند سبک رهبری خود را با استفاده از ابزار MBTI شناسایی کنند و به کمک آن، مدل راهبرد L4  را به گونه‌ای اثربخش به منظور شکل دادن یک فرهنگ سازمانی با عملکرد بالا بکار گیرند.

مراجع:

[۱] https://www.cpp.com/PDFs/Coaching_Leaders_MBTI.pdf

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

url2

چگونه شناخت تیپ شخصیتی‌تان می‌تواند به رضایت شغلی شما کمک کند؟ (قسمت دوم)

در قسمت قبل این مقاله، کاترین رینز (Catherine Rains) از مدرسین ارشد MBTI نکاتی پیرامون رابطه تیپ شخصیتی با رضایت شغلی و کاربرد ابزار MBTI در انتخاب شغلی با میزان رضایت بالاتر ارائه کرد. در این قسمت به طور عمیق‌تر به این موضوع پرداخته شده است که چگونه تیپ شخصیتی در خوشایند یا آزاردهنده بودن نقش کنونی شما در محیط کار ایفای نقش می‌کند و چگونه می‌توانید نقشی را در شرکت یا سازمان فعلی خود انتخاب کنید که با تیپ شخصیتی شما همخوانی بهتری داشته باشد.

زمانی که در محیط کار احساس نارضایتی می‌کنیم، اغلب علت اصلی نارضایتی ما، سازمان یا شرکتی که در آن کار می‌کنیم نیست، بلکه از نقشی که به ما محول کرده‌اند ناراضی هستیم. تیپ شخصیتی که بر اساس ابزار شخصیت‌شناسی میرز-بریگز (MBTI) تعیین می‌شود، اطلاعاتی در مورد ترجیحات ما در خصوص نحوه جمع‌آوری اطلاعات و تصمیم‌گیری در اختیارمان قرار می‌دهد که به میزان زیادی با رضایت شغلی در ارتباط هستند. هر چه بیشتر در زمینه‌ای نزدیک به ترجیحات شخصیتی‌مان کار کنیم، احساس سرزندگی بیشتر  و فرسودگی کمتری خواهیم داشت.

همان طور که در قسمت قبل این مقاله اشاره شد، شغل فعلی شما ممکن است لزوماً با ترجیحات شخصیتی‌تان همخوانی نداشته باشد. هر چند اگر فرهنگ سازمانی بزرگ‌تری که در آن کار می‌کنید با شما و تیپ شخصیتی‌تان تطابق داشته باشد، جستجوی نقش دیگری در همان سازمان نسبت به این که بخواهید محل کارتان را عوض کنید می‌تواند انتخاب بهتری باشد.

همان‌طور که تیپ شخصیتی توصیف‌کننده انسان‌هاست، می‌توان تیپ شرکت‌ها، گروه‌ها و نقش‌ها را نیز بسته به شیوه جمع‌آوری اطلاعات و تصمیم‌گیری در آن‌ها تعیین کرد. از تیپ شخصیتی به عنوان راهنمایی برای تعیین یک نقش مناسب‌تر استفاده کنید. این کار را نه فقط با نگریستن به تیپ فردی بلکه با بررسی مهارت‌ها و ویژگی‌هایی که تیپ گروههای مختلف را تشکیل می‌دهد، انجام دهید.

مشخص کنید واقعاً چه کاری می‌خواهید انجام بدهید

معمولاً در دوران کودکی از همه ما این سؤال پرسیده می‌شود که: «وقتی بزرگ شدید می‌خواهید چکاره بشوید؟» هنگام جستجوی یک نقش تازه در شرکت یا سازمانتان، سؤال بهتری که می‌توانید از خودتان بپرسید این است که: «چه کاری می‌خواهی انجام بدهی؟» با جستجوی انواع وظایف و مسئولیت‌هایی که با انگیزه‌بخش‌های اصلی شما همخوانی دارند، با دقت بالاتری می‌توانید نقش رضایت‌بخش‌تری را در شرکت یا سازمان فعلی خود بیابید.

