نوشته‌ها

مفهوم و کاربرد هر کدام از کارکردهای روانی ما (Mental Functions) چیست؟

یکی از مهم ترین و کاربردی ترین مفاهیم MBTI ، کارکردهای روانی ما یا همان Mental Functions می باشند. این یادداشت، ترجمه و تلخیصی از مطالب سایت  myersbriggs.org  و مطالعات جانبی نگارنده این مقاله است.

در ابتدا به یادآوری نکته ای حائز اهمیت می پردازم. همه ما، ۴ کانال یا شاهراه روانشناختی داریم  شامل منطقی/شهودی و احساسی/فکری که توسط آنها، دنیا را تجربه می کنیم.

بعبارتی ما یک کانال روانی جهت دریافت و پرداخت اطلاعات داریم و یک کانال روانی هم جهت بررسی اینکه با این اطلاعات ، چگونه تصمیم گیری کنیم و وارد عمل شویم.

ایجاد تعادل روانی:

به ترتیب کارکردهای اول و دوم ما، راننده های اصلی شخصیت ما هستند و از آنجاییکه روان انسان به دنبال ایجاد تعادل است، یکی از این دو کارکرد غالب و کمکی، درونریز و دیگری به شکل برونریز ایفای نقش می نماید.

از طرفی به شکلی دیگر نیز تعادل در روان ما، مورد هدف قرار گرفته می شود.

اگر کارکرد اول تصمیم گیری باشد، کارکرد کمکی جمع آوری اطلاعات است و برعکس.

بعنوان مثال، اگر یک نفر کارکرد اولش T درونریز یا برونریز باشد، ممکن است به عجول بودن در تصمیم گیری بدون ِ داشتن ِ داده ی کافی متهم شود . پس کارکرد دوم S یا  N ، به شکل درونریز یا برونریز درمی آید تا بیشتر داده جمع آوری کند . و یا اگر یک نفر ، کارکرد اولش N برونریز یا S درونریز است ممکن است وسواسی به نظر آید در جمع آوری اطلاعات و بموقع  سراغ تصمیم گیری نرود ، در نتیجه اینجا کارکرد دوم می شود مثلا F ِ درونریز یا برونریز که باعث می شود سریعتر از مرحله جمع آوری اطلاعات رد شود.

 

تعریف کارکردهای روانی:

حال می پردازیم به تعریف هر کدام از این کارکردهای روانی. اولین نکته مهم در تعریف کارکردها اینست که  کارکردها، در دنیای درونی و بیرونی یعنی با اندیس i و e، می تواند متفاوت باشند.

 

کارکرد S  ِ برونریزی شده: Se

فردی که جمع آوری کننده اطلاعات است و به داده هایی اعتماد می کند که مبتنی بر Facts ، Figures ، Numbers ، Details می باشد. این فرد، به داده واقعی در همین لحظه، اعتماد می کند.

داده های Tangible و قابل اندازه گیری و ملموس با حسهای پنجگانه را به شیوه ی تعامل با دنیای بیرون از طریق پرسیدن و مکالمه و … جمع آوری می کند.

کارکرد S  ِ درونریزی شده: Si

فردی که جمع آوری کننده اطلاعات است و به داده هایی اعتماد می کند که مبتنی بر Facts ، Figures ، Numbers ، Details می باشد. این فرد، شواهد و فکتهای موجود را با تجارب ِ قبلی، مقایسه می کند. اطلاعات ِ حسی خودش را برای استفاده در آینده، ذخیره می کند.

داده های مربوط به فکتهای موجود را با search و تفحص و به شیوه ی درونگرایانه و در سکوت، جمع می کند.

کارکرد N ِ برونریزی شده: Ne

فردی که جمع آوری کننده اطلاعات است و به داده هایی اعتماد می کند که توسط آنها به احتمالات و امکانات موجود در دنیای بیرون پی ببرد. به Flash های ناشی از ناخود آگاه ِ خودش اعتماد می کند و این Flash ها را می تواند با دیگران به اشتراک بگذارد.

الگوها یا Pattern ها و احتمالات و امکانات ِ موجود در دنیای بیرون را می بیند و با دنیای بیرون در تعامل است و به Flash های ناشی از ناخود آگاه ِ خودش اعتماد می کند.

