سازگاری

پرسش و پاسخ: کدام تیپ شخصیتی بیشترین سازگاری را در روابط عاشقانه دارد؟

در ادامه پست‌های پرسش و پاسخ به یک سوال مهم می‌رسیم که شاید سوال بسیاری از شما باشد.

با ما همراه باشید.

پرسش: فکر می‌کنم خیلی‌ها بخواهند بدانند که با کدام تیپ شخصیتی می‌توانند زندگی موفقی داشته باشند. من کتاب «همسر مناسب شما» اثر تایگرها را خوانده‌ام. خیلی به من کمک کرد، اما آنها نگفته‌اند که با کدام تیپ می‌توان زندگی شادی را آغاز کرد. مثلا من می‌خواهم بدانم که چه تیپی مناسب یک ENFP است و یک ENFP با چه تیپی بیشترین همخوانی را دارد. لطفا مرا راهنمایی کنید.

 

پاسخ:

سلام دوست عزیز

خیلی‌ها سوال شما را دارند و دوست دارند بدانند که سازگارترین تیپ با آنها چه می‌باشد. در حقیقت مقاله تیپ شخصیتی و سازگاری ما هنوز هم یکی از پرطرفدارترین مقالات است.

پس اگر چنین سوالی این همه طرفدار دارد، چرا هیچ جواب قانع‌کننده‌ای درباره آن وجود ندارد؟ اگر همه دوست دارند بدانند که چه تیپ شخصیتی برای ازدواج مناسب است، پس چرا هنوز به هیچ جوابی نرسیده‌اند؟

خوب، پاسخ به این سوال خیلی راحت است. تیپ شخصیتی در خصوص پیداکردن و پیش‌بینی سازگارترین تیپ کار خاصی نمی‌تواند بکند. بعضی‌اوقات، زوج‌های خوشحال به این دلیل خوشحالند که دقیقا مثل یکدیگرند. زوج‌های دیگر هم به این دلیل خوشحالند که مخالف یکدیگرند. دانشمندان تلاش کردند تا فرمولی ابداع کنند که بتواند پیش‌بینی کند که کدام تیپ شخصیتی رابطه موفقی را با تیپ دیگر برقرار می‌کند – و واقعا تلاش کردند، چون کشف این موضوع می‌توانست به مثابه یک معدن طلا باشد. اما متأسفانه به هیچ نتیجه‌ای دست نیافتند.

مسأله اینجاست که افراد به طور قابل پیش‌بینی همسر آینده خود را بر اساس تیپ شخصیتی خود انتخاب نمی‌کنند. یک ISTJ شاید دوست داشته باشد با یک ISTJ دیگر زندگی کند و شاید یک ISFJ محبوب او باشد. حتی جالب‌تر اینجاست که این ارتباط می‌تواند بین یک ISTJ و ENFP باشد. پس هیچ فرمولی مشخصی برای کشف این موضوع وجود ندارد که چه کسی با چه کسی خوشبخت‌تر خواهد بود.

شما تا حد زیادی جلو هستید چون کتاب تایگرها را خوانده‌اید. این کتاب یکی از بهترین منابع برای بحث تیپ‌ شخصیتی و سازگاری است و اطلاعاتی را راجع به رضایتمندی روابط بین تیپ‌ها مطرح می‌کنند. اما حق با شماست، این کتاب جواب دقیقی به این سوال که چه تیپی با ENFP خوشحالتر خواهد بود را مطرح نکرده است. از شانستان باید بگوییم، که این سوال اصلا جوابی ندارد.

خوب چه کار باید کرد؟ سخت است بگوییم که مبحث تیپ شخصیتی در اکثر حوزه‌های زندگی مفید است، اما زمانیکه نوبت به انتخاب همسر می‌رسد کار خاصی نمی‌تواند برای ما بکند. اما ما چند راه سراغ داریم که می‌تواند برای شما مفید باشد:

۱- تیپ شخصیتی می‌تواند به ما کمک کند که شریک زندگی خوبی برای همسرمان باشیم.

شناخت خود و اینکه از آنچه که هستید راضی باشید، پایه و اساس یک رابطه سالم است. پیش از آنکه با موفقیت بتوانید به شخص دیگری ازدواج کنید، باید در مورد ارزش‌ها، اهداف و اولویت‌های خود دیگاهی کاملا واضح داشته باشید.

کندوکاو در مورد تیپ شخصیتی می‌تواند راه بسیار خوبی برای شناخت خود، اینکه به کدام سو می‌روید و از زندگی چه می‌خواهید باشد.

۲- تیپ شخصیتی می‌تواند به شما کمک کند تا با هر کسی که قصد ازدواج دارید، رابطه خوبی داشته باشید

اصلا مهم نیست که تیپ شخصیتی همسرتان چیست، شما باید خودتان را برای چالش‌های پیش رو آماده کنید. دانستن تیپ شخصیتی می‌تواند به شما کمک کند که برخی مسائل را مدیریت کنید. تیپ شخصیتی این کار را با نشان‌دادن تفاوت‌ها در نحوه فکرکردن، حل مسأله و رویکرد زندگی انجام می‌دهد.

اگر تیپ شخصیتی همسرتان را می‌دانید، به راحتی می‌توانید ارتباطی مؤثر با وی برقرار کنید. همچنین به نحوی شایسته‌تر می‌توانید تفاوت‌های خود را مدیریت کنید بدون اینکه اختلاف‌ها را شخصی کنید.

۳- تیپ شخصیتی می‌تواند به شما در اینکه به دنبال چه کسی می‌گردید کمک کند.

اگرچه هیچ پاسخ دقیق و سریعی در مورد پیداکردن همسر آینده وجود ندارد، اما از تیپ شخصیتی می‌توانید برای تعریف نوع فردی که به دنبالش هستید بهره ببرید. با داشتن دانش سبک‌های شخصیتی، می‌توانید پروفایلی از کسی که ایده‌آل شماست در ذهنتان شکل دهید. این کار باعث می‌شود که اولا بدانید به دنبال چه کسی هستید و ثانیا وقتی او را پیدا کردید سریع بشناسید.

در ادامه سوالاتی را مطرح می‌کنیم که می‌توانید برای شناسایی همسر ایده‌آل از خود بپرسید:

  • آیا به دنبال کسی هستم که اجتماعی‌تر است (E) یا محتاط‌تر و ساکت‌تر (I)؟ آیا به دنبال کسی می‌گردم که دوست دارد دائما در مهمانی باشد یا کسی که هنگام کتاب‌خواندن در یک شب آرام احساس هیجان بیشتری می‌کند؟
  • آیا به دنبال کسی هستم که از بحث‌های پیچیده لذت می‌برد (N) یا کسی که ترجیح می‌دهد در مورد مسائل واقعی و عینی صحبت کند (S)؟ آیا مهم است که همسرم خلاق، هنرمند و آینده‌نگر باشد یا ترجیح می‌دهم فردی سنتی‌تر باشد؟
  • آیا به دنبال کسی هستم که از تفکر منطقی و عادلانه لذت می‌برد (T) یا احساسی‌تر است و به ارزش‌ها اهمیت می‌دهد (F)؟ آیا دوست دارم همسرم کسی باشد که مرا مجبور کند همواره منطقی رفتار کنم یا کسی که مهربان است و از من حمایت می‌کند؟
  • آیا به دنبال کسی هستم که از سبک زندگی منظم و قانونمند خوشش می‌آید (J) یا کسی که خودبخودی است و دوست دارد آزادی عمل داشته باشد (P)؟ آیا مهم است همسرم کسی باشد که درست در لحظه‌ آخر تصمیم به کاری می‌گیرد یا اینکه نظم و ترتیب را به زندگی‌ام بیاورد؟

 

می‌دانیم که کمی مأیوس‌کننده است که بگوییم تیپ شخصیتی نمی‌تواند کمکی به پیش‌بینی همسر آینده شما کند. اگر می‌شد چه می‌شد؟ اما خبر خوب این است که شما هنوز هم می‌توانید از تیپ شخصیتی برای پیداکردن کسی که دوستش دارید و مناسب شماست استفاده کنید – البته اگر زمان و تلاش جداگانه‌ای را مبذول آن کنید.

 

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

عاشقانه

۱۰ نکته‌ای که INTJ ها باید در مورد مسائل عاشقانه بدانند

۱۰ نکته‌ای که INTJ ها باید در مورد مسائل عاشقانه بدانند

INTJ ها زیاد به مسائل عاطفی و عشق و عاشقی اهمیت نمی‌دهند. آنها بیشتر عواطفشان را مخفی می‌کنند تا اینکه آنرا بیان کنند. در اکثر مواقع افرادی منطقی و واقع‌گرا هستند و بسیار بعید به نظر می‌رسد که خود را درگیر مقوله‌ای به نام عشق کنند. زیرا آنرا کاری سطحی و احمقانه می‌دانند.

اما بخواهیم یا نخواهیم آنها نیز دوستدار برقرار رابطه هستند. خودشان می‌دانند که زیاد در برقراری رابطه با دیگران چیره‌دست نیستند. حال فرض کنید که می‌خواهند نقش یک عاشق دلشیفته را بازی کنند !!!

راه‌حل شما برای این معمای پیچیده چیست؟ خوشبختانه برای این معما نیز راه‌حلی داریم.

در ادامه به نکاتی اشاره خواهیم کرد که INTJ ها با رعایت آنها می‌توانند چالش‌های اجتماعی را مدیریت کرده و در مقوله‌ی سختی به نام عشق به چیره‌دستی برسند.

۱- کلمات اهمیت دارند

INTJ ها در دنیایی زندگی می‌کنند که بیرونش سرد و بی‌روح است ولی درونشان همیشه چیزی وجود دارد که گرمای خاصی را به بیرون تراوش می‌کند. اما مشکل اینجاست که هنوز واژگان موردنیازشان برای ابراز آنچه که در درونشان می‌گذرد را رشد و توسعه نداده‌اند. دوست داشتن یک نفر دیگر برای ما چیز ارزانی نیست چون معمولا از این مسأله هراس دارند که تمام «احساساتشان» را خرج شخص دیگری بکنند. بسیاری از INTJ ها به سختی می‌توانند شخص دیگری را به شکل دیگری دوست داشته باشند مگر اینکه مطمئن شوند آن شخص کاملا اصیل و خالص است. اگر غیر از این باشد کاملا مشخص است که وی را همانند افراد معمولی در نظر خواهیم گرفت.

همین نداشتن فرهنگ واژگان خاص باعث می‌شود دیگران نسبت به ما احساس ناامنی کنند. احساسی‌ها (F) به خوبی می‌توانند از کلمات مهربانانه و عاشقانه استفاده کنند. آنها با همین کلمات می‌توانند احساساتشان را نسبت به رابطه‌ای که برقرار کرده‌اند بیان کنند.

پس به دل خود ترس راه نداده و آن کلمات زیبا و جذاب را برای کسی که دوستش دارید بیان کنید. مطمئن باشید نتیجه بدی در انتظارتان نخواهد بود.

۲- عمل‌کردن بسیار بهتر از کلمات جواب خواهند داد

یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: «به جای اینکه حرف بزنی، عمل کن». INTJ ها باید در روابط عاطفی این جمله را سرلوحه کار خود قرار دهند. همسر یا نامزد شما دوست دارد کاری که می‌کنید از اعماق قلبتان باشد. پس خجالت را کنار گذاشته و هر آنچه که در قلبتان وجود دارد را در عمل نشان دهید. در آغوش گرفتن همسر اثری دارد که هزاران واژه از عهده آن بر نمی‌آیند.

۳- بعضی از افراد واقعا روز ولنتاین را جشن می‌گیرند

INTJ ها در میان تیپ‌های شخصیتی پایین‌ترین میزان به یاد داشتن رویدادهای عاطفی نظیر جشن تولد، سالگرد ازدواج یا روز ولنتاین را به خود اختصاص داده‌اند. چرا؟ چون به این نوع سنت‌ها و مراسم اعتقاد زیادی ندارند. همانطور که همیشه نشان داده‌اند، اعتقادشان این است که چنین مراسمی به بقیه افراد دنیا اختصاص دارد. پس به خاطر خدا هم که شده، این مراسم و رویدادها را به خاطرتان بسپارید. اگر برای روزهایی همچون روز ولنتاین برنامه داشته باشید، به هیچ وجه ضرر نخواهید کرد.

۴- نقشه بازی فقط زمانی جواب خواهد داد که در حال بازی کردن شطرنج باشید

INTJ ها متأسفانه با مقوله عشق و عاشقی مثل مسائل دیگر رفتار می‌کنند. سعی می‌کنند برای آن هم یک نقشه بازی داشته باشند. به جای اینکه دلمان را به نزدیک‌ترین فرد زندگیمان بسپاریم سعی می‌کنیم تصویری ایده‌آل از او در ذهنمان ایجاد کنیم. پس فرایند عشق‌ورزیدن را به یک سری مراحل عملیاتی تقسیم‌بندی می‌کنیم. درست مثل نقشه جنگ، سعی می‌کنیم تمام مراحل آن را با دقتی بی‌نظر اجرا کنیم. درست مثل اینکه مثل فرماندهان یک مأموریت بزرگ داریم و آن چیست؟ بله، پیداکردن شریک زندگی.

خیلی جالب است که دیگران اصلا سعی نمی‌کنند به مقوله عشق دیدگاه سیستمی داشته باشند. همسر یا معشوقه شما دوست دارد بداند که از نظر شما جذاب است، به او احترام می‌گذارید و بدون هیچ دلیل یا برنامه از قبل تعیین‌شده‌ای به او عشق می‌ورزید.

از شانستان شما مجبورید با شخص دیگری بازی کنید، نه اینکه مهره‌های شطرنج را بازی دهید.

۵- قرارگذاشتن مثل مصاحبه نیست

INTJ ها به این معروفند که حتما باید یک زوج ذهنی داشته باشند – کسی که زیرک و ترجیحا نابغه باشد و آنقدر مستقل باشد که در مقابل هوش سرشار یک INTJ تاب مقاومت داشته باشد. اکثر INTJ ها به سرعت می‌فهمند که کسی که روبرویشان قرار گرفته از این خصوصیات بهره می برد یا خیر. اگر آنگونه که فکر می‌کردند نباشد، اصلا وقتشان را برای ادامه رابطه تلف نمی‌کنند.

INTJ ها معمولا در قرارهایشان مخاطبشان را با سوالات «بزرگ» بمباران می‌کنند. منظور ما از بزرگ، سوالات پیچیده، فلسفی و سختی است که معمولا در مصاحبه‌های کاری می‌پرسند. آنها فکر می‌کنند که با این روش می‌خواهند شخصیت و مناسب‌بودن دوستشان را بسنجند. غافل از اینکه با این کار ۹۰% وقت باارزشششان را صرف چنین مسائل بی‌ربطی می‌کننند.

خوب در قرارهایتان چه کار باید بکنید؟ خوب گوش کنید. از دوستتان بپرسید که مثلا به چه نوع موسیقی (فیلم، کتاب یا غذا) علاقه دارد. معمولا هر کسی برای این دست از سوالات پاسخی دارد. دوست شما از اینکه در مورد غذای مورد علاقه‌اش صحبت کند دچار استرس نمی‌شود. اگر مخاطبتان از آن دسته از آدم‌هاست که اصلا آداب معاشرت بلد نیست و به هیچ‌وجه به دلتان نمی‌شینید، پیشنهاد می‌کنیم در مورد ادامه رابطه خود با وی تجدیدنظر کنید. اما اگر صحبت‌هایتان روند عادی‌اش را طی کرد و بعد از مدتی در مورد همه آنچه که به آن علاقه دارید صحبت کردید، خوشا به اقبالتان؛ شاید مورد دلخواهتان را پیدا کرده‌اید.

۶- بعضی وقتها فقط باید بگذارید اوضاع همانطور که هست پیش برود

INTJ ها در قضاوت‌کردن دیگران نمره بالایی می‌گیرند، به همین خاطر است که دوست دارند در مورد هر چیزی تصمیم بگیرند. شاید این کار به خاطر این است که ما همیشه به افکار و ذهن خودمان رجوع می‌کنیم. در غیر اینصورت به راحتی می‌توانیم انعطاف‌پذیر بوده و اطلاعات جدید را دریافت کنیم. این یک مشکل است، زیرا INTJ ها زمان بسیار زیادی را صرف جزئیات بی‌مورد روابط می‌کنند؛ مسائلی پیچیده نظیر احساسات، اینکه آیا آتش اشتیاق باید سوزان باشد یا نه. آری، آتش اشتیاق و محبت سوزان است اما مادامیکه سعی نکنیم آنرا با مسائل مادی و حساب و کتاب در ذهنمان شکل دهیم. که اگر این کار را بکنیم، جذابیت و گیرایی دیگر اثرش را نزد ما از دست خواهد داد. پس دست به کار شوید و سعی نکنید همه چیز را به شکل سیستم ببینید. عشق و مسائل مربوط به آن طبیعتی کاملا متفاوت دارد و اگر آنرا درک نکنید سریع اثرش را از دست خواهد داد.

۷- هیچ کس آدم‌های مغرور را دوست ندارد

اگر می‌خواهید روابط عاشقانه خود را نابود کنید، مطمئن شوید که از شریک عاطفی خود باهوش‌تر، شهودی‌تر، باوجدان‌تر، عاقل‌تر و مهمتر هستید. اگر همیشه سعی کنید خودتان را در مرتبه‌ای بالاتر از همسر یا نامزدتان قرار دهید، باعث نابودی ارتباطتان شده‌اید. هیچ کس از آدم‌هایی که خودشان را بالاتر از آنها می‌دانند خوششان نمی‌آید. پس اگر می‌‌خواهید نزد شریک آینده و یا کنونی زندگیتان محبوب باشید، لازم خود را هم‌مرتبه با وی بدانید.

۸- گاهی‌اوقات باید چشمتان را به برخی مسائل ببندید

INTJ ها به خاطر ساده و بی‌پرده صحبت‌کردنشان معروفند. آنها هر آنچه که در ذهنشان باشد را بر زبان جاری خواهند کرد. افرادی رک و منتقدانی سخت هستند. اگر شریک زندگی آنها در جایی اشتباهی مرتکب شود مستقیما به آنها خواهند گفت و خودشان نیز اوضاع را رفع و رجوع خواهند کرد. به مسائل ریز و ظریفی که باید پشت پرده بمانند اهمیت نداده و همیشه به دنبال حقیقت هستند.

البته کمی انتقاد سازنده در رابطه لازم است، اما اگر بخواهیم بیش از حد از آن استفاده کنیم باعث آسیب‌زدن به رابطه خواهیم شد. اگر همیشه بخواهید از همسر یا نامزدتان انتقاد کنید و راه‌های درست را به وی گوشزد کنید، باعث آزردگی و متنفرشدن او شده‌اید. اگر به تازگی وارد رابطه عاطفی با کسی شده‌اید، اصلا سعی نکنید که از این خصوصیت خود استفاده کنید، چون از نظر مخاطبتان این کار کاملا زننده و ناراحت‌کننده است.

پس اگر می‌خواهید همسر یا نامزدتان عاشق شما شود، بعضی وقتها چشمتان را به اشتباهات وی بپوشانید. مطمئن باشید او می‌داند که شما از قصد این کار را کرده‌اید و از نظر وی این کارتان کاملا جذاب خواهد بود.

۹- کاربردی‌بودن چیز رمانتیکی نیست

چیزهایی مثل سرخ‌کن یا پیچ‌گوشتی که کاربردی عملی دارند، اصلا رمانتیک و عاشقانه نیستند. گل و گیاه، فروتنی، قهقه‌زدن و چیزهای تزئینی که در داخل کمد قشنگ هستند، از نظر زنان رمانتیک می‌باشند. به خوبی می‌توان گفت که INTJ ها در این زمینه هیچ تخصصی ندارند.

برای بقیه افراد جهان، چیزهای غیرکاربردی نیمی از خوشی‌های یک رابطه‌ است. خوشبختانه وقتی که نوبت به اهمیت دادن به اطرافیان برسد، INTJ ها در این خصوص از شهودشان بهره می‌برند. شما در طراحی دروازه‌های رمانتیک و هدایای فکرشده‌ای که بعضی‌وقتها عجیب و غریب نیز هستند و در عین حال همان چیزی هستند که همسرتان انتظار دارد، دارای مهارت ذاتی هستید. پس این کار را انجام دهید. مرتب هم این کار را بکنید. فقط بیش از حد این کار را نکنید. همسرتان خواهد فهمید که شما دچار تغییر شده‌اید.

۱۰- عشق نیاز به مراقبت همیشگی دارد

شما روغن ماشینتان را عوض می‌کنید، چون دوست ندارید عمداً از روان‌بودن آن بکاهید. همین رفتار را نیز باید با عشق و همسر خود بکنید. همه رابطه‌ها نیاز به مراقبت و رسیدگی دائمی دارند. از مزایای موقعیت کنونی خود بهره برده و لذت و شادی بیشتری را به زندگی همسر یا نامزدتان وارد کنید. حتی اگر آنها متقابلا پاسخ شما را ندادند، زندگی شما با مراقبتی که از آن می‌کنید بسیار غنی‌تر خواهد شد.

عشق و مسائل عاشقانه در رابطه شما تا چه حد زندگیتان را شیرین کرده است؟ شما نیز تجربیاتتان را با ما در میان بگذارید.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

همدردی

حس همدردی شما تا چه میزان سالم است؟

همدردی برای خیلی از افراد معانی متفاوتی دارد. اما در میان همه این نقطه‌نظرها، دو ایده معمولا مشترک هستند. نخست اینکه همدردی عبارت است از درک دیگران و دوم اینکه مسائل عاطفی بخشی از همدردی است. همدردی چیزی فراتر از این است که حال کسی را بپرسیم. به قول یکی از بزرگان، کسی که با تو همدردی می‌کند می‌تواند «درد و رنج تو را احساس کند».

مسلما تیپ‌هایی که در تصمیم‌گیری‌هایشان تکیه بیشتری بر روی احساساتشان دارند یا اصطلاحا احساسی (F) هستند، دلسوزترند. در میان تیپ‌های MBTI نیمی از آنها از این شاخصه برخورداند. نیمی دیگر که از احساساتشان در تصمیم‌گیری‌ها استفاده نمی‌کنند و اصطلاحاً فکری (T) هستند، توانایی تحلیل این را دارند که چه اتفاقی برای طرف مقابل افتاده، اما به دلیل اینکه قابلیت برقراری ارتباط مؤثر برای آنان جزو ترجیحاتشان نیست، به خوبی نمی‌توانند همدردی کنند. مثلا، یک عده در سینما می‌نشینند و به خاطر یک صحنه غم‌انگیز، پشت‌سرهم گریه می‌کنند. یک عده دیگر نیز مات و مبهوت به این صحنه فکر می‌کنند و هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌دهند.

ما معمولا بیشتر به فکر کسانی هستیم که دلسوزی کمتری دارند تا اینکه نیاز به رفع مشکلشان دارند. در خصوص دلسوزتربودن در جامعه یک نوع گرایش فرهنگی وجود دارد و هر چه این دلسوزی و همدردی کمتر باشد احتمال اینکه بتوان رابطه‌ای معنادار برقرار کرد پایین‌تر است. اینکه یک فرد فقط حس عقلانی داشته باشد محدودیت‌های خاص خود را دارد. انسان‌ها موجوداتی عاطفی و عقلانی هستند. اگر قرار است رابطه‌ای دارای وسعت و عمق باشد، می‌بایست از این دو خصیصه بهره برده باشد.

روی دیگر سکه این است که آیا ممکن است شخصی بیش‌ازحد دلسوز باشد؟ وابستگی متقابل (Codependency) واژه‌ای است که چند دهه پیش به طور مکرر مورد استفاده قرار می‌گرفت. معنای این واژه این است که شخصی بیش از حد هویت و موجودیت خود را به شخص دیگری وابسته کند. دو خطر عمده‌ای که از این کار بوجود می‌آید این است که در وهله اول این امکان وجود دارد که شما نیز هویت خود را از دست بدهید و دوم، بیش از حد خودتان را درگیر مسائل و مشکلات فرد مقابل کنید. این که شخصی را معتاد به همدردی خود کنید صرفا به این دلیل که درد و رنج او را درک می‌کنید هم برای شما و هم برای شخص مخاطبتان مضر و خطرناک است. البته درک کردن رنج و مصیبت یک شخص می‌تواند باعث سلامتی شود. اینکه به این مساله تطابق پیدا کنید موضوعی کاملا متفاوت است. اگر همدردی بیش از حد تبدیل به وابستگی متقابل نشود، به هر حال اثرات و نشانه‌های خود را بر جای خواهد گذاشت.

بزرگان به ما اندرز داده‌اند که «همه چیز در اعتدال و میانه‌روی است». همدردی نیز از این قاعده مستثنی نیست. زمانیکه از همدردی سخن به میان می‌آید، منظور ما یک بازه است. نه این یا آن. بین اینکه «هیچ دلسوزی نداشته باشیم» و «به شدت دلسوز باشیم» حالت‌های متعددی از همدردی وجود دارد. این بازه شامل بخش قابل‌قبول و منطقی از این موضوع است.

آن دسته از تیپ‌های شخصیتی که احساس می‌کنند به اندازه کافی نمی‌توانند همدردی کنند، شاید مجبور باشند این خصوصیت را در خود رشد یا develop دهند. هوش عاطفی (EQ) مثل IQ نیست که در همان روزهای اولیه زندگی ثابت شده باشد. بسیاری از کسانی که چنین چیزهایی را در خصوص احساس‌ و درک‌کردن یک شخص مطالعه می‌کنند می‌توانند هوش عاطفی خود را به مرور زمان رشد داده و آنرا تغذیه کنند. به نظر نمی‌رسد این کار به کسی که می‌خواهد دیگران را درک کرده و همدردی خود را رشد دهد، آسیبی برساند. بلکه برعکس به او کمک می‌کند تا قدرت برقراری ارتباط با دیگران را تقویت کند.

کسانی که بواسطه همدردی افراطی خودشان را غرق در مشکلات دیگران می‌کنند باید بفهمند که چه چیزی آنها را ترغیب به این کار می‌کند. معمولا این کار ارتباط مستقیمی به دوست‌داشته‌شدن و احساس نیاز داشتن دارد، اما دلایل دیگر نیز می‌تواند در این میان دخیل باشد. تنها خود شخص می‌تواند دلیل این کار خود را کشف کند.

داشتن همدردی و دلسوزی خصوصیت خوبی است. آموختن اینکه به چه شیوه می‌توان از آن به شکل متعادل و سالم استفاده کرد، باعث کامل‌ترشدن زندگی می‌شود.

حال شما بگویید، حس همدردی و دلسوزی شما تا چه حد سالم است؟

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: ۱۶Personalities.com

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

وفاداری

انواع وفاداری و انواع تیپ‌های شخصیتی

بعضی اوقات مردم از ما سوال می کنند که چه نوع تیپ شخصیتی از همه وفادارتر است؟ پاسخ به این سوال بسیار سخت است. چون وفاداری انواع و معانی مختلف داشته و می‌توان منظورهای متفاوتی را از آن استنباط کرد.

Read more

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

شریک

آیا از مهمترین شخص زندگیتان موفقترید؟

بسیاری از ما تلاش می‌کنیم تا آنجا که می‌توانیم بهترین باشیم، به خصوص اگر پای کار و شغلمان به میان بیاید. اما اگر شما از شریک زندگیتان موفق‌تر باشید، احتمالا انتظار این را باید داشته باشید که در روابطتتان تنشی ایجاد شود. حتی اگر شما در یک زمینه کاری یا چالش مشابه با هم رقابت نکنید، زندگی کردن با موفقیت، می‌تواند اعتمادبنفس شریکتان را از بین ببرد.

این مسأله برای مردان بسیار وخیم‌تر است. مطالعه اخیری که در مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی به چاپ رسید نشان می‌دهد مردان زمانیکه شریک عاطفیشان از آنها موفق‌تر است به شدت احساس ناراحتی می‌کنند. در بخشی از این مقاله آمده است: «یک مرد وقتی که شریک عاطفیش در کاری که هر دو انجام می‌دهند موفق‌تر باشد، مثلا کم‌کردن وزن، به شدت احساس تهدید خواهد کرد.»

حتی اگر این دو در رقابت مستقیم با هم نباشند، زمانیکه شریک عاطفی مرد در کارش موفق‌تر باشد، اعتمادبنفس مرد سیر نزولی به خود خواهد گرفت. پژوهشگران به این مسأله «فرضیه بازی جمع صفر» می‌گویند. این قضیه زمانی رخ می‌دهد که یکی از طرفین رابطه عاطفی به شکلی نامناسب خود را با شریکش مقایسه کرده و نتیجه این مقایسه عواقب مخربی بر روی اعتمادبنفس طرفین داشته باشد.

اگر شریک شما احساس ناخوشایندی از عقب‌افتادن از شما و موفقیتتان دارد، بسیار مهم است که به منبع این تنش بپردازید. در ادامه به بیان نکاتی می‌پردازیم که به کمک آنها می‌توانید با شریکتان هم‌آهنگ شده و هر دو از موفقیت‌هایتان لذت ببرید.

 

۱- خطوط ارتباطی را باز نگه دارید

اعتمادبنفس یک زن ارتباط نزدیکی با احساس وی نسبت به کیفیت و کفایت رابطه‌اش دارد. از لحاظ آماری، زنان احتمال کمتری دارد که از رقابت مستقیم احساس خطر کنند اما اگر به خاطر تلاش‌هایشان به اندازه کافی از آنان تقدیر و تشکر نشود احتمال زیادی دارد که دچار اضطراب و ناراحتی شوند.

برعکس مردان اهمیت فراوانی به رقابت می‌دهند. آنها ترجیح می‌دهند بیشتر به خاطر توانمندی‌ها و کارایی‌شان شناخته شوند – به خصوص توانمندی‌هایی که با دیگران مقایسه شود – نه به خاطر مشارکت‌هایی که صرفا در یک کار خاص داشته‌اند. اما هر کسی می‌تواند دارای شخصیتی متفاوت بوده و ممکن است شریک شما در قالب اینگونه کلیشه‌ها نگنجد.

پس اولین قدم این است مسائل و اتفاقات را از نقطه‌نظر شریکتان ببینید. احساس آنها نسبت به موفقیت‌ شما چگونه خواهد بود؟ آیا حسادت در این میان نقشی دارد؟ اگر چنین است، دلیلش چیست؟ آیا سهوا موفقیتتان را به رخ شریکتان می‌کشید؟ در اکثر مواقع، زمانیکه تنشی بوجود می‌آید، یک گفتگوی صادقانه می‌تواند نشان دهد که مشکل اصلی چیست و از کجا آب می‌خورد. زمانیکه از خود موفقیت‌هایتان حرف می‌زنید حالت تدافعی به خود نگیرید. به یاد داشته باشید که رابطه عاطفی یک جنگ نیست که بخواهید اثبات کنید کدامتان موفقتر بوده‌اید. اگر می‌خواهید این تکنیک را به کار ببرید هر دوی شما باید خود برای شنیدن بدون قضاوت‌کردن آماده کنید و به آنچه که طرف مقابل می‌گوید احترام بگذارید.

۲- تبدیل به بزرگترین مشوق شریکتان شوید

مهمترین کمکی که می‌توانید به شریکتان بکنید تا موفقیت شما را بپذیرد این است که کاری کنید وی نسبت به آنچه که انجام می‌دهد احساس امنیت کند. زمانیکه شریک زندگیتان به استعدادها و توانمندی‌هایش اعتماد داشته باشد، احتمال بسیار کمی وجود دارد که نسبت به موفقیت‌های شما حسادت کند.

یکی از روش‌هایی که می‌توانید برای انجام این مهم به کار گیرید این است که تبدیل به بزرگترین طرفدار شریکتان شوید. هر کسی نیاز دارد مورد تحسین و تشویق قرار گیرد، اما زمان گذاشتن برای اینکه همسرتان را به موفقیت برسانید ممکن است شما را از کارهای واجبی همچون مراقبت از کودکان باز دارد.

چرا نباید تلاش ویژه‌ای را برای تشویق مهمترین شخصی زندگیتان به کار گیرید و با وی به گونه‌ای رفتار کنید که احساس خاص‌بودن به او دست دهد؟ احساس شما نسبت به همدیگر تنها زمانی قویتر خواهد شد که یکدیگر را به شکلی شایسته حمایت کنید. علاوه بر این، هر چقدر همسرتان را مورد توجه قرار دهید وی نیز همین رفتار را با شما خواهد کرد زیرا به قول یک ضرب‌المثل قدیمی: «هر چه کنی به خود کنی     گر همه نیک و بد کنی»

۳- مسائل مالی را در نظر داشته باشید

پول نمی‌تواند ریشه همه بدی‌ها باشد، اما اگر شما درآمدهای ناجور داشته باشید، می‌تواند باشد. بحث و جدل بر سر پول یکی از مهمترین عوامل طلاق است، پس مطمئن باشید ممکن است شما هم اینگونه جر و بحث‌ها را با همسرتان داشته باشید.

اینکه چگونه درآمدتان را خرج می‌کنید کاملا به شما مربوط است و زوج‌های مختلف روش‌های گوناگونی برای مدیریت مسائل مالی دارند. مسأله مهم این است که به گونه‌ای پول را تقسیم کنید که هر یک از زوجین استقلال مالی کافی داشته و فارغ از موفقیت‌های کاری سهم عادلانه‌ای از مسئولیت‌های مالی را بر عهده داشته باشند. Suze Orman که در مسائل مالی جزو نوابغ است، نصیحت‌های خوبی در خصوص این موضوع دارد. پس تکالیفتان را انجام داده و راه‌حلی را پیدا کنید که به درد هر دوی شما بخورد. یادتان باشد پول را از صحبت‌های خاله‌زنکی دور نگه دارید. اینکه چه کسی چقدر درآمد دارد یا چه کسی چه شغل دهان‌پرکنی دارد اصلا اهمیت ندارد. اگر هر دوی شما کار کنید و مراقب فرزندانتان باشید، پس احتمال اینکه یکی از شما از دیگری وقت آزاد بیشتری داشته باشد بسیار پایین خواهد بود.

۴- حواستان به پویایی قدرت باشد

همه روابط دارای یک پویایی قدرت می‌باشند و معمولا مشخص است که چه کسی زمام امور را در دست دارد. اگر شما به گونه‌ای از همسرتان موفق‌تر هستید که بر روی روابطتتان اثر می‌گذارد، به راحتی می‌توان حدس زد که شما در این میان زمام امور را در دست دارید. برای مثال اگر درآمد شما از همسرتان بیشتر است، به احتمال خیلی زیاد مسئولیت اصلی مسائل مالی بر عهده شما بوده و تصمیم‌گیر نهایی شما هستید. انسان‌ها در خصوص شیوه‌ای که با قدرت و موفقیت برخورد می‌کنیم موجودات به شدت ساده‌ای هستند.

ممکن است برخی زوجین با این عدم توازن مشکلی نداشته باشند اما لازم است مطمئن شوید هر چیزی سر جای خودش قرار دارد. سعی کنید مرتبا سلامتی خود را چک کنید. با این کار خواهید دانست که چه زمانی خط‌ قرمزها را رد کرده و فراتر از حدتان رفته‌اید. مطمئن شوید که فضا و حمایت کافی برای رشد را به همسرتان می‌دهید. صرفا به این دلیل که شما در برخی از حوزه‌های زندگی از همسرتان بالاتر هستید به این معنا نیست که در روابطتتان نیز از وی بالاتر بوده و یک سری مسائل مهم را رعایت نکنید.

اگر شما هم روش‌های دیگری سراغ دارید که از همسرتان موفق‌تر هستید، آنرا با ما در میان بگذارید.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

منعطف

نشانه های بی تردید از اینکه شما یک منعطف (P) هستید

در دنیای MBTI ترجیحی وجود دارد که سبک زندگی افراد را تعیین می‌کند. این ترجیح همانند سه ترجیح دیگر ساختاری دوقطبی دارد. یک قطب این ترجیح منظم (J) و قطب دیگر منعطف (P) نام دارد.

افراد منعطف افرادی انعطاف‌پذیر بوده که با تغییرات به راحتی منطبق می‌شوند. وقتی اوضاع آنچنان که باید و شاید پیش نمی‌رود زیاد دچار استرس نمی‌شوند و به راحتی می‌توانند مدیریت بحران کنند. منعطف‌ها نسبت به منظم‌ها در خصوص تفاوت‌هایی که بین افراد وجود دارد حساس‌تر هستند و اغلب در برقراری ارتباط با دیگر تیپ‌ها دچار برخی اشتباهات می‌شوند.

اگر کسی که قصد دارید با وی رابطه عاطفی برقرار کنید دارای خصوصیات زیر بود به احتمال زیاد با یک منعطف طرف هستید.

۱- آنها دائما برنامه‌هایشان را تغییر می‌دهند

اگر چیزی باشد که شما در مورد منعطف‌ها مجبور باشید بدانید این است که آنها دائما قواعد بازی را تغییر می‌دهند. آنها اگر مجبور شوند تحت یک چارچوب مشخص عمل کنند دچار استرس شده و دیگر نمی‌توانند از خود خلاقیت نشان دهند. عوض‌کردن برنامه برای یک منعطف امری طبیعی است، بنابراین اگر شریک عاطفی شما ناگهان تنها نیم‌ساعت مانده به قرارتان برای یک شام رمانتیک، با شما تماس گرفت و شما را به یک مهمانی شلوغ و خودمانی دعوت کرد زیاد تعجب نکنید. او فقط یک P است.

۲- اگر از آنها بپرسید که به چه رستورانی برویم کاری کرده‌اید که تا مرز دیوانگی دچار استرس شوند

صبرکردن تا لحظه آخر برای تصمیم‌گیری کاری است که اکثر منعطف‌ها در آن چیره‌دست هستند. دلیلش هم واضح است. آنها می‌خواهند پیش از تصمیم‌گیری همه گزینه‌ها را در اختیار داشته باشند. منظم‌ها می‌دانند که هرگز نمی‌توانند میز دلخواهشان در رستوران را بدست آورند مگر اینکه از صبح آنرا رزرو کنند. اما در مورد یک منعطف، همیشه یک سر سوزن اطلاعات وجود دارد که یک گزینه جدید و مهیج را برای آنها فراهم آورد. همیشه در آخرین لحظه‌هاست که انرژی آنان به بیشترین حد خودش می‌رسد. در غیراینصورت آنها عقب‌نشینی کرده و منتظر فرصت خواهند ماند.

۳- هیچ وقت به موقع سر قرار نمی‌آیند

در دنیای یک منعطف، وقت‌شناس بودن به معنای این است که با یک بازه زمانی چند دقیقه‌ای (که دقیقاً هم مشخص نیست) سر قرار حاضر شوند. کافیست با آنها قرار بگذارید که مثلا ساعت ۶:۳۰ بعدازظهر برای رفتن به سینما در محل حاضر شود. اگر او ساعت ۷:۰۰ نزد شما آمد فرد بسیار خوش‌شانسی بوده‌اید.

۴- آنها بدترین شریک برای خریدرفتن هستند. باور کنید.

تصمیم‌گرفتن منعطف‌ها برای خرید مطمئنا سال‌ها طول می‌کشد. جالب اینجاست که پس از خرید هنوز هم مطمئن نیستند که گزینه مورد دلخواهشان را خریده‌اند یا خیر. اگر شریک عاطفیتان یک P است پیشنهاد می‌کنیم هنگام خریدرفتن با وی کاملا صبور باشید. چون ممکن است این کار ساعت‌ها طول بکشد و مجبور باشید برای پیداکردن بهترین و ارزانترین جنس همه مغازه‌ها را سرک بکشید. حتی ممکن است پس از همه این کارها دست خالی از خرید برگردید. اگر با یک منعطف رابطه عاطفی برقرار کرده‌اید، مطمئن این جمله را چند هفته بعد از خریدتان خواهید شنید که: «اه، نه، این مغازه ۵۰۰۰ تومان ارزونتر میده. اگه می دونستم بیشتر صبر می کردم.»

۵- آنها هر کاری را حداقل دو برابر زمان عادی‌اش طول می‌دهند

پیاده‌روی یک مسیر ۵۰۰ متری برای منعطف‌ها ممکن است یک ساعت طول بکشد. وقتی قرار است با شریک عاطفی منعطف خود به پیاده‌روی بروید خود را برای هر چیزی آماده کنید. آنها برای اینکه لباس ورزشی خود را بپوشند سراغ کمد لباس‌هایشان می‌روند. ناگهان متوجه می‌شوند که ترتیب قرارگرفتن لباس‌ها آنگونه که دلشان می‌خواهد نیست. ابتدا با ذوق هنری که دارند همه کمد را از اول مرتب می‌کنند. بعد از اتمام کار به این نتیجه می‌رسند که آنطور باید و شاید به دلشان ننشسته است. سپس دوباره همه لباس‌ها را بیرون ریخته و به ترتیب رنگ آنها را مرتب می‌کنند. از نظر یک منعطف «فقط چند دقیقه» برابر است با چند ساعت، زیرا گاهی‌اوقات برخی از پروژه‌های آنها اهمیت یک زندگی را پیدا می‌کنند. پس از همه این اتفاقات شما هنوز هم دم در منتظر هستید و تازه به این نتیجه می‌رسید که دیگر برای دیدن فیلم موردعلاقه‌تان خیلی دیر شده است.

۶- محبوب‌ترین کلمه آنها «شاید» است.

آیا از فیلم لذت بردی؟

پاسخ یک J : بله.

پاسخ یک P : شاید. مطمئن نیستم. نظر تو چیه؟

۷- معمولا کارها را به تعویق می‌اندازند

منظم‌ها (J) دوست دارند قبل از بازی‌کردن کار کنند. معمولا پروژه‌های دانشگاهیشان را پیش از آنکه به موعد مقرر برسند به پایان می‌رسانند، وقتی در حال آشپزی هستند اطرافشان را تمیز نگه می‌دارند و هر چیزی را که برداشته‌اند سر جایش می‌گذارند. منعطف‌ها (P) اول بازی می‌کنند بعدا کار می‌کنند. درست شب امتحان شروع به درس‌خواندن می‌کنند. معمولا فنجان، لباس و خوردنی‌هایشان در سرتاسر خانه دیده می‌شود و هرگز پس از تمام‌شدن آشپزیشان اقدام به شستن ظرفها نمی‌کنند (حتی دیده شده روز بعد این کار را انجام می‌دهند). این فقط به خاطر این است که آنها منعطف هستند. اما این مسأله نباید باعث این سوءتفاهم شود که بی‌نظمی آنها دلیلی بر کم‌حواسی یا عدم توجهشان است. حتی اگر محیط کار یا منزل آنها بی‌نظم و آشفته باشد، منعطف‌ها دقیقا می‌دانند که جای هر چیزی کجاست.

۸- آنها معمولا جواب تلفن‌هایتان را همان لحظه نمی‌دهند

برخی از منعطف‌ها در پاسخ‌دادن سریع به افراد آنچنان هم خوب عمل نمی‌کنند. در این میان NP ها به طور خاص با جواب‌دادن به تماس‌ها، ایمیل‌ها و پیامک‌ها بلافاصله پس از دریافتشان مشکل دارند. در حقیقت، آنها پشت سر هم خیلی چیزها را فراموش می‌کنند به گونه‌ای که شما می‌توانید کتابی از اتفاقات جالبی که آنها در اتفاقات مهم مرتکب شده‌اند درست کنید. مثلا ساکشان را در سفر گم کرده یا سبد غذایشان را در پیک‌نیک جا گذاشته‌اند. این اتفاقات خنده‌دار به خاطر حواس‌پرتی آنها نیست؛ بلکه به خاطر غرق‌شدن بیش از حد آنها در دنیای خیال‌پردازی و خلاقیت است به گونه‌ای که هیچ جایی برای جزئیات معمول زندگی برای آنها باقی نمی‌ماند.

۹- شما سرگرمی‌های خیلی زیادی دارید

برخی‌اوقات منظم‌ها در دیدگاه‌هایشان یک‌دنده و کوته‌بین می‌شوند. این مسأله باعث می‌شود که آنها در زندگی روزمره خود هیچ جایی برای تفریح و لذت‌بردن از لحظات باقی نگذارند. قرارگذاشتن با یک منعطف به این معنی است که شما باید با جریان همراه شوید. حتی اگر این همراهی به اندازه یک هم‌مسیری ساده با یک منعطف باشد. اگر شانس همراهتان باشد، در این همراهی تجربیات خاص، پر از تفریح و جذاب خواهید داشت.

پس سعی کنید با یک P به شما خوش بگذرد. اما خود را برای هر چیزی باید آماده کنید به خصوص اگر یک J هستید.

 

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

درونگراها

درونگراها در روابطشان چه اشتباهاتی مرتکب می شوند؟ (بخش دوم)

در مقاله قبلی به پنج اشتباه رایج درونگراها در ارتباطاتشان پرداختیم. در ادامه با ما همراه باشید.

۶- از خود یا دیگران دفاع نکردن

برونگراها معمولا در ارتباطاتشان به راحتی می‌توانند ابراز وجود کرده و از خود دفاع کنند. متأسفانه اکثر درونگراها به افرادی که دارای شخصیت تسلط‌طلب هستند اجازه می‌دهند به راحتی به آنها زور گفته و خواسته‌هایشان را به آنها تحمیل کنند.

از اینجا شروع کنید: شما مجبور نیستید برای اینکه از این موضوع رها شوید سر دیگران فریاد کشیده و یا رفتار منفعلانه از خود نشان دهید. برای اینکه از موجودیت خود دفاع کنید تنها کافیست به راحتی نظر مخالفتان را با بیان جملاتی نظیر «من مخالفم» ابراز کنید. و یا اگر قرار است از شخص دیگری دفاع کنید کافیست بگویید: «لطفا در مورد او اینگونه صحبت نکن!»

۷- به هم زدن یک قرار مهم

این اشتباه فراتر از نپذیرفتن یک دعوت برای رفتن به یک مهمانی ساده یا یک دورهمی کم‌اهمیت است؛ این اشتباه نظیر این است که از رفتن به اولین جشن تولد خواهرزاده خود یا جشن عروسی بهترین دوستتان سر باز زده و در خانه بمانید و فیلم تماشا کنید. در زندگی رویدادهایی وجود دارد که شما مجبورید در آنها شرکت داشته باشید البته اگر می‌خواهید رابطه خود را حفظ کرده و از ناراحت‌کردن کسانی که دوستشان دارید بپرهیزید.

از اینجا شروع کنید: بسته به این که این رویداد دقیقا چه می‌باشد، شما می‌توانید در آن مهمانی شرکت کرده و کمی زودتر آنجا را ترک کنید. حتما نباید تا نیمه‌های شب در آنجا بمانید و آخرین نفری باشید که از جشن عروسی بهترین دوستتان خارج می‌شوید. شما می‌توانید به خواهرتان بگویید که تا چه ساعتی در مهمانی او شرکت خواهید داشت. اگر زود خارج شدن از مهمانی به نظرتان کار درستی نیست، می‌توانید در میانه‌های مهمانی سری به بیرون زده و هوای تازه تنفس کنید و یا اینکه به خواهرتان بگویید اگر نیاز به خریدن چیزی برای مهمانی یا امثال اینها دارد شما آنرا انجام دهید.

۸- فکر کنید که نسبت به دوست یا فامیل برونگرایتان عاقل‌تر یا داناترید

به نظر ما این طرز تفکر زاییده فرهنگی است که در آن درونگرایی برای مدت‌های طولانی کم‌ارزش قلمداد شده است. امروزه از درونگرایی بیشتر صحبت می‌شود و قدر آن را بیشتر می‌دانند. با این حال گاهی اوقات در مقابل برونگرایی موضع‌هایی گرفته می‌شود که کاملا بی پایه و اساس می‌باشند.

از اینجا شروع کنید: برونگرایی و درونگرایی هیچ ربطی به هوش و فراست ندارند – درست مانند دیگر ترجیحات مایرز-بریگز یا Big 5. این مهم را به یاد داشته باشید که پرحرف بودن و دوست داشتن جمع‌های شلوغ لزوما به این معنا نیست که یک برونگرا فردی احمق یا سطحی‌نگر است.

۹- زمان زیادی را در ذهن خود بگذرانید (و راه خود را پیش بگیرید)

تنهابودن به شما این فرصت را می‌دهد که بیشتر فکر کنید و خود را بهتر بشناسید. با این حال، تنهایی بیش‌ازحد باعث می‌شود شما هر چیزی را بیش‌ازحد تجزیه و تحلیل کنید. حتی اگر در میان دیگران باشید، ممکن است بیشتر از اینکه همراه با گروه باشید، در ذهن خود باشید. این مسأله باعث می‌شود که حتی اگر در میان دیگران باشید ولی عملا کاری انجام ندهید.

از اینجا شروع کنید: وقتی که در میان دیگران هستید یا حتی در حال تکمیل کار خود هستید، همیشه سعی کنید کارهایتان آگاهانه باشد.

 

۱۰- قدر اطرفیان را ندانستن

یک درونگرا ممکن است بیشتر از کنسل‌شدن یک مهمانی خوشحال ‌شود تا اینکه کسی او را برای مهمانی دعوت کند. مطمئنیم اگر یک درونگرا هستید پیش از این چنین احساسی را تجربه کرده‌اید. اما داشتن دوستانی که به شما ارزش قائل شده و شما را به مهمانی‌هایشان دعوت کنند یک موهبت است و باید قدر آنها را دانست.

از اینجا شروع کنید: شما می‌توانید قدر اوقات تنهایی یا اوقاتی که با دوستانتان سپری می‌کنید را بدانید. مطمئن شوید کاری می‌کنید که نشان دهد از اوقاتی که با دوستانتان هستید لذت می‌برید و به آنها اهمیت می‌دهید. هیچ مرد یا زنی به هیچ‌وجه یک جزیره نیست.

مترجم: مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

درونگراها

۱۰ اشتباه رایج درونگراها (بخش اول)

در مقاله‌ای با همین مضمون به ۱۰ اشتباه رایج برونگراها در ارتباطاتشان پرداختیم. البته این اشتباهات در اکثر اوقات به صورت ناخواسته رخ می‌دهد و افراد با تمرین و ممارست می‌توانند آنها را برطرف کنند.

در این مقاله به ۱۰ اشتباه مرسومی که درونگراها مرتکب می‌شوند – البته به صورت ناخواسته – می‌پردازیم. امیدواریم اگر درونگرا هستید بتوانید به خوبی از آنها بهره ببرید.

این ۱۰ اشتباه عبارتند از:

۱- گاهی خیلی رسمی و غیردوستانه می‌شوند

گاهی اوقات ممکن است شما را به یک مهمانی دعوت کنند. خواه از رفتن به آن مهمانی که از شانس شما پر از جمعیت و هیاهو است طفره بروید، خواه در مهمانی در گوشه‌ای بایستید و به تنهایی مشغول صرف نوشیدنی خود باشید، دیگران فکر می‌کنند که از آنها خوشتان نمی‌آید. اما حقیقت امر این است که شما صرفا از این مهمانی‌ها و دورهمی‌های شلوغ خسته شده و احساس آشفتگی می‌کنید.

از اینجا شروع کنید: اگر از طرف یکی از دوستانتان به مهمانی‌ دعوت شدید که بیش از حد برای شما برونگرایانه بود، برای او بگونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که شما را در مهمانی‌های کوچک‌تر و یا یک نفره دعوت کند. سعی کنید تنها دعوت مهمانی‌هایی را رد کنید که می‌دانید واقعا از آنها بدتان می‌آید و یا اصلا توان رفتن به آنجا را ندارید.

۲- قطع‌ رابطه با دیگران

این کار اول از چیزهای کوچک شروع می‌شود. مثلا یک قرار را کنسل می‌کنید یا جواب تلفنی را نمی‌دهید – اما نهایتا خواهید فهمید که خیلی وقت است یک تعامل سازنده‌ای با یک دوست خوب یا یکی از اعضای خانواده‌تان نداشته‌اید. اگر بخواهید این مسأله را توجیه کنید به خود می‌گویید: «خوب، اونا نمی‌تونستن دوباره به من زنگ بزنن، پس اوضاع انقدرها هم بد نیست که نخوان منو دوباره ببینن» اما اگر خلاف این تصور وجود داشت چه اتفاقی می‌افتاد؟

در موردش فکر کنید: شما فکر می‌کنید آنها به اندازه کافی به شما اهمیت نمی‌دهند زیرا دیگر تلاشی برای تماس با شما نمی‌کنند و اگر شما هم از همین منطق استفاده کنید و با آنها تماس نگیرید، آنها هم همین فکر را می‌کنند که شما نیز به آنها اهمیت نمی‌دهید.

از اینجا شروع کنید: تنها کاری که باید بکنید این است که با آنها تماس بگیرید. برنامه‌ای بچینید و آنرا کنسل نکنید. حتی به آنها بگویید که بعضی وقتها امکان اینکه نتوانید آنها را ببینید وجود دارد اما این مسأله شخصی نیست. با این حال بدانید که بعضی اوقات وجود دارد که شما نمی‌توانید برنامه را کنسل کنید، مثلا یک مشکلی در زندگی آنها بوجود بیاید و به پشتیبانی شما نیاز داشته باشند. سعی کنید مطمئن شوند که به رابطه بین خود و آنها ارزش قائلید.

۳- کمک نخواستن

برخی از درونگراها بیش از حد مستقلند و از دیگران به هیچ وجه درخواست کمک نمی‌کنند. اگر شما هم جزو این دسته از درونگراها هستید، شاید پذیرفتن این حقیقت سخت باشد که کارهایی هم وجود دارد که شما توانایی انجام آنها را نداشته باشید.

از اینجا شروع کنید: از دیگران درخواست کمک کنید. آنقدرها هم کار سختی نیست. مطمئن شوید که از شخص درستی کمک بخواهید، البته اگر درخواستتان مربوط به کار است، از همکار یا ناظر مستقیمتان بخواهید نه اینکه بروید پیش مدیرعامل و از او کمک بخواهید. اما هر چه باشد ما به شما قول می‌دهیم که کار ترسناکی نیست.

۴- به خودتان اجازه ندهید که تجدید نیرو کنید

این اشتباه اساساً مخالف دو اشتباه اول این فهرست است. به جای اینکه دعوت همه دوستانتان به مهمانی‌ها را رد کنید، بیش از حد خود را درگیر دورهمی‌های اجتماعی کنید. شخصیت و ظرفیت درونگراها معمولا به گونه‌ای است که اگر مثل برونگراها یک هفته کامل را در مجالس و مهمانی‌های شلوغ سپری کنند، انرژی خود را به طور کامل از دست خواهند داد. در بهترین حالت، شما با رعایت تعادل در شرکت در اینگونه مجالس می‌توانید از گوشه‌گیری و از دست رفتن انرژی جلوگیری کنید.

از اینجا شروع کنید: اگر احساس کردید که دارید انرژی خود را از دست می‌دهید، کافیست یکی از مهمانی‌هایی که زیاد هم برایتان مهم نیست را کنسل کنید. سعی کنید هفته خود را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید روزهای بدون رویدادهای اجتماعی هم داشته باشید.

۵- همیشه از دیگران انتظار داشته باشید که سر صحبت را باز کنند

به یاد داشته باشید حتی اگر جمعیت برونگراها از درونگراها بیشتر باشد (حداقل در جامعه آمریکا)، حدود یک سوم جامعه درونگرا هستند. این بدان معناست که افراد دیگری نیز وجود دارند که از شروع کردن یک گفتگو هراس دارند. همچنین همه برونگراها آنگونه که همیشه تصور می‌شود پرحرف و خوش‌صحبت نیستند، پس سعی کنید برای یکبار هم که شده اولین کسی باشید که سر صحبت را باز می‌کنید.

از اینجا شروع کنید: اگر شما در یک مهمانی ۳۰ نفری شرکت کرده‌اید، این احتمال وجود دارد که ۱۰ نفر آنها درونگرا باشند و شاید آنها نیز دوست داشته باشند که یکی آنها را نجات داده و با آنها مشغول صحبت شود. (از همه اینها بگذریم، درونگراها باید به هم کمک کنند!)

این مقاله ادامه دارد…

مترجم: مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

برونگراها

ده اشتباه بزرگ که برونگراها ناخواسته مرتکب می‌شوند (قسمت اول)

موفقیت در روابط، کار و زندگی خانوادگی فقط به داشتن یک شخصیت «درست» ختم نمی‌شود. بلکه درک درست از صفات فردی و اینکه این صفات به چه شیوه‌ای می‌تواند از اهداف شما پشتیبانی کرده و نهایتا منجر به موفقیت شما شوند مربوط می‌شود. وقتی نوبت به برونگراها می‌رسد، نشان دادن اینکه شما یک فردی سطحی‌نگر نیستید و در مهمانی‌های کسی نیستید که دائما در حال حرف زدن است کار سختی است. شما مجبورید این سایه‌ای که دائماً دنبال شماست را از بین ببرید.

متأسفانه برونگراها در اغلب اوقات به گونه‌ای رفتار می‌کنند که این کلیشه‌ها را تقویت می‌کنند. در ادامه به معرفی ۱۰ اشتباه بزرگ که برونگراها به طور ناخواسته مرتکب می‌شوند می‌پردازیم. با استفاده از آنها شما می‌توانید برونگرایی شدید خود را متعادل کنید.

 

۱- فکر می‌کنند که هر سکوتی زجرآور و خسته‌کننده است

صحبت‌کردن بیش از حد برونگراها مشکل زیادی بوجود نمی‌آورد، چیزی که مسأله‌ساز است این است که برونگراها وقتی دیگر حرفی برای گفتن ندارند و سکوت در گفتگویشان حکمفرما می‌شود، به زودی عصبی می‌شوند. دلیلش هم واضح است. از نقطه‌نظر یک برونگرا، سکوت همسنگ طردشدگی اجتماعی است. صحبت‌کردن در میان هر سکوتی می‌تواند عواقب منفی در پی داشته باشد. یک توقف طبیعی در گفتگو به طرف مقابلتان این فرصت را می‌دهد که فکر کرده و پاسخ شما را بدهد. از بین‌بردن این حق طبیعی کاری خلاف ادب است.

چه کار باید بکنید: صادق باشید. شما می‌دانید که چه زمانی می‌توانید مثل یک قطار سریع‌السیر صحبت کنید. شما می‌دانید که چه زمان‌هایی از خطوط قرمز عبور کرده‌اید. تمرین کنید جلوی زبانتان را بگیرید. به نحوه صحبت‌کردن دیگران توجه کنید و به توقف‌های طبیعی در گفتگوهایتان دقت کنید.

 

۲- وقت نگذاشتن بر روی فکرکردن و خلوت‌کردن

شارژشدن یک برونگرا سریعتر از شارژشدن یک درونگراست. حتی اجتماعی‌ترین برونگراها نیز گاهی نیاز به خلوت‌کردن و فکرکردن به صحبت‌هایشان دارند. چنددقیقه استراحت و سکوت شاید روش مطلوب شما برای شارژشدن نباشد، اما به شما این فرصت را می‌دهد که به نکته‌های مهم صحبت‌هایتان توجه کرده و آنها را به خاطر بیاورید. نداشتن این زمان فردی این ریسک را برای شما بوجود می‌آورد که فراموش کنید با چه کسی ملاقات داشته و چه گفته‌اید.

چه کار باید بکنید: به اهمیت زمان استراحت و خلوت‌کردن توجه کنید. اگر به جزئیات تعاملات اجتماعی خود توجه کنید در گفتگوهای آتی به نتایج خوبی دست خواهید یافت.

 

۳- صحبت‌کردن هنگام فکرکردن

برونگراها بیش از درونگراها در معرض این اشتباه هستند که هنگام فکرکردن صحبت کنند. این بدان معنا نیست که آنها افرادی سطحی، پرسروصدا یا بی‌فکر هستند؛ برای یک برونگرا واقعا سخت است که هنگام فکرکردن مکث کرده و یک تصمیم آگاهانه بگیرد که چه بگوید و یا چه نگوید.

چه کار باید بکنید: سعی کنید هیچگاه فراتر از صحبت‌هایتان پیش نروید. نفسی عمیق کشیده، کمی درنگ کرده و تلاش کنید پیش از صحبت‌کردن در مورد حرف‌هایتان فکر کنید. دیگر مهارت‌ها نظیر سرتکان‌دادن و برقرارکردن تماس چشمی می‌تواند به شما کمک کند. حتما لازم نیست برای نشان‌دادن اینکه به صورت فعال در یک گفتگو شرکت دارید از زبانتان استفاده کنید.

 

۴- سست‌بودن در وفاداری

درحالیکه درونگراها بخش اعظمی از انرژی خود را صرف جذب دوستان معدود و نزدیک می‌کنند، برونگراها دوست دارند دوستان زیادی در آن واحد داشته باشند. ممکن است اکثر ظرفیت عاطفی خود را بر روی کسانی سرمایه‌گذاری کنند که شانس کمی برای برقراری یک رابطه دوستانه قوی داشته باشند. اما مشکل اینجاست که برخی از دوستان (درونگرای) شما ممکن این تصور را کنند که در سطوح فردی سرمایه‌گذاری خوبی بر روی آنها نکرده‌اید.

چه کار باید بکنید: داشتن دوستان زیاد به این معنا نیست که دوستی‌های شما سطحی و یا صمیمی نیست – بلکه تنها ممکن است یک تصور باشد. تلاش زیادی کنید تا به دوستانتان نشان دهید به این رابطه ارزش قائلید، حتی در خصوص دوستان معمولی خود.

 

۵- زیرپاگذاشتن احساسات دیگران

خوب شاید واژه «زیرپاگذاشتن» کمی خشن باشد، اما برونگراها گرایش زیادی به نادیده‌گرفتن احساسات درونی دیگران دارند بدون اینکه هیچ تلاشی برای درک آن کنند. وقتی به مشکلی بر می‌خورند، ممکن است با صدای بلند آنرا فریاد بزنند. اعلام‌کردن هر چیزی با صدای بلند و رسا ممکن است برای روح برونگراها مناسب باشد، اما دیگران ممکن است اینگونه ابراز وجودها را نوعی اعتمادبنفس کاذب یا حتی حمله فردی بدانند.

چه کار باید بکنید: هر کسی، و نه فقط برونگراها، می‌تواند تلاش کند که نسبت به نیازهای دیگران حساس باشد. کمی دلسوزتر باشید و ببینید که می‌توانید بخشی از احساسات شخصی خود را کنار گذاشته و به مسائل از نقطه‌نظر دیگران بنگرید؟

 

این مقاله ادامه دارد

 

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: Truity.com

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus

اعتماد

سه روش فوق‌العاده برای متقاعدکردن افراد برای اینکه به شما اعتماد کنند

آیا تابحال رئیسی داشته‌اید که به اعتماد شما خیانت کند؟ وقتی این اتفاق برای شما می‌افتد یک حس بد و دردناک برای شما پیش می‌آید و احساسات متضادی را برایتان رقم می‌زند. احساساتی نظیر سردرگمی، خجالت، خشم و …. . هر چیزی که در وی اعتقاد داشتید زیر سوال می‌رود. این حالت زمانی بدترین شکل را به خود می‌گیرد که او رهبر سازمانی باشد که شما دائما زبان به ستایش و تحسین او باز می‌کردید.

در زندگی نقاط کور و خاکستری زیادی وجود دارد، اما اعتماد جزو آنها به حساب نمی‌آید. اعتماد سیاه یا سفید است: در یک رابطه اعتماد یا وجود دارد یا ندارد.

وقتی به شما خیانت می‌شود، دفعه بعد یاد می‌گیرید که به راحتی به کسی اعتماد نکنید. آیا به همکاری که آخرین بار همه اعتبارش را نزد شما از دست داده ایده جدیدتان را مطرح می‌کنید؟

رهبران اصیل کسانی هستند که می‌دانند اعتمادسازی و حفظ آن کلید اصلی برای ایجاد یک سازمان قدرتمند است. آنها می‌دانند که این کار نیاز به زمان دارد و ممکن است در یک چشم بر هم زدن از بین برود. آنها به اعتماد ایجادشده به صورت جدی اهمیت داده و برای محافظت از آن تلاش می‌کنند.

اگر شما در موقعیت رهبری یک سازمان باشید، مطمئناً خواهان آن هستید که به شما اعتماد شود. برای اینکه این اتفاق بیافتد، شما مجبورید به صورت پیوسته بر روی ایجاد یک اعتماد پایدار سرمایه‌گذاری کنید. برای انجام این مهم نیاز است سه عامل کلیدی را در رفتار خود نهادینه کنید:

۱- پاسخگوبودن

رهبران شایسته به خوبی می‌دانند که ناکارآمدی و تأخیر در امور به شدت می‌تواند در روند پیشرفت هر سازمانی اثرگذار باشد. آنها آگاهند که تیمشان به مصمم‌بودن و هدف‌گرابودن وی وابسته‌اند و درک می‌کنند که اگر قرار است سازمانشان با سرعت به پیش رود می‌بایست سریعاً به مسائل پاسخ دهند.

این گونه رهبران به وقفه‌ها هیچ اهمیتی نمی‌دهند؛ آنها ذاتاً کسانی هستند هر نوع درخواستی را رفع و رجوع کرده و د عین حال سرزندگی خود را حفظ می‌کنند. به شکلی مناسب برای هر مسأله‌ای راهکار درخور آن را در نظر دارند و در عملکرد‌ خود ثبات عمل را رعایت کرده و آنرا به دیگران نیز انتقال می‌دهند بگونه‌ای که هر کسی می‌تواند به آنها اتکا کند.

این دسته از مدیران با مدلسازی انواع پاسخگویی‌هایی که از تیم خود انتظار دارند، زمینه‌ای را برای رشد اعتماد در سرتاسر سازمان فراهم می‌آورند.

۲- شفافیت

سازمان‌هایی که مخفی‌کاری و سربسته‌کارکردن در آنها فراوان است، جوی از عدم اعتماد و احساس منفی را ایجاد می‌کنند. در طرف مقابل، رهبران اصیل اهمیت شفافیت و آزادی را به خوبی درک کرده و هیچگاه جوی را بوجود نمی‌آورند که «چرایی» مسائل و فرایندها برای کارکنان سازمان امری مرموز و سربه‌مهر باشد.

آنها به خوبی می‌دانند که هر عضو تیم باید بداند که به چه دلیل کارکردن وی برای سازمان اهمیت داشته و در ساختار کلی سازمان چه نقشی را بر عهده دارند. اینگونه رهبران بیشتر خواهان این هستند که چشم‌اندازشان را با کل تیم در میان بگذارند. با این کار ابزار و اعتمادی را برای پیشرفت امور نیاز دارند در اختیار خواهند داشت.

۳- فروتنی

یکی از راه‌های بدون شکی که رهبران ممکن است اعتماد تیمشان را از دست بدهند این است که به چیزی اعتبار بدهند که هیچ نتیجه و منفعتی برای تیم به همراه نداشته باشد. اما رهبران شایسته نیاز به این حد از اعتمادبنفس ندارند؛ آنها از تجربیات خود آموخته‌اند که هر موفقیتی که به دست آورده‌اند تنها به دلیل تلاش‌های مشترک تیمشان بوده است. آنها از اینکه به دیگران اعتماد کرده و فرصتی را برای رشد آنان فراهم می‌آورند خوشحالند.

همچنین زمانیکه اشتباهی از آنها سر می‌زند مسئولیت آنرا بر عهده می‌گیرند حتی اگر تقصیر آنها نباشد. اولین دغدغه و اولویت آنها تیمشان است و آنقدر قوی هستند که در مقابل هر چه در مسیرشان قرار بگیرد مقاومت کنند. اراده آنها بر این است که در وهله اول اولویت را بر دیگران قرار دهند.

برای اینکه هر رابطه معناداری قدرت واقعی برای مقاومت و حیات داشته باشد، ایجاد پایه و اساسی مستحکم برای اعتماد اولین و مهمترین کار است. زمانیکه تمام انرژی خود را وقف ایجاد اعتماد می‌کنید، تیمتان خواهد آموخت که می‌توانند به انسجام و اعتماد شما اطمینان کنند. بدین گونه است که سازمان شما می‌تواند با قدرت بیشتر به راه خود ادامه دهد.

مجتبی کریمی، مدیر سایت IranMBTI و عضو دپارتمان MBTI خانه توانگری

منبع: The Muse

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی هستم، دانش‌آموخته رشته مهندسی نرم‌افزار. بیش از ۳ سال است که با دپارتمان MBTI خانه توانگری به مدیریت دکتر علیرضا شیری همکاری داشته و هم اکنون مدیریت محتوای سایت IranMBTI.ir و صفحات اجتماعی مربوط به دپارتمان را بر عهده دارم.

More Posts

Follow Me:
TwitterLinkedInGoogle Plus