نوشته‌ها

mbti

با ابزار MBTI به دنیای شگفت انگیز کاربرد شخصیت شناسی در رابطه و کسب و کار وارد شوید( دوره ۵۵ موسسه)

 مدرس اصلی : دکتر علیرضا شیری

IMG_4574

کارگاه MBTI شرکت Nestle مدیران

کاربرد

  • مدیریت فردی بر اساس تیپهای ۱۶ گانه ( بخش ذاتی خود را بشناسید تا نیازی نباشد بخشهای درست شخصیت تون را تغییر دهید)
  • مدیریت واضحا متفاوت بر روابط شخصی( همسر/ نامزد/والدین/ فرزندان/ دوستان)   و روابط کاری ( همکاران، مراجعین، مدیران)
  • فرزندپروری  parenting
  • آمادگی برای حضور در دوره های پیشرفته : حل تعارض conflict / کار تیمی ( team working ) / تصمیم گیری decision making  )
  • دوره پیش نیاز برای تربیت مربی رسمی MBTI

کارگاه mbti خانه توانگری 1 Read more

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

MBTI

تیپ های شخصیتی چگونه به موفقیت مالی دست پیدا می کنند؟

معمولا وقتی از مقوله کسب درآمد و ثروت صحبت می‌شود همه افراد نظرات و اولویت‌های خود را در این مورد دارند و هر کس از مسیر و روش متفاوتی در پی کسب درآمد و افزایش سرمایه خود می‌رود. به بیان دیگر هر کس نگرش خاص خود را نسبت به پول دارد که الزاما با دیدگاه سایرین یکسان نیست. برای برخی از افراد پول اهمیت بیشتری دارد در حالی‌که شاید برای عده‌ای پول اهمیت چندانی نداشته باشد. هر کدام از ما نیز به شیوه‌ی متفاوت خود پول در می‌آوریم و دلایل متفاوتی نیز برای کسب درآمد داریم. در شماره اکتبر ۲۰۱۵ مجله دیوید کیرسی، تیپ‌شناسان این مجموعه به بررسی دیدگاه‌های متفاوت مشرب‌های چهارگانه نسبت به کسب درآمد پرداخته‌اند. چهار برش از چهار مشرب MBTI رو مطالعه کنید تا ببینید با کدام‌یک از آن‌ها احساس نزدیکی و شباهت بیشتری دارید. ضمنا خودتان را نیز امتحان کنید، ببینید آیا قادر هستید رویکرد دوستان، همکاران، اعضای خانواده و نزدیکان خود را نیز در یکی از این چارچوب‌ها قرار دهید؟

تجربه‌گرایان (SP) -در جستجوی معامله هیجان‌انگیز

(شامل تیپ‌های ESTP-ISTP-ESFP-ISFP)

برای تجربه‌گرایان فرایند کسب درآمد و دویدن در پی پول باید امری غیرقابل پیش‌بینی باشد. جستجوی ثروت و کسب درآمد برای SPها فرایندی نیست که با فکر و برنامه‌ریزی قبلی، یا روال منسجم و مرحله به مرحله دنبال شود. جستجوی پول برای آن‌ها حتی یک پنداره یا برنامه‌ریزی بلند-مدت هم تلقی نمی‌شود. آن‌ها اصلا به این حرف که «پول را باید برای روز مبادا پس‌انداز نمود» اعتقادی ندارند، آن‌ها همچنین اعتقادی به بخشیدن مبالغ هنگفت از دارایی خود به خیریه‌ها و افراد نیازمند نیز ندارند. پس پول برای یک SP حاوی چه معنایی است؟ واقعیت امر در این است که برای تجربه‌گرایان هیجان واقعی در خود فرایند کسب درآمد قرار گرفته است. آن‌ها از مسیر پول درآوردن لذت می‌برند. همین! و به محض این‌که این مسیر به کسب درآمد منجر شود، بلافاصه پول خود را خرج می‌کنند تا هیجانات خود را از طریق خرج کردن پول آزاد کنند (مثلا خریدهای غیر قابل توجیه و صرفا برای برطرف نمودن خواسته‌های لحظه‌ای‌شان). ممکن است SPها برای کسب درآمد گاهی اوقات به حوزه‌های مختلف کاری ناخنکی بزنند، در این صورت بعید نیست در بازه‌های زمانی مختلف آن‌ها را در فعالیت‌های سوداگرانه‌ی مختلف و متفاوتی ببینید که الزاما هیچ ارتباطی به هم ندارند. تنها چیزی که برای آن‌ها اهمیت دارد، هیجان ناشی از این جستجوگری است. از این رو می‌توان گفت هسته‌ی اصلی اغلب فعالیت‌های آنان «خوش‌گذشتن» است. تجربه‌گرایان تلاش برای جستجوی پول را همچون آوردگاهی می‌دانند که حضور در آن نیازمند چابکی و سرعت است، آن‌ها این هیجان ناشی از تعیب و گریز را تا زمان رسیدن به مبلغی هنگفت ادامه می‌دهند. اما مسئله اینجاست که این جایزه بزرگ برای آن‌ها کوچکترین اهمیتی ندارد، آن‌ها از مسیر هیجان‌انگیز لذت می‌برند. قابلیت زندگی در لحظه به SPها این امکان را می‌دهد که از هر آن‌چه که در زندگی‌شان با آن مواجه می‌شوند استقبال کنند. شعار آن‌ها این است: «هر چه پیش آید، خوش آید». از نظر تجربه‌گرایان پول با خود «آزادی» به ارمغان می‌آورد، پول برای SPها تنها یک مفهوم بالقوه است که به خودی خود ارزشی ندارد، برای تجربه‌گرایان پول به طور بالقوه مفهومی دوست‌داشتنی است زیرا می‌تواند تغییری هیجان‌انگیز و غیرقابل پیش‌بینی را به زندگی آن‌ها راه دهد. پول به آن‌ها کمک می‌کند که دست به ریسک‌های جسورانه بزنند. یک معامله بزرگ حاوی مقدار زیادی پول برای تجربه‌گرایان بسیار هیجان‌انگیز و تحریک‌کننده است زیرا بزرگی و شدت هر تجربه در زندگی برای SPها بسیار مهم است. آن‌ها می‌خواهند بین نیازهای‌شان و برآورده شدن آن‌ها کوچکترین فاصله‌ای نباشد. هر گونه معامله بر سر پول ذاتا این قابلیت را دارد که در چشم به هم زدنی شرایط را (در جهت خوب یا بد) تغییر دهد، در نتیجه این پیش‌بینی ناپذیری و تغییر آنی بسیار مورد قبول یک SP خواهد بود.

سنتی ها (SJ) – در جستجوی درآمد بالا

(شامل تیپ‌های ESTJ-ISTJ-ESFJ-ISFJ)

اعتقاد سنتی ها (SJ) بر این است که درآمد بالا ناشی از سخت‌کوشی مداوم در یک بازه زمانی طولانی است. از نظر SJها درآمد بالا نشان از طی کردن مناسب مدارج تحصیلی و مسئولیت‌پذیری بالای افراد است. پشتیبان‌ها معتقدند فرد ثروتمند هزینه‌ی ثروتمند شدن خود را با تلاش فراوان داده است. آن‌ها معتقدند نقطه شروع همین‌جاست و تنها با کار و تلاش می‌توان سلسله‌مراتب ترقی را طی نمود. پشتیبان‌ها انتظار دریافت حقوق مناسب از شغل خود را دارند و برای رسیدن به مراتب بالا و قرار گرفتن در مقامات رفیع سخت تلاش می‌کنند. در واقع از نظر پشتیبان‌ها، حقوق و میزان درآمد هر فرد متر و معیاری است برای مقایسه جایگاه اجتماعی افراد. SJها درآمد را وسیله‌ای می‌دانند که به کمک آن قادرند پله‌های ترقی در اجتماع را قدم به قدم طی کنند. آن‌ها معتقدند حقوق‌ بالا متعلق به افراد نوپا و تازه‌وارد نیست، برای دریافت درآمد مناسب باید تلاش کرد و مراحل پیشرفت را قدم به قدم طی نمود بعبارت دیگران SJها معتقدند شما برای دریافت حقوق مناسب و کسب ثروت ابتدا باید شایستگی خود را نشان داده باشید. پول چیزی نیست که آن‌را به سادگی میان افراد پخش کنند. بنابراین پشتیبان‌ها معتقدند شایستگی و لیاقت پولی را که بدست آورده‌اند داشته‌اند، زیرا برای بدست آوردن آن زحمت کشیده‌اند. این روال (تلاش فراوان و سپس کسب ثروت) به آن‌ها احساس استحکام و ثبات می‌بخشد.  از نظر SJها بهترین بخش کسب حقوق ثابت در این است که پیش‌بینی‌پذیر و نظام‌مند است. یعنی برای پس‌انداز و انباشت آن و تبدیل آن به سرمایه‌ای عظیم و قابل اتکا باید زمان گذاشت، ضمنا می‌توان برای اوضاع پیش‌بینی نشده‌ی آینده نیز به این منبع ثروت متکی بود.

آرمان‌گرایان (NF) -در جستجوی بخشیدن

(شامل تیپ‌های ENFJ-INFJ-ENFP-INFP)

از نظر آرمان‌گرایان در دنیایی ایده‌آل نیازی به وجود مفهومی به نام پول نخواهد بود، افراد در کنار یکدیگر و همچون اعضای یک پیکر خواهند زیست و هر کس نگران سرنوشت اطرافیان و هم‌نوعان خود خواهد بود. اما معمولا واقعیت‌های دنیا به تندی چنین رویاهایی را نابود می‌سازند. وقتی NFها با واقعیت‌های موجود در دنیای زمینی- و بی‌شباهت با ایده‌آل‌های خود- مواجه می‌شوند و در می‌یابند که سایر انسان‌ها در نیاز و ضعف به سر می‌برند، نمی‌توانند بی‌تفاوت باقی بمانند. آرمان‌گرایان نمی‌توانند و نمی‌خواهند چشمان خود را بر وضعیت موجود ببندند. آن‌ها نمی‌توانند نسبت به ضعف و رنج سایرین ساکت بنشینند. در نهایت آرمان‌گرایان به ناچار می‌پذیرند که پول امر پلیدی است که ناگزیر باید برای ادامه زندگی در تمدن امروزی از آن استفاده نمود. آن‌ها بر این باورند که پول به جای ایجاد مانع، باید موانع موجود بین انسان‌ها را از میان بردارد و باعث ایجاد انس الفت میان آنان گردد. آن‌ها مصمم به از بین بردن شکاف میان دارا و ندار هستند. فرقی ندارد که یک NF در حساب بانکی‌اش چقدر پول داشته باشد، آن‌ها با بودجه‌ای که در دست دارند سعی در توزیع عادلانه ثروت دارند. آن‌ها ذاتا افرادی نوع‌دوست و خیرخواه هستند. باور آن‌ها این است: اگر دست‌تان پر است، آن را به کسی ببخشید که بدان محتاج است و دیگران به وقت نیاز، دست شما را خواهند گرفت. خوش‌طینتی آن‌ها به آنان اجازه نمی‌دهد که دیگران را در ضعف و تنگدستی تنها بگذارند. آن‌ها به بخشیدن زنده‌اند و یاری‌رساندن به دیگران دلیل زیستن آن‌هاست.

بینشی‌ها (NT) -در جستجوی اقتدار

(شامل تیپ‌های ENTJ-INTJ-ENTP-INTP)

برای بینشی‌ها کسب درآمد فقط محدود به پول درآوردن نمی‌شود. برای یک NT این‌که درآمد ماهیانه یا سالیانه‌اش چقدر است اهمیتی ندارد، حتی هیجان و سرخوشی ناشی از بدست آوردن مبالغ هنگفت نیز برای آنان چندان حائز اهمیت نیست، چنین پیروزی‌هایی برای بینشی‌ها کاملا موقتی و گذراست. علاوه بر این آن‌ها چندان به پول خود وابسته نیستند و شاید در پس‌انداز آن چندان خوب عمل نکنند زیرا نگه داشتن پول نیز برای آنان اولویت نیست. یک بینشی می‌داند فارغ از این‌که در حساب بانکی خود چقدر پول دارد باید روی اهداف بزرگتری متمرکز بماند. در واقع بینشی‌ها در زندگی‌شان خواهان کسب برتری و شایستگی هستند و پول را تنها دستاورد جانبی تلاش خود برای تحقق اقتدار و برتری‌‌شان می‌دانند.

پولْ پاداش رسیدن آن‌ها به اهداف‌شان است. در واقع کسب دستاورد و شایستگی برای NTها چیزی فراتر از پر بودن حساب بانکی است. آن‌ها در هر هدف خود خواهان برتری و قرار گرفتن در رده‌های بالا هستند. شایستگی و اقتدار از نظر یک بینشی به معنی بالاتر بودن از دیگران در هر هدفی است که برای خود تعیین نموده‌اند. آن‌ها مدام در پی بهتر کردن خود و موقعیت‌شان هستند. زندگی برای آن‌ها یک تکامل بی‌وقفه است که در آن به کمک ابتکارات نوآورانه‌شان در پی جابه‌جا کردن ساختارها و سیستم‌های پذیرفته‌شده و جاافتاده هستند. بینشی‌ها پول را اهرمی می‌دانند که به کمک آن سریع‌تر می‌توانند به اهداف بزرگتر خویش دست یابند. در واقع آن‌ها کوچکترین اهمیتی برای خود پول و اندازه و کمیت آن قائل نیستند. پول هدف اصلی آنان نیست و آن‌ها به دنبال پول نمی‌روند، بلکه بیش از آن بینشی‌ها به دنبال محقق نمودن پنداره‌ها و ایده‌های خود در دنیای واقعی هستند و در این راه معمولا پول به دنبال آن‌ها می‌آید. جامعه نیز معمولا از ایده‌های بلندپروازانه‌ی آن‌ها که در نهایت منجر به ایجاد تغییراتی مفید در دنیا می‌شود استقبال می‌نماید.

ترجمه و تطبیق: آرسام هورداد (مدیر دپارتمان MBTI خانه توانگری طوبی)

منبع: مجله Keirsey- اکتبر ۲۰۱۵

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

MBTI

۴ واقعیت اسرارآمیز درباره آزمون مایرز-بریگز

ابزار ارزیابی شخصیت مایرز-بریگز (MBTI) برای دهه‌های متمادی است که تبدیل به یک سنجش استاندارد برای ارزشیابی شخصیتی شده است. اما از زمانیکه Susan Cain و دیگر متفکران ما را ترغیب نمودند که درباره مزایای رهبری درونگرا بیشتر تفکر کنیم، استفاده از ابزار MBTI با کمی ابهام همراه شده است. در تحقیقات اخیری که مؤسسه CPP، متولی اصلی انتشار آزمون MBTI در دنیا، ارائه نموده حاکی از آن است که «تیپ شخصیتی MBTI به شکل پیچیده‌ای با موفقیت و شکست اثرگذاری بین فردی ارتباط دارد».

Michael Segovia، مدرس ارشد MBTI به برخی از سوءتفاهم‌ها که اخیراً اکثر ما در خصوص MBTI به آن بر‌می‌خوریم پرداخته است.

۱- درونگرا و برونگرا وجود خارجی ندارد

Segovia اظهار می‌دارد که: «اکثر ما عادت کرده‌ایم که افراد را با القابی همچون برونگرا (Extrovert) یا درونگرا (Introvert) خطاب کنیم، اما در اصلی چنین چیزی صحت ندارد. هیچ کسی به طور کامل و خالص درونگرا یا برونگرا نمی‌باشد». در عوض، ما تمایل داریم که از این القاب ظاهری استفاده کنیم. به قول وی همه این مسائل به محتوا و مضمون شرایطی که در آن قرار داریم وابسته است. وی می‌افزاید: «اگر شما در شرایط آموزشی باشید ممکن است کمی برونگراتر شوید تا بتوانید به شکل بهتری با معلمتان ارتباط برقرار کنید همانگونه که ممکن است در منزل ساکت‌تر و یا به اصطلاح درونگراتر به نظر برسید».

این جملات به این معناست که: شما این توانایی را دارید که هم برونگرا باشید و هم درونگرا، بنابراین از نتایج آزمون یا موقعیت‌های پیشین به عنوان بهانه‌ای برای رشدنکردن استفاده نکنید.

۲- ما در میانه قرار گرفته‌ایم

او می‌گوید: «از لحاظ آماری در آمریکا، ۴۹ درصد افراد تمایل بیشتری به برونگرایی داشته و ۵۱ درصد درونگرا هستند. در حقیقت این اعداد در سراسر جهان با کمی اختلاف ثابت می‌باشد. در فرهنگ آمریکا جمله‌ای داریم که می‌گوید برونگراها افراد سالم‌تری هستند. شاید این طرز تفکر درست نباشد زیرا رهبران غول‌های فناوری دنیا یعنی Facebook، Twitter و دیگر استارت‌آپ‌های موفق افرادی بوده‌اند که تمایل بیشتری به درونگرایی دارند.

این جملات به این معناست که: در طراحی فرهنگ سازمانی خود انعطاف‌پذیر باشید. برای مثال، ایجاد محیط‌های کاری کاملا باز یا اتاق‌های محصور و دربسته می‌تواند نیمی از کارکنان شما را برنجاند. پس اینگونه محیط‌ها را بگونه‌ای طراحی کنید که هر دو ترجیح برونگرایی و درونگرایی افراد در نظر گرفته شده باشد.

۳- این آزمون دائماً در حال تغییر است

آزمون MBTI در سال ۱۹۴۳ ارائه شد و از آن پس هر چند سال یکبار تغییرات و تجدیدنظر‌های عمده در خصوص آن اعمال می‌شود. بنابراین اگر مدت زمان زیادی از گذراندن این آزمون گذشته است، پیشنهاد نمی‌کنیم حساب زیادی روی آن باز کنید. Segovia می‌گوید: «ما در CPP یک تیم بزرگ از محققان در اختیار داریم که به طور کامل بر روی اعتبار و اطمینان گزارش‌ها و نیز زبان آن وقت گذاشته‌ و کار می‌کنند. اکنون بعد از سالیان متمادی تا حدی پیش رفته‌ایم که با کمک نسخه آنلاین آزمون، در عرض ۲۰ دقیقه می‌توانیم این آزمون را بگذارنیم».

این جملات به این معناست که: استفاده از آزمون‌هایی نظیر MBTI بیش از پیش راحت شده است که این بدان معناست که دیگر بهانه‌ای وجود ندارد که این ابزار را در سازمانتان استفاده نکنید.

۴- آزمون‌های ابتدایی تناقضات خود را دارند

مدرس ارشد CPP می‌افزاید: «هنگام انجام آزمون MBTI به این نکته پی بردیم که افرادی که تمایل بیشتری به برونگرایی دارند، بیشتر در مورد کارهایی که اخیراً انجام داده‌اند فکر می‌کنند نه کارهایی که معمولا انجام می‌دهند. برای مثال اگر فرد در محل کارش روز سختی را پشت سر گذاشته باشد، به احتمال خیلی زیاد در آزمونش تمایل بیشتری به نظم، برنامه‌ریزی و سازمان دارد – حتی اگر در حالت عادی هیچ تمایلی به این مسائل نداشته باشد. همکاران ما در مؤسسه CPP، آزمون را بگونه‌ای بروزرسانی کرده‌اند که از بروز چنین اشتباهاتی تا حد امکان جلوگیری شود.

این جملات به این معناست که: هیچ آزمونی وحی منزل نیست. وقتی در حال ارزیابی خود یا شخص دیگری هستید، همیشه ملاحضات و شهود خود را به کار ببندید.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: CPP Blog

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

گرفتن یک رژیم غذایی برای منظم ها (J) سخت تر است یا منعطف ها (P)؟ (قسمت پایانی)

منظم (J) و منعطف (P)

منظم ها (Judgers) افراد عملگرایی هستند. وقتی تصمیم بگیرند که وزن کم کنند، با سرعت و دقت نسبت به عمل کردن به هدفشان اقدام خواهند کرد. آنها معمولا با توجه به سرشتشان در دستیابی به اهدافشان موفق هستند به خصوص در روزهای آغازین یک رژیم غذایی. با این حال خصوصیت منظم‌ها این است که دوست دارند سریع پرونده یک موضوع را بسته و سراغ کار دیگری بروند به همین دلیل اگر رژیم غذایی طولانی شود ممکن است کار را رها کنند.

منعطف ها (Perceivers) افرادی خودبخودی بوده و از دنبال کردن یک برنامه غذایی سخت و منظم دوری می‌کنند. آنها به اتفاقات اطرافشان بسیار دقت کرده و نسبت به آن به سرعت واکنش نشان می‌دهند. برای مثال اگر در خلال رژیم غذاییشان چیزی توجه آنها را جلب کند و برایشان لذت‌بخش باشد ممکن است رژیم غذایی خود را متوقف کنند. منعطف ها همانند شهودی ها همیشه با شعار «همیشه می‌توانم رژیمم را از فردا شروع کنم» زندگی می‌کنند. آنها جزو تیپ هایی هستند که اگر در برنامه غذایی خود تنوع غذایی کافی نداشته باشند ممکن است به راحتی رژیم خود را قطع کنند.

تطابق تیپ شخصیتی با نوع رژیم غذایی: منظم ها در سازماندهی و داشتن یک ساختار منظم عالی هستند و بر هر برنامه غذایی و تناسب اندام سخت و منظم انطباق پیدا می کنند. داشتن یک دفترچه غذایی می‌تواند به منظم ها کمک کند تا به دقت بدانند که هر روز چه چیزی می خورند و با این کار می توانند به صورت نظام مند روند پیشرفت خود را حفظ کنند. برعکس منعطف ها اگر قرار باشد چیزی را بنویسند دیوانه خواهند شد. آنها برای حفظ روند پیشرفتشان در رژیم غذایی نیاز به پشتیبانی بیرونی دارند؛ بسیاری از منعطف ها با خواندن کتاب های رژیم غذایی و دنبال کردن یک برنامه شهودی می توانند به موفقیت دست پیدا کنند.

تیپ شخصیتی شما، رژیم غذایی شما

هدف این نیست که آخرین رژیم غذایی روز را دنبال کنید یا اهداف سخت کاهش وزن برای خود در نظر بگیرید. هدف این است که روشی برای خوردن غذا پیدا کنید که بیشترین همخوانی را با شخصیت شما داشته باشد به جای اینکه با شخصیت شما هیچ همخوانی نداشته باشد. داشتن یک وزن متعادل و مناسب کار آسانی نیست، اما حداقل این کار باعث می شود که مسیرتان رو به شکست نرود حتی پیش از اینکه رژیم خود را شروع کنید. موفق باشید!

مجتبی کریمی، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

منطقی (S) یا شهودی (N) بودن ربطی به چاقی یا لاغری دارد؟ (قسمت دوم)

کدام ترجیح در انجام یک رژیم غذایی موفق تر است: شهودی (iNtuitive) یا منطقی (Sensing) ؟

در پست قبلی به تشریح ارتباط رژیم غذایی با تیپ شخصیتی و در اولین وجه آن، برونگرایی (E) یا درونگرایی (I) پرداختیم.

در ادامه به ترجیح دوم یعنی منطقی بودن (S) یا شهودی بودن (N) پرداخته و ارتباط آن با رژیم غذایی و چاق یا لاغر بودن افراد را بررسی می کنیم.

intuitive and sensing

منطقی‌ها (Sensing) در لحظه زندگی می‌کنند و عاشق واقعیت‌ها و کارهای روتین هستند. به دلایل مختلف، منطقی‌ها در رعایت رژیم غذایی بهتر از بقیه ترجیحات عمل می‌کنند چون به جزئیاتی نظیر میزان کالری، کربوهیدرات و چربی توجه زیادی می‌کنند. منطقی‌ها برای آنکه بتوانند به دقت به رژیمشان عمل کنند باید به یک برنامه دقیق و منظم غذایی پایبند باشند؛ وقتی نتوانند به این برنامه عمل کنند و تصمیمات باز زیادی وجود داشته باشد، تمایل زیادی به پرخوری پیدا خواهند کرد.