کارکرد N  ِ درونریزی شده: Ni

فردی که جمع آوری کننده اطلاعات است و به داده هایی اعتماد می کند که توسط آنها ایده ها و افکارش را با یک چهارچوب درونی بسنجد و به Flash  های ناخودآگاهش اعتماد می کند. Flash هایی دارد که  ممکن است درکش برای دیگران ساده نباشد.

الگوها یا Pattern ها و احتمالات و امکانات ِ موجود در دنیای بیرون را به شیوه درونگرایانه پیدا می کند: مثلا با search یا وب گردیهای خاص در سایتهای خاص یا با نگاه کردن به تصاویر یا مطالعه ی مطالب خاص .

کارکرد T  ِ برونریزی شده: Te

فردی است تصمیم گیرنده و دنبال یک انسجام منطقی در جهان ِ بیرون است و به قوانین ِ بیرون، بیشتر اهمیت می دهد.

بر اساس منطق و قوانین ِ بیرون از خودش و برای رسیدن به  پیامدهای منطقی، تصمیم می گیرد و آنرا اعلام می کند. قبل از انجام دادن، اطرافیانش از تصمیماتش باخبر می شوند.

کارکرد T  ِ درونریزی شده : Ti

فردی است تصمیم گیرنده و دنبال یک انطباق ِ منطقی با یک چارچوب درونی است و این چارچوب را ممکن است نتواند راحت برای دیگران توضیح دهد. زیرا پردازش ِ درون ذهن ِ خودش را هم به قانون منطقی بیرون،  اضافه کرده است.

بر اساس Logic تصمیم می گیرد و دنبال پیامد منطقی است اما اعلامش نمی کند. معمولا تصمیم خود را  پیاده می کند و پس از آن، بقیه متوجه می شوند.

کارکرد F برونریزی شده: Fe

دنبال هارمونی و ایجاد هماهنگی بین مردم است در دنیای بیرونی. ارزشهای بین فردی و فرهنگی، برای او مهم است .

بر اساس ارزشهای شخصی Personal Value، تصمیم می گیرد و اعلامش می کند.

کارکرد F درونریزی شده : Fi

او بیشتر به دنبال هماهنگی اعمال و افکار با ارزشهای شخصی خود می باشد و همیشه این ارزشها را برای دیگران بیان نمی کند.

بر اساس ارزشهای شخصی Personal Values، تصمیم می گیرد و اعلامش نمی کند و انجامش می دهد.

 

حال پس از تعریف هر کدام از این کارکردها، می پردازیم به بیان تفاوت دو کارکرد انتخابی در زندگی روزمره.

تفاوت Te و Ti

یک Te دنبال ِ Objective Facts  یا واقعیتهای عینی است . در حالیکه یک Ti، دارای یک   Subjective Principle  یا  Logical System  است ؛ بعبارتی دارای  اصول ذهنی یا سیستم منطقی است.

Ti:  فکت و شواهد، برایش تمام ِ حقیقت محسوب نمی شود. اما اگر نکته ای یا شواهدی با سیستم ِ یک فکری درونریزی شده ، همخوانی نداشته باشد Ignore می شود.

نکته قابل توجه در این زمینه این است که چنین شخصی می تواند دچار یک خطای شناختی شود که به اشتباه، فکتهای ناسازگار با خط فکری خود را رد کند.

در واقع یک فکری درونریز Ti، اصولش را به فکت های جدید تعمیم می دهد. در واقع Logical Consistency دارد.(انسجام منطقی)

 

Te: اگر قانونی برای همه ی شواهد پاسخگو نباشد، آن قانون و اصل رد می شود.

یک Te می تواند نظام فکری و طرز تفکر خود را تغییر دهد؛ زیرا بجای یک سیستم، واقعیتها و شواهد را مد نظر قرار می دهد و فکتها می توانند روی نتیجه، اثر بگذارند. برای قانع کردن این آدم باید از فکت استفاده شود، بجای ارائه ی سیستم و ارائه ی توضیح.

 

تفاوت Ti و Te بصورت مختصر:

یک Te ، دنبال Logic Connection  در دنیای بیرون است و این ارتباطات ِ لاجیک را به دنیای بیرون اعمال می کند و دنیای بیرونی را با یک شیوه ی منطقی، سازماندهی می کند.

 

یک Ti ، قوانین را برای درکِ  بهتر توسط دیگران، بیشتر آنالیز می کند و افکار و باورهایش را در ذهن و دنیای درونی به شیوه منطقی و Logic، سازماندهی و تنظیم می کند.

 

تفاوت Ne و Ni

یک N درونریز، بیشتر تصویری فکر می کند. یعنی دنیا را مثل یک Mental Map  در ذهنش ترسیم می کند و از زوایای مختلف به ماجرا نگاه می کند و تحلیل می کند و راه حل، ظاهر می شود.

او به دنبال ِ درک خط ِ سیر ِ  یک رفتار است و در سکوت، دنبال تفسیر ِ یک ایده و اتفاق می باشد. در رفتار، کند تر، اما تحلیلی تر است و تمرکز ِ بیشتری دارد و ممکن است کیفیت ِ خروجی بهتری داشته باشد. چنین فردی کمتر ، جزئیات را از دست می دهد.

یک Ni در Brain Storm ، راه حل و ایده کمتری می دهد اما فکر بیشتری در این زمینه کرده است. او تصور و درک ِ همگرا دارد. از چند اتفاق به یک راه و یک Pattern میرسد. اتفاقات را بخشی از یک سیستم می بیند. احتمالات را بیشتر نزدیک به بخش ِ ناخودآگاه تجربه می کند. ایده ها بیشتر در ذهن اوست. معمولا در حال ِ پیش بینی احتمالات در آینده است. یک Ni معمولا راه حلهای انقلابی دارد:  Revolutionary .

 

یک N برونریز، از یک فکر به فکر ِ دیگر می رسد و افکارش منشعب می شود. انگار جماعتی در حال حرف زدن در سر او هستند.

در Brain Storm ، سریعتر خودش را با محیط تطبیق می دهد و می تواند پرسپکتیو و زاویه ی نگاهش را تغییر دهد و سریعتر واکنش نشان دهد. او تصور و درک ِ واگرا دارد و افکارش منشعب می شود. در ذهن خود طوفان ایده ها دارد . ایده های زیادی به بخش خودآگاه او  هجوم آورده و برای او ساده نیست که همه آنها را بتواند بسرعت و همزمان ، اعلام کند و به مرحله تصمیم گیری برساند و در این ابراز کردنها ، ممکن است بعضی جزئیات را از دست بدهد.

یکNe  ایده هایش را بیشتر، در درنیای بیرون پیاده می کند. با در نظر گرفتن احتمالات، سریعتر وارد ِ  عمل می شود.

احتمالات  (Possibility)و ارتباطاتِ بین واقعیت ها و ایده ها را می بیند و راه حل ِ تکاملی می دهد: Evolutionary .

یک Ne برای اصلاح امور، راه حل های خلاقانه ی بدون ِ هزینه زیاد (هزینه ی به اندازه کافی)، می دهد.

 

یک مثال از تفاوت Ne و Ni

ذکر یک مثال جهت درک بیشتر موضوع، می تواند به ما کمک کند.

یک پیست مسابقه اتومبیل رانی را در نظر بگیرید که هشت خط دارد. هر ایده را به شکل یک ماشین متفاوت فرض کنید؛ با رنگهای مختلف و قابلیتهای مختلف.

یک Ne وقتی با این صحنه روبرو می شود همزمان چند فکر سراغ او می آیند و او سریعتر سراغ یکی از انتخابهایش می رود. ممکن است با همان ماشین، به ته ِ خط برسد و یا حتی ممکن است نیمه راه متوجه شود که نیاز او پاسخ داده نشده یا درست محاسبه نکرده و بسرعت به اول خط بر می گردد و یک ماشین متفاوت یا ایده ی متفاوت را امتحان می کند.

و ممکن است همزمان با این اتفاقات، فردی دیگر با کارکرد Ni، بعد از کلی تحلیل و بررسی و سبک سنگین کردن ذهنی، تازه به این نتیجه رسیده باشد که یک ایده را انتخاب کند.

 

نگارنده: نازلی لاله

مربی دپارتمان MBTI خانه توانگری طوبی

علم عصب‌شناسی (Neuroscience) در مورد تیپ شخصیتی چه حرف‌هایی برای گفتن دارد؟

بخش مهمی از یافته‌های علوم روان‌پزشکی و روان‌شناسی مدیون تحقیقات و پژوهش‌های محققین و دانشمندان علم عصب‌شناسی (Neuroscience) می‌باشد. بخشی از این فعالیت‌های علمی و پژوهشی منجر به ایجاد یک شاخه علمی مجزا با عنوان علوم اعصاب رفتاری، عصب‌شناسی رفتار یا روانشناسی زیستی (Behavioral Neuroscience) شده است. این شاخه علمی با استفاده از اصول زیست‌شناسی (و به طور خاص عصب‌شناسی) به مطالعه ساز و کارهای فیزیولوژیکی، ژنتیکی و رشدی رفتار در انسان و جانوران می‌پردازد. مطالعات عصب‌شناسی رفتار معطوف به مطالعه سلول‌های عصبی (Neurons)، انتقال‌دهنده‌های عصبی، مدارهای مغزی و فرآیندهای بنیادین زیستی می‌شود که مبنای رفتارهای نرمال و غیرنرمال را تشکیل می‌دهند [۱].

پروفسور داریو ناردی (Dario Nardi) استاد دانشگاه کالیفرنیا لس‌آنجلس (UCLA) یک دانشمند عصب‌شناسی رفتار است که از سال ۲۰۰۷ انجام مطالعاتی را در زمینه بررسی ارتباط بین تیپ شخصیتی افراد (که بر اساس ابزار شخصیت شناسی میرز-بریگز MBTI به دست آمده است) و چگونگی فعالیت‌های مغزی آن‌ها آغاز نموده است. وی که مدرک دکترای خود در رشته علوم سیستمی را در سال ۱۹۹۸ از دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY) دریافت کرده، از سال ۱۹۹۴ با ابزار MBTI آشنا شده و به صورت حرفه‌ای در زمینه ابزار شخصیت‌شناسی MBTI به تحقیق و تدریس مشغول بوده است [۲].

ناردی برای بررسی فعالیت‌های مغزی افراد از روش الکتروانسفالوگرافی یا نوارمغزی (EEG) استفاده می‌نماید. این روش شامل اخذ سیگنال توسط الکترودهای سطحی، بهبود سیگنال (معمولاً تقویت و حذف نویز)، چاپ سیگنال و تحلیل آن می‌باشد. روش EEG تاکنون برای کمک به مطالعه صرع، تشخیص اختلالات روانی و مطالعه خواب مورد استفاده قرار می‌گرفته است [۳]. این روش فعالیت‌های الکتریکی در بخش نئوکورتکس (Neocortex) مغز را می‌سنجد. روش EEG در مقایسه با روش‌های مشابه سریع، آسان و ارزان است و تغییرات را در واحد میلی‌ثانیه اندازه‌گیری می‌کند [۴].

ناردی در آزمایش‌های خود از دانشجویانی که قبلاً تیپ شخصیتی خود را با استفاده از ابزار MBTI تعیین نموده‌اند کمک گرفته است. الکترودهای دستگاه EEG به سر دانشجویان وصل می‌شود و فعالیت‌های مغز آن‌ها توسط نرم‌افزار ثبت می‌گردد(شکل زیر).

EEG

دانشجویان در طی آزمایش‌ها به فعالیت‌های زیر می پرداختند [۴]:

  • بازی مانند بازی با کارت، حل جدول کلمات متقاطع و غیره
  • فعالیت‌های بدنی مانند تردستی با توپ
  • تفکر مانند حل مسائل ریاضی، تشخیص اختلافات بین دو شکل مشابه
  • ارتباط با دیگران مانند صحبت کردن، ایفای نقش در نمایش
  • به یاد آوردن مانند تکرار اسامی مشاهده شده در یک لیست، بازگویی جزئیات یک صحنه
  • پیش‌بینی کردن مانند صحبت در مورد زندگی شخصی در ۱۰ سال آینده
  • جمله‌سازی خلاقانه با کلمات بی‌ربط

در شکل زیر بخش‌های مختلف نئوکورتکس مغز که هر یک مسئول یکی از فعالیت‌های مغزی می‌باشند، از نمای بالا نشان داده شده است. دوایر مشخص شده با کد روی شکل محل نصب الکترودهاست که فعالیت آن بخش خاص از نئوکورتکس را اندازه‌گیری می‌نمایند. از نظر ناردی، نئوکورتکس را می‌توان به یک جعبه‌ابزار مهارت‌های شناختی (Cognitive Skills) تشبیه نمود که ساختار آن در همه افراد تا حد زیادی مشابه است، اما این که چه زمانی و چگونه از این جعبه ابزار استفاده می‌کنیم بسته به تیپ شخصیتی و پیشینه شخصی ما (فرهنگ، آموزش، شغل و غیره) می‌تواند متفاوت باشد. برای مثال، یک فرد با تیپ شخصیتی ENFJ در مقایسه با یک فرد با تیپ شخصیتی ISTP به احتمال بسیار بالاتری دارای یک ناحیه T5 (توجه زیاد به بازخورهای اجتماعی) فعال‌تر است. مختصراً می‌توان گفت، افراد با تیپ شخصیتی یکسان اغلب تمایل دارند که به گونه مشابه‌ای از برخی از نواحی مغز خود استفاده کنند یا نکنند و البته تفاوت‌هایی نیز بین آن‌ها وجود دارد که به خاطر ساختار منحصر بفرد مغز هر یک از آن‌هاست [۵].

neocortex

در تصاویر ثبت شده از مغز، رنگ‌های قرمز و زرد نشان دهنده فعالیت بالاتر و رنگ‌های آبی و سیاه نشان‌دهنده فعالیت کمتر می‌باشند [۴].

necortex2

ناردی در آزمایش‌های خود حالت جالبی از فعالیت مغز را کشف کرده که نام آن را شرایط جریان (Flow state) گذاشته است. این شرایط که در آن کلیه بخش‌های نئوکورتکس مغز از نظر میزان فعالیت حالت هماهنگی را نشان می‌دهند (مشخص شده با رنگ آبی در شکل زیر) زمانی اتفاق می‌افتد که هر فرد بسته به تیپ شخصیتی که دارد در حال انجام کاری است که در آن زمینه مهارت دارد یا اصطلاحاً متخصص (Expert) آن کار می‌باشد [۴].

flow state

ناردی تعدادی از فعالیت‌هایی که برای تیپ‌های خاص باعث شکل گیری «شرایط جریان» در مغز می‌شود را شناسایی کرده است که برخی از آن‌ها عبارتند از [۴]:

  • حل و فصل یک شرایط بحرانی به هنگام ایفای نقش به عنوان یک بازیگر (ESFP، ESTP)
  • مرور اتفاقات گذشته با ذکر جزئیات (ISFJ، ISTJ)
  • تجسم نمودن آینده (INTJ، INFJ)
  • گوش دادن به حرف‌های دیگران (ISFP، INFP)
  • گوش دادن به حرف‌های یک شخص مافوق (ESTJ)
  • انجام یکی از فعالیت‌هایی که در آن مهارت دارید یا تصور انجام دادن آن (تمام تیپ‌های شخصیتی)

ناردی از انجام آزمایش‌های متعدد به هشت الگوی شاخص در زمینه فعالیت‌های مغز تیپ‌های شخصیتی مختلف دست یافته که در شکل زیر به نمایش در آمده است [۴].

Nardi pattern

مقایسه میزان تشابه فعالیت مغزی ثبت شده جامعه آماری مورد بررسی حاکی از نتایج جالبی در خصوص رابطه تیپ شخصیتی با فعالیت مغز افراد بود. در مورد افراد با تیپ شخصیتی متفاوت کمتر از ۳۰ درصد جامعه آماری دارای میزان فعالیت مغزی با درصد تشابه ۵۰ درصد و بیشتر بودند. اما وقتی افراد با تیپ شخصیتی یکسان در گروه‌هایی دسته‌بندی شدند مشاهده گردید که تقریباً چیزی نزدیک به ۳۰ درصد از هر کدام از جوامع آماری دارای فعالیت مغزی با درصد تشابه بین ۸۰ تا ۹۰ درصد هستند. ناردی معتقد است، تفاوت‌های موجود بین فعالیت‌های مغزی افراد با تیپ شخصیتی یکسان به دلیل آن نیست که تیپ شخصیتی آن‌ها اشتباهاً تعیین شده است، بلکه این تفاوت‌ها اطلاعات جالب‌تری به دست می‌دهد و آن این است که مغز باعث شکل‌گیری تیپ شخصیتی نمی‌شود. برای مثال چیزی به نام بخش ENFP یا ESTJ مغز وجود ندارد. در عوض مغز شما یک جعبه ابزار است که شما تمایل دارید از این جعبه ابزار طوری استفاده کنید و آن را رشد بدهید که پشتیبان ترجیحات تیپ شخصیتی شما باشد [۵].

ناردی از تحقیقات خود به ویژه مقایسه نتایج آزمایش‌های انجام شده بر روی افراد با تیپ شخصیتی یکسان نتیجه گرفت که تیپ شخصیتی نقش مهمی در زندگی ذهنی ما ایفا می‌نماید ولی تنها عامل مؤثر محسوب نمی‌شود. پیشینه فردی، جنسیت، شغل و عوامل دیگر همگی بر آن چیزی که هستیم تأثیرگذارند. علاوه بر این مهارت‌های غیرمرجح (کارکردهای سوم و مغلوب) هر فرد به شیوه‌های گوناگونی در زندگی وی ظاهر می‌شوند و به همین دلیل است که ابزارهای شخصیت‌شناسی مانند MBTI«شاخص» (Indicator) نامیده می‌شوند و نمی‌توان آن‌ها را خدشه‌ناپذیر دانست [۵].

علاوه بر موارد فوق ناردی به نتایج جالب دیگری در مورد رابطه تیپ شخصیتی با کارکرد مغز افراد نیز دست یافته که همگی آن‌ها را در کتابی تحت عنوان «عصب‌شناسی شخصیت: دیدگاه‌های ادراک مغزی برای افراد با همه تیپ‌های شخصیتی» (Neuroscience of Personality: Brain-Savvy Insights for All Types of People) منتشر نموده است [۶]. همچنین یک ویدیوی ۹۰ دقیقه‌ای از سخنرانی ناردی در مورد نتایج تحقیقاتش از اینجا قابل مشاهده می‌باشد.

index

ناردی به محدودیت‌های تحقیقات خود از جمله محدودیت در تعداد افراد شرکت‌کننده در آزمایش‌ها و محدوده سنی آن‌ها معترف است و می‌پذیرد که به آزمایش‌های بیشتری در این زمینه نیاز می‌باشد، هر چند وی معتقد است نتایج حاصله از آزمایش‌های وی، نشان می‌دهد نظریه تیپ‌های روان‌شناختی کارل گوستاو یونگ (Carl Gustav Jung) که ابزار شخصیت‌شناسی MBTI بر پایه آن شکل گرفته است، با دقت قابل قبولی به توصیف فرآیندهای شناختی (Cognitive Processes) ذهن انسان می‌پردازد و شایسته آن است که مورد اعتماد قرار گیرد [۵].

تحقیقات فوق از دو جنبه ارزشمند و قابل توجه است. اولاً نتایج به دست آمده از این تحقیقات، نظریه‌ای که قبلاً توسط یونگ، کاترین بریگز (Katharine Cook Briggs) و الیزابت بریگز-میرز (Isabel Briggs Myers) در چارچوب تحقیقات روان‌شناسی تحلیلی (Analytical Psychology) توسعه داده شد را به نوعی مورد صحت‌سنجی قرار داده و توصیف ملموس‌تر و روشن‌گرانه‌تری از آن را به نمایش گذاشته است. ثانیاً با کنار هم قرار دادن یافته‌های حاصله از علم عصب‌شناسی و ابزارهای شخصیت‌شناسی، محققین به دانشی جامع‌تر و دقیق‌تر در خصوص فرآیندهای شناختی ذهن انسان دست یافته‌اند که می‌تواند به افراد در مسیر رشد و خودشکوفایی کمک‌های شایانی نماید.

مراجع:

[۱] http://en.wikipedia.org/wiki/Behavioral_neuroscience

[۲] http://www.darionardi.com/

[۳] http://en.wikipedia.org/wiki/Electroencephalography

[۴] Nardi, D. (2011). Neuroscience of Personality: Principles of the Psyche as a Living System. Retrieved On 15 May 2015 from: https://www.pdx.edu/sysc/sites/www.pdx.edu.sysc/files/neuro-systems.pdf

[۵] Nardi, D. (2012). “Your Brain and Type: Individual Differences Matter”. TypeFace Magazine, British Association for Psychological Types (BAPT), Vol. 23, No. 3, pp. 16-20.

[۶]. Nardi, D. (2011). Neuroscience of Personality: Brain-Savvy Insights for All Types of People. Radiance House Publication, Los Angeles, CA.

تهیه و تنظیم:

سید ساجد متولیان

عضو دپارتمان MBTI – خانه توانگری طوبی

 

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus