نوشته‌ها

فرناز کرمانشاهی فارغ التحصیل رشته هوا فضا از دانشگاه امیرکبیرایران است و چند سالیست که در دانشگاه مونترال کانادا مشغول به کار است، چند شب پیش ای میل جالبی ازش دریافت کردم که تجربه ۵ ساله اش از کاربری MBTI را در محل کار توضیح میداد
فرناز کرمانشاهی
چهار سال پیش در یک پروژه ی فضایی در ایران مشغول به کار بودم که از طریق دکتر علیرضا شیری با کاربرد آزمون MBTI آشنا شدم و در دوره ای با همین نام که توسط ایشان برگزار میشد شرکت کردم.
دانش MBTI در آن زمان به شناخت خودم و جایگاه مطلوبم در کار و فعالیتهای اجتماعی بسیار کمک کرد. همچنین در تحلیل روابط بین نقشهای مختلف درون سازمانی و انتخاب فرد مناسب برای مسوولیتهای مشخصی بسیار سودمند و کارساز بود. به عنوان مثال دانستن تفاوت افراد درونگرا و برون گرا در محیط کار در بکارگیری  بیشتر قابلیتهای افراد مفید بود و کمک میکرد به افراد درون گرا فرصت بیشتری برای بیان دیدگاههاشون بدهم چرا که این افراد ایده های خوبی هم دارند اما اغلب خودجوش آن را بیان نمیکنند.
پس از مهاجرت به کشور کانادا به ادامه تحصیل در رشته قبلی خودم در دوره ای پرداخنم که هدفش تربیت مهندسین برای محیط کار صنعتی بود. در انتهای این دوره، یک پروژه بود که باید به صورت گروهی انجام میشد. هدف شبیه سازی یه شرکت مستقل بود که با  ۱۶ مهندس اداره میشود و یک پروژه را برای یک کمپانی بزرگ در مدت ۸ ماه با کار تمام وقت انجام میدهد و در این راستا نیازمند همکاری نزدیک با چند کمپانی دیگر هم هست. دانشجویان برای شرکت در این پروژه از طریق مصاحبه انتخاب شدند. در ترکیب تیم دانشجویانی از رشته های مرتبط با ملیت های مختلف و توانمندیهای متنوع بالقوه مدیریتی و فنی انتخاب شده بودند. مقرر بود که اعضای این تیم با شناخت از همدیگر و درک ماهیت پروژه و ابعاد مختلف آن، تیم ۴ نفره مدیریتی و سایر تیمهای فنی مورد نیاز را از بین خود انتخاب و تشکیل دهند.

در ابتدای این پروژه یک کارگروه MBTI ارائه شد. به این صورت که آزمون  MBTI به صورت آنلاین قبل از جلسه  از دانشحویان به عمل آمد و در ابتدای جلسه نتایج آزمون  در قالب یک گواهینامه به ایشان ارائه شد. در این جلسه یک مربی از بخش منابع انسانی به تحلیل نتایج آزمون پرداخت و کمک کرد که دانشجویان خود و همدیگر را به لحاظ تیپ های شخصیتی MBTI بهتر بشناسند.

پس از این جلسه افراد خاصی که مناسب مدیریت بودند به تشخیص خود، که درست هم بود، داوطلب شدند و پس از معرفی خود و سوابقشون بر اساس رای گیری برای پستهای مدیریتی انتخاب شدند. به همین ترتیب با شناخت بدست آمده سرگروه های تیم های فنی و سپس اعضای تیمهای فنی انخاب شدند. خاطره ی جالب من از این پروژه این است که پس از۸ ماه کار مداوم و اتمام موفقیت آمیز پروژه، هیچ از یک از ۱۶ نفر این حس را نداشت که در جایگاه درستی در این پروژه قرار نداشته و یا اینکه بهتر بود نقش دیگری میداشت. این تجربه به صورت عملی اهمیت دانش MBTI را برای کلیه افراد به من اثبات کرد. وقتی افراد با شناخت از تیپ خود نقشی را میپذیرند و یا مدیران با این دانش افراد را برای نقشهای مختلف برمیگزینند بهترین کارایی افراد ارائه شده و نتیجه موفقیت آمیز خواهد بود.

————————————————————–