از نظر شهودی‌ها (iNtuitive) «رژیم غذایی از شنبه شروع می‌شود». این بدین خاطر است که آنها در آینده زندگی می‌کنند و به جای توجه به جزئیاتی نظیر مسائل غذایی به یک تصویر کلی توجه دارند. مسائل روتین معمولا تلاش‌هایشان در مسیر کاهش وزن را از بین می‌برد، چون مقاومت زیادی در مقابل شمارش کالری‌ها از خود نشان داده و به سختی می‌توانند در برابر برخی غذاها پاسخ «نه» بدهند. این بدان معناست که شهودی‌ها نسبت به آنچه که می‌خورند توجه زیادی ندارند – اما اگر ذهنشان را مشغول رژیم غذایی نکنند ممکن است به جای خوردن یک تکه کیک، کل کیک را بخورند.

تطابق تیپ شخصیتی با نوع رژیم غذایی: منطقی‌ ها (S) عاشق برنامه‌های سنتی کالری‌شماری یا تجویزهای رژیم غذایی هستند زیرا در چنین لیست‌هایی فهرست غذاهایی که باید و نباید بخورند و نیز زمان آنها با جزئیات مشخص شده است. همچنین منطقی‌ها در پایبندی به یک برنامه دقیق غذایی به خوبی عمل می‌کنند به خصوص اگر این کار را به صورت موعد زمانی خاص در جدول زمانی خود ثبت کنند. در مقابل شهودی نیاز به انعطاف‌پذیری دارند. بهتر است آنان برای انجام رژیم غذایی خود چند گزینه داشته باشند تا بتوانند به صورت هفتگی هر کدام را که دوست داشتند اجرا کنند. آنها باید آنقدر انعطاف داشته باشند که هر وقت از یک رژیم غذایی خسته شدند آنرا متوقف کنند.

این مقاله ادامه دارد …

مجتبی کریمی، دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

درونگراها در چه نوع محیط‌های کاری راحتتر هستند؟

ویژگی‌های ادارات جدید نظیر میزکار اشتراکی و فضاهای باز و بدون دیوار بیشتر برای کارمندان برونگرا (extroverts) جذاب بوده و طبق آخرین تحقیقات برای درونگراها (introverts) ایجاد ناامنی و ناراحتی می‌کند.

محققان می‌گویند تیپ شخصیتی تأثیر بسزایی در نوع محیط‌های کاری دارد که افراد ترجیح می‌دهند در آنها کار کنند.

John Hackston، مدیر بخش تحقیق و توسعه مؤسسه روانشناختی OPP در انگلستان که مجری انجام این مطالعه بوده می‌گوید: «علیرغم تغییرات عمده‌ای که در حوزه تکنولوژی رخ داده است، اما هنوز بسیاری از افراد در ادارات کار می‌کنند. دانستن اینکه تیپ شخصیتی چگونه با محیط کاری تعامل دارد می‌تواند عاملی کلیدی در بهبود رضایت شغلی و بهره‌وری داشته باشد.»

در یک نظرسنجی آنلاین که درباره محیط‌های اداری مدرن انجام شده بود حدود ۳۰۰ نفر – که ۷۱ درصد از آنها زن و متوسط سنی ۴۷ سال داشتند – شرکت کردند.

برونگراها معمولا در سر کار بسیار خوشحالتر بوده و سطح بالایی از رضایت شغلی را تجربه می‌کنند. برخی از خصوصیات محیط‌های اداری معمولا توسط هر کسی مورد پسند قرار می‌گیرد، نظیر داشتن میز یا محیط‌کاری شخصی، داشتن یک محیط کاری با طراحی خوب و داشتن یک محل آرامش قابل دسترس. بسیاری از افراد از دیگر خصوصیات نظیر میز اشتراکی خوششان نمی‌آید.

با این حال با چند تغییر ساده در محیط کار می‌توان رضایت شغلی و بهره‌وری افراد را بالا برد.

3031341-slide-mindshare1

در ادارات برای درونگراها نیز باید جای مجزایی در نظر گرفت.

وی افزود: «داشتن میز اشتراکی باعث می‌شود افراد جای بیشتری برای ذخیره وسایل خود داشته باشند. در اداراتی با طراحی باز و بدون پارتیشن، فاصله افراد نزدیک می‌شود. برداشته‌شدن فضای حریم شخصی و مشترک‌شدن وسایل باعث بی‌انگیزه‌شدن برخی از افراد خواهد شد. بنابراین برای درونگراها باید فضایی را در نظر گرفت تا در سکوت و آرامش بتوانند کار خود را به خوبی انجام دهند.»

نتایج این تحقیق در سالنامه کنفرانس روانشناسی شغلی جامعه روانشناختی انگلستان که در ناتینگهام برگزار شده بود به چاپ رسید.

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

نقش MBTI در انتخاب شغل جدید

شغل مناسب تیپ برون گرا (E) :

انتخابات کاری در طول زندگی آسانتر نمی شوند؛ بلکه چالش برانگیز تر می شوند و حتی گاهی اوقات نیازمند آن هستند که شما منطقه امن خود را رها کرده و یک سری تغییرات اساسی را بپذیرید. تیپ شخصیتی شما می تواند دیدگاهی را به شما ارائه دهد که بتوانید انتخاب های درست تری را انجام داده و با دیگران، محیط کاری، وظایف و نقش هایتان تعامل بهتری داشته باشید تا بهترین تناسب با ترجیحاتتان را پیدا کنید.

برونگراها معمولا از تعامل با مردم، حرکت رو به جلو از طریق انجام دادن سریع کارها و بدست آوردن نتایج با کامل کردن کارها لذت خاصی می برند. اگر شما یک برونگرا هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آیا افراد معمولا در قالب تیم با یکدیگر کار می کنند؟ این تیم ها از چه طریقی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند؟
  • تصمیم ها با چه سرعتی اتخاذ می شوند؟
  • پیش از پیاده سازی و اجرای کارها چه مقدار اطلاعات و تجزیه و تحلیل و نیز چند سطح از موافقت مدیران وجود دارد؟
  • این تیم ها چه نتایجی را تولید می کنند؟
  • این نتایج به چه روشی شناسایی و به دیگران انتقال می یابد؟

کنفوسیوس می گوید: “آن شغلی را که دوست دارید انتخاب کنید و دیگر لازم نیست که در طول زندگیتان حتی یک روز هم کار کنید.” هر چه بیشتر در مورد خودتان بدانید، انتخاب شغلتان نیز آسانتر خواهد شد.

شغل مناسب تیپ درون گرا (I) :

در سرتاسر عمر خود شما تصمیماتی مبنی بر توسعه کاری خود می گیرید و اینکه چگونه وقتتان را سپری کرده و چگونه کار خود را مدیریت کنید. در نهایت، این شما هستید که مسئولیت موفقیت شخصی و رضایت عاید از آن تصمیم را بر عهده دارید. سیستم ارزیابی MBTI به شما می تواند کمک کند تا با انتخاب شغل جدید یا بالابردن رضایتمندی از کار کنونی خود، زندگی خود را تغییر دهید.

اکثر درونگراها از محیط های کاری لذت می برند که کمی فضا و زمان برای اندیشیدن و فکرکردن داشته باشند، عوامل بیرونی کمتر کار آنها را مختل کنند، زمانی برای کار تنهایی داشته باشند و نیز زمانی در اختیار داشته باشند که پیش از پاسخگویی بر روی ارائه ها، تصمیمات و اطلاعاتی که ارائه می دهند فکر کنند. اگر شما یک درونگرا هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آیا در محیط کاری شما امکان تمرکز وجود دارد؟
  • شیوه چیدمان محیط کاری به چه گونه است؟ (دفتر شخصی یا دفتر پارتیشن شده)
  • وقتی بر روی پروژه ای کار می کنید چه میزان استقلال عمل دارید؟
  • نوع معمول ارتباطات به چه شکل است؟
  • تیم کاری هر از چند گاه تشکیل جلسه می دهند و چه نوع دستورکاری استفاده می شود؟
  • تصمیمات گروهی به چه شیوه اتخاذ می شوند؟ (توسط مدیر پروژه و یا به شیوه اجماع)

شناخت صحیح ترجیحات می تواند به شما کمک کند تا مسیر شغلی خود که واقعا از آن لذت میبرید را پیدا کنید و پیش از اینکه دست به خطر تغییر و یا ترک شغل کنونی خود بزنید مشخص می کند که آیا این شغل مناسب روحیات شما هست یا خیر. هر چه بیشتر خود را بشناسید، انتخاب شغل دلخواهتان نیز آسانتر خواهد شد.

شغل مناسب تیپ منطقی (S) :

تحقیقات نشان داده اند که کار کردن در سمتی که تطابق زیادی با علایق شخصی هر فرد دارد، وابستگی زیادی به رضایت کاری دارد. زمانیکه شناخت زیادی از توانمندی های منحصربفرد خود داشته باشید، بهتر می توانید تصمیم بگیرید که چه نوع تغییر کاری می تواند برای شما معنادار باشد.

اکثر تیپ های منطقی از انجام کارهای دقیق لذت می برند. آنها از شرکت ها و سمت هایی خوششان می آید که دارای استانداردها و قوانین ثابت و مشخصی باشند. همچنین این دسته از افراد علاقه خاصی در بکاربردن مهارت های و تجارب کنونی خود در کارهایشان دارند. اگر شما یک منطقی هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • شغل مورد نظر شما چه مقدار اطلاعات جزئی و دقیق را می طلبد؟
  • تاریخچه کار موردنظرتان چیست؟
  • آیا سازمان یا سمت دلخواه شما دارای چارچوب مشخصی بوده و یا به تازگی ایجاد شده است؟
  • تجربه های شخصی شما که با موقعیت جدیدتان رابطه دارد چیست؟
  • چه فرایندهایی در دپارتمان یا سمت جدیدتان در حال اجرا می باشد؟
  • چه نوع مهارت و دانشی در اختیار دارید که می توانید در سمت جدیدتان بکار ببرید؟

سیستم ارزیابی MBTI می تواند به شما کمک کند تا موارد بیشتری را در مورد شغلی که از آن لذت می برید، چگونه ترجیح می دهید تا آنرا انجام دهید و نیز محیط کاری که بیشترین رضایت را از آن داشته باشید ، به شما آموزش دهد.

شغل مناسب تیپ شهودی (N) :

برای شغل ایده آل خود یک تصویر ذهنی ایجاد کرده و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید. تجربه های شغل جدید می تواند شامل موارد ذیل باشد: ساختن شبکه ارتباطی، تخصیص وقت و انرژی ویژه مرتبط با کار برای رسیدن به آنچه که می خواهید انجام دهید، مطالعه در مورد سمت جدیدی که به دست می آورید، گرفتن بازخورد از مدرس و کارآموز رسمیتان و یا شرکت در برنامه های آموزشی.

تیپ های شهودی معمولا از محیط های کاری که در آنها امکان ایده پردازی و یا رویکردهای خلاقانه باشد بسیار لذت می برند. آنها برنامه زمانی و کاری قابل انعطافی را ترجیح می دهند که شامل حل مسائل جدید باشد. اگر شما یک شهودی هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آیا مدیر و یا اعضای پروژه از ایده های جدید استقبال می کنند؟
  • چه مقدار روزمرگی و کار روتین مورد انتظار است؟
  • تیم از نظر محیط کاری، ساعت و محل کار چه مقدار انعطاف پذیری دارد؟
  • برخی از نمونه های رویکردها و راه حل های جدید و خلاقانه که سازمان برای حل مشکلات به کار برده چه چیزهایی
    می باشند؟
  • آیا سازمان و یا تیم دارای یک تصویر ذهنی واضح و قابل تعریف می باشد؟
  • فرصت های آموزشی در افق آتی سازمان چیست؟

فرایند شغلی و حرفه ای موفق زمانی شروع می شود که شما یک تصویر ذهنی برای خود بسازید، از تصویز ذهنی خود به سمت برنامه ریزی کاری حرکت کرده و در مورد آن با کسانی که شما را پشتیبانی می کنند به بحث و گفتگو بپردازید.

 شغل مناسب تیپ فکری (T) :

پس از اینکه سالیان متمادی را بر روی کارکردن در شغل کنونی خود صرف کرده اید، بسیار مشکل به نظر می رسد که بخواهید در شغل خود تغییر عمده ای را ایجاد کنید. رفتن به یک حوزه کاری جدید، جابجا کردن خانواده یا شروع دوباره از نقطه صفر تصمیم دشواری است. اطلاع داشتن در مورد تیپ ها می تواند به شما کمک کند تا رفتار اصلی خود، تعاملاتتان با دیگران و محیط کاری، سمت کاری و وظایفی که بیشترین تطابق با ترجیحاتتان را داشته باشد به خوبی شناخته و تصمیم نهایی خود در مورد تغییر شغلتان را به درستی اتخاذ نمایید. اکثر تیپ های فکری از شغل هایی خوششان می آید که شامل تحلیل هدفمند اطلاعات، ارزیابی بی طرفانه گزینه ها، و تصمیم گیری غیرشخصی و منطقی باشد.

اگر شما یک فکری هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آیا شغل موردنظر مستلزم تحلیل منطقی اطلاعات است؟
  • زمان تصمیم گیری های حساس و کلیدی چه معیارهایی استفاده می شود؟
  • دیگران در فرایند تصمیم گیری چه میزان دخیل می شوند؟
  • چه اطلاعاتی در دسترس بوده و چه سیستم هایی برای مدیریت آنها وجود دارد؟
  • آیا برای بررسی و سنجیدن موفقیت، معیارها و مقیاس های واضح وجود دارد؟
  • کارآمدی سمت موردنظرتان چگونه مورد ارزیابی قرار می گیرد؟

درخواست برای تشریح واضح شغل مورد دلخواهتان و اهداف کلیدی و ملاقات با کسانی که با آنها کار می کنید پیش از آنکه موقعیت و سمت جدیدی را بپذیرید می تواند به شما کمک کند تا این موضوع را بررسی کنید که محیط کاری و سمت جدید به چه اندازه با علایق شما سازگار خواهد بود.

شغل مناسب تیپ احساسی (F) :

بهترین نصیحت کاری که تا کنون گرفته ام این است: “کاری را پیدا کن که عاشق انجام دادنش هستی، پول خودش بعد از این کار خواهد آمد”. اگر شما اول از همه آن کارها را پیدا کردید اجرا کردن این نصیحت نسبتاً آسان خواهد بود. گاهی اوقات تصور این مساله که از محیط امن کاری کنونی خود پا فراتر نهید و خطر راه انداختن یک کسب و کار جدید، شروع یک شغل جدید یا بازگشت به سر کلاس درس را بپذیرید مشکل به نظر می رسد. وقتی ترجیحاتتان را شناختید تصمیم گیری در مورد شغل جدید در هر مرحله از مسیر شغلی که باشید امری آسان خواهد بود.

اکثر تیپ های احساسی از کارهایی خوششان می آید که به آنها اجازه دهد تا بر روی مسائل و اصول اخلاقی تمرکز کنند. این دسته از افراد اشتیاق خاصی به محیط های موزون و هماهنگ داشته و دوست دارند دیگران را نیز در تصمیم گیری ها شرکت داده و مورد توجه قرار دهند. اگر شما یک احساسی هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آیا سازمان دارای مجموعه مشخصی از ارزش هاست که بتوان با آنها کار کرد؟
  • محیط کاری تا چه میزان رقابتی است؟
  • به افراد موجود در محیط کار تا چه حد می توان نزدیک شد؟
  • در آخرین تصمیم مهم و عمده تیم، چه عواملی در نظر گرفته می شوند؟ چه کسانی در این کار شرکت داده می شوند؟
  • مدیر و یا اعضای پروژه به تناقضات و اختلافات با چه دیدی می نگرند؟
  • چه قوانینی برای هدایت تصمیم گیری و کار گروهی وجود دارد؟

شغل ایده آل آن شغلی است که بیشترین سازگاری را با روحیه شما داشته و با اهداف بلندمدت، مهارت های منحصربفرد، تجربه ها، پیش زمینه و موفقیت های شما همخوانی داشته باشد.

 شغل مناسب تیپ منظم (J) :

تهیه برنامه شغلی با اهداف کوتاه مدت و بلند مدت قدمی حیاتی برای دستیابی به آرزوهای کاریتان است. افرادی که می توانند در دستیابی شما به اهدافتان کمک کنند شناسایی کرده و علایقتان را با آنها رد و بدل کنید. به محض اینکه برنامه ها و ترجیحاتتان را با دیگران به اشتراک بگذارید، آنها نیز شروع به حمایت شما در مسیر پیشرفت و موفقیتتان خواهند نمود.

معمولا افرادی که دارای ترجیح منظم هستند از کارکردن طبق برنامه با اهداف واضح و مشخص لذت می برند. این نوع افراد زمانی به اوج رضایت و خرسندی می رسند که کار به طور کامل انجام شده باشد. آنها از محیط کاری که دارای قوانین روشن و مسیر رو به جلو باشد بسیار استقبال می کنند.

اگر شما دارای ترجیح منظم هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • اهداف آینده برای سمتی که قصد کار کردن در آن را دارید چیست؟
  • آیا سمت موردنظر دارای توصیف کاری مشخص است یا قرار است توسعه داده شود؟
  • آیا هنگامیکه به اهداف دست یافته شد، سمت موردنظر برای دیگران واضح و آشکار خواهد بود؟
  • فرایند دستیابی به اهداف چگونه و هر چند وقت یکبار مورد سنجش و ارزیابی قرار می گیرد؟
  • آیا سازمان دارای استراتژی سه تا پنج ساله بوده و یا برنامه ها در همان زمان اجرا تهیه میگردند؟

برنامه ریزی موفق برای شغل دلخواه همچنین نیازمند تطبیق دادن مرتب اهداف با یکدیگر بوده و در کل باید شرایط اقتصادی و گرایش های کسب و کاری بازار را به طور دقیق مورد ملاحظه قرار داد. دانش کاری، محیط عمومی کسب و کار، و تیپ می توانند شما را در یافتن گزینه های مناسب شغلی که بتواند بهترین تناسب را با ترجیحات و اهداف منحصربفرد شما داشته باشد کمک کنند.

شغل مناسب تیپ ملاحظه گر (P) :

تغییر شغل یا حرفه کاری برای کسانی که با آغوش باز از تجربه کردن استقبال می کنند می تواند بسیار هیجان انگیز و ماجراجویانه باشد.

شما در سرتاسر عمر خود تصمیماتی میگیرد که می تواند بر روی موفقیت کاری و رضایت شخصی که از کارتان بدست می آورید تأثیرگذار باشد. بخش اعظمی از مردم وقت زیادی را صرف کار کردن می کنند، گاهی اوقات خیلی بیشتر از آن زمانی که باید با خانواده و دوستانشان باشند. خیلی مهم است که شما تصمیماتی را برای انتخاب شغل مناسب اتخاذ کنید که بیشترین همخوانی و انطباق را با ترجیحات شما داشته باشد تا بتواند به حداکثر رضایت برسید.

اکثر کسانی که دارای ترجیح ملاحظه گری می باشند از محیط های کاری که به آنها اجازه تغییر و کسب اطلاعات جدید را بدهد به شدت استقبال می کنند. این نوع افراد معمولا در
محیط هایی احساس راحتی می کنند که بر روی چندین پروژه کار می کنند و به رویکردها و راه حل های جدید برای موقعیت ها و مشکلات مشابه اهمیت قائل می شوند.

اگر شما دارای ترجیح ملاحظه گری هستید، چند سوال وجود دارد که بهتر است به طور کامل به آن فکر کرده و یا هنگام مصاحبه برای ورود به شغل یا محیط کار جدید بپرسید:

  • آهنگ و سرعت تغییرات در سازمان چقدر است؟
  • تیم کاری چگونه تصمیمات را ارزیابی و با تغییرات منطبق می شوند؟
  • آیا در کار امکان انجام دادن چند کار وجود دارد؟
  • سمت موردنظر مسئولیت چند پروژه و یا نوآوری را دارد؟
  • آیا افرادی که با آنها کار می کنم قابلیت پذیرش راه حل های جدید را دارند؟
  • رویکردها و راه حل هایی که سازمان در یک یا دو سال اخیر برای مسائل پیش رو اتخاذ کرده چه چیزهایی بوده است؟

مساله مهمی که باید به آن توجه داشته باشید این است که در طول مصاحبه کاری انعطاف پذیری خود را باید حفظ کنید. به دقت گوش کنید و حوزه های کاری که بیشترین و کمترین علاقه به آنها را دارید شناسایی کنید. سپس راهی را انتخاب کنید که بیشتری تطابق را با توانایی های منحصربفرد شما داشته باشد.

مترجم : مهندس مجتبی کریمی (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری)
منبع: CPP Blog

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

دروغ‌ها و حقایقی در مورد MBTI : کدامیک را باید باور کنید

امروزه بازار صفحات و سایت‌های تیپ‌شناسی و شخصیت‌شناسی MBTI داغ داغ است. هر کسی که از راه می‌رسد ادعای تخصص و تبهر در این حوزه را دارد و خود را صاحبنظر می‌داند.

مسلما شما باید به مطمئن‌ترین و قابل‌اعتمادترین آنها تکیه کنید.

در اینفوگرافی زیر می‌توانید به اختصار به این موضوع پی ببرید که در زمینه شخصیت‌شناسی به هر کسی نباید اعتماد کرد!

اینفوگرافی دروغ و حقیقت در مورد شخصیت‌شناسی

اینفوگرافی دروغ و حقیقت در مورد شخصیت‌شناسی

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

هنر رویارویی: چگونه یک تعارض می‌تواند ارتباطات یک فرد با ترجیح احساسی را بهبود بخشد

احساسی‌ها یا به اصطلاح ما Feelerها (F) به شدت به تعلق‌داشتن وابسته هستند. آنها بر اساس افکار و احساسات دیگران تصمیم‌ گرفته و برای مراقبت از احساسات دیگران از خود انرژی می‌گذارند هر چند شاید ندانند که در حال انجام چنین کاری هستند.

تعارض شیوه تصمیم‌گیری یک احساسی را برجسته می‌کند. آنها تحت استرس به تیپ خود بازگشته و به طور کامل بر اساس عواطفشان عمل می‌کنند. عکس‌العمل آنها نسبت به تعارضات می‌تواند مهربانانه، با نرم‌خویی و حتی احساساتی باشد – اگر اصلا عکس‌العملی وجود داشته باشد. احساسی‌ها دائماً کاری را انجام خواهند داد تا از بروز تعارض جلوگیری کرده و ممکن است برای بازسازی هارمونی و سازگاری مدت زمان زیادی تلاش کنند.

اجازه دهید نگرش یک احساسی نسبت به تعارضات را بیشتر بررسی کرده و ببینیم که یک تعارض کوچک به چه شکل می‌تواند روابط یک احساسی را بهبود بخشد.

احساسی‌ها و رویارویی

 احساسی‌ها به جای مغزشان با دلشان تصمیم‌ می‌گیرند. آنان دلسوز و مراقب دیگران بوده و به راحتی آسیب می‌بینند. این صفات منجر به این می‌شود که از تعارضات همچون طاعون دوری کنند. آنان این کار را می‌کنند نه به این دلیل که اراده ضعیفی دارند. برعکس، یک احساسی از اختلاف و تعارض دوری می‌کند صرفا بدین دلیل که می‌ترسد در اوج دعوا و تنازع حرفی بزند که آسیب جبران‌ناپذیری را به شخصی که برایش مهم است وارد آورد.

همین عقب‌نشینی می‌تواند مسأله‌ساز باشد. زمانیکه از آن به عنوان یک تاکتیک تدافعی استفاده می‌شود، می‌تواند روند بخشیدن را متوقف کرده و زمانیکه لازم است از آن در هر رابطه سالم استفاده شود، کارکرد خود را از دست بدهد. این کار سه گزینه ارتباطی را برای یک احساسی باقی خواهد گذاشت:

  • برای جلوگیری از بروز ناهنجاری و اختلاف روابط را به شدت سطحی کرده و احتمال رویارویی با تنهایی و انزوا در روابط بین فردی را افزایش میدهد
  • به خودشان اجازه می‌دهند تا به یکدیگر بی‌احترامی کرده و همین امر منجر به بروز مسائلی در عزت‌نفس آنان می‌شود.
  • با ناراحتی و رنجش خاطر تسلیم اوضاع می‌شوند، در این حالت فرد احساسی از دعوا کناره‌گیری می‌کند اما احساس رنجش‌خاطری از روابطشان در دلش خواهد ماند.

به عبارت دیگر، احساسی‌ها برای بهبود روابط، خوشبختی و احترام به خود نیاز دارند تاحدی برخی از تنازعات را بپذیرند.

تحقیقات در خصوص تنازعات و ارتباطات

مطالعات نشان داده‌اند که پرهیز از تعارض یک رفتار کاملا ناهنجار است. درمقابل، آن دسته از افرادی که در تعارضات به شیوه‌ای سازنده شرکت می‌کنند در اغلب اوقات پیشرفتی را در روابط و رشد فردی خود شاهد خواهند بود. برای مثال:

  • بر اساس تحقیقی که در ژورنال روان‌شناسی بالینی و مشاوره منتشر شد، زوجینی که به تعارضات خود پرداخته و اقدام به برطرف‌کردن آن می‌کنند به شکل قابل توجهی نسبت به زوجینی که این کار را نمی‌کنند احساس رضایت بیشتری دارند.
  • بر اساس مطالعه‌ای که در دانشگاه‌های Buffalo و Georgia انجام شد، این نتیجه حاصل گردید که تعارض تحت برخی شرایط، می‌تواند رشد و حفظ صمیمیت و رضایت در ازدواج را تسهیل بخشد.
  • تحقیقات انجام‌شده در دانشکده علوم و فنون دانشگاه Baylor تگزاس حاکی از آن است که عقب‌نشینی در روابط ضعیف و پراسترس بسیار شایع‌تر بوده و تأثیر منفی بر توانایی زوجین برای حل مشکل خواهد گذاشت.
  • تحقیقات دکتر Terri Orbuch نشان داد اهمیت ندادن زوجین به مسائل کوچک و بی‌اهمیت در روابط منجر به مسائلی بس مهمتر و بزرگتر خواهد شد که حل و فصل آنها به همین سادگی‌ها نخواهد بود. در برخی موارد این مسائل می‌تواند آغازگر پایان یک رابطه باشد.

آنچه تحقیقات به ما گوشزد می‌کنند این است که خاتمه‌دادن به یک رویارویی و تعارض بدترین کاری است که یک احساسی ممکن است انجام دهد. این مساله بدین سبب خطرناک و مخرب است زیرا مانع هرگونه مذاکره‌ شده و امکان تغییر مثبت در روابط را از بین خواهد برد.

حال یک فرد احساسی چگونه می‌تواند با تعارض در ارتباطاتش کنار بیاید؟

خوب بجنگ

در ادامه با بیان برخی رهنمودها، افرادی با ترجیح احساسی می‌تواند به خوبی از پس حل مشکلاتشان بر بیایند.

  • از مهارت‌های دلسوزانه خود استفاده کنید – گوش‌دادن کلید اصلی برای حل تعارضات است. مطمئن شوید فرد مقابلتان از چه موضعی صحبت می‌کند و سپس در مورد مشکل موردنظرتان با شیوه‌ای منعطف و محتاطانه صحبت کرده و با داشتن یک چشم‌انداز و بدون سرزنش‌کردن (یا پذیرش سرزنش‌های غیرضروری) اختلاف نظر‌های خود را بررسی کنید.
  • وقتی مشکل به اشتراک گذاشته شود، بار آن نصف خواهد شد – به جای اینکه به مشکل به چشم کارزار نبرد بنگرید، سعی کنید نقاط مشترک را پیدا کنید. با استفاده از روش بارش افکار (Brainstorm) ایده‌های خود را به اشتراک بگذارید؛ با این کار دو نفرتان احساس خواهید کرد که به مسائل اهمیت داده شده است.
  • زمانیکه آرام هستید صحبت کنید – زمانیکه عصبانی هستید و یا احساساتتان در اوج خود قرار دارد هیچگاه اقدام به صحبت‌کردن نکنید. اگر احساس می‌کنید تسلطتتان بر روی احساسات را از دست داده‌اید، صحبت‌کردن را به یک روز دیگر موکول کنید.
  • چوب لای چرخ یکدیگر نگذارید. خاتمه‌دادن به یک تعارض زمانیکه هیچ راه‌حلی برای آن پیدا نشده بدترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. این کار باعث می‌شود احساس دشمنی و خصومت فرد مقابل تشدید شده و وضعیت منفی کنونی بدتر شود.
  • از انباشته‌شدن مسائل جلوگیری کنید. حتی اگر این حالت اتفاق افتاده است که در یک دوره زمانی چند مشکل به طور همزمان رخ داده‌اند، باز تنها بر روی یک مسأله تمرکز کنید تا اینکه نهایتا مشکل موردنظر برطرف گردد. اینکه سعی کنید به طور همزمان به همه مسائل بپردازید تنها باعث سردرگم‌شدن شما شده و مانع از شناسایی مهمترین نقاط ضعف می‌شود.

مهم‌تر از همه به یاد داشته باشید که احساسات افراد مخصوص به خودشان است. شما مسئول پاسخ‌های عاطفی شریکتان نیستید. اگر شخص مقابلتان عصبانی و یا ناراحت است، این مشکل آنهاست و آنها باید مشکلشان را برطرف کنند. شما تنها می‌توانید احساسات آنها را مورد ملاحظه قرار دهید ولی مسئولیت آن بر عهده شما نیست. موفق باشید.

مترجم: مجتبی کریمی (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری طوبی)

منبع: سایت Truity

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus

چگونه یک فرهنگ سازمانی با عملکرد بالا ایجاد کنیم؟ (قسمت اول)

در مقاله حاضر که در سایت CPP منتشر شده، استانلی دی تروسکی (Stanley D. Truskie) استاد دانشگاه و از مدرسین ارشد ابزار MBTI و رهبری سازمانی به توصیف کاربردهای ابزار MBTI در زمینه رهبری سازمانی و ایجاد فرهنگ سازمانی با عملکرد بالا پرداخته است. زحمت ترجمه این مقاله را آقای علی نیک فرجام از فارغ‌التحصیلان دوره سی و سوم کارگاه شخصیت‌شناسی MBTI خانه توانگری طوبی کشیده‌اند.

رهبران سازمانی در تمام سطوح تحت فشار قرار دارند تا عملکرد و کارایی شرکت، کسب و کار، سازمان، واحد یا تیم کاری خود را بهبود ببخشند. راهبردهای «مدیریت تغییر» به یکی از روش‌های پرطرفدار برای بهبود عملکرد سازمانی تبدیل شده است. این راهبردها شامل رویکردهایی همچون اجرای فناوری‌های جدید، نهادینه کردن برنامه‌های کاهش هزینه، معرفی برنامه‌های بهبود کیفیت و در بالاترین حد خود شامل بازسازی ساختار سازمانی می‌شود. در حالی که این راهبردها در ایجاد بهبودهای تدریجی در عملکرد توانمند ظاهر می‌شوند، تغییرات نظام‌مند موردنیاز برای بهبود بلند مدت در اثربخشی و عملکرد سازمانی را ایجاد نمی‌کنند.

بسیاری از رهبران سازمانی دریافته‌اند که راهبردهای مدیریت تغییر، به تنهایی نمی‌توانند موجب بازگشت بهینه سرمایه‌گذاری‌ها شوند. این رهبران می‌دانند که برای دستیابی به  سطوح بالاتری از عملکرد بهبود یافته و پایدار، سازمان آن‌ها باید دچار تغییرات اساسی و عمیقی شود. این تغییرات اساسی، مستلزم تغییر ساختار فرهنگ سازمانی از طریق «رهبری تحول‌گرا» (Transformational leadership) است. هدف مقاله پیش رو آن است که توصیف نماید چگونه مربیگری براساس مدل رهبری تحول‌گرا می‌تواند از ابزار شخصیت‌شناسی میرز – بریگز (MBTI) بهره گیرد.

رویکردی که در این مقاله شرح می‌دهم براساس تجارب حرفه‌ای من به عنوان یک مربی بین المللی مدیریت، استاد دانشگاه در رشته رهبری سازمانی و نویسنده، محقق و سخنران در زمینه فرهنگ سازمانی است. مفاهیمی که در اینجا ارائه می‌شوند، از چاپ دوم کتابم با عنوان «رهبری در فرهنگ‌های سازمانی با عملکرد بالا» (Leadership in High-performance Organizational Cultures) گرفته شده‌اند.

اهمیت ایجاد یک فرهنگ سازمانی با عملکرد بالا

لو گرستنر (Lou Gerstner)، رئیس و مدیرعامل سابق شرکت IBM، این غول صنعت رایانه را از آستانه ورشکستگی و آینده‌ای مبهم به خط مقدم کسب و کار در حوزه فناوری بازگرداند. کمی پس از آن که او شرکت IBM را در سال ۲۰۰۲ ترک کرد، نقل قولی از وی با این عنوان ذکر شد: «فرهنگ سازمانی بخشی از بازی نیست، بلکه خود بازی است». این نقل قول مربوط به کتاب «چه کسی می گوید فیل‌ها نمی‌توانند برقصند؟» است که در واقع به نقش حیاتی تحول فرهنگ IBM در جهش خیره‌کننده این شرکت اشاره‌ دارد.

شکل دادن به فرهنگ سازمان‌ها یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های مدیران ارشد رهبری است. بسیاری از متخصصان توسعه رهبری موافق هستند که قبل از آن که مدیران بتوانند فرهنگ سازمانی خود را متحول کنند، ابتدا باید خود را متحول نمایند. برای انجام این تحول شخصی و اساسی، رهبران ابتدا باید خودآگاهی خویش را افزایش دهند. بکارگیری ابزار MBTI به رهبران کمک می‌کند تا دریابند چگونه ترجیحات فردی آن‌ها می‌تواند بر فرهنگ سازمانی اثرگذار باشد و چگونه با بکارگیری طیف وسیع‌تری از ابزارهای رهبری می‌توانند اثربخشی و عملکرد سازمانشان را ارتقاء بدهند.

مدل راهبرد L4

اکثر رهبران در تلاشند تا یک فرهنگ درست در سازمانشان ایجاد نمایند. مدل استراتژی L4 می تواند به آن‌ها در این مسیر کمک شایانی نماید. این مدل پژوهشی می‌تواند به سادگی در تلفیق با ابزار MBTI  مورد استفاده قرار گیرد و به مدیران در درک اهمیت فرهنگ سازمانی و همچنین تاثیر قدرتمند آن‌ها به عنوان رهبران بر بنا نهادن یک فرهنگ سازمانی با عملکرد بالا که می‌تواند به نتایج شگفت‌انگیز منجر شود، کمک کند.

مدل راهبرد L4 شامل چهار الگوی فرهنگی است که به طور مختصر در ادامه توصیف شده‌اند و با عملکرد سازمانی اثربخش مرتبط هستند.

  • الگوی فرهنگی همکاری: این الگو بر ارزش های سازمانی تاکید دارد. اجزاء مثبت آن عبارتند از همکاری، کارگروهی، اشتراک‌گذاری، تنوع و حل مسأله گروهی.
  • الگوی فرهنگی الهام‌بخشی: این الگو بر اهمیت رفتار با افراد بعنوان اشخاصی که به دنبال یافتن معنا در شغل و زندگیشان هستند، تأکید دارد. اجزاء مثبت آن عبارتند از: چال‌‌های کاری، دخیل کردن افراد، به رسمیت شناختن، برنامه‌ریزی شغلی و تمرین و توسعه مهارت‌ها که موجب افزایش انگیزه و الهام‌بخشیدن به کارمندان می‌شود.
  • الگوی فرهنگی دستاورد: این الگو بر کسب عملکرد سازمانی عالی تأکید می‌ورزد. اجزاء مثبت آن عبارتند از: اکتشاف، نوآوری، رقابت، بهترین بودن و تلاش برای تعالی.
  • الگوی فرهنگی سازگار: تأکید این الگو بر ایجاد نظم و انضباط در سراسر سازمان جهت دستیابی به نتایج سازگار است. اجزاء مثبت آن عبارتند از: نظم، قوانین و مقررات، استانداردسازی، برنامه‌ریزی، به انجام رسانیدن کارها و سنجش.

شکل زیر نشان می‌دهد چگونه وقتی چهار الگوی فرهنگی مدل راهبرد L4 در یک فرهنگ سازمانی با یکدیگر به گونه‌ای متعادل یکپارچه می‌شوند، به اثربخشی سازمان و نهایتاً ارتقاء عملکرد آن کمک می‌کند.

Coaching-1

چالش اصلی که رهبران با آن مواجه هستند این است که چگونه این مدل را درک نموده و به کار بگیرند و آن را برای ایجاد یک فرهنگ سازمانی متعادل بهینه مورد استفاده قرار دهند.

استفاده از ابزار MBTI برای کمک به رهبران جهت ایجاد یک فرهنگ سازمانی متعادل بهینه

 بررسی سیستم پردازش فکر افراد، به ویژه برای رهبران مهم است، زیرا فرضیات افراد قویاً تحت تأثیر ساختار خودآگاهی انسانی است. کارل گوستاو یونگ روان‌درمانگر سوئیسی در اوایل قرن بیستم نظریه شخصیت‌شناسی خود را ارائه کرد و آن را توسعه داد. به عقیده یونگ، انسان‌ها از بدو تولد دارای ترجیحات مشخصی در خصوص استفاده از ذهن خود در موقعیت‌های مختلف هستند. یونگ باور داشت اگرچه همه افراد دارای توانایی پردازش اطلاعات (دریافت، نظم‌دهی و بازیابی) هستند اما قابلیت‌های ذاتی متفاوتی وجود دارد که افراد براساس آن ها این تواناییشان را بکار می‌گیرند.

ایزابل ب. میرز (Isabel B. Myers) و کاترین بریگز (Katherine Briggs)، نظریه یونگ را گسترش دادند و بر اساس آن ابزاری برای کمک به افراد جهت شناسایی ترجیحات یونگی‌شان ایجاد کردند. این ابزار که شاخص شخصیت‌شناسی میرز-بریگز (MBTI) نامیده می‌شود، روشی نظام‌مند و ساخت‌دار جهت شناختن تفاوت های فردی انسان ها ارائه می‌دهد. ضمن این که به رهبران  کمک می‌کند دریابند چگونه ترجیحات فردی آن‌ها بر سبک رهبری سازمانیشان تأثیر می‌گذارد. در ۲۰ سال گذشته ابزار MBTI به طور گسترده و مؤثری در زمینه رهبری و توسعه مدیریت مورد استفاده قرار گرفته است.

ابزار MBTI  به افراد کمک می کند تا ترجیحات درونی خود را در قالب چهار زوج مخالف که دوگانه (Dichotomy) نامیده می‌شوند، شناسایی نمایند.

  • درونگرایی(I) یا برونگرایی(E ): افراد تمرکز و توجه‌شان را متوجه چه سمتی می‌کنند و انرژی خود را از کجا کسب می‌نمایند.
  • شهودی (N) یا منطقی (S): سبک جمع آوری اطلاعات توسط افراد را تعیین می‌کند.
  • فکری (T) یا احساسی (F): سبک تصمیم گیری افراد را مشخص می‌کند.
  • منظم (J) یا نامنظم (P) سبک زندگی و نحوه مواجهه با دنیای بیرون را تعیین می‌کند.

هر فردی در هر کدام از این زوجها دارای یک ترجیح است که از ترکیب ترجیحات چهارگانه فوق الذکر، مجموعا ۱۶ تیپ شخصیتی متفاوت استخراج می‌شود. ( به عنوان مثال  ESTJ, INFP و … ) لازم به ذکر است که هرکدام از این ۱۶ تیپ شخصیتی به یک اندازه دارای ارزش بوده و هر فرد به طور ذاتی دارای یکی از این شانزده تیپ شخصیتی است.

در قسمت‌های بعدی این مقاله به این خواهیم پرداخت که چگونه رهبران می‌توانند سبک رهبری خود را با استفاده از ابزار MBTI شناسایی کنند و به کمک آن، مدل راهبرد L4  را به گونه‌ای اثربخش به منظور شکل دادن یک فرهنگ سازمانی با عملکرد بالا بکار گیرند.

مراجع:

[۱] https://www.cpp.com/PDFs/Coaching_Leaders_MBTI.pdf

دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی با ارائه خدمات توسعه و تعالی منابع انسانی با مدیریت دکتر علیرضا شیری مربی بین المللی mbti با مدرک از CPP میباشد که سالهاست در زمینه خدمات تخصصی این ابزار در ایران به شرکتها و مدیران زحمتکش کشور ، به خدمت مشغولند. شما با تماس به ۰۲۱۲۲۷۸۱۳۲۴ میتوانید اطلاعات زیادی در این باره کسب کنید

More Posts - Website

Follow Me:
Google Plus