آلن همر (Allen L. Hammer) در کتاب مقدمه‌ای بر تیپ‌های شخصیتی و مشاغل (Introduction to Type and Careers) می‌گوید، بهتر است در این مواقع سؤالات زیر را از خودتان بپرسید:

  • من می‌خواهم چه کارهایی را هر روز انجام دهم؟
  • من می‌خواهم در یک، پنج یا ده سال آینده در چه موقعیت شغلی باشم؟
  • من می‌خواهم با چه نوع آدم‌هایی کار کنم؟
  • من چه نوع محیط کاری را بیش از همه برای خودم مناسب می‌دانم؟
  • چه نوع محیط کاری به من اجازه می‌دهد که بیشترین بهره‌وری را داشته باشم؟
  • چه چیزهایی به من انگیزه می‌دهند که بهترین عملکردم را داشته باشم؟

با در نظر گرفتن نکته اخیر، در حالی که ترجیحات فکری (T) و احساسی (F) سبک تصمیم‌گیری ما را توصیف می‌کنند، ترجیحات منطقی (S) و شهودی (N) نوع اطلاعاتی که ما تصمیماتمان را بر آن مبنا اتخاذ می‌کنیم مشخص می‌سازند و تلفیق این دو نشان می‌دهد که چه چیزی بیشترین انگیزه را به ما در محیط کار می‌دهد:

ST: دستیابی به نتایج نهایی

SF: ارائه خدمات عملی

NF: ایجاد یک تفاوت معنادار

NT: بهبود سیستم

تحقیقات نشان می‌دهند، افراد مشاغلی را که با دو حرف میانی تیپ شخصیتی‌شان همخوانی دارد به صورت ناخودآگاه انتخاب می‌کنند و به سمت آن‌ها کشیده می‌شوند. برای مثال اگر شما دارای ترجیح احساسی (F) باشید، از به عهده گرفتن نقشی که در آن بتوانید به دیگران کمک کنید یا از آن‌ها پشتیبانی کنید، احساس رضایت قابل توجهی خواهید داشت. این عامل انگیزه‌بخش می‌تواند به اشکال گوناگون خود را نمایان کند، مثلاً کمک کردن به مشتریان، مربی‌گری، حضور در یک گروه مشاوره‌ای، بهبود وضعیت جامعه یا ایجاد یک دنیای بهتر.

علاوه بر این، افرادی که دارای ترجیح احساسی (F) هستند، باید به یاد داشته باشند که نتیجه کلی کارشان می‌تواند بر سطح نهایی رضایت شغلی نیز اثر بگذارد. برای مثال، ممکن است متوجه شوید کار شما طوری است که به طور روزانه زمان زیادی را صرف اجرای نقش «کمک‌کننده» نمی‌کنید اما در مجموع کارتان منجر به ایجاد نکات مثبت در زندگی مردم می‌شود. اگر شما در یک مرکز انسان‌دوستانه یا دانشگاه کار می‌کنید، حتی اگر هر روز درگیر کمک کردن به مردم نباشید، می‌دانید که بخشی از چرخ بزرگ‌تری که برای ایجاد تفاوت در زندگی مردم می‌چرخد هستید و همین کافی است تا شما را در محیط کار سرزنده نگه دارد.

Happy-Person-at-Work

شکل دادن نقش فعلی‌تان

اگر شما دارای ترجیحات منطقی و فکری هستید و در نقشی قرار گرفته باشید که به میزان ارتباطات فردی زیادی نیاز دارد، ممکن است بخواهید به دنبال نقشی بگردید که به شما اجازه بدهد به تحلیل داده‌ها با تأکید بر شرایط این مکانی و این زمانی بپردازید یا حتی دلتان بخواهد اینگونه مسئولیت‌ها را در نقش فعلی خود به عهده بگیرید.

برای مثال من اغلب با مشاوران شغلی که دارای ترجیحات ST هستند کار می‌کنم که حرفه آن‌ها مستلزم بکارگیری مداوم دو کارکرد غیر مورد ترجیحشان یعنی احساسی (F) و شهودی (N) است. اگر چه آن‌ها معمولاً ابراز می‌کنند که در مجموع شغلشان را دوست دارند، در عین حال تصدیق می‌کنند که شغلشان بسیار فرسوده‌کننده و طاقت‌فرساست به ویژه زمانی که مجبورند ساعت‌های طولانی را صرف کمک مستقیم به یک شخص کننند. هر چند اگر آن‌ها بتوانند فعالیت‌هایی را بیابند که به آن‌ها اجازه بدهد در محدوده ترجیحات طبیعی‌شان کار کنند، مثلاً تحلیل ارزیابی‌های شغلی، نقد رزومه‌های کاری، انجام کارهای اداری یا مدیریت فناوری درون‌گروهی و نظایر آن می توانند به انگیزه‌های جدیدی برای ادامه کارشان دست یابند.

در مجموع، اگر بتوانید به اندازه کافی کارهایی را بیابید که با ترجیحات شخصیتی شما همخوانی دارند و آن‌ها را با نقش فعلی خود یکپارچه کنید، احساس رضایت و سرزندگی بیشتری در موقعیت شغلی فعلی خود خواهید داشت.

داشتن صبر کافی برای این که مسیرتان را بیابید

باید توجه داشت گاهی اوقات یک راه حل سریع برای افزایش رضایت شغلی وجود ندارد زیرا توسعه مهارت‌ها و تخصص‌ها برای فعالیت در نقش‌های خاص زمان می‌برد.

برای مثال اگر شما دارای ترجیح فکری (T) باشید از سبک تصمیم گیری منطقی لذت خواهید برد و دلتان می‌خواهد به دنبال اشکالات سیستم بگردید تا آن‌ها را رفع کنید. سؤال این است، آیا به اندازه کافی در شغل خود پیشرفت کرده‌اید که بخواهید تغییرات را آغاز کرده و به اجرا بگذارید؟ اکثر تیم‌ها وقت صرف نمی‌کنند که به کارکنان تازه‌کار بگویند کجای کارشان ایراد دارد بدون آن که بدانند توصیه‌ها و پیشنهاده‌های آن‌ها تا چه اندازه می‌تواند در تصمیم فرد برای ادامه آن نقش مؤثر باشد.

برخی مواقع شما مجبورید که نقش فعلی خودتان را برای مدتی ادامه بدهید، تخصص لازم را به دست آورید و تأثیر لازم را به جای بگذارید تا بتوانید در نقش کسی ظاهر شوید که می‌تواند ایراد سیستم را بیابد. احتمالاً برای مدتی نارضایتی را تجربه خواهید کرد، ضمن این که احتمالاً متوجه ناشایستگی‌های برخی از همکاران و مدیرانتان می‌شوید که دلتان می‌خواهد آن‌ها را برطرف کنید اما قدرت این کار را ندارید. در عوض بهتر است زمان خود را صرف این کنید که در موقعیت فعلی خود تخصص لازم را به دست آورید، چون در نهایت به قدرت لازم برای اعمال تغییرات دست خواهید یافت و اینگونه می‌توانید به تدریج در شغلی که آن را رضایت‌بخش می‌یابید و به شما اجازه می‌دهد که با ترجیحات طبیعی‌تان کار کنید، رشد نمایید.

مراجع:

 http://www.cppblogcentral.com/education-blog/frustrated-at-work-part-ii-using-personality-type-to-find-a-better-role-at-your-company/

تهیه و تنظیم:

سید ساجد متولیان

عضو دپارتمان MBTI – خانه توانگری طوبی

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

Four-Most-Frustrating-Work-Issues-We-All-Deal-With

چگونه شناخت تیپ شخصیتی‌تان می‌تواند به رضایت شغلی شما کمک کند؟ (قسمت اول)

در مقاله حاضر که توسط کاترین رینز (Catherine Rains) از مدرسین ارشد MBTI در وبلاگ CPP منتشر شده، به رابطه تیپ شخصیتی با رضایت شغلی و کاربرد ابزار MBTI در انتخاب شغلی با میزان رضایت بالاتر پرداخته شده است.

