مدیریت زمان برای تیپ های با ترجیح منعطف (P)

 مدیریت زمان (Time Management) در جوامع رو به رشدی که با سرعتی خارق العاده در حال پیشرفت هستند یکی از ارکان اصلی برای موفقیت به حساب می آید. حال سوال اینجاست که چه افرادی می توانند از تکنیک های دقیق مدیریت زمان بهره ببرند. نکته جالبی که می توان به آن اشاره کرد این است که تقریبا تمام تکنیک های مدیریت زمان برای تیپ های منطم (J) و توسط افراد منظم طراحی شده است. خانم مری بکهام یکی از دانشجویان موفقی است که تحقیقات کیفی و دقیقی بر روی مساله مدیریت زمان انجام داده و موضوع مهمی که تحقیق وی را از سایر تحقیقات دیگر متمایز می کند این است که او روش های جالبی را برای مدیریت زمان ارائه داده است که مخصوص افراد منعطف (P) تدوین شده است.

خانم بکهام اظهار می دارد که : “در هسته مرکزی ترجیح منظم، مساله “کنترل” قرار گرفته است – کنترل زمان، کنترل مکان، کنترل خود و ….. درحالیکه در هسته اصلی ترجیح منعطف حس “آزادی” نهفته است – آزادی در زمان، آزادی در مکان، آزادی خود و …. .” یافته های او به نظر می رسد که بسیار به درد تیپ های منعطف در تمام سنین می خورد:

با توجه به کلاس های آکادمیک سنتی، اکثر دانشجویان منعطف:

  • تنها بخشی از قسمت های کتاب های درسی را مطالعه می کنند
  • مقالات خود را درست در لحظه آخر و بدون ویرایش می نویسند
  • یادداشت برداری می کنند اما فقط وقتی که برگزاری امتحان حتمی باشد اقدام به مطالعه آنها می کنند
  • تمام وسایل ضروری را جلوی چشمشان قرار می دهند و برای مطالعه نیاز به فضای تمیز و مرتب ندارند
  • برای درس خواندن نیاز به یک جای راحت دارند تا یک میز مطالعه مرتب
  • درست در لحظه آخر اقدام به درس خواندن می کنند
  • از زمان خوب استفاده می کنند اما آنرا مدیریت نمی کنند

خانم بکهام دلیل انجام کارهای فوق توسط افراد منعطف را با شش قانون زیر توجیه می کند:

۱٫      سرعت حرکت: پیشرفت از نظر اینگونه افراد به این معنا است که صرفا انرژیی را مصرف کنند که فقط منجر به تمام شدن کار شود. برگشت به عقب از نظر آنان ممنوع است. آنها منتظر می شوند که درست در لحظه ای که مناسب است اقدام به شروع کار کنند و قطعا اقدام خواهند کرد. آنها با این کار می توانند موجی از انرژی را به راه بیاندازند تا باعث رسیدنشان به نقطه پایان شود. کار کردن در لحظه ضرب الاجل برایشان استرس زا نیست بلکه باعث انرژی بخشیدن به آنهاست. به یک باره کار را انجام دادن بهترین گزینه از دید ایشان است.

 ۲٫      زمان بدون قید و بند: زمان همیشه برای افراد منعطف در دسترس، جاری و قابل استفاده است. زمانیکه زمان در حال تمام شدن باشد، سرعت فکر کردن و عمل کردن در آنها بالا می رود.

 ۳٫      تمامیت: فرایندها برای آنان کامل، یکجا و پیوسته است و نه به صورت تکه تکه و بخش بخش. فرایندهای کاری کارآمد از نظر این دسته از افراد آنهایی هستند که به تکه های کوچکتر تقسیم نشوند بلکه از یک جریان تبعیت کرده و همه کارها را در یک زمان انجام دهند. یک چیز به صورت طبیعی به چیز بعدی منجر می شود و همین مورد حس کامل بودن به آنان می دهد. یک تکه در یک زمان برای آنها به معنای نقص و کامل نبودن است.

 ۴٫      پیوستگی: فرایندها جاری هستند و هر گونه وقفه در آن جریان بصورت بالقوه هم برای فرایند و هم برای محصول مخرب می باشد. تقسیم کردن و یا قطع کردن فرایند باعث می شود که دیگر سرعت حرکت موردنیاز برآورده نشود. تکرار کردن یک مرحله از نظر آنان به منزله هدر دادن زمان و کسالت بار کردن روند یادگیری است. از نظر آنان، آنهایی که در کارها وقفه می اندازد و سپس اقدام به ادامه کار می کنند، نه تنها باعث سرگرمی و یا حتی چالش نمی شود بلکه باعث

می شوند تا کارها پوچ و بدون هدف انجام شوند.

 ۵٫      آگاهی: منعطف‌ها هر وسیله ای را که برای کارشان مفید باشد جلوی چشمشان می گذارند تا استفاده از زمان، یادآوری و سرعت عمل خود را بالا ببرند. وسیله هایی که دور از دید هستند ممکن است فراموش و یا حتی گم شوند. به این اشتباه نیافتید که میز آنها بی نظم و شلوغ است، بلکه محیط کاری آنها پر است از چیزهای مفید.

 ۶٫      قدرت افزایش: تجربه های مختلف باعث افزایش سرعت یادگیری خواهند شد؛ این مورد فقط در مورد مطالعه کردن صدق نمی کند. فعالیت های فوق برنامه، جمع دوستان، مشارکت های اجتماعی و غیره همگی روش هایی برای افزایش بهره وری در فرایند آموزش هستند.

من به ندرت با افراد تیپ J که با روش های به انجام رساندن کارها به شیوه منعطف‌ها سازگاری ندارند کار می کنم. در گذشته همیشه از آنها می پرسیدم که: «آیا کار سر زمان مقرر، به خوبی و به صورت قانونی انجام شد؟» اگر پاسخ آنها برای هر سه سوال “آری” بود نصیحت من به آنان این بود که ” خب، چشمانتان را ببندید و بگذارید که کارها به روال خودشان انجام شوند”. اگر پاسخ آنها “نه” بود سپس ما شروع به شناسایی مهارت های اجرایی مورد نیاز می کردیم و کار را از آن نقطه صفر شروع می کردیم.

من همچنان مشاوره پیشین را انجام می دهم، اما حالا با کمک تحقیقی که انجام دادم بهتر می توانم دلیل انجام کارها به شیوه منعطف‌ها را توضیح بدهم. میزکار نامرتب به معنای ذهن نامنظم نیست. یک ضربه کاری، لزوما از ضربات بعدی جلوگیری نمی کند.

مترجم: مهندس مجتبی کریمی (عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری)

منبع: CAPT Blog

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *