نوشته‌ها

هر تیپ شخصیتی نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارد و هیچ تیپ ایده‌آلی وجود ندارد دقیقا مثل اینکه هیچ انسان ایده‌آلی بر روی زمین وجود ندارد. حتما برای شما در زندگیتان پیش آمده است که پیش خود این جمله معروف را گفته باشید که «ای کاش یک تیپ شخصیتی متفاوتی داشتم». شاید دلتان بخواهد که اجتماعی‌تر باشید، نسبت به حواستان حساس‌تر باشید، در زندگی نظم بیشتری داشته باشید، نسبت به انتقادات مقاومت بیشتری داشته باشید و موارد دیگر. پس عجیب نیست که یکی از متداول‌ترین سوالاتی که افراد در فرایند رشد شخصی می‌پرسند این است که: «آیا امکان تغییر تیپ شخصیتی من وجود دارد یا خیر؟»

متأسفانه پاسخ به این سوالات به همین راحتی نیست. بر اساس اکثر نظریه‌های تیپ شخصیتی، تیپ فرد به صورت مادرزادی بوده و به هیچ وجه تغییر نمی‌کند. با این حال، افراد می‌توانند صفات و عادت‌های خود را بگونه‌ای رشد و توسعه دهند که با تیپ شخصیتی خود فرق داشته و یا کاملا متناقض باشد. این کار چگونه ممکن می‌شود؟

بیایید از یک مثال استفاده کنیم. تصور کنید که چراغ اتاقتان خاموش شود و شما ناگهان در تاریکی گرفتار شوید. شاید سعی کنید که راه خود به سمت درب را پیدا کنید، اما از چه حواسی برای این کار استفاده می‌کنید؟ حس لامسه؟ حس شنوایی؟ حس بویایی؟ هر حسی می‌تواند باشد غیر از بینایی، که حس غالب شماست. با این حال اگر روشنایی باز گردد، شما بلافاصله به حس بینایی خود باز می‌گردید، زیرا پیداکردن مسیر از طریق این حس بسیار راحتتر خواهد بود.

روش کارکرد شخصیت نیز دقیقا مشابه همین مثال است. محیطی که در آن قرار دارید شخصیت شما را به شیوه‌ی خاص خودش شکل می‌دهد و شما را مجبور می‌سازد که صفات (Traits) و عادت‌هایی که ممکن متضاد با شخصیت شما باشد را توسعه (develop) دهید. برای مثال اگر ذاتاً فردی خودبخودی و منعطف (P) هستید، اما ساختار زمانی محیط کاری شما به شدت دقیق بوده و مدیرتان نسبت به انجام هر کار سر زمان مقرر حساس است، ترجیح شما نیز به احتمال خیلی زیاد تغییر خواهد کرد. با این حال، به محض این که محیط کار خود را ترک کنید، ترجیحتان سریعاً به حالت قبلی خود باز خواهد گشت. همین قانون در مورد دیگر ترجیحات نیز صادق است.

در اینجا باید به یک مساله دیگر نیز اشاره کنیم. اجتماعی‌بودن معمولا با برونگرابودن اشتباه گرفته می‌شود دقیقا همانگونه که خجالتی‌بودن با درونگرابودن مورد سوءبرداشت قرار می‌گیرد. این مساله یکی از رایج‌ترین اشتباهات در بحث‌های مربوط به تیپ‌های شخصیتی است. افراد برونگرا صحبت‌کردن با دیگر افراد را کاری آسان می‌دانند (زمانیکه این کار را انجام می‌دهند انرژی می‌گیرند)، اما هنوز هم افراد خجالتی یا گوشه‌گیر فراوانی در بین آنها وجود دارد. برعکس، افراد درونگرا زمانیکه با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند انرژیشان را از دست می‌دهند، اما هنوز افرادی در بین آنها وجود دارند که به خوبی با گروه‌های دیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

در حقیقت برخی تیپ‌های خاص درونگرا (نظیر INFJ و INFP) نسبت به دیگر تیپ‌های برونگرا اجتماعی‌تر هستند. در جوامع غربی، افراد برونگرا نسبت به افراد درونگرا پرشمارتر بوده و نتیجتاً افراد زیادی اعتقاد دارند که هر کسی باید به سمت اجتماعی‌بودن و داشتن دوستان فراوان تمایل داشته باشد. این یک اعتقاد غلط است زیرا هر تیپ شخصیتی در نوع خود منحصربفرد بوده و توانایی‌های خاص خود را داراست – با این وجود این دلیل اصلی برای سوال «آیا می‌توانم تیپ شخصیتی خود را تغییر دهم؟» است.

در انتها باید گفت، تیپ شخصیتی اصلی شما تغییرناپذیر است. اما می‌توانید (و مجبورید) برخی جنبه‌های شخصیتی خود را که با آنها احساس راحتی ندارید را تغییر دهید. با انجام این کار شما صفات سایه خود را تقویت خواهید کرد و تبدیل به فرد پخته‌تری خواهید شد، هرچند صفات غالبتان هنوز دست نخورده باقی خواهد ماند. چنین تغییری یا توسط محیط بر شما تحمیل خواهد شد یا به دست خودتان انجام خواهد گرفت.

اگر نسبت به این موضوع علاقمند شده اید، می توانید مبحث Type Dynamics and Development را بررسی نمایید.

مترجم: مهندس مجتبی کریمی

منبع: ۱۶personality