اگر از شغل فعلی خود ناراضی هستید، احتمالاً اولین واکنش شما این خواهد بود که به دنبال شغل دیگری بگردید. بسته به این که ریشه نارضایتی شما چیست، این واکنش ممکن است بهترین تصمیم باشد یا نباشد. در هر صورت برای این که دریابید چرا این احساس به شما دست داده است و چه کاری می‌توانید در مورد آن انجام بدهید، یک عمل مفید آن است که سعی کنید خودتان را بیشتر بشناسید.

تیپ شخصیتی که با استفاده از ابزار شخصیت‌شناسی میرز-بریگز (MBTI) تعیین می‌گردد، اطلاعاتی ارزشمند و کاربردی در مورد ترجیحات ما در خصوص نحوه تفکر، رفتار و برقراری ارتباط در محیط کار فراهم می‌سازد. شناخت تیپ شخصیتی می‌تواند تأثیر عمیقی بر رضایت شغلی شما داشته باشد.

چه انگیزه اولیه‌ای باعث شد به این شغل روی آورید؟

براساس ابزار MBTI، تیپ شخصیتی هر فرد با یک عبارت چهار حرفی مشخص می‌شود که این حروف به ترتیب بیانگر ارجحیت‌های ما در خصوص نحوه دریافت انرژی، جمع‌آوری اطلاعات، تصمیم‌گیری و سبک زندگی می‌باشند. دو حرف میانی در تیپ شخصیتی که بیانگر ترجیحات ما در مورد سبک «جمع‌آوری و دریافت اطلاعات» و «تصمیم‌گیری و نتیجه‌گیری» می‌باشند و معرف انگیزه‌بخش‌های اصلی ما در محیط کار هستند، نقشی اساسی در رضایت شغلی ایفا می‌نمایند. میزانی که از شغلمان لذت می‌بریم یا از آن خوشمان نمی‌آید، وابستگی بالایی به این دارد که تا چه اندازه نقش‌ها و وظایف محوله به ما در محیط کار با این دو ترجیح شخصیتی (جمع‌آوری اطلاعات و تصمیم‌گیری) همخوانی دارد.

وقتی که در مورد میزان تطابق خودتان با شغلتان قضاوت می‌کنید، نگاهی به این بیندازید که چگونه وظایف و مسئولیت‌هایتان با انگیزه‌های اصلی شما برای این شغل در یک راستا قرار گرفته‌اند. این انگیزه‌ها در مرکز شخصیت شما قرار دارند و نشان‌دهنده نوع موقعیت‌ها و فعالیت‌هایی هستند که به طور طبیعی تمایل دارید در آن‌ زمینه به تلاش بپردازید. هر چند بیشتر ما چیزهایی در مورد این انگیزه‌ها در خود حس می‌کنیم، اغلب به اندازه کافی وقت صرف نمی‌کنیم که به دقت بررسی کنیم چه چیزی باعث می‌شود واقعاً در محیط کار احساس رضایت کنیم. این بررسی سود فراوانی را در خصوص رضایت شغلی نصیبمان می‌کند.

frustration-of-debt-and-back-to-work

آیا شما تصویر بزرگ را در نظر دارید یا درگیر جزئیات روزمره هستید؟

اولین گام برای این که عامل انگیزه‌بخش اصلی خود را در محیط کار شناسایی کنید، این است که مشخص کنید به چه نحوی  اطلاعات جمع‌آوری می‌کنید. به زبان MBTI، این مربوط به یکی از دو کارکرد منطقی (S) یا شهودی (N) می‌باشد. اگر شما در اکثر مواقع به حقایق، آمار و ارقام و داده‌های خاص که توصیف‌کننده واقعیات موجود هستند گرایش دارید، احتمالاً ترجیح جمع‌آوری اطلاعات شما، از نوع منطقی (S) است. از سوی دیگر اگر فردی هستید که بیشتر به احتمالات آتی، و تصویری از این که چگونه می‌توان امور را بهبود داد علاقمند هستید، احتمالاً ترجیح جمع‌آوری اطلاعات شما از نوع شهودی (N) است. اکثر ما دارای هر دو کارکرد (منطقی و شهودی) هستیم اما به طور طبیعی تمایل داریم که در اکثر مواقع از یکی از آن‌ها استفاده کنیم.

گام دوم این است که در مورد شیوه تصمیم‌گیریتان تفکر کنید. اگر بر روی شیوه تصمیم‌گیری منطقی و عقلانی و با استفاده از استدلال علت و معلولی و سود و هزینه ای متمرکز هستید، احتمالاً دارای ترجیح فکری (T) می‌باشید. شما فردی هستید که به این نگاه می‌کنید که چه چیزی در سیستم مشکل دارد تا آن را درست کنید. در نقطه مقابل، اگر شما تصمیمات خود را بر مبنای این که چگونه با ارزش‌های شخصی شما همخوانی دارند و تأثیر آن‌ها بر دیگران چیست پایه‌ریزی می‌کنید، احتمالاً دارای ترجیح احساسی (F) هستید. در اکثر شرایط شما به دنبال این هستید که چه چیز درست است تا بتوانید امورتان را بر آن مبنا پایه‌ریزی کنید. به طور مشابه اکثر ما از هر دو سبک در شغلمان استفاده می‌کنیم، اما اغلب یکی از آن دو که انرژی کمتری از ما می‌گیرد را ترجیح می‌دهیم.

ترکیب این کارکردها (منطقی و شهودی، فکری و احساسی) تعیین‌ می‌کند که چه شرایطی در محیط کار برای ما بیشترین رضایت‌بخشی را به دنبال خواهد داشت:

ST: اشخاصی نتیجه‌گرا که می‌خواهند کارها را درست و دقیق انجام دهند.

SF: افرادی عمل‌گرا که می‌خواهند پشتیبانی فوری برای دیگران فراهم آورند.

NF: افرادی که می‌خواهند اثری معنادار از خود به جای بگذارند تا انگیزه‌بخش دیگران برای پیشرفت در بلندمدت باشند.

NT: افرادی هستند که احتمالات موجود برای بهبود سیستم را می‌بینند و می‌خواهند دریابند چه چیزی مشکل دارد تا برای رفع آن مشکل یک راه حل بلندمدت ارائه نمایند.

هر چند این که فقط با ترجیحات خود کار کنید چندان واقع‌گرایانه نیست، اما اگر بتوانید بخش اعظم یا بهتر بگوییم ۶۰ درصد از زمان کاری خود را به کارهایی اختصاص دهید که با ترجیحات شخصیتی شما همخوانی دارد از شغل خود انرژی و انگیزه بیشتری دریافت خواهید کرد. به طور معکوس، اگر بخش اعظم زمان کاری خود را درگیر اموری باشید که خارج از ترجیحات شخصیتی شماست، هر چند هنوز می‌توانید شایسته عمل ‌کنید اما احساس فرسودگی و خستگی شدید خواهید نمود.

به تصویر بزرگ زندگی شغلی خود بنگرید

اگر نیاز به یک تغییر را در خود احساس می‌کنید، به تصویر بزرگ بنگرید و صرفاً واقعیات دم‌دستی پیرامون خود را در نظر نگیرید. بررسی کنید چگونه دو حرف میانی تیپ شخصیتی شما (منطقی یا شهودی، فکری یا احساسی) با سه سطح (نقش شما، گروه شما و شرکت یا سازمان شما) همخوانی دارد.

بگذارید بررسی را با شرکت شما آغاز کنیم. نقش کنونی شما ممکن است با ترجیحات شما همخوانی کاملی نداشته باشد اما اگر فرهنگ سازمانی بزرگ‌تر با شخصیت و عوامل انگیزه‌بخش شما همخوانی داشته باشد، جستجوی نقشی تازه در همان شرکت یا سازمان احتمالاً نسبت به یافتن شغلی دیگر انتخاب بهتری است. آیا سازمان شما به دنبال یک تصویر وسیع‌تر از آینده است (شهودی) یا بر حل مسائل این زمانی و این مکانی تمرکز دارد (منطقی)؟ آیا فرآیندهای تصمیم‌گیری بیشتر تحت تأثیر سبک منطقی و عقلانی است (فکری) یا بر مبنای یک سری ارزش‌های اساسی است که در پی برقراری هماهنگی و توافق جمعی بر سر تصمیمات هستند (احساسی)؟

اگر از این که نقشی را به عهده گرفته‌اید که تا حد زیادی درگیر جزئیات و آمار و داده‌ها و سبک تصمیم‌گیری منطقی است، احساس نارضایتی می‌کنید و در عوض شرکت شما بر مبنای دنبال کردن یک چشم انداز برای ایجاد اثراتی مثبت در دنیا عمل می‌کند، ممکن است نقش‌های دیگری در سازمان وجود داشته باشد که به شما این امکان را بدهد تا در زمینه‌ای نزدیک‌تر به ترجیحات شخصیتی خود کار کنید. یا این که می‌توانید وظایفی را در سازمان خود به عهده بگیرید که در آن‌ها بیشتر بتوانید دو ترجیح اصلی خود (ST, SF, NF,NT) را مورد استفاده قرار دهید.

به یاد داشته باشید در هر صورت، اکثر شرکت‌ها در مجموع به سمت ایجاد یک تصویر آتی و با انگیزه ایجاد تفاوت و ارزش برای مردم حرکت می‌نمایند (NF)، اگر چه برای انجام امور روزمره، از آمار و ارقام و معیارهای منطقی و عقلانی (ST) استفاده می‌کنند. هر چند این امر، پیچیدگی تصمیمات را برای فرد بیشتر می‌کند، اما فرصت‌های جدیدی را نیز برای وی فراهم خواهد نمود.

url

اگر شما کارکردهای منطقی و فکری را ترجیح می‌دهید، احتمالاً می‌توانید نقشی رضایت‌بخش را در یک سازمان که در بالاترین سطوح آن به دنبال تصویر بزرگ‌تر است و بر مبنای یک چشم‌انداز کمتر نتیجه‌گرایانه عمل می‌کند، بیابید. در صورتی که نقش‌های شما در شرکت یا سازمان به خوبی با ترجیحات شما همخوانی دارد، احتمالاً درخواهید یافت که لذتی که در ازای به عهده گرفتن نقشی جدید به دست می‌آورید، هر گونه نارضایتی   که در محیط یک فرهنگ سازمانی بزرگ‌تر و با ترجیحات متفاوت‌تر تجربه می‌کنید را از بین می‌برد.

در قسمت دوم این مقاله، به طور عمیق‌تر به این موضوع می‌پردازیم که چگونه تیپ شخصیتی در خوشایند یا آزاردهنده بودن نقش کنونی شما در محیط کار ایفای نقش می‌نماید و چگونه می‌توانید نقشی را در شرکت یا سازمان فعلی خود انتخاب کنید که با تیپ شخصیتی شما همخوانی بهتری داشته باشد.

مرجع:

http://www.cppblogcentral.com/education-blog/frustrated-in-your-role-at-work-understanding-your-personality-type-can-help/

ترجمه و تنظیم:

سید ساجد متولیان

عضو دپارتمان MBTI – خانه توانگری طوبی

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus